پنجشنبه ۲۵ فروردين ۱۳۸۴ -
Thu, Apr 14, 2005
ماجرا
۳۱۰۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
حوادث طبيعى
عاملان قتل پسر ۶ساله خوزستانى در آستانه اعدام قرار گرفتند
پليس خانواده
جسدى در داخل كمد چوبى
گروه حوادث: جسد مرد جوانى كه در داخل كمدى جاسازى شده بود، در بيابان هاى اطراف شهر رى پيدا شد.
اين حادثه هنگامى رخ داد كه مأموران شهردارى در بيابان هاى اطراف شهر رى يك كمد چوبى را ميان زباله ها پيدا كردند.آنان وقتى در اين كمد را باز كردند، در كمال تعجب با پيكر خون آلود مرد جوانى روبرو شدند.به دستور بازپرس ابراهيمى جسد براى انجام تحقيقات درباره چگونگى وقوع جنايت به پزشكى قانونى انتقال داده شد.
حوادث طبيعى
توفان
207075.jpg
آيا هرگز از خود پرسيده ايد اگر محل سكونت شما در معرض توفان شديد يا گردباد و يا تندباد و كولاك قرار گيرد چه اتفاقى رخ خواهد داد؟
نزولات آسمانى سنگين (باران هاى شديد)، بادهاى شديد و صاعقه كه با توفان همراه هستند، مى توانند به اموال شما خسارت وارد كنند و زندگى تان را نيز به خطر اندازند.سعى كنيد بفهميد چه توفان هايى ممكن است در منطقه شما رخ دهد و در چه زمانى از سال، احتمال وقوع آن بيشتر است.در زمان وقوع حادثه، رسانه هاى گروهى وارد عمل مى شوند تا هشدارهاى عمومى را به همگان اعلام كنند. اگر به توصيه هاى آنها گوش فرا دهيد. متوجه خواهيد شد كه چه هنگام توفان به منطقه شما نزديك مى شود.مرحله بعد آن است كه بدانيد براى حفاظت از خانه و خانواده خود، چه مى توانيد بكنيد.

رعايت نكات ايمنى هنگام وقوع توفان

*  جريان برق، آب و گاز را با رعايت اصول ايمنى قطع كنيد.
*  فوراً دستگاه هاى گازسوز يا نفت سوز را خاموش كنيد.
*  اگر وقت كافى داريد پنجره هاى منزل خود را با تخته هاى محكم ببنديد مى توانيد براى تقويت پنجره ها از نوار چسب استفاده كنيد.
*  براى حفاظت درهاى بيرونى از بست هاى قوى استفاده كنيد.
*  از در و پنجره دور شويد تا از خطر پرتاب شيشه شكسته در امان بمانيد. مراقب درختان و تيرهاى برقى كه آسيب ديده و يا احتمال سقوط دارند باشيد.
*  هر چيزى را كه ممكن است در داخل و خارج خانه به اطراف پرت يا شكسته شود محكم كنيد.
*  اگر مقامات مسؤول به شما توصيه كرده اند كه محل مسكونى تان را تخليه كنيد اين كار را فوراً انجام دهيد.
*  اگر در خارج از منزل گرفتار توفان شديد، فوراً به پناهگاه برويد. به عنوان آخرين چاره در يك گودال، حفره يا مجراى آب بخوابيد.
*  اگر هنگام وقوع توفان داخل اتومبيل هستيد در سمت راست جاده و در محل مطمئنى توقف و موتور خود را خاموش كنيد.
* جهت وسيله نقليه را در مسير باد قرار دهيد. سپس پنجره اتومبيل را كمى پايين بياوريد تا تعادل فشار در اتومبيل برقرار شود.
*  اگر امكان خارج شدن از اتومبيل و پناه بردن در نقطه امن وجود دارد به سرعت اين كار را انجام دهيد.
* بعد از توفان هاى شديد خطر سيل و طغيان آب هاى جارى و راكد وجود دارد.
جاده
رانندگى در سربالايى و سرعت كم
وقتى در جاده ها به هر علت مجبور هستيد با سرعت كم رانندگى كنيد بايد ديگر همكاران و خودروهاى پشت سر را هم در نظر بگيريد و نگاهى به صف طولانى خودروهاى پشت سر بيندازيد اگر در حال رانندگى اعصابتان ناراحت است و خسته هستيد يا خودرو شما داراى عيب و نقص است و يا در سر بالايى ها در حال رانندگى هستيد و پشت سر شما تعداد زيادى خودرو جمع شده است لازم است به اولين پاركينگ رفته و چند دقيقه توقف كنيد كه ديگر رانندگان بتوانند به راه خود ادامه دهندو در صورت وجود باند كندرو در جاده، به باند كندرو كنار جاده برويد تا خودروهاى ديگر كه پشت سرشما در حال حركت هستند بتوانند راحت تر به راه خود ادامه دهند. در جاده ها زياد مشاهده شده راننده اى بى تفاوت نسبت به ديگر رانندگان به راه خود ادامه مى دهد و اعصاب و روان ديگران را ناراحت كرده و باعث حادثه مى شود.
عاملان قتل پسر ۶ساله خوزستانى در آستانه اعدام قرار گرفتند
گزارش يك پرونده سياه
207096.jpg
گروه حوادث: عاملان قتل يك كودك خوزستانى با تأييد حكم قصاص شان از سوى قضات ديوان عالى كشور در آستانه اعدام قرار گرفتند.
قربانى ۶ساله حادثه كه «حسين سياحى» نام دارد، هنگام بازى در مقابل در ورودى استاديوم ورزشى شهر دشت آزادگان به طور اسرارآميزى ناپديد شد كه پس از گذشت ۹روز پيكر بى جانش در حاشيه شهر پيدا شد. بنا به اين گزارش ، به دنبال اعلام شكايت يك مأمور نيروى انتظامى در كلانترى ۱۱ دشت آزادگان تجسس هاى پليسى براى به دست آوردن ردى از پسر بچه ناپديد شده آغاز شد. اين پدر درباره ماجراى ناپديد شدن پسرش گفت: ساعت ۱۷ عصر روز دهم بهمن ماه سال۸۱ پسرم براى بازى به حوالى استاديوم ورزشى شهرمان رفت، وقتى هوا تاريك شد و خبرى از بازگشت او نشد جست وجو را آغاز كرديم ولى هيچ كس اطلاعى از او نداشت. با دستور مقامات قضايى دادگسترى دشت آزادگان تحقيقات گسترده تر شد.
در حالى كه با گذشت ۹روز از ماجراى ناپديد شدن اين پسر بچه پليس نتوانسته بود هيچ ردى از او به دست آورد. مرد چوپانى به هنگام عبور از مقابل ساختمان نيمه ساز بيمارستانى كه در حاشيه كمربندى دشت آزادگان واقع شده است، با پيكر بى جان پسر بچه اى روبرو شد.
با تماس تلفنى اين مرد اكيپى از مأموران پليس در محل حادثه حاضر شده و تحقيق درباره آثار و نشانه هاى باقى مانده در محل را آغاز كرد. پيكر بى جان پسر بچه در حالى پيدا شد كه دست و پايش با طناب بسته شده و لباس به تن نداشت. وقتى پدر پسر بچه ناپديد شده با حضور در پزشكى قانونى هويت جسد را شناسايى كرد، تحقيقات براى رديابى عامل يا عاملان جنايت آغاز شد. از سوى ديگر پزشكان قانونى پس از بررسى هاى تخصصى خود با اعلام اينكه حداقل يك هفته از مرگ پسر بچه مى گذرد علت مرگ را فشار بر عناصر حياتى گردن و خفگى با طناب اعلام كردند.
دستگيرى يك متهم
با گذشت ۹ماه از پيدا شدن جسد پسر بچه ۶ساله در حالى كه تحقيقات پليس دشت آزادگان با بن بست روبرو شده بود، پسر ۱۹ساله اى به نام «ناصر» به اتهام كيف قاپى از سوى مأموران كلانترى ۱۳ اهواز دستگير شد.
اين متهم در حين بازجويى از راز قتل هولناك پسر بچه اى در شهر دشت آزادگان پرده برداشت.
وى در اعترافات خود گفت، عصر روز حادثه از استاديوم كه بيرون آمديم، «حسين» در حال بازى بود. به بهانه اى او را به خانه «عارف» و «على» برديم. دست و پايش را بستيم. دو روز در بالاخانه حبس اش كرديم. براى اينكه كسى از ماجرا بويى نبرد به همراه پدر و خانواده حسين كه در همسايگى دوستانم ساكن هستند، دنبال او مى گشتيم. شب سوم پس از بستن دست و پاى پسر بچه او را به ساختمان نيمه ساز خارج از شهر برديم و پس از تجاوز به او با پيچاندن بند شلوار به دور گردنش او را خفه كرده و جسدش را همانجا رها كرديم.
به دستور قاضى شعبه سوم دادگسترى دشت آزادگان با انتقال متهم دو همدست او نيز بازداشت و در جريان بازجويى هاى قضايى و پليسى ارتكاب به قتل را به گردن گرفتند . قاضى اين شعبه پس از برگزارى جلسات محاكمه ناصر متهم رديف اول را به اتهام قتل عمد پسر بچه ۶ ساله به قصاص و متهمان رديف دوم و سوم را به اتهام معاونت در قتل به ۱۵ سال حبس محكوم كرد . در اين رأى قضايى همچنين هر يك از متهمان به اتهام آدم ربايى به ۱۵ سال حبس محكوم شده بودند ولى از آنجايى كه متهمان اتهام تجاوز را نپذيرفته بودند در اين باره قاضى آنها را بى گناه شناخته بود .
با توجه به اعتراض پدر قربانى جنايت به اين رأى ، پرونده به ديوان عالى كشور ارجاع شد .
قضات شعبه ۲۷ ديوان عالى كشور پس از بررسى مجدد پرونده رأى دادگاه بدوى را نقض و پرونده را براى رسيدگى مجدد به شعبه هم عرض ارجاع كردند.
قاضى شعبه چهارم دادگسترى وقت آزادگان نيز پس از برگزارى جلسه محاكمه و انجام تحقيقات تكميلى با احراز بزهكارى متهمان هر سه متهم را به جرم لواط به عنف به پسر بچه ۶ ساله به اعدام با چوبه دار در ملأ عام محكوم كرد .
در اين رأى همچنين متهمان رديف دوم و سوم به جرم امساك در قتل عمدى به حبس ابد محكوم شدند .
وقتى رأى صادره از شعبه چهارم دادگسترى با اعتراض وكلاى متهمان روبرو شد، پرونده بار ديگر به ديوان عالى كشور فرستاده شد . قضات ديوان عالى كشور نيز با توجه به محتويات پرونده اعتراض متهمان و وكلاى آنان را نپذيرفته و حكم صادره را قطعى اعلام كردند .
استيذان قصاص
پس از دو سال پرونده اعدام سه متهم به دفتر رياست قوه قضائيه ارسال و اعلام شد هيچ گونه منع شرعى و قانونى براى اجراى حكم قصاص وجود ندارد و تنفيذ حكم قصاص به اجراى احكام دادگسترى دشت آزادگان ارسال شد .
به دنبال اعاده دادرسى خانواده متهمان ، پرونده براى بررسى نهايى به هيأت تشخيص قوه قضائيه رفت . براساس اظهارات پدر قربانى حادثه اكنون چند ماهى از ارسال پرونده به اين قسمت از قوه قضائيه مى گذرد و على رغم دستورات ويژه رئيس قوه قضائيه هنوز حكم صادره به اجرا درنيامده است.
پليس خانواده
جيب برها
207057.jpg
بعدازظهر يكى از روزهاى نيمه دوم اسفندماه بود و همه جا شلوغ. خيابانها، مراكز خريد، فروشگاه هاى البسه، آجيل و شيرينى فروشى ها و ... بلاخره بانك ها كه عليرغم اضافه شدن ساعات كارشان، بازهم مملو از مراجعه كنندگان و مشتريان جور واجور بودند. نياز مردم به پول نقد در روزهاى آخر سال علت اصلى شلوغى بانك ها در اين ايام بوده و هرساله اين روال پابرجا و صدالبته نيز قابل پيش بينى مى باشد. جدا از مسؤولين بانك ها كه براى پاسخگويى به مشتريان شان در چنين روزهايى تدابير خاصى را اتخاذ مى كنند، گروهى از افراد خلافكار از قبيل سارقين كيف قاپ، جيب برها، زورگير ها و كف زن هاى حرفه اى نيز از اين شلوغى بانك ها نهايت سؤاستفاده را كرده و با حضور در داخل و اطراف بانكها، به شناسايى و شكار طعمه هاى خود مى پردازند.
در اين بعدازظهر آخر اسفندماه نيز در جلوى يكى از همين بانكهاى شلوغ، حادثه و سناريويى در حال شكل گيرى بود. دو نفر مرد جوان در ضلع مقابل بانك، در كنار جوى پياده رو ايستاده و يكى از آنها سيگارى در دست دارد و به فاصله هاى كوتاه، پك هاى عميقى به آن مى زند. نگاه آنها به درب بانك دوخته شده و منتظر خروج دوست خود هستند كه در داخل بانك است. دقايقى بعد مرد نسبتاً مسنى با موهاى سفيدرنگ، از در بانك خارج شده و با دست به دو مرد اشاره كرده و سپس خودش به دنبال مرد ديگرى كه بتازگى از بانك بيرون آمده مى افتد و به فاصله چندقدم او را تعقيب مى كند. مردهايى كه در آن طرف خيابان ايستاده بودند با مشاهده دوست خود كه مردى را تعقيب مى كند، به سرعت از خيابان گذشته و خود را به او مى رسانند.
مرد مسن رو به آنها كرده و مى گويد: اين بابايى كه دنبالش افتاديم. ۱۰ چك پول صدتومانى از بانك گرفته و در جيب بغل سمت راست كتش گذاشته است. يكى از مردها با شنيدن حرفهاى دوستش، بلافاصله دست در جيب كرده و دسته اى از چك پول هاى مختلف را بيرون آورده و از بين آنها، ۱۰ برگ چك پول سبزرنگ يكصدهزار تومانى را جداكرده و آنها را با مهارت در داخل آستين كاپشن خود جاسازى مى كند. مردها بلافاصله از هم جداشده و مرد مسن از جلو و دو مرد ديگر با فاصله، به دنبال او شروع به حركت مى كنند. مرد مسن همانطور كه در تعقيب مرد خارج شده از بانك است و لحظه اى چشم از او برنمى دارد، به دنبال فرصتى است كه بتواند نقشه خود را عملى كند.
مردى كه مورد تعقيب قرارگرفته، با خيالى آسوده و بى خبر از اينكه سه نفر او را زيرنظر دارند در پياده رو حركت كرده و هرچند وقت نيز جلوى ويترين مغازه ها توقف كوتاهى كرده و دوباره به حركت خود ادامه مى دهد. مردها نيز پا به پاى او حركت كرده و با حفظ فاصله خود، لحظه اى از او چشم برنمى دارند و بالاخره زمانى كه مرد جلوى دكه روزنامه فروشى مى ايستد و مشغول مطالعه تيتر صفحه اول روزنامه هايى كه روى زمين چيده شده مى گردد، مرد مسن، خود را به او رسانده و در كنارش ايستاده و او نيز وانمود مى كند كه مشغول مطالعه تيتر روزنامه ها است. در همين حال، همدست ديگر مرد مسن نيز فاصله خود را كم كرده و خودش را به آنها مى رساند و او نيز در طرف ديگر مرد مورد نظر مى ايستد. مرد سوم همچنان دور ايستاده و آنها را زيرنظر دارد. لحظه اى بعد، مرد مسن فريادى زده و وحشت زده وانمود مى كند كه به دنبال چيزى در جيب هايش مى گردد. چند نفرى كه جلوى دكه روزنامه فروشى ايستاده بودند بى اختيار متوجه او شده و با نگاههاى تعجب زده به او خيره مى شوند. همدست مرد مسن كه به فاصله كوتاهى از او ايستاده است، اولين كسى است كه سؤال مى كند: پدرجان چى شده؟ مشكلى پيش آمده است؟
مرد مسن در حالى كه دو دستى به سر خود مى كوبد با صدايى ناراحت پاسخ مى دهد: بيچاره شدم، تمام پولى را كه چند دقيقه پيش از بانك گرفته بودم از جيبم سرقت كرده اند، آى مردم، تو را به خدا كمكم كنيد. يكى از مشتريان روزنامه فروشى كه در حال پرداخت وجه به دكه دار است با لحن تمسخرآميزى جواب مى دهد: باكى نيست پدرجان، حتماً طرف بيشتر از شما به آن پول نياز داشته است.
مرد مسن كه از اين حرف بسيار عصبانى شده بود در حالى كه او را نفرين مى كند مى گويد: اصلاً از كجا معلوم كه تو خودت دزد نباشى و جيبم را خالى نكرده اى؟
مرد مشترى كه مى بيند با شوخى نابجايى كه كرده، نزديك است در مظان اتهام قرارگيرد، ضمن عذرخواهى از پيرمرد پاسخ داد: اى بابا، من همين حالا اين جا رسيدم و از كسبه اين محله هستم، مغازه ام هم چندقدم بالاتر است. مرد مسن بلافاصله بطرف همدست خود و مردى كه چند لحظه پيش او را تعقيب كرده بودند برگشته و در حالى كه يقه همدست خود را مى گرفت فرياد زد: اين دو نفر را من داخل بانك ديدم، حتماً از همان جا مرا زيرنظر داشته اند و اين جا جيبم را زده اند. مردى كه مورد تعقيب قرارگرفته بود تعجب زده و با دهانى باز، به پيرمرد خيره شد و يادش آمد كه او را داخل بانك ديده است. همدست پيرمرد در حالى كه سعى مى كرد يقه اش را از دست او خلاص كند با ناراحتى پاسخ داد: پدرجان اين كارها چيست مى كنى؟ درسته كه ما چند لحظه پيش داخل بانك بوده ايم ولى اين دليل نمى شود كه جيب بر باشيم.
پيرمردى در حالى كه هنوز اظهار ناراحتى مى كرد با صداى بلند فرياد زد: من نمى دانم، بايد شما دونفر را كه از داخل بانك تا اين جا مرا تعقيب كرده ايد نگه دارم و به پليس تحويل بدهم.
در اين لحظه، مردى كه مورد تعقيب قرارگرفته بود با عصبانيت جواب داد: يعنى چى، اين كه درست نيست همين طورى هر كس را كه دلت خواست تهمت زده و متهم كن. سپس سعى كرد راهش را از بين جمعيتى كه با فرياد و سروصداى پيرمرد اطراف آنها جمع شده بودند باز كرده و از آنجا دور شود. ولى پيرمرد كه متوجه شد سوژه مورد نظر مى خواهد از آنجا دور شود بلافاصله يقه همدست خود را رها كرده و به سرعت خودش را به مرد رسانده و در حالى كه آستين كت او را گرفته و مى كشيد فرياد مى زد: آى مردم، اگر اين مرد بى گناه است چرا مى خواهد از اين جا فرار كند، محض رضاى خدا يكى به من پيرمرد كمك كرده و پليس را خبر كند. در اين لحظه همدست دوم پيرمرد كه خودش را به جلوى دكه روزنامه فروش رسانده بود مداخله كرده و در حالى كه از پيرمرد و مرد مورد نظر مى خواهد كه آرامش خود را حفظ كنند رو به جمعيت كرده و مى گويد: اين پيرمرد جاى پدر ما است و البته حق هم دارد، هر كدام از شماها هم كه پولتان را از جيبتان سرقت مى كردند همين حال را داشتيد و بالاخره به چند نفر هم مظنون مى شديد، به نظر من بايد به ايشان كمك كرد و يك نفر به پليس خبر بدهد. همدست پيرمرد كه لحظه اى پيش يقه اش را از دست او بيرون آورده بود با ناراحتى پاسخ داد: اى بابا، پليس براى چى؟ اگر اين آقا به من مظنون است بيايد تمام جيب هاى مرا بگردد.
همدست دوم پيرمرد نيز كه گرداننده اين معركه شده با اين پيشنهاد موافقت كرده و از پيرمرد مى پرسيد: پدر جان پولهاى شما چقدر و چطورى بود؟ - پيرمرد كه همچنان آستين كت مرد مورد نظر را در دست دارد پاسخ مى دهد: دو بسته اسكناس هزار تومانى بود كه چند لحظه پيش از همين بانك بالاى خيابان گرفته بودم، به خدا تمام حقوق بازنشستگى من بود و بايد مخارج عيد و زندگيم را با آن تأمين مى كردم.
و بعد مانند هنرپيشه اى ماهر، شروع به گريه كردن نمود. به طورى كه تمام كسانى كه در آنجا جمع شده بودند، منجمله مرد مورد نظر متأثر شدند.
همدست دوم پيرمرد كه اوضاع را مناسب مى ديد رو به مرد مورد نظر و ديگر همدست خود كرده و گفت: خيلى بايد ببخشيد، اگر اجازه بفرماييد براى اينكه خيال اين پيرمرد هم راحت شود بنده به عنوان يك فرد بى طرف، جيب هاى شما را بگردم، البته هر طور كه صلاح مى دانيد؟ اگر مى خواهيد اين كار را به پليس بسپاريم. همدست ديگر او بلافاصله جواب داد: نه آقا، ما كه از خودمان شك نداريم، هيچ اشكالى ندارد، بفرمائيد اول جيب هاى بنده را بگرديد. مرد مورد نظر نيز كه در حالت رو دروايسى گير كرده بود اظهار داشت موافق است جيب هاى او را نيز جست و جو كنند. مرد كه احساس مى كرد نقشه آنها گرفته است از پيرمرد خواست كه آستين كت مرد مورد نظر را رها كند تا او بتواند جيب هاى او را بگردد. سپس شروع به جست و جو نموده و ابتدا جيب هاى شلوار و روى كت مرد مورد نظر را دست كرده و مقدارى پول خرد و دسته كليد و كيف پول او را خارج نموده و روى بسته روزنامه ها گذاشته و بعد از داخل جيب بغل كت او دسته چك پول را بيرون آورده و به پيرمرد نشان داده و گفت: ببين پدرجان، اين ها چك پول هستند و نمى توانند پول هاى تو باشند، اين بنده خدا اصلاً بسته اسكناس هزار تومانى همراه ندارد. سپس در حالى كه چك پول ها همچنان در دستش بود، خم شده تا بقيه وسايلى را كه از جيب هاى مرد خالى كرده و روى روزنامه ها گذاشته بود برداشته و به او بدهد، اما در همين لحظه پيرمرد به طرف همدست ديگر خود خيز برداشته و در حالى كه يقه او را گرفته بود فرياد زد: من از اول دانستم كه اين مرد بايد دزد باشد، حتماً پولهايم در جيب اوست.
با اين حركت پيرمرد، قدرى اوضاع متشنج شده و حواسها به طرف او جلب شد و همدست دوم پيرمرد كه خم شده بود به سرعت و با مهارت فوق العاده، چك پول هاى مرد مورد نظر را در آستين ديگر كاپشن خود فرو برده و چك  پول هاى تقلبى را كه از قبل در آستين خود پنهان نموده بود خارج كرده و پس از برداشتن ديگر وسايل چيده شده روى روزنامه به دست مرد مورد نظر داده و از او خواست، حالا كه از وى رفع سوء ظن شده بهتر است از آن جا برود و بعد به طرف پيرمرد رفته و از او خواست تا اجازه دهد جيب هاى مرد را جست و جو كند. لحظاتى بعد كه محتويات جيب هاى مرد نيز تخليه و اثرى از بسته هاى اسكناس هزار تومانى پيدا نشد، پيرمرد كه نشان مى داد از فرط ناراحتى حالش به هم خورده است، به حالت غش روى زمين ولو شد. در حالى كه چند نفر كمك مى كردند تا پيرمرد را از روى زمين برداشته و به گوشه پياده رو ببرند مرد مورد نظر كه وسايل و كيفش را در جيب گذاشته بود پس از شمارش چك پولها و اطمينان از اينكه تعداد آنها كم نشده است، چك پول ها را داخل جيب بغل كت خود گذاشته و اصلاً متوجه نشد كه چك پول هاى اصلى كه او از بانك گرفته بود با چك پول هاى تقلبى عوض شده اند.
توصيه هاى انتظامى
- هنگام مراجعه به بانك و دريافت پول، اجازه ندهيد كه ديگران متوجه شوند چه مقدار پول يا چك پول را دريافت و در كجا پنهان نموده ايد.
- پس از گرفتن پول يا چك پول از بانك ها، از پياده روى يا توقف هاى بى مورد خوددارى كرده و در صورت مشاهده نزاع هاى ساختگى و يا حوادث ديگر، كاملاً مراقب جيب هاى خود بوده و اغفال صحنه سازى جيب برها نشويد.
دستگيرى سارق مسلح در سنندج
گروه حوادث: سنندج- خبرنگار ايران: سارق مسلحى كه اقدام به زورگيرى خودرومى كرد در سنندج دستگير شد.
به گزارش مركز اطلاع رسانى فرماندهى انتظامى كردستان اين سارق مسلح كه چند روز قبل خودروى پرايدى را با تهديد راننده سرقت كرده بود در يكى از خيابان هاى سنندج شناسايى و دستگير شد.
مرگ دلخراش زن سالخورده
گروه حوادث: سنندج- خبرنگار ايران: زن سالخورده اى در حادثه  برخورد با يك دستگاه خودرو سنگين جان باخت.
اين حادثه زمانى اتفاق افتاد كه اين زن كه از ضعف جسمانى رنج مى برد قصد داشت از پياده  رو وارد خيابان شود كه پس از برخورد با جدول كنار خيابان نقش زمين شد.
در اين لحظه راننده خودرو سنگين كه در حال حركت به سوى عقب بود زن سالخورده  را زير گرفت.
۲۰۰سال زندان به خاطر تجاوز به ۳ كودك
گروه بين الملل: مرد آمريكايى به جرم تجاوز به سه كودك به ۲۰۰سال زندان محكوم شد. اين مردكه «گورييلو» نام دارد به سه كودك را كه از اقوامش بودند، ۹۹بار تجاوز كرده است.
اين مرد از روبرو شدن با كودكان در دادگاه خود اجتناب كرد و به قاضى شهر «نيومكزيكو» گفت: اگر اين كودكان دردادگاه حضور داشته باشند، وى نخواهد آمد. اين مرد پس از تجاوز به دختر ۹ساله اش و گزارش بيمارستان دستگير شده بود.
مرگ پدربزرگ فداكار
گروه بين الملل : پدربزرگ فداكار حين درگيرى پسرش با يك مرد ديگر ، خود را سپر بلا قرارداد وازكشته شدن نوه ۱۸ ماه اش جلوگيرى كرد.«خباريونورا» درمنزل پسرش مهمان بود كه پسرش و دوستش درپى مصرف مشروبات الكلى با هم درگير شدند. پسر وى اسلحه خود را به سمت دوستش نشانه گرفت كه ناگهان نوزاد كوچك جلوى اسلحه قرار گرفت «نورا» به سرعت خود را سپر بلاى نوه اش كرد  كه دراثر اصابت گلوله به قتل رسيد. پليس پسر وى را به زندان افكند.
دستگيرى دانش آموزان آمريكايى به اتهام جعل حواله هاى بانكى
سه دانش آموز پايه ششم ابتدايى يك مدرسه در آمريكا به اتهام جعل حواله هاى بانكى دستگير شدند.
پليس آمريكا يك دانش آموز پايه ششم ابتدايى مدرسه اى را به اتهام جعل حواله اى بانكى دستگير كرد.اين دانش آموز هفته پيش با استفاده از رايانه عمويش، اقدام به ايجاد يك حواله بانكى جعلى نمود، سپس آن را در اختيار دو دانش آموز مقطع بالاتر قرار داد. در پى آن، اين دانش آموزان با استفاده از اين حواله از بوفه مدرسه خريد كردند و متصدى بوفه وقتى متوجه شد روزهاى بعد با دقت بيشترى در اين زمينه عمل كرد تا اين كه پليس را در جريان گذاشت.
يك مرد آمريكايى دختر ۹ ساله اى را زنده به گور كرد
يك مرد ۴۶ ساله آمريكايى به نام « كااى» كه چندى پيش به اتهام تعرض و كشتن يك دختر ۹ ساله به نام «جسيكا مارى لانسفورد» روانه بازداشتگاه شده بود ادعا كرد كه دختربچه را زنده در خاك دفن كرده است.
مأموران پليس در تاريخ ۲۴ فوريه امسال پس از آن كه جسد دختربچه را پشت خانه اش كشف كردند، در ابتدا به همسايگان مشكوك شدند و بدين ترتيب« كااى» كه داراى ۳۰ سال سابقه شرارت و تخلف است و از همسايگان خانواده « جسيكا» محسوب مى شود، در تحقيقات اوليه پليس، مورد ظن آنها قرار گرفت و دستگير شد. اگرچه آزمايشات اوليه از مقتول علت مرگ را خفگى نشان مى داد ولى با توجه به اظهارات متهم در مورد زنده به گور كردن « جسيكا» تحقيقات آنان در اين زمينه همچنان ادامه دارد.
دستگيرى مرد اسيدپاش
گروه حوادث: سنندج خبرنگار«ايران»: مردى كه هنگام درگيرى با شخص ديگرى با سرنگ اقدام به اسيدپاشى به او كرده بود، بازداشت شد.
براساس بررسى هاى پليسى، اين متهم در گذشته به همين شيوه به صورت سه نفر ديگر اسيد پاشيده بود.
طبق اطلاعات مركز اطلاع رسانى پليس با توجه به اينكه تعدادى از افرادى كه مورد اسيدپاشى قرار گرفته اند زن هستند ، سايتهاى كردزبان اينترنتى اسيدپاشى را به نيروهاى حزب الهى نسبت داده بودند.
مرگ تلخ شكارچى جوان
گروه حوادث : سنندج خبرنگار «ايران»، پسر جوانى كه براى شكار به كوه رفته بود به دنبال سقوط بهمن كشته شد.
اين شكارچى جوان از اهالى روستاى آسيجان ديواندره كردستان بود و«انور»، نام داشت.
حادثه هنگامى رخ داد كه قربانى حادثه به همراه سه تن از دوستانش براى شكار به كوه رفته بودند.
اهالى روستا پس از مطلع شدن از اين حادثه جسد شكارچى جوان را از زير برف بيرون كشيدند.
پسر صاحبخانه همدست دزدان بود
گروه حوادث : پليس خراسان پسر جوانى را به اتهام همدستى با دزدان در سرقت از خانه پدرش بازداشت كرد.
تحقيقات پليس به دنبال مراجعه مردى به كلانترى هاشمى نژاد و شكايت او آغاز شد.اين مرد ادعا كرد سه نفر كه صورت خود را پوشانده بودند وارد خانه ام شده و با تهديد كارد و بستن دست وپاى من و افراد خانواده ام، ۴۰هزار تومان وجه نقد و چهار قاب ساعت مچى را به سرقت بردند.
مأموران آگاهى در بررسى هاى خود به پسر صاحبخانه مظنون شده و او را تحت بازجويى قرار دادند. اين متهم نيز در اعترافات خود به همدستى با دزدان اعتراف كرد.
كشف مواد مخدر داخل شيشه هاى كاكائو
گروه حوادث - قزوين خبرنگار «ايران»: يك قاچاقچى موادمخدر هنگامى كه سعى داشت ۲۰كيلوگرم حشيش را در بسته هاى كاكائو حمل كند، دستگير شد.مأموران نيروى انتظامى قزوين به راننده يك خودروى پرايد مظنون شده و در بررسى از داخل خودرو ۲۰كيلوگرم مواد مخدر به دست آوردند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |