سه شنبه ۲۶ شهريور ۱۳۸۱ - ۹ رجب ۱۴۲۳
Tue, Sep 17, 2002
فرهنگ و انديشه
شماره ۲۲۴۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
اجتماعي (زن)
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گزارش هاي خبرنگار اعزامي «ايران» به اجلاس ژوهانسبورگ (۵)
توافقي كه ازدل اختلافات زاده شد
085554.jpg
اجلاسي به وسعت اجلاس ژوهانسبورگ، بي گمان پيراسته از تعارض و درگيري نخواهدبود هرتعارضي ريشه در تعريف ويژه از منافع ملي دارد و به حكم تنوع و تعدد منافع ملي كشورها، بروز تعارض ،طبيعي و منطقي جلوه مي كند .
اما اين تعارضات درخلال يك گفت وگوي كارشناسانه و حتي الامكان منصفانه ، به تدريج رنگ مي بازد و در پايان كار ،اجماع جاي بر تفارق ،تنگ مي كند.
بخش حاضر گزارش به مقوله آرايش نيروهاي دخيل در ژوهانسبورگ و نيز مهم ترين نقاط تعارض و اختلاف گروه هاي مذاكراتي مي پردازد.
• گروه انديشه

مجموعه كشورهاي شركت كننده در اجلاس ژوهانسبورگ ، در بخش رسمي و كارشناسي ، فعاليت ها و مباحثات خود را در قالب جلسات ويژه اي دنبال مي كردند. اين قالب ويژه ، ميزگرد هايي بود شامل سه گروه از كشورها. به عبارت ديگر تمامي كشورها در سه دسته جاي گرفته بودند كه در سه سوي يك ميزهلالي U شكل جاي مي گرفتند. گردا گرد اين ميزبزرگ اين سه گروه به تبادل نظر مي پرداختند:
الف ـ كشورهاي گروه ۷۷
ب ـ اتحاديه اروپا(EU)
ج ـ كشورهاي جوسكنز
هر يك از اين سه گروه گواينكه درميان خود، تعارضات و اختلافاتي داشتند اما مشتركات و منافع خاص كشورهاي هر گروه را به يكديگر پيوند مي داد. شناخت اين سه گروه و ماهيت فعاليت هاي شان به شناخت روال كلي اجلاس و تعارضات و توافقات آن كمك مي كند.
الف ـ كشورهاي گروه ۷۷
اين گروه از كشورها كه شامل ۱۳۴ كشور است ويژگي هاي تقريباً مشتركي دارند. از جمله اين اشتراكات مي توان به استقلال بعد از جنگ جهاني، نرخ بالاي رشد جمعيت، درآمد سرانه پايين ، فقر، اقتصاد ضعيف و به طور كلي عدم توسعه يافتگي اشاره كرد. اين كشورها در اعتراض به نظام حاكم بر اقتصاد بين الملل همزمان با اولين كنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد، انكتاد در سال ۱۹۶۴ گروهي را تحت عنوان گروه ۷۷ به عنوان نهاد مشورتي كشورهاي درحال توسعه تشكيل دادند. اين گروه با توجه به اكثريت خود در اجلاس ها و گردهمايي هاي بين المللي كه در آن، منافع و علايق كشورهاي درحال توسعه و كشورهاي توسعه يافته يا اصطلاحاً منافع شمال ـ جنوب، تعارض پيدا مي كرد به عنوان محور اصلي چانه زني ها عمل مي كند.
دراجلاس زمين (ريو ۹۹۲) و در مذاكرات زيست محيطي جهاني نيز گروه مذبور تحت عنوان هماهنگ كننده مواضع كشورهاي در حال توسعه عمل نمود و توانست يك خط مشي مشترك جهان سومي در زمينه محيط زيست ارائه كند.
خط مشي كلي و مشترك گروه ۷۷ در اجلاس ريو و اجلاس ژوهانسبورگ روي چهار موضوع ذيل بود:
.۱ تأكيد بر اينكه پاسخگويي به مسائل ومشكلات زيست محيطي مربوط به كشورهاي صنعتي است زيرا توسعه كشورهاي ثروتمند كه علت عمده مشكل است موجب آن شده كه بار هزينه هاي حفظ محيط زيست بر دوش كشورهاي در حال توسعه سنگيني كند.
.۲ هر اقدام اصلاحي، نبايد مانع پيشرفت و توسعه كشورهاي درحال توسعه شود. جهان توسعه يافته زماني صنعتي شد كه هزينه هاي زيست محيطي در قيمت كالا و خدمات آنها منعكس نمي شد، اما درحال حاضر تعيين قيمت با ملاحظات زيست محيطي سدراه توسعه اقتصادي جوامع سوم به شمار مي رود.
.۳ كشورهاي در حال توسعه خواستار انتقال منبع مالي خارجي جديد و اضافي براي افزايش ميزان حمايت خود از محيط زيست بوده اند.
.۴ كشورهاي درحال توسعه خواستار انتقال آزاد فن آوري سالم و زيست محيطي از شمال به جنوب هستند كه با قيمت مناسب صورت گيرد.
ب ـ گروه اتحاديه اروپا (EU)
اين گروه كه متشكل از اعضاي اتحاديه اروپايي است ۱۵ كشور اروپايي را در خود جاي مي دهد. اعضاي اين گروه در عرصه مباحث بين المللي و زيست محيطي عمدتاً مواضع منسجم و يا نزديك به هم دارند. گروه مذاكراتي EUبه دليل نوع خاص توسعه يافتگي خود، به طور كلي و عمومي بر ملاحظات و معيارهاي زيست محيطي تأكيد فراوان دارند و به همين جهت در مباحث توسعه پايدار بر تقويت پايه زيست محيطي توسعه تأملات جدي دارند . توضيح آنكه براي توسعه پايدار عموماً سه پايه قائلند: رشد اقتصادي ـ توسعه اجتماعي ـ حفاظت محيط زيست . البته ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه در ميزگرد تنوع فرهنگي در اجلاس ژوهانسبورگ، به پايه چهارم توسعه پايدار نيز اشاره كرد و اصل تنوع فرهنگي را به مثابه ركن چهارم توسعه پايدار مورد تأكيد قرارداد. به هرتقدير كشورهاي عضو اتحاديه اروپا، استراتژي مذاكراتي خود را بر اساس تأمين حفاظت از محيط زيست استوار كردند.
ج ـ گروه جوسكنز (juscanz)
سومين گروه مذاكراتي در اجلاس كارشناسانه ژوهانسبورگ، گروه كشورهاي جوسكنز بود. اين گروه شامل كشورهاي ژاپن، آمريكا، كانادا ، استراليا و نيوزيلند است. درواقع واژه ابداعي جوسكنز برگرفته از حرف نخست اين پنج كشور است. كشورهاي جوسكنز مواضع بسيار نزديكي دارند و به دليل همين قرابت ديدگاه ها است كه در ذيل عنوان واحد گرد آمده اند. اما برخلاف دو گروه مذاكراتي پيشين ، اين گروه سخنگوي واحد و خاصي ندارد و هر كشور جداگانه مواضع و ديدگاه هاي خود را مطر ح و در مذاكرات شركت مي كند.توضيح آنكه گروه اول، ۱۳۴ كشور جهان را در بر مي گيرد اما سخنگوي رسمي اين تعداد كشورها، نماينده گروه ۷۷ است. گروه دوم نيز، اتحاديه اروپا را به عنوان سخنگوي خود برگزيده است اما گروه كشورهاي جوسكنز به رغم اشتراك و تشابه فراوان ، از يك سخنگوي واحد برخوردار نيستند و هركشور از اين پنج كشور ، نظرات خود را رأساً در اجلاس ومذاكرات طرح و عرضه مي كند.
