پنجشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۱ - ۲۷ جمادي الثاني ۱۴۲۳
Thu, Sep 5, 2002
فرهنگ و هنر
شماره ۲۲۳۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
قصه ايراني هفته
سرجوخه
قصه ايراني هفته
عود
082905.jpg
\\اولين بار كه ديدمش، دو شب پيش بود. زنگ خانه به صدا آمد. در را باز كردم، كسي نبود. خواستم در را ببندم، به اسم، صدايم زد. بيرون را نگاه كردم. پرنده اي بزرگ پهناي كوچه را گرفته بود. سرش رو به آسمان و منقاري سرخ و سياه داشت. گردني كشيده با پرهايي بلند و آشفته. پرها لابه لاي هم و روي هم در عين آشفتگي، نظمي خاص داشت. سينه اي ستبر با انحنايي زيبا. رنگ پرها سبزو آبي و قرمز بود. هرچه از گردن به پايين مي رسيد، تيره تر مي شد. سرش را پايين آورد، كاكلي از سر تا نيمه گردنش مثل يال قرار داشت. سرش را جلو آورد و گفت: «ملوك» گفتم بله. گفت «نمي ترسي» جواب ندادم. اما از خودم متعجب بودم چه طور نمي ترسم. چشمهاي بادامي داشت و پلك بالايش پوشيده از موپرهاي ريز مشكي بود و مثل خط چشم تا نزديكيهاي پشت سرش كشيده شده بود. گفتم تو كي هستي . سرش را نزديكتر آورد، تا سمت چپ كوچه را نگاه كرد، سرش را عقب كشيد بالش را بالا آورد و صورتش را پشت آن پنهان كرد. نگاه كردم سعاد بود. جلو آمد و درست مقابل سينه پرنده قرار گرفت. سلام كرد. پرسيدم پشت سر تو ديدي. سرش را چرخاند. صورتش در سينه پرنده فرو رفت. گفت «ملوك» مادر گفت «ملوك كيه» برگشتم گفتم سعاد. گفت« بگو بياد تو» خواستم بگويم... نه سعاد بود نه پرنده.
ديشب مادر سعاد دنبال مادر آمد. آهسته با او پچ وپچ كرد.
دستهايش چادر را چنگ زده بود و مرتب اين پا و آن پا مي شد. مادر چادرش را سر انداخت و گفت«ملوك تو هم بيا» دلم شور مي زد.
ترسيدم چيزي بپرسم. قلبم تا گلو بالا آمده بود و نمي توانستم نفس بكشم. خانه سعاد ته كوچه بود. يك باغ بزرگ به اندازه نصف طول كوچه داخل باغ شديم. از پله ها بالا رفتيم. بيرون هشتي تشكي پهن بود. سعا د روي تشك دراز به دراز افتاده بود و چشمهايش خيره. خجالت نكشيدم، كنار تشك روبروي سعاد نشستم. نگاهم كرد. چشمش خسته بود، صورتش مهتابي رنگ. صدايم لرزيد سعاد لبهايش تكان خورد.
گوشم را نزديك دهانش بردم. گفت «ملوك پرنده رو مي بيني» رد نگاهش را گرفتم. بالاي درخت توت قرص كامل ماه بود ـ بزرگ ـ انگار از باغ خانه طلوع كرده باشد. پرنده در ماه نشسته بود. بال راستش را بالا آورده بود و سرش را روي آن تكيه داده بود. با پرهاي بال چپ، پرهاي بال ديگرش را مثل چنگ مي نواخت. بوي غم در هوا پيچيده بود. اشك از گوشه چشم پرنده مي چكيد دستهاي سعاد در دستم بود. شوق ناله اي زد «ملوك» سرم را نزديك بردم. خواست بگويد... دستهايم را فشاري داد و بعد دستهايش شل شد. روي سينه اش افتادم و دنيا تار شد.
امروز صبح سعاد را زير درخت توت بردند و غسلش دادند. وقتي در كفن پيچاندند، پيشم آمد. گفت «ملوك غصه مي خوري» گفتم غصه خوردن نداره، بعد توچه كنم؟ اشك روي گونه ام چكيد. خراشهاي صورتم سوخت. كنارم آمد. دست به موهايم كشيد. پيشاني ام را بوسيد. سربه سينه اش تكيه دادم وگريه كردم. آقا آمده بود تا نماز ميت بخواند. مردها در حياط بودند. زنها از هشتي بيرون مي آمدند مردها صف بستند. دخترخاله سعاد از كنارم رد شد، تنه زد. از پله ها كه پايين مي رفت، چشم غره اي رفت. سعاد دستش را روي چشمم گذاشت، گفت «نگاهش نكن» مادرم وخاله سعاد زيربغل مادرش را گرفته بودند. زنها پشت سرمردها صف بستند. دو زن بازوهايم را گرفتند. يكي شان گفت «ملوك جان ثواب داره الآن آقا نماز و مي خونه» سعاد رفته بود. جيغي زدم و در بغل زنها افتادم.
امشب مراسم دعا و شب اول را گرفته اند. همه اتاقها پر است جايي كه سعاد خوابيده بود، نشسته ام. كنارم مي آيد. مويم را نوازش مي كند. مي گويم چرا رفتي؟ مي گويد «وقتي گلنساء مون مي خواست بره، همين پرنده اومد دنبالش. گلنساء سرش رو روي سينه اون تكيه داد. وقتي تو سينه اش جا گرفت..«دستم را مي گيرد و بلندم مي كند. چشمهايش بادامي است. انگار سرمه كشيده باشد. خط چشمش تا انتهاي گونه اش كشيده شده. صداي ضجه هاي مادر سعاد است. مادرم مي گويد «دستها شو نگهداريد ،صورتشو تيكه پاره كرد؛ مي گويم برو پيش مادرت ، آرومش كن. مي رود،كنار نرده مي آيم صداي چنگ مي آيد. دوباره پرنده در قرص ماه نشسته است. ـ روي استخرـ اين بار زمزمه اي مي كندكه در آن تكرار اسم من است. طرف استخر مي روم. خاله سعاد كه از پله بالا مي رود مي پرسد «كجا مي ري ملوك جان!» مي گويم پرنده رو مي بيني؟ كدوم پرنده. «دخترش صدا مي زند» مامان گلاب بيار، قلب خاله بازم گرفت«كنار استخر مي رسم، سينه پرنده قوسي زيبا دارد اگر در سينه اش جابگيرم پرنده سرش را روي بالش گذاشته و چنگ مي زند. طرفش مي روم قرص ماه در آب فرو مي رود. آب روي بدنم بالا مي آيد. مثل چشم سعاد است. اشك از چشم پرنده مي چكد. آب تا چانه ام بالا مي آيد، پرنده سرش را بالا مي گيرد ودر آب فرو مي رود، موهايم در آب افشان مي شود، چشمم تار مي بيند، پرنده در آب جلو مي آيد، دست مي برم دور گردنش مي اندازم خودم را به سينه اش مي چسبانم. پرنده بيرون مي جهد و از آب بيرون مي پرد. زنها از هشتي بيرون ريخته اند و شيون مي كنند خاله سعاد و دخترش زيربغل مادرم را گرفته اند واز صورتش خون مي چكد.
قصه خارجي هفته
سرجوخه
082911.jpg
يادم مي آيد كه يك بار ژنرال شده بودم. اين در سالهاي اوليه جنگ دوم جهاني در «تاكوما» بود، زماني كه كودك بودم و به دبستان مي رفتم. مصرف كاغذ براي پيشبرد مقاصد نظامي خيلي زياد بود. كار ما بچه ها خيلي جالب بود و اين طور بود كه : اگر پنجاه پوند كاغذ مي آوردي ، مي شدي سرباز صفر و هفتاد وپنج پوند كاغذ درجه سرجوخه داشت و با يكصد پاوند مي شدي گروهبان، وهرچه كاغذ بيشتر جمع مي شد درجه ات بالا مي رفت تا عاقبت ژنرال مي شدي.
فكر مي كنم براي ژنرال شدن يك تن كاغذ لازم مي بود يا شايد فقط هزار پاوند. رقم واقعي را به خاطر ندارم اما درابتدا به نظر مي رسيد كه جمع آوري كاغذ براي ژنرال شدن خيلي ساده است.
شروع به جمع آوري كاغذهاي باطله كردم كه دست نخورده در اطراف خانه ها ريخته شده بود. وزن آن كاغذها به سه يا چهارپاوند مي رسيد. قبول مي كنم كه كمي مأيوس شده بودم. نمي دانم از كجا به اين فكر افتادم كه خانه ها مي تواند پراز كاغذ باشد. واقعاً باورم شده بود كه سرتاسر محل انباشته از كاغذ بود. اين تصور جالبي است كه كاغذ مي تواند تااين حد وسوسه انگيز وفريبنده باشد.
نااميد نشدم. بنابراين، همه توش و توانم را جمع كردم ورفتم بيرون. خانه به خانه، از مردم مي خواستم تاهرنوع روزنامه يا مجله اي كه دارند به چاپخانه ها اهدا كنند، چون اين كار مي تواند ما را در جنگ پيروز واهريمن را براي هميشه نابود كند.
بانوي پيري صبورانه به حرف هاي من گوش داد ويك نسخه از مجله لايف را كه اخيراً خوانده بود به من داد. همچنان كه آنجا ايستاده بودم در رابست و من هنوز به مجله اي كه در دستهايم بود مات خيره مانده بودم. مجله گرم بود.
درخانه بعدي هيچ كاغذي نبود، حتي يك پاكت نامه استفاده شده، به خاطراينكه پسر بچه اي ديگر قبلاً ته كاغذهاي آنجا را درآورده بود.
در خانه بعدي هيچ كس نبود.
همين طور يك هفته گذشت. اين در و آن در، خانه به خانه ، ساختمان به ساختمان، آنقدر كاغذ جمع كردم كه شدم سرباز صفر. درجه كوچك سربازي لعنتي را درخانه ته جيبم گذاشتم. درساختمان ما، قبل از من چندتاافسر كاغذي ، ستوان و سروان بودند. حتي به خودم زحمت ندادم تا آن درجه را روي كتم بدوزم. فقط آن را توي كشوي ميز انداختم و رويش را با چندتا جوراب پوشاندم.
چندروز بعد با نااميدي به جست وجوي كاغذ رفتم وخوشبختانه در طبقه زيرزمين خانه يك كارگر معدن، يك تل كاغذ نشريه كالرز پيدا كردم كه براي سرجوخه شدن كافي بود. درجه سرجوخگي هم بي معطلي به درجه سربازي در زير جورابها پيوست.
082908.jpg
بچه هايي كه بهترين لباسها را مي پوشيدند وپول توجيبي حسابي داشتند و هرروز ناهار گرم مي خوردند، قبلاً ژنرال شده بودند. آنها فهميده بودند كه كجا مي توانند مجله هاي زيادي پيدا كنند وپدرانشان هم كه خودرو داشتند. آنها با دك و پوز نظامي در اطراف زمين بازي و درمسير خانه تا مدرسه رژه مي رفتند.
كمي بعداز آن ، از روزبعد، من افتخارات نظامي را كنار گذاشتم و وارد سايه هاي كاغذي افسون و توهم آمريكا شدم، وارد جايي كه ورشكستگي مثل چك هاي برگشتي ست يا مثل گزارشي است خراب دريك ورقه ، يا نامه اي كه پاياني است بريك عشق، ومثل همه كلمات است كه مردم وقتي آنها را مي خوانند، مي رنجند.
* * *
*برگرفته از مجموعه «فلاش فيكشن ـ ۱۹۹۶» چاپ انتشارات دانشگاه رايت آمريكا برگردان شده اند كه بزودي ترجمه آنها دريك مجموعه چاپ و منتشر خواهد شد.
سينماي ايران در ميلان با يك فيلم
083058.jpg
سينماي ايران در جشنواره ميلان ايتاليا با يك فيلم حضور خواهدداشت.
به گزارش خبرنگار ما، دراين جشنواره كه از ۲۱ الي ۳۱ شهريورماه به مدت ده روز و با شركت فيلمهاي بلند و كوتاه از كشورهاي مختلف جهان و حضور فيلمسازان برجسته برگزار مي شود، فيلم كوتاه ، «پرس» نيز به كارگرداني ايرج سالاروند از ايران در بخش مسابقه پذيرفته و به نمايش در خواهد آمد.
بر اساس همين گزارش از ميان ۸۹۸ فيلم مستند ارسال شده به اين جشنواره از كشورهاي جهان، ۷ فيلم از سوي هيأت انتخاب پذيرفته شد كه فيلم كوتاه «پرس» از ايران به عنوان فيلم افتتاحيه بخش رقابتي سينماي مستند اين جشنواره نيز در سه نوبت نمايش داده خواهد شد. جشنواره ميلان كه از قديمي ترين جشنوارهاي ايتاليا به شمار مي آيد عليرغم پنجاه دوره برگزاري، امسال هفتمين دوره برگزاري بين المللي خود را با حضور «فرانچسكو روزي» به عنوان رئيس هيأت داوران پشت سر خواهد گذاشت. گفتني است فيلم كوتاه «پرس» در قطع ۳۵ ميلي متري تهيه شده و از توليدات مركز سينماي مستند تجربي است.
قابل ذكر اينكه ايرج سالاروند كارگردان اين فيلم، پيش از اين چهار فيلم نمايش داده شده در كارنامه دارد و در «پرس»، مراسم سوگواري ايل بختياري را به تصوير مي كشد. مراسمي كه مربوط به مرگ واقعي يك راهبان راه آهن است.
سومين جشنواره موضوعي سينماي حقيقت در يزد
083064.jpg
سومين جشنواره موضوعي سينماي حقيقت ويژه آثار ديني سينماي ايران مهرماه امسال در يزد برگزار مي شود. به گزارش رسيده از بنياد سينمايي فارابي اين جشنواره با همكاري بنياد فارابي، اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي و استانداري يزد برگزار خواهد شد. در اين جشنواره موضوعي جداي از بخش مسابقه سينماي ايران، بخشهاي ديگري همچون سينماي بين الملل، نكوداشت و مسابقه فيلمهاي كوتاه گنجانده شده اند. بنابراين گزارش آثار برتر در رشته هاي بهترين فيلم، كارگردان، فيلمنامه، بهترين بازيگر مرد، بهترين بازيگر زن و جايزه ويژه هيأت داوران در بخش مسابقه سينماي ايران معرفي مي شوند. مرور آثار ارزشمند يكي از هنرمندان عرصه سينماي حقيقت در بخش نكوداشت و فيلمهاي خارجي با ويژگيهاي معنوي در بخش بين الملل با زير نويس فارسي به نمايش گذاشته مي شود. جشنواره موضوعي «سينماي حقيقت» از ۳ تا ۵ مهر برگزار مي شود.
پنج فيلم ايراني در جشنواره تورنتو
083055.jpg
جشنواره فيلم تورنتو از فردا با شركت فيلمهايي از ۵۰ كشور جهان در كانادا آغاز به كار مي كند.
سينماي ايران با چهار فيلم بلند و يك فيلم كوتاه، حضوري چشمگير در اين جشنواره خواهد داشت.
به گزارش رسيده فيلمهاي «ده» ساخته عباس كيارستمي در بخش اساتيد، «زندان زنان» ساخته منيژه حكمت، «نامه هاي باد» ساخته عليرضا اميني و «امتحان» ساخته ناصر رفائي در بخش اكتشاف و فيلم كوتاه «خدا، ساختن، تخريب» ساخته سميرا مخملباف در مجموعه يازده سپتامبر از جمله آثاري است كه در جشنواره مذكور نمايش داده مي شوند.
083067.jpg
براساس همين گزارش، امسال در جشنواره تورنتو ۳۴۳ فيلم از پنجاه كشور دنيا به نمايش در مي آيد و نزديك به ۶۰۰ خريدار و پخش كننده نيزدر آن حضور خواهند داشت. گفتني است برگزاري بيست و هفتمين جشنواره فيلم تورنتو كانادا تا ۲۴ شهريورماه ادامه خواهد داشت.
مراسم پاياني جشنواره موسيقي گل ياس فردا برگزار
مي شود
مراسم پاياني جشنواره موسيقي گل ياس برگزار مي شود
مراسم پاياني چهارمين جشنواره موسيقي گل ياس ويژه بانوان فرداشب (جمعه) در تالار وحدت برگزار خواهد شد.
به گزارش روابط عمومي مركز موسيقي گروه تنبورنوازان زخمه (مقامي محلي)، گروه نغمه (سنتي)، گروه سحر (ايراني كلاسيك)، گروه پري رخ (ايراني كلاسيك)، گروه چل دف (آييني مذهبي)، گروه گلبانگ (سنتي)، گروه ويان (محلي)، گروه نيريز (سنتي)، گروه شاطريان (محلي)، بخش بين الملل، گروه تذرو (سنتي)، اركستر مجلسي فارس (سنتي محلي)، كه در اين جشنواره به اجراي برنامه پرداختند، در مراسم پاياني قطعاتي را اجرا خواهند كرد.
بر اساس اين گزارش، همچنين از تمامي گروههاي شركت كننده و پيشكسوتان موسيقي بانوان تجليل به عمل خواهد آمد.
موزه سهراب سپهري راه اندازي مي شود
083070.jpg
در آستانه برگزاري كنگره بين المللي «صداي پاي آب» اتومبيل شخصي سهراب شاعر و نقاش معاصر به منظور نمايش در موزه اين شاعر توسط كنگره مذكور بازخريد شد.
دبير كنگره بين المللي «صداي پاي آب» با اعلام اين خبر گفت: اين اتومبيل قرار است در موزه اي كه در آينده نزديك تحت عنوان «موزه سهراب سپهري» ايجاد مي شود در معرض ديد علاقه مندان وي قرار گيرد ضمن آنكه اين موزه دربردارنده آثار و يادگارهاي «سهراب» اعم از هنري و غيرهنري است كه در حال حاضر درصدد جمع آوري كليه اين آثار هستيم.
گفتني است كنگره بين المللي «صداي پاي آب» همزمان با هفتاد و پنجمين سالروز تولد «سهراب سپهري» در مهرماه ۸۲ با حضور نويسندگان، شاعران، منتقدان و هنرمندان عرصه هاي مختلف هنري اعم از داخلي و خارجي برپا خواهد شد.
روي پرده سينماهاي تهران
* بانوي كوچك (كارگردان: مهدي صباغ زاده): قدس، صحرا، جوان، پارس،۱ جمهوري، شقايق، مراد، سايه، گلريز،۲ ناهيد، كارون و فردوسي.

* اثيري (كارگردان: محمد علي سجادي): استقلال، آستارا، ايران،۳ مركزي،۱ آسيا، سپيده، قيام، حافظ، شيرين، جي ۳ و شاهد.

* زندان زنان (كارگردان: منيژه حكمت): آفريقا، بهمن،۱ ايران،۱ بلوار، سعدي، ماندانا، جي،۲ آسمان آبي، المپيا، پيام انقلاب، شيدا، پارس،۲ ميلاد و عصرجديد۳ .

* ارتفاع پست (كارگردان: ابراهيم حاتمي كيا): عصرجديد،۱ سروش، شهرقشنگ، تهران،۱ بهمن،۲ دهكده المپيك، توسكا و كانون.

* نان ، عشق و موتور ۱۰۰۰ ( كارگردان: ابوالحسن داوودي): پيروزي، گلريز،۱ ملت، مركزي۲ و جي۱ .
امروز با عربعلي رضايي
083073.jpg
از عربعلي رضايي تاكنون چهارعنوان كتاب و حدود شصت مقاله درزمينه نقدكتاب و كتابداري منتشرشده است. «تاريخ ادبيات جهان» در دوجلد «كيفيت در آموزش و پرورش» و «واژه نامه آموزش عالي» عناوين بخشي از آثار اوست. علاوه بر اين «زندگينامه علمي دانشوران» در يازده جلد و «واژگان توصيفي ادبيات» را نيز دردست انتشاردارد.

* آقاي رضايي گويا كتابي از شما طي روزهاي آتي منتشرخواهدشد. اين كتاب چه عنواني دارد و درچه حوزه اي جاي مي گيرد؟
\ اين كتاب به اسم «واژگان توصيفي ادبيات» توسط نشر فرهنگ معاصر احتمالاً تا پايان ماه به بازار مي آيد.
ببينيد، خيلي از اصطلاحاتي كه در ادبيات امروز رايج است، تنها يك معادل فارسي دارند؛ مثلاً «سوررئاليسم» كه دربرابر اين واژه، «فراواقعگرايي» را داريم. اما خواننده از اين واژه چه اطلاعاتي دارد؟
من دريك صفحه، با صدكلمه، توضيح داده ام كه سوررئاليسم ازكجا آمده و تاريخچه اين واژه چيست و سير تكاملي آن در هنر و ادبيات ازكجا تا به كجاست؟ اين كتاب در حدود چهارصدصفحه است.

* دراين حوزه آثارديگري هم چاپ و منتشرشده اند؟
\ بله. ولي هيچكدام كامل نيستند؛ من واژگان و اصطلاحاتي كه درادبيات جهان مرسوم است راچه در حوزه نقاشي و چه مجسمه سازي و واژگان مختلف هنر را با بهترين معادل هايي كه برايشان انتخاب كرده ام، شرح داده ام. يعني از اول به نظم الفبايي انگليسي معادل فارسي را داده ام و بعد دريكي ـ دوصفحه توضيح داده ام كه فلان واژه چگونه وارد زبان هنر و ادبيات شد و اولين بار چه كسي آن را به كاربرد. اولين كتابي كه اين واژه را به كار برده چه كتابي بوده و چه كساني طرفدار اين مكتب و اين شيوه بوده اند و سيرتكاملي اش تا به امروز چگونه طي شده و بالاخره اينكه جايگاه امروز آن كجاست.

* چه مدت روي اين كتاب كاركرده ايد و منابع كارتان چگونه تهيه شدند؟
\ منابع كار من بيشتر از آثار خارجي فراهم شد. چنين منابعي درزبان فارسي نداريم. فرهنگ هاي مختلف انگليسي درزمينه ادبيات را بررسي كرده ام و ازميان آنها مباحث موردنيازم را استخراج كرده ام. از ده الي پانزده منبع معتبر انگليسي اين مباحث را اخذ و حدود چهارسال روي اين كتاب كاركرده ام. درهرجا به واژه اي برخوردم فوراً از آن فيش تهيه كردم و درنهايت به يك كتاب پرحجم تبديل شد كه تاچندي ديگر به بازار خواهدآمد.

* درمورد «زندگينامه علمي دانشوران» به كجا رسيده ايد؟
\ زنده ياد بيرشك «زندگينامه علمي دانشوران» را كه درزبان انگليسي ۱۸جلد است، قرار بود در يازده جلد به فارسي ترجمه و منتشركند، اما درزمان حياتش تنها خلاصه اي از آن را درسه جلد منتشركرد. جلد چهارم هم اكنون در چاپخانه است و ازآن به بعد را من به جاي آقاي بيرشك ترجمه مي كنم. اين مجموعه زندگي تمام شخصيت هاي علمي از دوهزارسال پيش تاسال ۱۹۵۰ ميلادي را دربرمي گيرد.

*گويا در تدارك چاپ سوم «تاريخ ادبيات جهان» هم هستيد؟
\ نويسنده اين كتاب «واگنرتراويك» است، اين كتاب سير پنج هزارساله ادبيات جهان را از مصر باستان تانيمه دوم قرن بيستم بازگومي كند. اين كتاب دوره هاي زماني را فصل بندي و شاعران و نويسندگان، نمايشنامه نويسان، رمان نويسان و آثارشان را تك به تك معرفي مي كند. اين كتاب يك جلدش تأليف و جلد ديگرش ترجمه است. وقتي شروع به ترجمه كردم، متوجه شدم ادبيات انگليس و آمريكا را ندارد. بنابراين آن بخش را نيز خودم اضافه كردم.

* چاپ سوم اين كتاب چه وقت به بازار مي آيد؟
\ من با چاپ سوم آن موافقت نكردم، چرا كه مي خواهم يك جلد را به ادبيات آمريكاي لاتين و آفريقا و آسيا اختصاص بدهم. ادبيات آمريكاي لاتين در ايران محبوبيت زيادي دارد؛ ازسويي بايد بدانيم ژاپن كه كشور بسيار پيشرفته اي در جهان امروز است، درزمينه ادبيات چه مي كنند و چه وزني دارند. در ايران از ادبيات چين و ژاپن جز چندجلد كتاب چيزي منتشرنشده است و ما هيچ اطلاعي از آن نداريم.
اركستر زهي جوانان در تالار رودكي
كنسرت اركستر زهي جوانان با رهبري بهروز وحيدي آذر در روزهاي ۱۴ و ۱۵ شهريورماه در تالار رودكي به اجراي برنامه مي پردازد.
به گزارش خبرنگار «ايران» در اين كنسرت كه باتلاش بيش از ۳۰ هنرمند و نوازنده جوان اجرا خواهد شد از جورج فيليپ تلمان كنسرتو براي ويلن آلتو واركسترزهي، از ادوارد الگار سرناد زهي، از جواكين تورينا قطعه در سوگ قهرمان واز پل هيندميت كنسرتينو براي اركسترزهي و تكنوازي ويلن نواخته مي شود.
وحيدي آذر رهبر اركستر جوانان در گفت وگو با خبرنگارما با اعلام اين خبر و ضمن اشاره به همكاري انجمن موسيقي ايران در آماده سازي اين كنسرت افزود: اجراي ياد شده پس از ۶ ماه تمرين اجرا خواهد شد.
وي گفت: اين اركستر از سال ۶۹ تشكيل شده و تاكنون اجراهاي زيادي در تهران و شهرستانها داشته است. گفتني است بهروز وحيدي آذر فارغ التحصيل هنرستان عالي موسيقي تهران و نيز رشته كارشناسي موسيقي است، وي از شاگردان اساتيدي چون فاچاطوريان، حشمت سنجري، حسين ناصحي، مرتضي حنانه، احمد پژمان، ويتريكوفسكي بوده و از سال ۱۳۴۹ به عنوان نوازنده در اركستر سمفوني تهران فعاليت داشت. وحيدي آذر سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۶۴ در اركستر مجلسي تهران به نوازندگي پرداخت. شايان ذكر است در اين كنسرت كه در ساعت ۱۹ روزهاي ۱۴ و ۱۵ شهريورماه برگزار خواهد شد رامياربهزادي به تكنوازي ويولا و سامان نيز به نواختن ساز كنسرمايستر مي پردازند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |