سه شنبه ۲۶ شهريور ۱۳۸۱ - ۹ رجب ۱۴۲۳
Tue, Sep 17, 2002
حوادث
شماره ۲۲۴۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
اجتماعي (زن)
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
چهارمين جلسه محاكمه مديرمسؤول همبستگي
چهارمين جلسه رسيدگي به اتهامات غلام حيدر ابراهيمباي سلامي، مديرمسؤول روزنامه همبستگي، صبح ديروز در شعبه ۱۴۱۰ دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي مرتضوي و با حضور اعضاي هيأت منصفه برگزارشد.
به گزارش ايرنا قاضي مرتضوي در ابتداي جلسه دادگاه از مديرمسؤول روزنامه همبستگي خواست كه از اتهام چاپ مطالب خلاف واقع كه توسط نماينده مدعي العموم در جلسه قبل اعلام شده بود، دفاع كند. مديرمسؤول روزنامه همبستگي با اظهار تأسف از شكايت نماينده مدعي العموم گفت: طرح دعواي بين مجلس و شوراي نگهبان در روزنامه به معناي تشويش اذهان عمومي نيست. قاضي مرتضوي از مديرمسؤول روزنامه همبستگي خواست در صورتي كه توضيحاتش براي بند ب اتهامات نماينده مدعي العموم طولاني است، بررسي آن را به زمان پس از انتخاب هيأت منصفه جديد موكول كند. مديرمسؤول روزنامه همبستگي خطاب به قاضي گفت كه براي دفاع از ۱۰ شكايت حداقل نياز به ۲‎/۵ساعت وقت دارد. رئيس دادگاه در ادامه جلسه دادگاه از مديرمسؤول روزنامه همبستگي خواست كه درخصوص مجوز انتشار ويژه نامه استان يزد توضيح دهد. ابراهيمباي سلامي گفت: هيچ مجوزي از سوي من و يا قائم مقام روزنامه همبستگي براي انتشار اين ويژه نامه داده نشده است. در ادامه جلسه وكيل مدافع ابراهيمباي سلامي تمامي اتهامات انتسابي به موكل خود را رد كردو از اعضاي هيأت منصفه خواست كه رأي بر بي گناهي وي بدهند. وي با اشاره به ۱۰فقره شكايت نماينده مدعي العموم، اظهار داشت: نماينده مدعي العموم انتشار نطق پيش از دستور تعدادي از نمايندگان مجلس و اظهارنظر بعضي از اساتيد دانشگاه را به عنوان اتهام تبليغ عليه نظام مطرح كرده است. مديرمسؤول روزنامه همبستگي ادامه داد: انتقاد از يك ارگان، انتقاد به كل نظام محسوب نمي شود و تأكيد كرد: هيچ يك از نهادها به تنهايي مصداق كل نظام نيستند. وي درخصوص اتهام تبليغ عليه نظام خطاب به رئيس دادگاه گفت: آيا نطق پيش از دستور چند نماينده مجلس كه توسط خبرگزاري ها هم مخابره شده، تبليغ عليه نظام است؟ ابراهيمباي سلامي خاطرنشان ساخت: اگر اظهارنظر و نقد عملكرد شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نظام، تبليغ عليه نظام محسوب شود، نقد عليه دولت و مجلس هم بايد از اين قاعده پيروي كند. وي در پايان دفاعيات خود با بيان اينكه در چاپ هيچ يك از مطالب نيت سوءيي وجود نداشته است، يادآور شد كه لايحه آخرين دفاع خود را ظرف مدت يك هفته تا ۱۰ روز آينده به صورت مكتوب، تقديم دادگاه مي كند.
يك شاهد براي قتل دكترحقوق
085644.jpg
گروه حوادث: عامل قتل يك دكتر حقوق در دفترخانه اي رسمي در جنوب تهران تحت تعقيب پليس جنايي قرار گرفت.
اين جنايت، ساعت ۱۱ و ۴۵ دقيقه روزيكشنبه ۲۴ شهريورماه سال جاري زماني فاش شد كه مرد رنگ فروشي در خيابان سينا، جواني با لباسهاي خون آلود را ديد كه از پله هاي ساختمان دفترخانه رسمي شماره ۲۷۱ پايين آمد و پابه فرار گذاشت.
مرد رنگ فروش براي جلوگيري از فرار اين جوان به تعقيب وي پرداخت ووقتي از سوي او تهديد به مرگ شد به ساختمان برگشت و باپاي گذاشتن در دفترخانه با پيكربي جان دكتر علي مجتهدي روبرو شد.
بنابر اين گزارش: ساعت ۱۲ ظهر، مأموران كلانتري ۱۱۱ تهران به سرپرستي سرهنگ عبداللهي نژاد در قتلگاه دكتر مجتهدي حضور يافتند و تحقيقات خود را شروع كردند.
پليس در نخستين اقدام مرد رنگ فروش را تحت بازجويي قرار داد كه وي با اضطراب به كارآگاهان گفت: وقتي ديدم جواني با لباس خون آلود از دفترخانه خارج شد به دنبالش دويدم. او كه متوجه شده بود در تعقيبش هستم به سمت من برگشت و با چاقو به من حمله ور شد. من هم از ترس جانم ديگر او را تعقيب نكردم.
در بررسي هاي اوليه از صحنه جنايت هيچ آثاري مبني بر وقوع سرقت به دست نيامد و پليس با انگيزه مرموز عامل قتل روبرو شد.
پس از چند مرحله بازجويي از همسايگان قرباني و بستگانش به دستور قاضي محمدسلطان همتيار پرونده براي رديابي عامل جنايت به دايره ۱۰ اداره آگاهي تهران ارجاع شد و پليس جنايي تجسس ويژه اي را در دستور كار خود قرار داد.
بنابه گزارش خبرنگار جنايي ما، باتوجه به اينكه مرد رنگ فروش با عامل قتل رودر رو بوده است و مشخصات وي را در اختيار دارد، وي به اداره آگاهي تهران احضار شد تا با چهره نگاري رايانه اي بتواند كليد حل اين معماي جنايي را در اختيار پليس قرار دهد.
عامل قتل هاي سريالي آمريكا در انتظار اعدام
085641.jpg
گروه بين الملل ـ دادگاه قاتل سريالي آمريكايي كه اجساد قربانيان خود را درون بشكه مي انداخت برگزار شد.
ابتدا دو جسد درون يك بشكه فلزي زرد در مزرعه اي در كانزاس پيدا شد. چند روز بعد جسد ۳ زن كه گم شده بودند، در بشكه اي ۵۵ ليتري، در ۵۰ كيلومتري ايالت ميسوري پيدا شد. به گزارش آسوشيتد پرس، پليس معتقد است «جان رابينسون» كه مالك مزرعه مذكور بوده و آن را اجاره داده است، در هر دو سري قتل ها دست داشته. وي متهم به آزار و اذيت و قتل است. وي همچنين فرزند يكي از قربانيانش را به فرزند خواندگي قبول كرد اما برادر وي او را بزرگ كرد. رابينسون ۵۸ ساله به جرم قتل «سوزت تروتن» و «ايزابل لويكا» كه اجساد متلاشي شده شان در سال ۲۰۰۰ در مزرعه اي پيدا شد و همچنين قتل ليزااستازي كه جسدش هرگز پيدا نشد و رابينسون دختر او را به فرزند خواندگي قبول كرد. محاكمه خواهد شد. همسايه هاي رابينسون اعتقاد داشتند وي مردي خوب و خانواده دوست است كه از گذراندن وقتش با نوه هايش لذت مي برد. وي ۳۷ سال قبل ازدواج كرده بود. اما كارآگاهان اعلام داشتند وي زنان را با وعده شغل خوب و مسافرت دوردنيا مي فريفت، آنان را مورد آزار و اذيت قرار داده و به قتل مي رساند. رابينسون برخي از قربانيانش را مجبور مي كرده در نامه هايي به اعضاي خانواده شان درباره رابينسون مطالب مثبتي بنويسند. رابينسون همچنين به جرم قتل «شيلافيت» ۴۵ ساله و خواهرش «دبي» ۱۶ ساله كه آخرين بار در تابستان ۱۹۹۴ در كلرادوديده شدند، در دادگاه ميسوري محكوم شد. وي همچنين قاتل «برورلي بونر» ۴۹ ساله درسال ۱۹۹۴ است. وي به احتمال زياد به اعدام محكوم خواهد شد.
تپانچه اي در مراسم عروسي
گروه حوادث: آخرين عضو باند گروگانگيران مسافركش كه در جريان ربودن زن رزمي كاري به دام افتاده بودند در رديابي هاي پليسي دستگير شدند. دوتن از اعضاي اين باند كه«مهدي» و «مختار» نام دارند ساعت ۱۳روز چهارشنبه ۳۰ شهريورماه سال جاري وقتي مي خواستند زن ۳۵ساله اي به نام «معصومه» را در دام نقشه شوم خود گرفتار كنند ازسوي وي غافلگير شدند. گرداننده اصلي اين باند كه مسلح بود، وقتي دوستان خود را در محاصره مردم و پليس ديد پا به فراگذاشت و با وارد عمل شدن مأموران دايره يك اداره آگاهي تهران در حاليكه دو مرد بازداشتي هرگونه آدم ربايي را منكر شدند، وي در شهريار دستگير و جزئيات فعاليت مسلحانه باندش را فاش كرد. اين جوان به نام عباس در بازجويي ها با اشاره به زورگيري مشابهي در استان تهران گفت: «من به همراه مهدي و مختار در نقشه اي به كمين زنان جوان مي نشستيم، اكثر مواقع من در صندلي پشت و دو دوستم در صندلي هاي جلوي پيكان مي نشستند. وقتي يك زن به عنوان مسافر سوار صندلي عقب مي شد پس از طي مسافتي مختار به بهانه پياده شدن خودرو آن را ترك مي كرد و سريع در عقب خودرو را بازمي كرد و سوار مي شد. وي، ادامه داد: وقتي زن جوان بين ما گرفتار مي شد او را با تهديد اسلحه وادار به سكوت مي كرديم و درجاي خلوتي پس از اذيت و آزار وي و سرقت پول و جواهراتش رهايش مي كرديم. با اعترافات آدم رباي مسلح، كارآگاهان پي بردند تپانچه اين شبكه در بلندگوي استريوي براي مراسم عروسي جاسازي شده است كه با پيگيري هاي پليس تپانچه در برابر ديدگان حيرت زده شركت كنندگان در يك مراسم عروسي كشف شد.
قاضي ويژه در شهرري
085638.jpg
گروه حوادث: شعبه ۲۰ دادگاه عمومي شهرري براي سهولت در امر رسيدگي به پرونده هاي قضايي تشكيل و آغاز به كار كرد. به گزارش روابط عمومي دادگستري كل استان تهران، در استمرار اجراي اصل توسعه قضايي و به منظور سهولت در رسيدگي به پرونده هاي قضايي در شهرستان ري و تسريع روزافزون آن، شعبه ۲۰ دادگاه عمومي شهرري به رياست قاضي زماني آغاز به كار كرده است. پيش از اين دادگستري شهرستان ري در مجموع داراي ۱۹ شعبه بود كه به پرونده هاي كيفري و حقوقي رسيدگي مي كردند. بنابه گزارش خبرنگار ما، قاضي زماني قبل از منصوب شدن به سمت رياست شعبه ۲۰ دادگاه عمومي شهرري در شعبه ۱۵۰۶ مجتمع قضايي ارشاد به پرونده هاي فوق ويژه جرايم مفاسد اجتماعي رسيدگي مي كرد
تلخ ترين جدايي
گروه حوادث: وقتي با دستور قاضي دادگاه مردجوان چندقدمي جلوتر آمد تا شكايت خود را مطرح كند، «شيرين» دختر ۷ساله اش به سرعت خود را به صندلي كناري «عسل» خواهركوچولوي دوساله اش رساند و دستان او را محكم در دستش گرفت.
پدر و مادر او پس از ۵سال زندگي مشترك چون هيچ كدام حاضر به پذيرفتن نظرديگري نشده بودند، از دوسال قبل جدا از هم زندگي مي كردند. دو دختر خردسال از يكسال قبل كه عسل زبان بازكرده بود، رابطه عاطفي شديدي باهم پيداكرده بودند.
«معصومه»، زن ۲۷ساله دو دخترش را در آغوش مي فشرد، پدر درخواست خود را براي قاضي دادگاه قرائت كرد. آقاي قاضي؛ دوسال قبل وقتي من و همسرم نتوانستيم باهم بسازيم. مجبور به جدايي از هم شديم. كلمه جدايي مثل پتكي برسر شيرين فرودآمد، او نگاههاي نگران خود را به لبهاي پدردوخته بود، بعد از دوسال تجربه زندگي بدون سايه پدر تنها كلمه اي كه معني اش را خوب مي فهميد، دستان كوچكش را دور گردن عسل، گره زد. پدر بي اعتنا به دودختر خردسال ادامه داد: اكنون دخترم «شيرين» ۷ساله شده است و طبق قانون بايد حضانت او به من سپرده شود. دخترك گونه هاي خواهرش را غرق بوسه كرد، دو دختر خردسال همديگر را در آغوش گرفته بودند. «عسل» با انگشتانش اشك گونه هاي خواهرش را پاك مي كرد. انگار او هم متوجه شده بود اتفاق ناگواري در حال رخ دادن است.
قاضي هاشمي منش، پس از شنيدن دادخواست مرد ۳۰ساله، رو به او كرده و گفت: آنطور كه پيداست رابطه عاطفي شديدي بين دو دختر خردسال شما وجود دارد، شايد دوري و جدايي آنها باعث بروز مشكلات عاطفي شديدي براي هردو شود. راضي نشويد كه آنها در اين سن درگير مشكلاتي از اين دست شوند. بارقه هاي اميد در دل شيرين روييد، دستان كوچكش را در هم گره زد و چشمانش را بست. پدر، در حاليكه صدايش هرلحظه بلندتر مي شد، بردرخواست خود اصرار مي كرد، نه آقاي قاضي چرا من كوتاه بيايم! مادر وقتي وضعيت را اينگونه ديد، گوشه مانتواش را از دستان كوچك عسل درآورد، ايستاد، رو به قاضي كرد و گفت: «شيرين» يكي از دانش آموزان ممتاز در دبستانش است. درس او به حدي خوب است كه بادرجه ممتازي كلاس اول را تمام كرد. من حاضرم او را تحويل پدرش بدهم ولي شما هم شاهد باشيد، دخترم سالم است. اگر افت تحصيلي پيداكند. بايد او را به من برگردانيد ولي به هيچ وجه حاضر نيستم «عسل» را به اين مرد بدهم. او تازه ۲ساله است. نياز به مهر و محبت مادر دارد. تازه اگر هردو فرزندم را به او بدهم، خودم با تنهايي ام چه كنم. حاضرنيستم «عسل» كوچكم را به او بدهم ، اگر من نباشم او حتي شبها به خواب نمي رود.
شيرين هنوز داشت زيرلب دعا مي كرد. در اين لحظه چشمان پراشكش را بازكرد، نگاه معني داري به پدر و مادرش انداخت. انگار مي خواست بگويد نه، فرياد بزند: شماها به خاطرخودتان مي خواهيد مارا ازهم جدا كنيد. پس من بدون عسل شبها چگونه بخوابم. روزها با چه كسي بازي كنم. چه كسي را بخندانم؟ در حاليكه بيشتر حاضران با ديدگان مضطرب منتظر رأي دادگاه بودند، قاضي دادگاه يكبار ديگر سعي كرد با تأكيد بر عواطف انساني از جدايي دو خواهر خردسال جلوگيري كند، ابتدا رو به پدر كرد و از او خواست از درخواستش صرفنظر كند. وقتي او نپذيرفت همين درخواست را از مادر كرد ، هر دو آنها در وهله اول خود را مي ديدند. هيچ كدام چند روز آينده، حتي چند لحظه بعد را تصور نمي كردند. سرانجام قاضي هاشمي منش، در حالي رأي برجدايي دوخواهر خردسال داد كه نم اشك پلك هايش را خيس كرده بود. او وقتي چشم هايش را بست تا شاهد اين جدايي تلخ نباشد فقط صداي جگرخراش شيرين ۷ساله را شنيد كه با التماس از پدر و مادرش مي خواست كه او را از خواهرش جدانكنند.
قرار يك ميليارد توماني براي زنداني فراري
085635.jpg
گروه حوادث: تحقيقات پليسي براي فاش ساختن جزئيات اعضاي باند مسلح عتيقه جات قلابي پرده از ماجراي فرار گرداننده باند از زندان اوين برداشت.
سردسته باند كه «محمد» نام واقعي اش است و خود را در مراحل بازجويي «كوروش» معرفي كرده است شش ماه پيش توانسته بود با فرار از زندان وثيقه يك ميليارد توماني خود را به حالت تعليق درآورد. بنابه اين گزارش، ساعت ۱۹ پنجشنبه ۱۴ شهريور ماه سال جاري با دريافت گزارشي از رفت و آمدهاي مرموز به خانه اي در خيابان سهروردي، پليس توانست چهارسازنده مسلح عتيقه جات تقلبي را كه توانسته بودند ميليونها تومان پول كلاهبرداري كنند، رديابي و دستگير كند. اين چهار مرد مسلح دربازجويي ها اعتراف كردند كه با آشنايي در زندان اين باند را تشكيل داده اند و در آن پس از ضرب سكه تقلبي، ساخت مجسمه هاي تاريخي و سنگ نبشته هاي تاريخي خريداران اشياي عتيقه را به دام خود مي كشاندند و وقتي آنان پي به تقلبي بودن اشياي عتيقه مي بردند با تهديد اسلحه اقدام به سرقت پولهاي طعمه ها مي كردند. بنابه گزارش خبرنگار جنايي ما، «كوروش» كه گرداننده اصلي باند بود در تجسس هاي ويژه پليس فاش كرد ۶ ماه پيش در حالي كه به خاطر اتهامات مختلفي در زندان اوين بسر مي برد و قرار وثيقه يك ميليارد تومان برايش صادر شده بود، توانسته است فرار كند.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |