دبيران و نويسندگان نشريه سينمايى «ايندى واير» براى هفتمين سال پياپى فهرستى از بهترين فيلم هاى سال ۲۰۰۴ از سراسر جهان را كه در جشنواره ها و رويدادهاى سينمايى ديده اند و امكان پخش و نمايش در آمريكا را به دست نياورده اند، معرفى كردند.
اين حركت نوعى حمايت از سينماى مستقل و هنرى است كه به لحاظ اقتصادى توان مقابله با جريان اصلى سينما در آمريكا و امواجش در سراسر دنيا را به دست نمى آورد و فرصتى براى مخاطبان جدى تر سينما تا به شكل هاى مختلف فرصت تماشاى اين فيلم ها را به دست آورند. بخصوص كه ايندى واير براى دومين بار با همكارى مؤسسه فيلم كاليفرنيا تعدادى از فيلم هاى اين فهرست را در مجموعه اى با عنوان «جواهرهاى كشف نشده» از اول آوريل به مدت هفت روز به نمايش گذاشت. اين ۹ فيلم از ميان فهرست ۱۵ تايى ايندى واير انتخاب شدند و روى پرده رفتند.
معرفى مجموعه «جواهرهاى كشف نشده» كه تركيبى از فيلم هاى داستانى و مستند از كشورهاى مختلف هستند، خالى از لطف نيست. اين ابتكار دو مؤسسه آمريكايى كه توسط كمپانى بزرگ كداك حمايت مى شود، نشانگر آن است كه در مهد هاليوود، توجه به سينماى متفاوت فراموش نمى شود و هر نوع مخاطبى فرصت دسترسى به محصول مطابق با سليقه اش را پيدا
مى كند...
دبيران و نويسندگان نشريه سينمايى «ايندى واير» براى هفتمين سال پياپى فهرستى از بهترين فيلم هاى سال ۲۰۰۴ از سراسر جهان را كه در جشنواره ها و رويدادهاى سينمايى ديده اند و امكان پخش و نمايش در آمريكا را به دست نياورده اند، معرفى كردند.
اين حركت نوعى حمايت از سينماى مستقل و هنرى است كه به لحاظ اقتصادى توان مقابله با جريان اصلى سينما در آمريكا و امواجش در سراسر دنيا را به دست نمى آورد و فرصتى براى مخاطبان جدى تر سينما تا به شكل هاى مختلف فرصت تماشاى اين فيلم ها را به دست آورند. بخصوص كه ايندى واير براى دومين بار با همكارى مؤسسه فيلم كاليفرنيا تعدادى از فيلم هاى اين فهرست را در مجموعه اى با عنوان «جواهرهاى كشف نشده» از اول آوريل(جمعه گذشته) به مدت هفت روز به نمايش گذاشت. اين ۹ فيلم از ميان فهرست ۱۵ تايى ايندى واير انتخاب شدند و روى پرده رفتند.
معرفى مجموعه «جواهرهاى كشف نشده» كه تركيبى از فيلم هاى داستانى و مستند از كشورهاى مختلف هستند، خالى از لطف نيست. اين ابتكار دو مؤسسه آمريكايى كه توسط كمپانى بزرگ كداك حمايت مى شود، نشانگر آن است كه در مهد هاليوود، توجه به سينماى متفاوت فراموش نمى شود و هر نوع مخاطبى فرصت دسترسى به محصول مطابق با سليقه اش را پيدا مى كند.
على مصلح حيدرزاده
آكادمى زيبايى كابل
كارگردان: ليز مرمين/ مستند، محصول آمريكا.
به نمايش درآمده در جشنواره تريبكا، برنده جايزه مستند در جشنواره هاى سينماپارادايز، آمستردام، هاى فالز و ميل ولى.
اين مستند درباره راه اندازى اولين مدرسه آرايش و زيبايى در كابل پس از طالبان توسط يك گروه آمريكايى است و توازن دقيقى را ميان نشان دادن پتانسيل بهره جويى فرهنگى موجود در اين پروژه آمريكايى و نمايش تصويرى منصفانه از زنان افغان كه مى كوشند بر محيط غمناك اطرافشان غلبه كنند، رعايت كرده است. اين مستند يك آزمون به موقع اما نيشدار براى ارتباط فرهنگى ميان زنانى از دو جهان بسيار متفاوت را به تصوير مى كشد.
روزها و ساعتها
كارگردان: پير زاليكا/ داستانى، محصول بوسنى و هرزگوين.
به نمايش در آمده در جشنواره هاى اى اف آى، تسالونيكى و تورنتو.
فيلم معرفى شده بوسنى به اسكار ۲۰۰۵ يك داستان ساده و آرام درباره جوانى است كه براى تعمير ديگ بخار به خانه اقوامش مى رود، اما با خرابى بزرگترى روبه رو مى شود؛ سكوت و رنجى كه مردم خسارت ديده از جنگ داخلى چند سال پس از پايان جنگ هنوز تحمل مى كنند. طرح داستانى خالى از تحرك و اكشن است، اما احساسات چند لايه فيلم باعث مى شود بيننده تا مدت ها پس از تماشاى فيلم به فكر فرو برود.
طبيعى ترسناك
كارگردان:سلستا ديويس/ مستند، محصول آمريكا.
وقتى كارن و سلستا ديويس در سال ۱۹۷۸ مورد تعرض قرار گرفتند، كار زيادى درباره سوءاستفاده جنسى از كودكان انجام نمى شد. بى تفاوتى والدين شان مورد سؤال قرار نگرفت و همگى رابطه شان با اين «دوست» خانوادگى ناخوانده را ادامه دادند. ۲۵ سال بعد دختران بزرگ شده همچنان با اين مسأله و عدم پذيرش آن درگير هستند. پس سوار كشتى مى شوند تا مقصر را پيدا كنند. در اين مستندسازى از زندگى واقعى براى مواجه شدن با حقيقت و بهبود، تماشاگر سلستا و كارن را دنبال مى كند كه با احساسات و خصلت هاى متضاد درونشان درگير هستند.
Dear Pillow
كارگردان: برايان پويسر/ داستانى، محصول آمريكا.
به نمايش درآمده در جشنواره هاى اسلم دنس، فلوريدا، شمال از شمال غربى، مانهايم و برنده جايزه بزرگ جشنواره آتلانتا، جايزه سينماى مستقل اسپيريت، جايزه بهترين فيلم جشنواره فيلم هاى زيرزمينى بوستون.
اين اثر جسورانه كه نخستين فيلم بلند كارگردانش محسوب مى شود، رابطه ناخوشايند ميان يك نوجوان و مرد ميانسالى كه شغلش نوشتن براى مجله مبتذلى به نام Dear Pillow است را به تصوير مى كشد. اين فيلم بدون سقوط در دام هيجان هاى بى ارزش، واقعيت احساسات غريزى در دو مقطع سنى را نمايش مى دهد. رابطه ميان دو شخصيت اصلى هرچند مغشوش كننده، اما باورپذير است.
تا مغز استخوان
كارگردان: دبرا گرانيك/ داستانى، محصول آمريكا.
برنده جايزه بهترين كارگردانى و جايزه ويژه هيأت داورى براى بازيگرى جشنواره ساندنس، جايزه بهترين فيلم بلند داستانى جشنواره هاى ووداستاك و فلوريدا، جايزه فيپرشى در جشنواره ويناله.
واقعيت اين است كه اگر اين فيلم نمى تواند يك پخش كننده داشته باشد، پس مفهوم فيلم مستقل مرده است! داستان فيلم درباره زن جوانى به نام ايرنه(با بازى استادانه ورا فارميگا) است كه با زندگى مشترك در حال فروپاشى و اعتياد به كوكائين دست به گريبان است و به شكل اتفاقى با پرستارى به نام باب آشنا مى شود كه وضعيت او را پيچيده تر مى كند.
فيلم در شهر كوچك زمستانى در شمال نيويورك مى گذرد و زندگى ايرنه مانند محيط اطرافش تاريك و منجمد است. فارميگا با بازى در نقش ايرنه خيلى زود به يك ستاره تبديل شده است.
خانه سلطان ببر
كارگردان: ديويد فلم هولك/ مستند، محصول سوئد و انگلستان.
به نمايش درآمده در جشنواره هاى ادينبورگ، آمستردام، شفيلد و گوتنبرگ.
توضيح درباره اين مستند كمى دشوار است. كارگردان، طاهرشاه مكتشف مشهور را دنبال مى كند كه شهر گمشده پايتيتى را در دل جنگل هاى آمازون جستجو مى كند، اما در طول اين مسير، فيلم به تكه هاى جداگانه تقسيم مى شود و موقعيت هاى سرگرم كننده و خنده دارى را به تماشاگر تقديم مى كند. موقعيت هايى كه حاصل آميختن داستان و واقعيت است.
ليبريا: يك جنگ غيرمتمدنانه
كارگردان: جاناتان استك، جيمز باربازون/ مستند، محصول آمريكا.
مايش درآمده در جشنواره ديده بان حقوق بشر، برنده جايزه ويژه هيأت داورى جشنواره آمستردام و تقدير ويژه جشنواره سيلورداكس.
اين مستند تماشاگران را به خط مقدم جنگ ليبريا ميان چارلز تيلور رهبر ظالم اين كشور و شورشيان اتحاد براى اصلاح و آزادى ليبريا(LURD) مى برد. استك و باربازون با مصاحبه و گاهى به تصوير كشيدن واقعيت وحشيانه نبرد، به قلب اين شورش رفته اند، در حالى كه هردو اميدوارند اين اولين بخش از يك سه گانه باشد. اين دو كارگردان نبردى را به تصوير كشيده اند كه با بى توجهى دولت آمريكا روبه رو شد و در انعكاس رسانه اى هم تحت الشعاع وقايع ديگر نقاط جهان قرار گرفت.
دلاور بى خواب
كارگردان: آلن جرادى/ داستانى، محصول فرانسه و اتريش.
به نمايش درآمده در بخش مسابقه جشنواره كن ۲۰۰۳ و بسيارى جشنواره هاى آمريكا از جمله فيلادلفيا.
اين فيلم سوررئال، داستان متافيزيكى نوجوانى است كه اعتقاد دارد اگر بخوابد، خواهد مرد. وقتى خستگى او آغاز مى شود، فيلم به مسير ماليخوليايى مى افتد كه واقعيت و فانتزى در آن به هم پيچيده اند و تشخيص شان دشوار است. در حالى كه تا پيش از اسارت قهرمان در دام خواب با يك رئاليسم شاعرانه مواجهيم، پس از آن فيلم به يك نوار كابوس وار تبديل مى شود و دوباره به حالت اول باز مى گردد. بدون ترديد براى هر كس كه فيلم را ببيند، تجربه متفاوتى خواهد بود.
هتل
كارگردان: جسيكا هاسنر/ داستانى، محصول اتريش و آلمان.
به نمايش درآمده در بخش نوعى نگاه جشنواره كن و جشنواره هاى كارلووى وارى، لندن، تورنتو، كپنهاگ و پوسان.
دومين فيلم خانم هاسنر يك اثر دلهره آور است كه در كوه هاى آلپ مى گذرد. ايرنه مسؤول پذيرش جديد يك هتل كوهستانى است. او كشف مى كند جايگزين دخترى شده كه به شكل اسرار آميزى ناپديد شده است. كارمندان هتل هنگام مواجه شدن با سؤال هاى او واكنش هاى خصمانه نشان مى دهند و ايرنه به زودى پى مى برد كه دختر قبلى از سرنوشت محتملى كه در هتل انتظارش را مى كشيده، گريخته است. حالا تهديد باقى مانده است، بدون آنكه ديده شود.