عمده اصول مورد اتفاق اين گروه، تأكيد برمباحث اقتصادي است . هر قدر كشورهاي اتحاديه اروپا برمقوله محيط زيست تأكيد داشتند ، كشورهاي جوسكنز بر مسأله اقتصاد و تجارت تأكيد مي كردند. به عبارت ديگر معيار كشورهاي اتحاديه اروپا درمسأله توسعه پايدار، هميشه بحث محيط زيست بود در حالي كه معيار كشورهاي جوسكنز، دائماً اقتصاد و تجارت بود. اين كشورها به دليل ماهيت اقتصادي توسعه يافتگي شان، مؤكداً به عدم محدوديت تجارت نظر داشتند و از مباحثي كه ايشان را به كمك هاي اقتصادي به كشورهاي درحال توسعه متعهد كند، حتي الامكان شانه خالي مي كردند.
به هرتقدير، مباحث كارشناسانه اجلاس ژوهانسبورگ در قالب ميزگردهايي با حضور همزمان اين سه گروه كشورها پي گرفته مي شد. دراين ميان ، حضور چين، حضوري نافذ و اثر گذار بود. چين، اگر چه عضو كشورهاي گروه ۷۷ بود اما علاوه بر ديدگاه هاي اين گروه، نظرات اختصاصي نيز داشت و اين ديدگاه ها را با حدت و حرارت بسيار طرح مي كرد. مهم ترين انتقاد چين اين بود كه عدم توسعه يافتگي رامعلول ايده جهاني سازي و جهاني شدن مي دانست. چين، مصرانه براين نكته تأكيد مي كرد كه روند عنان گسيخته جهاني سازي، محصول ايدئولوژي نئوليبراليسم است وكشورهاي مركز با تكيه بر نگرش بنيادين خود، سعي در برتر جلوه دادن حوزه فرهنگي خود و گسترش سيطره اقتصادي بر تمامي جهان دارند.
در واقع نمايندگان كشور چين علاوه بر ديدگاه هاي گروه ،۷۷ اختصاصاً بر بحث جهاني سازي و مقابله با روند فزاينده آن تأكيد مي كرد.
تعارضات و اختلافات
چندانكه پيشتر گفته شد سابقه تعارض گروه هاي مذاكراتي به كميسيون هاي مقدماتي چهارگانه باز مي گردد. نمايندگان گروه ها از پيش از اجلاس ژوهانسبورگ ، بر سر برخي از موارد به اختلاف و تعارض رسيده بودند. دامنه اين تعارضات به خود اجلاس نيز سرايت كرد. در واقع هر يك از گروه ها به تناسب تعريفي كه از منافع ملي خود داشتند با ساير گروه ها به چالش و تعامل مي پرداختند.
در اين ميان ، اما، مهم ترين موضوع تنازع و درگيري ها عبارتي بود كه در پيش نويس بيانيه پاياني آمده بود. اين عبارت ، «تعهدات مشترك ولي متفاوت» بود. واژه «تعهدات» براي كشورهاي غربي وبه طور مشخص براي كشورهاي جوسكنزو به طوراخص براي آمريكا طنين خوشايندي نداشت. به طور كلي آمريكا و همفكرانش در گروه جوسكنز تمامي مساعي خود را مصروف اين مي كردند كه چيزي از جنس «تعهد والزام» در بيانيه نيايد. چرا كه وجود اين واژه همه كشورها را رسماً متعهد و پاي بند مي كرد تا به آن مصوبات جامه عمل بپوشانند. از سوي ديگر ساير گروه ها با سابقه و خاطره اي كه از اجلاس هاي پيش داشتند بر آن بودند كه عدم ذكر كلمه «تعهدات» ، اجلاس ژوهانسبورگ را به لحاظ عدم كارايي و كارآمدي به سرنوشت اجلاس ريو مبتلا خواهد كرد. اين كشورها معتقد بودند اساساً فلسفه وجودي و برنامه كار اجلاس ژوهانسبورگ، «اتخاذ راهكارهاي عملي و اجرايي» براي پياده شدن مصوبات است و نيامدن واژه «تعهدات» در متن بيانيه به نوعي نقض غرض خواهد بود.
به هر روي، مباحثات پردامنه كارشناسان در نهايت، به نفع كشورهاي گروه دوم بود و عبارت «تعهدات مشترك و متفاوت» در نص بيانيه گنجانده شد. آمريكا و همفكرانش تا آخرين دقايق كوشيدند از گنجاندن اين عبارت جلوگيري كنند اما گوي توفيق در ميدان كشورهاي در حال توسعه نشست و اين عبارت تصويب شد.
ديگر از موارد مهم تعارض ميان گروه هاي مذاكراتي، بحث فراغت و آزادي تجارت جهاني بود. كشورهاي جوسكنز كه از توليد صنعتي بالايي برخوردار هستند به شدت در پي آن بودند تا اين امكان در اختيارشان قرار گيرد كه آزادي و فراغت اقتصادي را بدون توجه اساسي به مباحث زيست محيطي پي گيرند اما كشورهاي در حال توسعه و به خصوص اتحاديه اروپا بر رعايت معيارهاي زيست محيطي در فرايند توليد صنعتي به شدت پاي مي فشردند. قرعه اين تعارض نيز در پايان به نام گروه هاي اخير زده شد و بيانيه نهايي رعايت اصول زيست محيطي را شرط لازم توسعه و توليدصنعتي دانست.
سومين تعارض جدي در عرصه «هدف گذاري براي انرژي هاي نو» روي داد.
در اين عرصه پيش نويس بيانيه در پي آن بود تا در فاصله زماني محدود، سهم مصرف انرژي هاي فسيلي را كاهش دهد و انرژي هاي نو را در سبد مصرف جهاني افزايش دهد. اين مسأله اگرچه به خودي خود امري مطلوب است اما براي بسياري از كشورهاي در حال توسعه و از جمله براي جمهوري اسلامي، گران و پرهزينه است.
رسيدن به مرحله اي كه كشورهاي درحال توسعه بتوانند سهم استفاده از انرژي هاي فسيلي خود را به نفع انرژي هاي نو كاهش دهند با توجه به امكانات محدود اين كشورها، در كوتاه مدت ناممكن است. تصويب اين بند مي توانست شريان اقتصادي كشورهاي در حال توسعه از جمله ايران را مسدود يا لااقل محدود كند.
در اين زمينه تعارضي ميان كشورهاي گروه ۷۷ و كشورهاي اتحاديه اروپا پيش آمد كه در نهايت، با اصلاح بندهاي مربوط، خطر رفع شد.
يكي ديگر از مباحث مورد اختلاف، بحث حاكميت مطلوب (Good covernance) بود. كشورهاي جوسكنز و اتحاديه اروپايي در پي آن بودند تا معيارهاي حاكميت و حكومت مطلوب را رأساً و بدون توجه به تفاوت هاي منطقي كشورها به دلخواه خود ترسيم و عرضه كنند. با مباحثات و مناقشات دامنه دار ميان كشورها نهايتاً معيارهاي حكومت مطلوب به معيارهاي ملي و بين المللي حاكميت مطلوب تقسيم شد وكشورها متعهد شدند در هر دو عرصه به اصول و ضوابط عام وكلي كه مورد اجماع و توافق جهاني است گردن بگذارند.
نهايت آنكه اجلاس ژوهانسبورگ در زير سايه دل آزار بيم واميد برگزار شد واين بزرگترين اجتماع جامعه جهاني پس از جنگ دوم جهاني، با عبور از تند پيچ هاي مكرر و متعدد، نهايتاً بر اصولي حداقلي اجماع كردند. شايد اين اقتضاي دموكراسي است كه كارشناسان خبره جهاني را مدت ها گرفتار اصلاح و ترميم يك عبارت مي كند.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |