پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۸۲ - ۴ رمضان ۱۴۲۴
Thu, Oct 30, 2003
گفت و گو
شماره ۲۶۲۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
جوان
هزارويك شهر
چشم انداز
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گفت وگو با علي حايريان ، استاد دانشگاه
• احسان طيراني راد
گفت وگو با سرپرست اداره خاورميانه بانك جهاني
• برمك بهره مند
گفت وگو با علي حايريان ، استاد دانشگاه
اصالت موضوع در ترجمه متون علمي
• احسان طيراني راد
142023.jpg
سهم ايران از توليد علم جهاني، همچنان ناچيز و ناكافي است، اما آنچه در اين خصوص اهميت پيدا مي كند صرفاً جست وجوي راه هايي براي افزايش سهم كشور از توليد علم نيست.
مهم اين است كه براي توليد علم در اندازه هاي كنوني نيز به دنبال حلقه هاي واپسين آن باشيم. يعني بعد از توليد علم، بتوان يافته هاي نظري را تبديل به امور عملياتي كنيم.
دكتر علي حايريان در گفت وگوي حاضر در خصوص اين موضوع سخن مي گويد و به عنوان كسي كه در سال هاي ۶۲ و ۷۸ برنده جايزه بخش ترجمه كتاب سال شده است، نقش ترجمه كتب علمي را در پيشرفت و دستيابي به توسعه مورد اشاره قرار مي دهد.
| در سال ۱۹۹۷ ميلادي نقش ايران در توليد علمي جهان براساس آمار انستيتو اطلاعات علمي (ISI)معادل ۴۸۳ مقاله (يك مقاله به ازاي ۱۲۰ هزار نفر) و در سال ۱۹۹۹ ، ۹۶۸ مقاله (يك مقاله به ازاي ۶۵ هزار نفر) بوده است. با اين كه اين نسبت طي دو سال دو برابر شده است ولي رقم سال ۱۹۹۹ ، هشت صدم درصد توليد علمي جهان است. يعني ما در نهايت مصرف كننده علم جهان هستيم. چرا با چنين وضعيتي روبرو هستيم؟
* اگرچه آمار و ارقام بيانگر يك سري واقعيت هستند ولي اگر به جزئيات اين عدد و رقم ها توجه نشود گمراه كننده خواهند بود. مثلاً اگر در توليد علم، شاخص آن را چاپ مقاله بگيريم كه بهترين هم هست، مفهوم آن اين نيست كه مملكتي كه تعداد بيشتري مقاله علمي مي نويسد، از آن علم هم الزاماً بهتر استفاده مي كند.
چون علم تا هنگامي كه علم مطلق است نمي تواند راه گشا باشد و وقتي تبديل به نتيجه وكاربرد شد و از آن محصول فيزيكي درآمد، ارزشمند مي شود. جنبه ملموس اين قضيه هم در بحث هاي مهندسي و تكنولوژي است وجنبه هاي غير ملموس تر در علوم اجتماعي و انساني. فرض كنيد در رشته شيمي ماده جديدي ساخته مي شود يا واكنش جديدي به دست مي آوريد يا راه جديدي كه براي فرايند ساخت ماده كشف مي شود، اگر به مقياس صنعتي در نيايد، يا بايد آن علم را به كسي بفروشيد كه بتواند آن را به فن تبديل كند، يا وقتي پخش شد، بقيه از آن استفاده مي كنند. در نهايت اين كه، ما تبديل كننده آن نيستيم. يعني در زنجيره توليد علم بايد تا انتهاي آن پيش برويم در حالي كه براي ما اين زنجيره توليدعلم بايد تا انتهاي آن پيش برويم در حالي كه براي ما اين زنجيره هميشه فاقد حلقه هاي مياني براي تبديل به تكنولوژي و محصول بوده است.
انتظار داريم اين نسبت مقاله كه شما گفتيد حداقل يك درصد باشد، چون ما يك درصد جمعيت دنيا را داريم يا از نظر وسعت، كمي بيش از يك درصد خاك دنيا را، پس چرا ۱۲‎/۵ مرتبه كمتر از حد انتظار هستيم؟ آن هم در موقعيتي كه اگر از اين علم به قرار وقاعده استفاده بكنيم، ۱۲‎/۵ مرتبه عقب هستيم ولي اگر ۱۰ برابر كمتر استفاده كنيم، ۱۲۵ مرتبه عقبيم. و همين طور مقياس بگيريد اگر صد مرتبه كمتر از اين علم استفاده كنيم. در بحث تكنولوژي و استفاده از علم و فن، هميشه اين مشكل را داريم كه از علمي كه خود توليد كننده آن هستيم بلافاصله نمي توانيم استفاده كنيم.
| گويا در علوم مهندسي و فني و علومي كه رابطه مستقيمي با فن آوري دارند، مصرف كننده بودن ما بيشتر به چشم مي آيد!
* لااقل براي ما كه در حوزه مهندسي هستيم كاملاً ملموس است.
| پس چرا الآن مطرح شده كه به نانو فناوري بپردازيم؟
* چون يك سري موقعيت ها را براي صنعتي شدن از دست داده ايم و بايد در زمينه هايي كه سازوكار آنها به طور نسبي وجود دارد و فقط به عزم ملي نياز دارد، سرمايه گذاري كنيم تا در آن زمينه ها مطرح شويم.
مثلاً توسعه دادن صنعت فولاد ديگر ارزش افزوده اي براي كشور ندارد، اگر اين وقت وهمت را بر روي موضوع جديد بگذاريم، مي تواند سودآور باشد واشتغال بياورد. اگر در زمينه ناتو تكنولوژي هم برنامه ريزي كنيم، وقت بگذاريم و هزينه كنيم ممكن است در آينده در اين رشته جديد علم حرفي براي گفتن داشته باشيم.
| آيا ترجمه به عنوان يك روش آشنايي و ارتباط با آخرين يافته هاي علمي مي تواند براي پركردن شكاف علمي ما وجهان پيشرفته مؤثر باشد؟
* ترجمه علم براي تدريس در دانشگاهها واستفاده براي مصرف كننده كه با نوآوريها آشنا شوند بسيار ارزشمند است . يك hand book كه در آن ۱۰۰جدول درج شده است وهركدام ازاين جدولها، حاصل صدها آزمايش است ، شايد بطور غيرمستقيم حاوي بيش از صدميليون دلار پژوهش وتحقيق انجام شده باشد. خب، ما اين را نمي توانيم در كشور دوباره تجربه كنيم ، پس بايد علم روز جهان را ترجمه كنيم واز دستاوردها ونتيجه هاي علمي اش استفاده كنيم. به هرحال بخش زيادي از جامعه ايراني ، زبان فارسي را بهتر مي فهمند.
| : در ترجمه ، معني و سبك به زبان مقصد برمي گردد. به تعبيري كليت پيام از زبان مبدأ به زبان مقصد تبديل مي شود. در ترجمه هاي علمي وفني، آيا اين تعريف ها صادق هستند؟ يعني سبك را هم داريم يا فقط تبديل لغات صورت مي گيرد؟
* من چند ترجمه داستاني هم داشته ام كه دليلي براي طرح پيدا نمي كند، اما در ترجمه علمي وفني اصالت موضوع، خيلي مطرح است، البته زبان فني آن قدر ساده است كه برخي وقتها ترجمه كلمه به كلمه نيز گوياي مطلب است، اما شيوا نيست. درحالي كه در داستان يا ساختن فضايي كه بايد به خواننده القا شود، نه تنها درآن فضا بايد كلمات مناسب به كار برود بلكه بايد فرهنگ آن نيز ايجاد شود، مثلاً فضاي گردش كردن در ژاپن يك معني مي دهد وبه معني قدم زدن در خيابان است ولي در مصر معني اين است كه سوار ماشين بشوي وبه ديدار اهرام بروي. اگر كسي بتواند در ترجمه ، فضاي مبدأ را هم به فضاي مقصد تبديل كند، طبيعي است كه ترجمه وتبديل شيوا وگويايي انجام داده است. در متن هاي فني وعلمي اين مشكلات وجود ندارد، فضاها يكي است ، اگر صحبت از تنظيم يك دستگاه است ، فرق نمي كند كه اين در ژاپن باشد، مصر باشد يا ايران. پس ترجمه فني بسيار ساده وروان است ، اما مشكلي كه وجود دارد ومن دراين ۲۴ سال كار ترجمه به آن پي برده ام اين است كه بعضي واژه ها در زبان هاي مبدأ ومقصد انطباق كامل با هم ندارند.
هرواژه اي يك گستره معني ويك طيف معني دارد. هم در زبان مبدأ وهم در زبان مقصد. بنابراين اگر شماواژه را از يك بخش طيف در زبان اول برداريد، در زبان دوم بايدواژه اي بيابيد كه منظور ومقصود نويسنده را برساند، شايد شما به فرهنگ لغات مراجعه كنيد ولي به شما جواب درست ندهد. چون فرهنگ لغات تمام طيف واژه اصلي وتمام طيف واژه معني را پوشش مي دهد بطور مثال كلمه round يك ترجمه اش گرد است، در فارسي هم گرد است ويا اينكه دايره است، كه در فرهنگ لغات هم دايره آمده است . خب، حالا اگر در متني به اين كلمه برخورديد وشما كلمه دايره را از فرهنگ لغات برداشته و در ترجمه گذاشتيد، اشتباه كرده ايد چون منظور نويسنده دايره نبوده است. اتفاقاً در زبان فارسي كلمات درمفهوم خودشان بسيار دقيق تر هستند و طيف زيادي را شامل نمي شوند درحالي كه در زبان هاي خارجي معمولاً واژه هاي دقيق تر براي هرمفهوم وجود دارد. كاري كه من در ترجمه هايم انجام داده ام اين است كه براي واژه هاي فرنگي كه ممكن است برداشتها از آن گوناگون باشد، در آخر كتاب ، معادل فارسي اش را ذكر كرده ام و آورده ام كه من براي اين واژه دراين صفحه اين معادل ودر صفحه بعدمعادل ديگري را به كار برده ام.
| معيار براي اين مهم چه بايد باشد كه هدف اصلي زبان كه همان انتقال مفاهيم است برآورده شود؟
* در مورد واژه سازي بايد بگويم كه واژه سازي كار من ومترجم هاي ديگر نيست. كار فرهنگستان ادب وعلوم است كه بحث كنند و معادل هاي قريب را برگزينند، كه داراي گويش آسان وانتقال مفهوم صددرصدي باشند. مثلاً كلمه رايانه كه درمقابل كامپيوتر آورده اند به نظر من هنوز خوب جا نيفتاده است ، اما يارانه كه به جاي سوبسيد آورده اند كاملاً جايگزين شده است.
خب ، دراين جا سليقه هاي مختلف مترجم هاي گوناگون هم به وسط ميدان مي آيد كه شايد بعضي ازاين سليقه ها براي مصرف كننده نهايي قابل هضم نباشد، بنابراين فرهنگستان بايد دراين زمينه ها، جدي ترباشد، هم فرهنگستان زبان وادب فارسي وهم فرهنگستان علوم وبايد اين نهادها باهم يك كار مشترك واژه سازي و واژه گزيني انجام بدهند.
| در حوزه كار فني و مهندسي آيا فرهنگستان فعال بوده است؟
* فرهنگستان نه، ولي مركز نشر دانشگاهي يك كتابچه دارد كه حاصل كار خود مترجمان است . البته اين كار نبايد مقطعي باشد بلكه استمرار در آن مهم است ، نگوييم حالا يك فرهنگ لغات شيمي يا متالورژي داريم . شما الآن نگاه بكنيد در زمينه علم كامپيوتر و اينترنت در سال چه مقدار واژه جديد وارد زبانها مي شود. قطعاً نمي توان دراين مورد به فرهنگ لغات ۲۰سال پيش رجوع كرد.
يكي از ناشراني كه من با ايشان كار مي كردم، خيلي به استفاده از واژگان فارسي واستفاده معادل هاي مناسب تأكيد داشت، ايشان واژه هايي كه من انتخاب مي كردم وبعد هم متن را ويراستار تأييد مي كرد، در بيرون مثلاً در بازار سراغ مي گرفت كه آيا با اين معادل شناخته شده و داراي كاربرد است يا خير.
شما گستره واژگاني در علم طب را نگاه كنيد، ببينيد متأسفانه چه مقدار كمي لغت فارسي دراين علم وجود دارد. اغلب كلمه ها فرانسوي است . زبان فرانسوي هم به گونه اي است كه در قالب فارسي بخوبي مي گنجد، يعني شما اگر چهاركلمه فرانسه در جمله فارسي بگذاريد، زياد به چشم نمي آيد. ولي انگليسي وآلماني خودشان را درميان زبان ديگر نشان مي دهند واصلاً زبان را كج وكوله مي كنند.در فرانسه اگر شما بگوييد «مرسي ازاين كه با من كنسرتاسيون كردي » اين دوكلمه «مرسي » و «كنسرتاسيون » با جمله جفت مي شوند، ولي اگر بخواهيد انگليسي بگوييد ، «تنكيو ازاين كه با من كنسرتايشن كردي» اصلاً آهنگ ها وهجاها با هم جفت نيستند ودرجمله نمي گنجد. با خود آقايان طبيب كه صحبت مي كني متوجه مي شوي اشكالي دراين امر نمي بينيد ولي اين از منظر بيروني بسيار ناهنجار است . بنابراين پويايي وكارايي واژگان ومعادل ها در كاربرد آنان بسيار مهم است.
گفت وگو با سرپرست اداره خاورميانه بانك جهاني
ميراث فرهنگي از آموزش و بهداشت هم واجب تر است
• برمك بهره مند
142026.jpg
* ماچندماه پيش يكي از كارشناسان را به سازمان ميراث فرهنگي ايران فرستاديم . او نوع قابليتهاي ميراث فرهنگي ايران را ارزيابي وتحليل كرد. به اين ترتيب قرارهايي گذاشته شده ، اما…
بانك جهاني حدود پنج سال است همكاري خود را با ايران كه پس از انقلاب قطع شده بوداز سرگرفته است.
زلزله منجيل درسال ۱۳۷۷ بهانه اي بود براي شروع دوباره همكاري بانك جهاني و ايران كه در پي آن يك وام بلاعوض به ايران اعطا شد.
يكي از كاركنان بخش ارتباط با بانك جهاني در وزارت اقتصاد و امور دارايي مي گويد: «چون كمك به منجيل خوب خرج شد، داريم وام هاي ديگر مي گيريم».
در سالهاي اخير براي بهسازي سيستم فاضلاب تهران كمك هاي نقدي بانك جهاني روانه وزارت نيرو شده است. سازمان محيط زيست نيز براي نصب سيستم هاي ميزان سنجش آلودگي كشور از كمكهاي بانك جهاني بي بهره نمانده است.
دراين بين سازمان ميراث فرهنگي كشور نيز پيشنهاداتي براي دريافت كمكهاي بانك جهاني مطرح كرده است. مثل طرح پرديسان كه طي آن قرار است بسياري از بناهاي قديمي در سراسر كشور با تغيير كاربري مرمت شوند و گردشگران را به سوي خود بكشانند. طرحي كه قرار است به اشتغال زايي، احيا و مرمت بناهاي قديمي كمك كند.
عثمان شيخ احمد سرپرست اداره خاورميانه بانك جهاني مهرماه به همراه دونفر ديگر از همكاران خود به تهران سفر كرده بود.
با شيخ احمد درباره نگاه بانك جهاني به مقوله فرهنگ صحبت كرديم واز او در باره نتايج مذاكرات خود با مقامات ميراث فرهنگي كشور پرسيديم.
بانك جهاني تابه اين جاي كار (مذاكرات مقدماتي تازه شروع شده است) از پيشنهادهاي سازمان ميراث فرهنگي استقبال كرده واز شروع همكاري با اين سازمان ابراز خشنودي مي كند.
شيخ احمد مي گويد: «توسعه در جوامع تنها با اندازه گيري توليد و خدمات مشخص نمي شود. فرهنگي كه درون يك جامعه وجود دارد نيز مهم است . به اين ترتيب فرهنگ بخشي از توسعه است».
هم اكنون بانك جهاني آماده اعطاي كمك هايي به حوزه فرهنگ در ايران است . اما چنان كه شيخ احمد مي گويد: «اولويت ها رادولت ايران مشخص مي كند».
\ رويكرد بانك جهاني به ميراث فرهنگي چيست؟
* بانك جهاني تاحدود پنج سال پيش وارد مقوله ميراث فرهنگي نشده بود. از آن زمان تابه حال ما درگير پروژه هاي مختلفي در حوزه ميراث فرهنگي شده ايم كه شامل مرمت بناها وبالابردن آگاهي مردم در تعداد زيادي از كشورها مي شود. مثلاً مي توان از يمن و برخي از كشورهاي آسياي ميانه نام برد.
ما اعتقاد داريم كه ميراث فرهنگي بسيار مهم است ؛ چرا كه توسعه در جوامع تنها با اندازه گيري توليد وخدمات مشخص نمي شود وفرهنگي كه درون يك جامعه وجود دارد نيز مهم است . به اين ترتيب فرهنگ بخشي از توسعه است.
درهمين حال توانايي هاي فرهنگي كه بخصوص دراين ناحيه، درايران توليد مي شود، بخشي از ميراث جهاني است كه ايرانيان مي توانند به آن افتخار كنند.
اگر هم بخواهيم با رويكردي اقتصادي به آن نگاه كنيم، اين نوع دارايي مي تواند تجهيزشود تا باعث ايجاد اشتغال شود، درآمد ايجاد كند وسرمايه گذاري خارجي را جلب كند. همان طور كه مي دانيد صنعت گردشگري يكي از روبه رشدترين صنايع در جهان است اما از امكانات بالقوه اين صنعت درايران هنوز استفاده نشده است. دارايي هاي فرهنگي شما در جهان منحصر به فرد است ومي تواند نقطه ثقل توسعه درايران باشد.
به اين ترتيب ما اهميت فرهنگ درجهان را درك مي كنيم و از آن آگاه هستيم. ما بخصوص از اهميت اين مقوله درايران آگاه هستيم.
\ آيا آماده هستيد تا دراين حوزه درايران سرمايه گذاري كنيد؟
* ما از حوزه هايي حمايت مي كنيم كه دولت يك كشور آنها را در اولويت كاري كشور قرار داده است. ما اولويت ها را مشخص نمي كنيم. ايراني ها خودشان اولويت را مشخص مي كنند. نيازهاي كشور شما گسترده است. نياز به ايجاد اشتغال، نياز به آب تصفيه شده، بهبود وضعيت خدمات بهداشتي، بهبود تجهيزات آموزشي، اصلاح بخش دولتي و بهبود وضعيت بخش خصوصي تا بخش خصوصي بتواند سرمايه گذاري و ايجاد اشتغال كند و استانداردهاي زندگي را بالا ببرد.
اينها همه حوزه هايي هستند كه ما براي بهبود وضعيتشان به كشورها كمك مي كنيم. اولويت كمك در حوزه ميراث فرهنگي نيز بايد از سوي دولت ايران مشخص شود.
\ آيا در پي ملاقات هايي كه با مسؤولان دولتي ايران داشتيد در جريان اولويت هاي سرمايه گذاري در حوزه ميراث فرهنگي قرارگرفتيد؟
* ما در صحبت هايمان وارد جزئيات مربوط به اولويت ها نشديم. هم اكنون درايران پروژه هاي مختلفي وجود دارند كه با كمك بانك جهاني اجرا مي شوند. همچنين پروژه هاي مختلف ديگري هستند كه درباره آنها توافق حاصل شده است و در همين حال پروژه هاي ديگري هستند كه تازه مذاكره درباره آنها شروع شده است. پروژه هاي مربوط به ميراث فرهنگي جزو گروه آخر هستند كه مذاكره درباره آنها شروع شده است.
\ كمي درباره مذاكرات تان با سازمان ميراث فرهنگي كشور بگوييد. آيا پروژه خاصي وجود دارد كه سازمان ميراث فرهنگي كشور از شما خواسته باشد به اجراي آن كمك كنيد؟
* تازه شروع كار است. ما چند ماه پيش يكي از كارشناسانمان را به سازمان ميراث فرهنگي ايران فرستاديم. او از جاهاي مختلف ديدن كرد و گزارشي تهيه كرد. درباره اولويت ها و پيشنهاداتش گزارشي را ارائه كرد. او همچنين نوع قابليت هاي ميراث فرهنگي ايران را ارزيابي و تحليل كرد. به اين ترتيب قرارهايي گذاشته شده است. اما براي اين كه اين قرارها به پروژه هاي اجرايي تبديل شود اين موضوعات بايد در بخش كلان تري بين ايران و بانك جهاني مورد مذاكره قرار بگيرد.
بد نيست بدانيد اين تصميم گيري تنها بين ما و وزارتخانه مربوطه انجام نمي شود. تصميم گيري بين ما و نماينده دولت ايران كه وزارت اقتصاد و امور دارايي ايران است انجام مي شود و وزارت اقتصاد و امور دارايي ايران با ساير وزارتخانه هاي ايران در ارتباط است. آنها نياز خود را با وزارت اقتصاد و امور دارايي در ميان مي گذارند و وزارت اقتصاد و امور دارايي ما را در جريان مي گذارد.
\ پس براي چه با مسؤولان سازمان ميراث فرهنگي كشور ملاقات كرديد؟
* ما به اين شكل از امور اين حوزه به شكلي دقيق تر و جزئي تر مطلع مي شويم اما هيچ توافقي را امضا نمي كنيم. ما به اين شكل اطلاعات تكميلي كسب مي كنيم چون وزارت اقتصاد و امور دارايي جزئيات را نمي داند. سازمان ميراث فرهنگي كشور است كه جزئيات را مي داند.
\صحبت شما با رئيس سازمان حول چه محوري گشت؟
* توافق كرديم كه با هم همكاري كنيم. همين حالا همكاري را شروع كرده ايم تا كارشناسان بانك جهاني از وضعيت ميراث فرهنگي گزارش تهيه كنند. ولي اين كه همكاري ها به طور دقيق در چه جهتي ادامه يابد به فاكتورهاي ديگري بستگي دارد.
\ در كل شما…
* در كل مثبت هستيم. بسيار مثبت.
\ اگر امكان دارد كمي و دقيق تر درباره اين مثبت بودن توضيح دهيد. آيا مي توانيد جزئيات بيشتري را به من بگوييد؟
* نه نمي توانم. چون جزئيات بيشتري وجود ندارد. چون پروژه اي هنوز تعريف نشده است. چيزهاي زيادي است كه سازمان ميراث فرهنگي ايران نياز دارد. اين نيازها بايد مطالعه و تحليل شوند و پروژه ها بايد به طور دقيق معين و تعريف شوند. اين كه چقدر خرج خواهد داشت و اين گونه مسائل در مرحله بعدي معلوم مي شود ما تيمي را از بانك جهاني اعزام خواهيم كرد و اين تيم با تيمي از كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي ايران همكاري خواهد كرد و...
\ اين تيم چه زماني به ايران خواهد آمد؟
* هنوز مشخص نيست. به هر حال اينكه ما چه زماني و چگونه بياييم بستگي به گزارش «استراتژي كمك به كشورها» داردكه گزارشي است كه هر سه سال يك بار تنظيم مي شود. اين گزارش همكاري ايران و بانك جهاني را براي مدت سه سال تعيين مي كند و در اين گزارش است كه مشخص مي شود به كدام پروژه ها چه كمكي اختصاص داده شود و اين گزارش در حال تنظيم شدن است. به اين ترتيب اولويتها هم هنوز به طور كامل تعيين نشده اند.
به هر حال، من اعتقاددارم كه ميراث فرهنگي حتي از آموزش و بهداشت هم مهمتر است، اما اين را ما نبايد بگوييم، دولت ايران بايد تشخيص بدهد. ميراث فرهنگي يك جزو بسيار مهم از توسعه همه جانبه است كه مي تواند در اولويت قرار بگيرد.
\ گزارش شما چه موقع آماده خواهد شد؟
* اوايل سال آينده ميلادي. احتمالاً در فوريه .۲۰۰۴
\ درباره پروژه پرديسان كه امروز با آن آشنا شديد چه فكر مي كنيد؟
* چشمگير وقابل ملاحظه است. نوسازي اين ساختمانهاي زيبا بسيار قابل ملاحظه است.
\ به لحاظ اقتصادي آيا به درد سرمايه گذاري مي خورد؟
* مطمئنا ً.اما هنوز نمي دانيم چقدر پول توليد خواهدكرد، چه اندازه اشتغال ايجاد مي كند و چه تعدادبازديدكننده خواهد داشت. تا وقتي كه اين پيش بيني ها به طور دقيق انجام نشود نمي توان گفت تا چه اندازه اقتصادي است. اما گذشته از اقتصاد، اين [بناهاي قديمي] گنجينه اي است كه با پول نمي توانيد آن را به دست بياوريد. اين خيلي بيشتر از پول است. خيلي بيشتر از اين كه بخواهيم فقط نگاه مادي به آن داشته باشيم.
\ به اين ترتيب شما با طرح پرديسان آشنا شديد و برايتان جذاب است و مي خواهيد بيشتر درباره آن بدانيد.
* بله، مطمئناً. اما من تنها نيستم. كسان ديگري هم دربانك جهاني هستند كه تصميم نهايي را مي گيرند. به هر حال چنان كه گفتم ميراث فرهنگي حوزه اي است كه ما قصدداريم به آن كمك كنيم، ولي اولويتها را ايران مشخص مي كند. دولت ممكن است بگويد كه مايل است ما در اين حوزه سرمايه گذاري كنيم و ما واكنش نشان مي دهيم و جواب مي دهيم.
يكي ديگر از كارهايي كه ما مي كنيم اين است كه علاوه بر كمكهاي بانك كمكهاي مؤسسات ديگر را نيز جلب مي كنيم. وقتي ما به كشوري مي رويم و در حوزه اي سرمايه گذاري مي كنيم، بسياري ديگر از مؤسسات خيريه جهاني مثل آلمانيها، فرانسويها و ايتالياييها به دنبال ما مي آيند. مؤسسات خيريه اي وجود دارندكه مايل هستند به ايران كمك كنند. آنها زماني كه ما در جايي حضور داشته باشيم بيشتر از خودشان تمايل نشان مي دهند كه همكاري كنند.چون مي دانند ما قبلاً مطالعات كاملي را در آنجا انجام داده ايم. به اين ترتيب يكي از فايده هاي بانك جهاني اين است كه شرايط را براي ورود ديگران نيز مهياتر مي كنيم.
\ به طور كلي درباره همكاري ايران و بانك جهاني چه نظري داريد؟
* خوب است. خيلي خوب است. ايران و بانك جهاني تا سال۲۰۰۰ ميلادي همكاري زيادي بايكديگر نداشتند. مذاكرات با ايران در زمينه هاي متفاوتي ادامه دارد. اعتماد به وجودآمده است و همه چيز آرام پيش مي رود.
\ به خاطر اين مصاحبه از شما متشكريم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |