سه شنبه ۲۶ شهريور ۱۳۸۱ - ۹ رجب ۱۴۲۳
Tue, Sep 17, 2002
اجتماعي (زن)
شماره ۲۲۴۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
اجتماعي (زن)
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
مهتاب دلش را گشود... بانو!
داستانهاي عرفاني
مهتاب دلش را گشود... بانو!
الگوي مردانه سياست
در شماره پيش به موانع مشاركت زنان پرداختيم و در اين شماره به قواعد بازي مردان و نگاه «بريجيتادان» رئيس مجلس سوئد مي پردازيم.
مردان بر قلمرو سياست حاكمند؛ مردان قواعد بازي سياسي را شكل مي دهند، مردان استانداردهاي تطور و تحول را تعيين مي كنند. به علاوه، زندگي سياسي طبق هنجارها و ارزش هاي مردانه و در برخي موارد، حتي طبق شيوه زندگي مردانه سازمان دهي مي شود. به عنوان مثال، الگوي سياسي، براساس اصل «برندگان و بازندگان»، رقابت و رويارويي آنان، آن هم اغلب به دور از احترام متقابل، همكاري و وفاق شكل گرفته است. اين محيط با روحيات و تمايلات زنانه متفاوت است. اين الگوي مردانه باعث مي شود كه زنان، سياست را طرد كنند، يا حتي اگر در امور سياسي شركت مي كنند، شمارشان بسيار كم باشد.
جالب ترين جنبه پارلمان سوئد اين نيست كه ۴۵ درصد نمايندگان آن زن هستند؛ بلكه آن است كه اكثريت زنان و مردان آن، تجربه اجتماعي را به كار پارلماني پيوند مي زنند.
اين كاري متفاوت است. مردان زندگي واقعي يعني بچه داري و خانه داري را تجربه مي كنند. آنها درك عميق تر و وسيع تري از زندگي دارند. زنان هم اجازه مي يابند همچون ما شوند. زنان مجبور نيستند همچون مردان در قدرت، رفتار كنند؛ مردان هم مجبور نيستند همچون زنان بچه داري كنند. وقتي اين الگو تبديل به هنجار مي شود، تغييري واقعي را شاهد خواهيم بود.
بريجيتا دان ـ رئيس مجلس سوئد
مردان و زنان، همچنين در احترام به زمينه و اولويت هاي تصميم سازي، با هم متفاوت هستند. اين موضوع به منافع، پيشينه و الگوهاي كاري هر دوجنس باز مي گردد. زنان به نگراني هاي اجتماعي همچون امنيت اجتماعي، بهداشت ملي ومسائل كودكان اولويت مي دهند. الگوي كاري مردانه كه در برنامه كاري پارلمان منعكس مي شود، موجب فقدان نظام هاي حمايتي براي كار مادران بطور اعم و براي نمايندگان به طور اخص مي شود.
زنان ساعات زيادي را در حزبشان كارمي كنند، قانون گذاري مي كنند، مجبورند در كميته هاي مختلف و شبكه هاي زنان و نيز جلسات بين احزاب شركت كنند. علاوه بر اين، بايد نقش مادر، همسر، خواهر و مادربزرگ را نيز ايفا كنند.
برنامه پارلماني و تنظيم اوقات با اين وظايف دوگانه زنان سازگار نيست. بسياري از زنان نماينده، براي ايجاد توازن ميان زندگي خانوادگي با اقتضائات كاريشان كه وقت طولاني و مسافرت هايي را ايجاب مي كند، درچالش هستند.
فقدان حمايت حزبي
زنان نقش مهمي در رقابت ها و جلب حمايت براي احزابشان دارند، هرچند كه هنوز به ندرت در ساختار تصميم سازي، مشاركت داده مي شوند. در واقع، كمتر از ۱۱ درصد رهبران احزاب دنيا، زنان هستند.با وجود اين كه احزاب به منابعي براي هدايت رقابت هاي انتخاباتي دسترسي دارند، زنان از اين منابع، بي بهره اند. به عنوان مثال، احزاب حمايت مالي كافي ازكانديداهاي زن نمي كنند. تحقيقات نشان مي دهد كه شمار زناني كه كانديدا مي شوند در مقايسه با زناني كه نماينده مجلس مي شوند،بسيار بالاست. حال آن كه «كانديداي بيشتر، نماينده بيشتر، نماينده بيشتر» يك قاعده منطقي است.
فرايند نام نويسي وانتخاب احزاب سياسي به گونه اي انجام مي شود كه مخالف با حضور زنان و بيشتر منطبق با خصايص مردان است. حال وهواي «باشگاه پسران بزرگ» و پيشداوري هاي آنها، منع و طرد زنان از فعاليت هاي حزبي شان است. اين امر، فضا را براي زنان سياستمدار در مقايسه با كساني كه پول كافي براي رقابت انتخاباتي دارند، غيرقابل پيش بيني مي كند و چه بسا آنان را از نام نويسي و ورود به عرصه رقابت منصرف سازد. در واقع، اگر زناني كه در ليست احزاب قرار مي گيرند، رأي كافي به دست آورند، احزاب مزبور را به پيروزي مي رسانند. اين روشي براي به چنگ آوردن رأي دهندگان است. مشاركت زنان در انتخابات بهتر است به مشاركت بيشتر زنان (برگزيده شدن كانديداهاي زن) منجر شود. به طور مثال ، در سوئد۴۰‎/۴، درصدكرسي هاي پارلمان را زنان تصاحب كرده اند.
منبع: اينترنت
ترجمه : كتايون لامع زاده
جنبش زنان در مشروطه در دوره هاي بعد تكرار نشد
085605.jpg
زنان از افراد سخنور دعوت مي كردند تا در باشگاه آنان صحبت كنندو به خوبي از حقوق خود دفاع مي كردند.
از تاج السلطنه كه از خاندان قاجار و عضو انجمن آزادي زنان بود نامه اي مفصل در باب مسائل زنان به جا مانده است كه در روزنامه معروف ايران در ۱۹۰۹ به چاپ رسيد. نويسنده اين مقالات از فرهنگ مردسالاري، نداشتن آموزش زنان، چند همسري و نداشتن حق رأي زنان انتقاد كرد.
زن ديگري در همان جريده مي نويسيد: «اكنون كه ما زنان به خود آمده ايم و آگاهي يافته ايم و عليه دشمنان ملت به پا خاسته ايم باحملات مردان روبرو شده ايم. مردان به ما مي گويند شما زن هستيد شما را با امور سياسي و اجتماعي چه كار؟… چه مي توان كرد، به جز اينكه بگوييم افسوس، و زهي بر اين بي خردي.هفته نامه دانش نشريه ديگري بود كه به زنان اختصاص داشت و توسط يك بانوي پزشك منتشر مي شد و به مسائلي چون بهداشت و درمان مي پرداخت و درباره مسائل اجتماعي و سياسي ميانه رو بود و به حقوق خانواده مي پرداخت. در اين نشريه مطالب مفصلي تحرير مي شد.
دهخدا، وكيل الرعايا، ايرج ميرزا، لاهوتي و عشقي به مسأله آزادي و حق رأي زنان اهميت مي دادند و چهار روزنامه مشروطيت به حق رأي زنان پرداخت. مانند صور اسرافيل، حبل المتين و مساوات. در آن زمان ايران نو مقاله اي منتشر كرد و نوشت: در توكيو دانشگاهي است كه مخصوص زنان است و ۸۰۰ زن ژاپني در آن درس مي خوانند درحالي كه هنوز در ايران مي پرسند فايده زن درس خوانده چيست. بايد از زن درس خوانده انديشناك بود. در همين زمان نماينده مردم همدان در اقدام جسورانه لايحه حق رأي زنان را تقديم مجلس كرد كه مذاكرات آن جلسه در نشريه تايمز لندن منتشر شد.فعاليت زنان دراين دوره به شكل جنبش زنان متجلي شد. جنبشي كه در دوره هاي بعد تكرار نشد.
منابع جنبش زنان ايران
۱ـ زن ايراني . از انقلاب مشروطيت تا انقلاب سفيد. بدرالملوك بامداد
۲ـ انجمن هاي نيمه سري . ژانت آفاري . مترجم دكتر جواد يوسفيان
۳ـ بيا اي رنجيده زن ـ كنفدراسيون دانشجويان خارج از كشور
۴ـ تاريخ بيداري ايرانيان . ناظم الاسلام كرماني
۵ـ زنان ايراني درجنبش مشروطه. عبدالحسين ناهيد
معرفي كتاب
085602.jpg
«كتابشناسي خرد و انديشه ايران باستان در فرهنگ غرب» (گزيده آثار تحقيقي درباره تأثير افكار و آراي ديني ايران باستان درغرب) ـ به كوشش فريده رازي با راهنمايي دكتر فتح الله مجتبايي ـ انتشارات بين المللي الهدي ـ ۱۳۷۹ ـ ۱۶۱ صفحه ـ ۷۰۰ تومان. فرهنگ امروز مغرب زمين نيز، كه طلايه دار صنعت، علم و تكنولوژي است، از ريشه هاي تمدن ايراني متأثر شده است و مطالعه درافكار و آراء آن دوران روشنگر ابعاد اين تأثير گسترده خواهد بود.
داستانهاي عرفاني
زن غيور و حكيم
ذوالقرنين (ظاهراً كورش كبير) دربلاد مغرب به كشوري رسيد كه زني بر آن حكومت داشت.
ذوالقرنين تسليم كشور او را خواست، زن حاضر نشد و او را عار آمد كه با زني جنگ كند. زن گفت: تو را مهماني كنم، چون از آن فراغت يافتي ملك به تو تسليم كنم. ذوالقرنين پذيرفت. چون به خوان آمد ديد همه كاسه هاي زرين نهاده و به جاي خوراك، مرواريد و جواهر در آنها ريخته، پرسيد چه خورم؟ آن زن گفت: چون بهره تو از دنيا يك نان بيش نباشد، اين ملك روي زمين كجا بري؟ پس بدان جز دو تا نان كه نصيب تو در دنيا است، باقي وبال و نكال است.
برگرفته از جلد اول كشف الاسرار


|   شناسنامه   |   آرشيو   |