پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۸۲ - ۴ رمضان ۱۴۲۴
Thu, Oct 30, 2003
چشم انداز
شماره ۲۶۲۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
جوان
هزارويك شهر
چشم انداز
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
نگاه
• ترجمه: فريده اشرفي
نگاه
«پرورش به جاي تحكم»
يكي از مهمترين مسائلي كه مي توان امر پرورش را به عنوان يك غايت كلي در هر جامعه اي مخدوش سازد، روابط نامناسب بين معلمين از يكسو و مديران، مسؤولان و هيأت امناي مدارس از سوي ديگر است كه هر سال با آغاز ماه مهر و بازگشايي مدارس و فرارسيدن هفته پيوند بيشتر از پيش خود را نمايان مي سازد.
اگر منظور و هدف متخصصين از پرورش، رشد و هدايت جسماني و رواني فرد و به طور كلي رشد همه جانبه شخصيت دانش آموزان و شكوفايي استعدادهاي آنها به طور تمام عيار است مي توان گفت كه با مخدوش بودن روابط معلمين و مسؤولين مدارس نخواهيم توانست به اين مهم دست يابيم. زيرا آنچه كه معلمين را به يك حس امنيت رواني و جسماني مطلوب مي رساند، ذات و ماهيت حرفه اي آنها است. ايجاد رابطه مثبت و سازنده با دانش آموزان انتقال ديدگاههاي مطلوب و مثبت و ايجاد يادگيري در شاگردان همراه با هدايت آنها در جهت پذيرش ارزشها و هنجارهاي مطلوب حاكم بر جامعه از سوي معلمين آنها را براي رسيدن به آن حس تأمين روحي و جسمي آماده مي سازد. هرچند كه مزايا و حقوق مادي اين حرفه با توجه به موقعيت هاي اجتماعي موجود در جامعه بسيار پايين بوده و در برآوردن حس عزت نفس و منزلت معلمين دشواريهاي فراواني را فراهم مي آورد! نارضايتي معلمان اغلب با توجه به اختلاف ديدگاهي و نگرشي با مديران و مؤسسين مدارس فراهم مي گردد كه مي تواند امنيت شغلي آنان را به مخاطره بيندازد و اين مسأله بيشتر از هر جاي ديگر خاص مدارس غير دولتي و غير انتفاعي است.
معلميني كه با ارائه شيوه هاي جديد آموزش سعي در نوسازي چهره هاي كهنه و مخدوش آموزش و رسيدن به تعريف درستي از پرورش در جامعه هستند سخن از آزادي در امر آموزش را نه حق انتخاب و گزينش به دانش آموزان و مشاركت در امر آموزش به ميان مي آورند. از ديدگاه چنين معلميني كه با روان شناسان پرورشي واجد گرايشهاي انسان گرايانه همگام مي باشند، مشاركت از يك عمل منفعلانه به كنشي آگاهانه تبديل مي شود كه در آن افراد به طور هدفمند واجد روابط متقابل هستند. در چنين محيطي اجازه گسترش خودآگاهي يا شناسايي خويشتن، حق انتقادپذيري از روشهاي آموزشي ماقبل تاريخ و تغيير و دگرگوني محيط آموزشي اهميت مي يابد. اما آيا مدارس ابتدايي، راهنمايي و مقطع متوسطه در كشور ما باتوجه به اين امور مهم در صدد پرورش در حين آموزش هستند؟ آيا اجازه و فرصت لازم و كافي براي بازسازي انديشه هاي در هم ريخته قديمي و زوال يافته به معلمين داده مي شود.
با نگاهي به نتايج به دست آمده از مركز پژوهشهاي جوانان در نهاد رياست جمهوري شاهد نگرشي منفي از سوي دانش آموزان به مدارس هستيم تا جايي كه بيش از ۶۸درصد از آنها مدرسه را پايگاهي براي راحتي وجدان خود مي دانند كه روزانه ۶ تا ۸ ساعت از عمر خويش را تنها به بهانه يادگيري در آن تلف مي كنند و اين در حالي است كه تعداد كثيري از معلمين به وجود روابط تحكم آميز از سوي مديران و مسؤولان مدارس اذعان مي دارند. آنها مضطربانه با بيم از دست رفتن شغل، روز ها را سپري مي كنند و دقيقاً به همين دليل مجبور و ملزم به اطاعت از مدل هاي نامفهوم و ناقص مسؤولين مدارسشان هستند. در يك نگاه كلي به نظر مي رسد آنچه كه امروزه و در بسياري از كشورهاي توسعه يافته جهان ازاهميت چشمگيري برخوردار است وجود محيط آموزشي سازنده است كه در آن معلمين، متعلمين و مسؤولان به عنوان رئوس مهم اين سه گوش احساس عدالت و برابري مي كنند و روحيه نقد پذيري، اصلاح و دوباره سازي پاي ثابت نگرشهاي آنان را مي سازد نقش گويه هايي نظير آزادي، حق انتخاب و مشاركت را نه تنها براي دانش آموزان بلكه براي معلمين نيز ارزشمند است. آيا به راستي بدون وجود چنين عواملي مي توان به توسعه رسيد يا بايد تا ابد درگير و شاهد روشهاي آموزشي استبدادي و به تبع آن توسعه نيافتگي در جامعه مان باشيم؟!
حميرا آزادمنش، كارشناس ارشد روان شناسي تربيتي
نگاهي به اعطاي جايزه امسال «بوكر» به DBC Pierre
«پي ير كثيفه» پر ارزش ترين جايزه ادبي را ربود
• ترجمه: فريده اشرفي
142038.jpg
لندن: ۱۴ اكتبر ـ دي.بي.سي. پي ير (DBC Pierre) نويسنده استراليايي، جايزه بوكر، مهم ترين جايزه ادبي انگلستان را براي كتاب Vernon God Little دريافت كرد. اين كتاب رماني طنزآميز و انتقادي درباره گناه و رستگاري است كه داستان آن در تگزاس اتفاق مي افتد. شخصيت اصلي رمان نوجوان ۱۵ ساله اي است كه متهم به قتل عام در دبيرستان خود مي شود. اين اولين رمان پي ير ۴۲ ساله است. جان كري، رياست هيأت داوران، آن را چنين توصيف مي كند: «يك كمدي سياه خيره كننده كه نه تنها هراس، بلكه شيفتگي ما به آمريكاي مدرن را منعكس مي كند.»
نويسنده در يك كنفرانس خبري در موزه بريتانيا خود را ناگزير از نوشتن اين كتاب دانست و آن را راهي براي مقابله با گذشته خود خواند كه «دوزخ فريب و شكست» مي ناميدش.
او گفت: «يا بايد اين كار را مي كردم يا يك طناب بلند مي گرفتم و در يك جنگل، خودم را حلق آويز مي كردم.»
پي ير در گفت و گوي ويژه اي با «گاردين» اعتراف كرد كه بعد از سالها اعتياد و رفتار گمراهانه، حتي جنايتكارانه، نويسنده شده است. او حتي اقرار كرد كه يك بار آپارتمان دوست خود را در اسپانيا به قيمت دهها هزار دلار فروخته است.
وي به گاردين گفت: «من به كارهايي كه كرده ام، تمام زناني كه از دست داده ام و تمام افراد خوبي كه اعتمادشان به من نابود شد، افتخار نمي كنم، اما از جهتي، احساس آرامش مي كنم كه آن دوران براي هميشه به پايان رسيد.»
آنطور كه او مي گويد، بدهكاري باقيمانده او بالغ بر صدها هزار دلار مي شود و با نوشتن اين كتاب كه بزودي به وسيله انتشارات «كنن گيت» (Canongate) در ايالات متحده منتشر مي شود، سرانجام فرصت بازپرداخت ديون خود را خواهد يافت.
با اين كه نام واقعي او پيتر ورن فينلي (Peter Warren Finlay) است، اما عنوان فعلي او از جانب دوستانش از يك شخصيت كارتوني استراليايي گرفته شده و به معناي «پي ير كثيفه» است. او كه اين لقب را به عنوان نام مستعارش به كار مي برد، مي گويد: (DBC دلالت بر "Dirty But Clean"، «كثيف اما تميز» دارد.)
«جايزه بوكر» كه مبلغ آن ۵۰۰۰۰ پوند (معادل ۸۰۰۰۰ دلار) است، هر سال به اثري داستاني به قلم يك نويسنده در انگلستان، كشورهاي مشترك المنافع يا جمهوري ايرلند اهدا مي شود و عملاً تبليغ بسيار زيادي را براي نويسنده برنده تضمين مي كند. تأثير اين جايزه به حدي است كه يان مارتل، نويسنده برنده سال قبل، تاكنون بيش از يك ميليون نسخه از كتاب The Life of Pi خود را به فروش رسانده است.
رئيس هيأت داوران بوكر مي گويد: چهار تن از پنج داور امسال به Vernon God Little رأي دادند. وي اضافه مي كند: «زبان اين اثر بي نهايت زنده و واضح و بسيار مبتكرانه است.»
عنوانهاي ديگر در فهرست نامزدهاي نهايي اينها بودند: Notes on Scandal، اثر زوي هلر، Brick Lane، اثر مونيكا علي، Oryx and Crake، اثر مارگارت ات وود، Astonishing Splashes of Color، اثر كلير مورال و The Good Doctor، اثر دمن كالگت.
پيتر ورن فينلي، اين رمان نويس عجيب و غريب و منتخب هيأت داوران جايزه بوكر، براي دوستان و طلبكاران فراوانش هميشه «پي ير كثيفه» باقي خواهد ماند.
هم اكنون، دليل همه چيز آشكار شده است. فينلي در يك سلسله اعترافات عجيب و غريب به گاردين، اذعان كرده كه خانه بهترين دوستش را فروخته و گريخته تا خرج كوكايين و عادت قماربازي اش كند. فينلي در استراليا و مكزيك سعي كرده فيلمي درباره جست و جوي خود براي طلاي افسانه اي آخرين امپراتوري آزتك، مونته زوما، بسازد.
اين نويسنده استراليايي ادعامي كند كه بارگناه و ندامت روي شانه هاي او سنگيني مي كند و ده سال گذشته را به مثابه يك گوشه نشين واقعي گذرانده است: فكرم را با موسيقي سمفونيك روسي دوباره تنظيم كردم... من خودم را دوباره متمركز و تجزيه و تحليل كردم.
بازگشت يك خطاكار
درواقع ندامت و احساس پشيماني است كه او را به نوشتن اين كتاب راهنمايي كرده است. فينلي، اين رمان را با رستگاري فكري و با نام مستعار بي.بي.سي.پي ير مي نويسد تا پس از سالهاي سپري شده در «دوزخ فريب و شكست»، به عنوان يك فيلمساز ناموفق، قمارباز معتاد، هنرمند گرافيست و گاهي اوقات يك قاچاقچي، «شروعي تازه» محسوب شود. اما درحالي كه تحسين ها و ابراز احساسات براي رمان او افزايش مي يافت و نامزدي او براي تصاحب جوايز معتبري امثال جايزه بوكر و «جايزه اولين كتاب گاردين» مطرح مي شد، نگراني هاي فينلي نيز از اين كه آن روز موعود فرابرسد كه او شناخته شده و ماسك از چهره اش برگرفته شود، فزوني مي يافت.
سرانجام آن لحظه، چندي پيش فرارسيد، زماني كه قرباني اصلي او، رابرت لنتن درخانه خود در فيلادلفيا براي خبرنگار «گاردين ويكلي» گشود و ديد آن مردجوان با جذبه اي جادويي، كه شانزده سال پيش او را با دست خالي رها كرده بود و قلب دخترخوانده او را شكسته بود، خود را دوباره بازيافته است، ولي اين بار به عنوان يك رمان نويس.
لنتن نيز خود با ارجاع ارزشمند به شاهكار انسان دوستانه ويكتورهوگو، بينوايان، به عنوان مردي كه براثر خطاي فينلي بيشترين آسيب را متحمل شده ـ وحتي سلامتي خود را ازدست داده ـ مايل است با وجود اعتراضات خانواده برآشفته و عصباني اش، فينلي را ببخشد.
رابرت لنتن، يك هنرمند مسن آمريكايي است ك فينلي را دراواسط دهه ۱۹۸۰ شهر اسپانيايي گرانادا ملاقات كرد. وي بزودي خود را درحكم مرشد و راهبر اين استراليايي جوان ديد. فينلي پسر دانشمند متمولي بود كه خانواده اش به شهر مكزيكوسيتي نقل مكان كردند. اما پس از مرگ پدر، زماني كه او ۱۹ساله بود، شروع به بدرفتاري كرده و معتادشد.
اين نويسنده تصميم گرفته است به عنوان غرامت، ۷۰‎/۰۰۰دلار به آقاي لنتن بپردازد. وي درگفت وگو با گاردين گفت: روزي كه تصميم گرفتم تمام فكرم را متوجه نوشتن اين كتاب كنم. اين تصميم را هم گرفتم كه گذشته خود را جبران كنم. فرقي نمي كرد چقدر براي من گران تمام شود. آن وقت و تنها همان وقت من قادر خواهم بود اين بار سنگيني كه زندگي مرا تحت فشار قرارداده برزمين بگذارم... هيچ آرامشي نداشتم. هيچ استراحتي، اين يك اديسه كابوس وار از بخش هاي هومري است. حالا مي خواهم همه كارها را روبه راه كنم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |