جمعه ۲۶ فروردين ۱۳۸۴ -
Fri, Apr 15, 2005
هنر (تجسمى،موسيقى)
۳۱۰۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
سينما
كميك استريپ نوآر بر پرده سينما
جشنواره SXSW و دعوت از
يك گروه موسيقى راك ايرانى
سينما
رؤياهايى از جنس
تيره ترين لحظات زندگى
گفت وگو با رابرت رودريگز
كارگردان فيلم شهر گناه
رابرت رودريگز كارگردان آثارى چون دسپرادو، ال مارياچى و از بام تا شام ، پس از ساختن سه گانه بچه هاى جاسوس براى استوديوى ميراماكس ، بار ديگر به دنياى خشونت بى حد و حصر بازگشت و اين بار اقتباس از كتابهاى كميك فرانك ميلر تحت عنوان شهر گناه را انتخاب كرده است و البته فرانك ميلر نيز در نگارش فيلمنامه و همچنين كارگردانى دستيار او بوده است و كوئنتين تارانتينو دوست و همكار رودريگز نيز به عنوان كارگردان ميهمان يك سكانس را كارگردانى كرده است .
فيلم رودريگز به شدت تحت تأثير قصه هاى عامه پسند تارانتينو است و از سه داستان موازى تشكيل شده كه در آن هنرپيشگانى چون بروس ويليس، كليوا وون، ميكى رورك و جسيكا آلبا حضور دارند . نكته مهم در مورد اين فيلم كناره گيرى رودريگز از انجمن كارگردانان آمريكا (DGA) به دليل اصرار براى حضور فرانك ميلر در مقام كارگردان دوم فيلم است چون طبق قوانين اين انجمن دو نفر نمى توانند كارگردان يك فيلم باشند . در اين گفت وگو رابرت رودريگز توضيحات بيشترى در مرد اين فيلم و نحوه انتخاب بازيگران دارد:
اين پروژه چگونه شكل گرفت و آيا شما از ابتدا از علاقه مندان اين كتاب كميك بوديد؟
من از علاقه مندان اين سرى كتاب كميك بودم و از سال ۱۹۹۲ به طور مرتب شماره هاى آن را خريدارى مى كردم و معتقد بودم كه بايستى يك فيلم نوآر بر اساس داستان كلى ساخته شود ولى امكان آن تا چند سال قبل پيش نيامد . من با ساخت سرى فيلمهاى بچه هاى جاسوس در موقعيت خوبى بودم و به خودم گفتم كه حالا زمان ساخت اين فيلم فرا رسيده است . اما هرچه به شماره هاى مختلف نگاه مى كردم بيشتر مطمئن مى شدم كه احتياجى به نگارش فيلمنامه اقتباسى نيست و قصه به قدرى داراى قدرت بصرى است كه مى توان آن را به همان شكل به روى پرده سينما منتقل كرد . اگر من مى خواستم آن را به فيلمنامه نويسى بسپارم، او قطعاً تغييراتى در آن مى داد ولى من مى خواستم آن را دقيقاً به همان شكلى كه بوده فيلمبردارى كنم بنابراين از همان ابتدا حضور يك فيلمنامه نويس منتفى شد .
زمانى كه فرانك ميلر اين سرى كتابهاى كميك را مى نوشت فارغ از نگرانى هاى معمول در مورد اقتباس سينمايى از آنها بود و تمامى شخصيت ها و فضاى شهر را به شكلى طراحى كرد كه كسى تا به حال نديده بود.
اما من واقعاً به اين داستان ها و فضاى آنها علاقه مند بودم و از طرفى هميشه دوست داشتم يك فيلم نوآر در كارنامه ام داشته باشم. تماشاى اتفاقاتى كه هرگز در دنياى واقعى نمى بينيد، ديدن افرادى كه در زندگى واقعى هرگز با آنها برخورد نمى كنيد هميشه وسوسه كننده است چون مى تواند تجلى روياهاى شما باشد هر چند كه اين روياها تيره ترين بخش زندگى باشند . شهر گناه شايد پردردسرترين فيلم من بود ، گرچه در ابتدا تصور مى كردم ساده ترين آنها خواهد بود چون فقط قصد كپى كردن فيلم را داشتيم.
همكارى شما با فرانك ميلر چگونه بود؟
من از همان ابتدا مى خواستم فرانك بيش از آنكه نويسنده يا تهيه كننده فيلم باشد كارگردان اين فيلم باشد چون در غير اين صورت بايد گوشه اى مى نشست و هر از چند گاهى يك ليوان قهوه و يا يك ساندويچ مى خورد و حضور او در سر صحنه نمى توانست پر رنگ تر از اين باشد . اما اگر او كارگردان بود همه به نظرات او احترام مى گذاشتند و از طرفى من نمى خواستم اين فيلم فقط به نام من تمام شود و مايل بودم او تا حد امكان همان ايده هايى را كه در داستانهايش داشته به فيلم منتقل كند .
فرانك شخصيت ها را به خوبى مى شناخت چون سالها با آن زندگى كرده بود و از اين رو به خوبى با هنرپيشه ها ارتباط برقرار مى كرد و آنها را در سكانس هاى مختلف راهنمايى مى كرد .
درمورد انتخاب هنرپيشه ها آيا اشخاصى بودند كه موفق نشديد نظرشان را براى بازى در اين فيلم جلب كنيد ؟
وقتى كه شما هنرپيشه اى را براى فيلم انتخاب كرديد و با او كار را به نتيجه رسانديد نمى توانيد به عقب برگرديد و كار را با هنرپيشه ديگرى در ذهنتان مرور كنيد چون اين هنرپيشه حالا شخصيت فيلم شماست و مرور ايده هاى اوليه بدون او امكان پذير نيست . البته من براى نقشى كه بنيچيو دل تورو در فيلم دارد ، جانى دپ را در ابتدا در نظر گرفته بودم و او هم با بازى در اين فيلم موافق بود ولى او در اروپا سر صحنه فيلم ديگرى بود و نمى توانست در فيلم باشد ولى وقتى دل تورو را با موهاى بلندش در مراسم اسكار ديدم با خودم گفتم او حتماً مى تواند جكى بوى (نام شخصيت دل تورو) باشد و وقتى از حضور جانى دپ قطع اميد كردم ، با دل تورو تماس گرفتم و او هم پيشنهاد مرا پذيرفت.
آيا براى دى وى دى اين فيلم برنامه مجزايى در نظر داريد؟
من تمامى صحنه هاى مربوط به سه داستان را فيلمبردارى كردم تا مطمئن شوم كه هيچ صحنه اى را از دست نمى دهم و دى وى دى اين فيلم نيز شامل دو ديسك خواهد بود كه در ديسك دوم هر يك از اپيزودها از ديگرى مجزا خواهد بود تا بتواند تجربه مطالعه هر كدام از داستان ها را به تنهايى به تماشاگر بدهد درست مثل اينكه او يكى از كتاب ها را برداشته و از ابتدا تا به انتها خوانده است .
كميك استريپ نوآر بر پرده سينما
حداكثر وفادارى فيلم به كتاب
207267.jpg
افشين ابراهيمى
حتى ضعف سه فيلم غير قابل تحمل «بچه هاى جاسوس» هم نمى تواند اعتبار هنرى و تجارى فراوانى كه رابرت رودريگز با ساخت آثارى مثل «دسپرادو» و «از شام تا بام» كسب كرده را از بين ببرد. او هنوز هم مى تواند تصميم به ساخت فيلمى متفاوت و مهم بگيرد و فوجى از ستاره هاى هاليوود را براى اين منظور بسيج كند. اما براى اينكه بدانيم رودريگز اين بار چه كار نامتعارفى كرده، اول بايد فرانك ميلر را بشناسيم.
ميلر يكى از معروف ترين خالقان كميك استريپ در دهه هفتاد و هشتاد است. او مدت زيادى نويسنده و نقاش «بى باك» Daredevil بوده و بر اساس يكى از شخصيت هاى اين داستان ها، دو كتاب «الكترا» را هم نوشته كه هر دو شخصيت طى سال هاى اخير بر پرده سينما هم جان گرفته اند. او همچنين بر مبناى يكى از شخصيت هاى «X-Men» به نام والوورين (همان كه در نسخه سينمايى، هيو جكمن نقشش را ايفا مى كند) چند داستان نوشته است. چند كتاب بسيار تحسين شده بتمن در دهه هشتاد و نود اثر ميلر بوده و شخصيت روبوكاپ هم توسط او خلق شده است. ويژگى آثار ميلر فضاى تيره و داستان هاى تلخ آنهاست كه به گفته خودش تحت تأثير نويسندگان نوآرى مثل ميكى اسپيلن، ريموند چندلر و دشيل همت است. نكته جالب اينكه فرانك ميلر هم براى دى سى كاميكز نوشته و هم براى مارول كاميكز.
ميلر در سال ۱۹۹۰ و ۱۹۹۳ در نوشتن فيلمنامه «روبوكاپ ۲» و «روبوكاپ ۳» همكارى داشت و ناراضى بودنش از همكارى با هاليوود باعث شد تصميم بگيرد ديگر حقوق سينمايى هيچ يك از آثارش را واگذار نكند. اما در اين ميان رابرت رودريگز به مجموعه اى به نام «شهر گناه» علاقه مند شده بود كه توسط ميلر خلق شده و تمام كتاب هاى آن هم توسط خود او نوشته و نقاشى شده است. رودريگز در سال ۲۰۰۴ يكى از داستان هاى اين مجموعه به نام «هميشه حق با مشترى است» را به صورت مخفيانه با بازى جاش هارتنت و مارلى شلتان، در قالب يك فيلم كوتاه آزمايشى فيلمبردارى كرد و نسخه نهايى را با اين يادداشت براى فرانك ميلر فرستاد: «اگر از اين خوشت آمد، افتتاحيه فيلم اصلى مى شود. اگر نه هم كه فيلم كوتاه خودت را دارى كه به دوستانت نشان بدهى». بعد از اينكه ميلر با ساخت فيلم موافقت كرد، رودريگز براى راضى كردن بازيگرها به حضور در آن، اين فيلم كوتاه را به عنوان نمونه به آنها نشان مى داد و در نتيجه ستارگان زيادى با كمال ميل بازى در آن را پذيرفتند. به اين ترتيب «شهر گناه» با حضور بروس ويليس، ميكى رورك، جيسكا البا، كلايو آون، نيك استال، الايجا وود، روزاريو داوسن، مايكل كلارك دانكن، بريتنى مورفى، بنيسيو دل تورو و مايكل مدسن، پر ستاره ترين فيلم ۲۰۰۵ است.
اما كار تازه و بى سابقه رودريگز در اين فيلم اين است كه با توجه به غناى تصويرى آثار فرانك ميلر در قاب بندى و نحوه روايت، تصميم گرفت دكوپاژش را عيناً مثل كتاب انجام بدهد و دقيقاً از نماهاى آن استفاده كند. به همين خاطر هم اصرار داشت نام ميلر هم در كنار نام او به عنوان يكى از كارگردان هاى فيلم بيايد. وقتى كه انجمن كارگردانان ايالات متحده اجازه استفاده از نام ميلر را به عنوان كارگردان نداد، رودريگز از عضويت در انجمن استعفا داد تا با خيال راحت اسم ميلر را هم بياورد.
البته كوئنتين تارانتينو هم كارگردانى يك سكانس از فيلم را به عهده داشته است. بعد از اينكه رودريگز براى «بيل را بكش ۲» موسيقى متن ساخت و در مقابل آن يك دلار دستمزد گرفت (!)، تارانتينو هم قول داد كه در ازاى يك دلار دستمزد، كارگردانى بخشى از «شهر گناه» را انجام بدهد. بخصوص كه او هميشه كنجكاو بود كه فيلمبردارى ديجيتال را امتحان كند و اين فيلم فرصت خوبى براى اين كار بود. به اين ترتيب يك روز كه رودريگز نمى توانست سر صحنه برود، تارانتينو جاى او را گرفت و بخشى از فيلم توسط او كارگردانى شده است.
نكته ديگر اينكه «شهر گناه» هم درست مثل «كاپيتان اسكاى و دنياى فردا» تماماً در برابر پرده سبز رنگ فيلمبردارى شده و همه پس زمينه ها بعداً توسط كامپيوتر ايجاد شده اند. هدف رودريگز از اين كار خلق دقيق تر و ساده تر ويژگى هاى تصويرى كميك استريپ «شهر گناه» بوده است. همچنين در فيلم هم درست مثل كميك استريپ ها، بيشتر نماها سياه و سفيد بوده و به ندرت از رنگ استفاده شده است. اگر هنوز به خلاقيت و متفاوت بودن رودريگز ايمان نياورده ايد، اين را هم بدانيد كه او چنين فيلمى - كه قاعدتاً بايد بيش از صد ميليون دلار خرج داشته باشد - را با چهل ميليون دلار ساخته است.
كميك استريپ هاى «شهر گناه» شامل داستان هايى تيره و تار با فضا و شخصيت هاى نوآر است كه همه در شهرى مى گذرند كه فساد حتى نيروهاى پليس را هم در برگرفته است و معدود آدمهاى خوب اين شهر بايد با اين فساد مبارزه كنند. رودريگز فيلمنامه اش را بر مبناى سه داستان از اين مجموعه به نام هاى «شهر گناه» (اولين داستان مجموعه)، «خوشگله لباس زرد پوشيد» و «آن حرامزاده زرد» نوشته و فيلم كوتاه اوليه هم افتتاحية آن است. شخصيت مركزى اين داستان ها يك مبارز خيابانى به نام مارو (ميكى رورك) است كه به دنبال پيدا كردن قاتلان يك دختر و گرفتن انتقام او، شهر را زير پا مى گذارد. ابتدا قرار بود داستان «رفتن به جهنم و بازگشت از آن» هم در اين فيلم باشد و نقش شخصيت اصلى آن را هم جانى دپ ايفا كند كه در «روزى روزگارى در مكزيك» هم با رودريگز همكارى كرده است. اما اين داستان از فيلم حذف شد و احتمال دارد اگر رودريگز تصميم به ساخت دنباله «شهر گناه» بگيرد و به سراغ آن برود.
«شهر گناه» در نخستين هفتة نمايش با فروش بيش از بيست و نه ميليون دلار در صدر جدول پرفروش ها قرار گرفته و اين موفقيت اميد به ساخت دنباله هاى آن را زياد مى كند. بايد ديد رودريگز و ميلر چه تصميمى مى گيرند.
جشنواره SXSW و دعوت از
يك گروه موسيقى راك ايرانى
۱۲۷ به تگزاس نرسيد
چنگيز محمودزاده
پيش از آغاز تعطيلات نوروز خبرهاى فراوانى از برنامه هاى گروهها وهنرمندان موسيقى ايرانى شنيده مى شد كه بنا بود در اين تعطيلات به كشورهاى ديگر سفر كنند و به اجراى برنامه بپردازند. گروهى نيز در ميان آنها وجود داشت كه هر چند قرار بود راهى جشنواره معتبرى در آمريكا شود اما غير از شنيده ها هيچ چيز ديگرى حاكى از برنامه آنها در جايى درج نشد.
گروه راك۱۲۷ در هفته هاى آخر سال۱۳۸۳ خود را براى سفر به تگزاس و برپايى اولين برنامه خارج از كشور خود آماده مى كرد اما اعضاى آن علاقه اى نداشتند كه پيش از قطعى شدن اين سفر، صحبت چندانى درباره آن بكنند.
جشنواره SXSW در «آستين» محلى بود كه ميزبانى آنها را پذيرفته بود و در سايت اينترنتى خود نيز بر روى اين موضوع كه قرار است يك گروه موسيقى راك از ايران در آن جشنواره حاضر شوند به خوبى مانور مى داد در واقع در همان زمانى كه عده محدودى از هنرمندان جوان موسيقى كشور در سكوت، منتظر نتيجه اين دعوت بودند، روزنامه نگاران و دست اندركاران جشنواره SXSW به اين موضوع مى پرداختند. اما همانطور كه برخى پيش بينى ها نشان مى داد، ۱۲۷نتوانست به جشنواره برسد و سفر آنها در دبى و پشت درهاى سفارت آمريكا متوقف شد. هنوز هم به گفته سهراب محبى، (خواننده گروه) جواب درخواست ويزاى آنها نيامده، هر چند كه: «نه خودمان تروريست هستيم و نه پدرهايمان!!»
207309.jpg
SXSW جشنواره اى است كه حتى گروههاى كم آوازه موسيقى (بويژه موسيقى راك) مى توانند با ارسال آثار خود، راهى براى حضور در آن پيدا كنند. ۱۲۷نيز اواسط پاييز گذشته دست به چنين اقدامى زد و در دى ماه،۱۳۸۳ درست همان شبى كه مجوز كنسرت گروه در كاخ نياوران لغو شد، جواب مثبت SXSW براى حضور آنها در «آستين» به دستشان رسيد.
براساس برنامه هاى جشنواره، ۱۲۷مى بايست در روز ۲۹اسفند، همان روز ملى شدن صنعت نفت، به اجراى برنامه بپردازد و اعضاى گروه نيز از پنجم اسفند به دبى رفتند و تا ۲۷اسفند در جنوب خليج فارس باقى ماندند. ۱۲۷ كه با هزينه خود اين سفر را آغاز كرده بود پس از ۲۲روز و نااميد شدن از دريافت ويزا به كشور بازگشت. آنطور كه محبى مى گويد، شايد تعطيلات چهار روزه سفارت در هر هفته، نيز در اين روند بى تأثير نبود:
«پنجشنبه و جمعه سيستم ادارى دبى تعطيل بود و شنبه و يكشنبه، سفارتخانه. هيچ كمك مالى يا حمايتى هم از ما وجود نداشت و طبيعتاً مجبور شديم به ايران برگرديم.»
جشنواره اى براى ناشناس ها
جشنواره SXSW كه امسال نوزدهمين دوره خود را پشت سر گذاشت به دليل حضور كمپانى هاى موسيقى به مركزى تبديل شده است كه بسيارى از گروهها به آن به عنوان سكويى براى دست يافتن به شهرت و مطرح شدن به شكلى گسترده تر نگاه مى كنند.
اين جشنواره در سالهاى اخير به مطرح شدن گروهها و هنرمندانى چون «نورا جونز» The Darkness ، وايت استرايپ و فرانز فرديناند كمك كرده است.
علاوه بر اين، SXSW براى تثبيت موقعيت گروههاى مطرح نيز بسيار موفق عمل مى كند و افراد علاقه مند به موسيقى نيز اين برنامه را از دست نمى دهند چرا كه امكان ديدن اجراى زنده موسيقى از كانترى تا متال، پانك تا هيپ هاپ و راك تارگى در آن فراهم است.
گروهها و هنرمندان انگليسى براى مطرح شدن در آمريكا، حساب جداگانه اى بر روى اين جشنواره بازمى كنند.
در اين دوره از جشنواره، بيش از يك پنجم اجراها به گروههاى خارجى اختصاص داشت و از ميان ۱۳۵۰ گروه و هنرمند حاضر در «آستين» ۲۹۴ گروه از كشورهاى ديگر به ايالت تگزاس سفر كرده بودند. ۸۸گروه از انگلستان، نزديك به ۷۰گروه از كانادا، ۲۰گروه از ژاپن، ۱۱گروه از فرانسه، ۹گروه از سوئد، پنج گروه از هلند، دوگروه از آلمان و يك گروه كه قرار بود از ايران باشد، ميهمانان اين جشنواره را تشكيل مى دادند. به غير از گروه ايرانى؛ يك گروه از فرانسه نيز نتوانست مشكلات ويزاى خود را رفع كند و در جشنواره حاضر شود.
اين مشكل ويزا براى خود هنرمندان آمريكايى نيز مايه دردسر شده به طورى كه يك شركت غيرانتفاعى به نام «تاميزدات» از سال۱۹۹۷ براى كمك به هنرمندان خارجى براى دريافت ويزاى آمريكا فعاليت خود را آغاز كرده است. اما مثل اينكه به كمكهاى آنها نيز نمى توان هميشه اميدوار بود چرا كه مسؤولان اين شركت به اين سؤال كه با فعاليتهاى آنان چه مدتى براى دريافت ويزا صرف خواهد شد، پاسخ مى دهند: «بين پنج روز تا پنج ماه».
گفت وگو با دالاس نيوز
گويا آمريكايى ها از حضور يك گروه ايرانى در SXSW ، بيشتر از ما ذوق زده بودند. به طورى كه «سور كريستنسن» از دالاس نيوز آنقدر طاقت نياورد كه پاى بچه هاى ۱۲۷ به كشورش برسد و در مدتى كه آنها در دبى بودند، مصاحبه اى تلفنى با سهراب محبى ترتيب داد. كريستنسن، ۱۲۷ را اولين گروه راك ايرانى عنوان كرده است كه در ايالات متحده برنامه اجرا مى كند و از قول محبى نوشته است:
«شايد آمريكايى ها با اين حضور ياد بگيرند كه به مردمان خاورميانه اعتماد كنند. اين همان چيزى است كه در قطعه «ترانه تروريستى كوچك و شيرين من» نيز به آن پرداخته ايم.»
«من يك تروريست هستم‎/ هر چند كسى را نكشته ام» او با صدايى كه شبيه باب ديلن به نظر مى رسد اين ترانه را مى خواند. «من يك بمب هستم‎/ مواظب باشيد ممكن است در انتهاى اين ترانه منفجر شوم.» محبى مى گويد: «اين ترانه را زمانى نوشتم كه ديدگاه غرب اين بود كه همه ما تروريست هستيم و شبكه هايى مثل BBC و CNN نيز برنامه هايى بر اين اساس پخش مى كردند.»
شايد يك آلبوم
اعضاى گروه،۱۲۷ حالا دوباره در تهران هستند و محبى در روز «سيزده به در» در حالى كه از پشت تلفن مى خندد، مى گويد:«اوهام جايزه گرمى برده. اين هم دروغ سيزده.»
۱۲۷ كه از حدود چهارسال پيش كار خود را آغاز كرده در حال حاضر با سردار سرمست (پيانو)، سلمك خالدى (ترمبون)، عليرضا پوراسد (گيتار باس)، يحيى الخنسا (درامز)، شروين شهامى پور (همخوان و گيتار) و سهراب محبى (خواننده و گيتار) به كار خود ادامه مى دهد و گويا هيچ راهى به غير از قرار دادن قطعاتشان در سايت اينترنتى Comingaroundmusic ندارند. ۱۲۷ هنوز منتظر مجوز اولين آلبوم خود است كه پس از دريافت مجوز اشعار هنوز مجوز نهايى را به دست نياورده. اعضاى ۱۲۷ اميدوارند تا فصل تابستان بتوانند آلبوم خود را منتشر كنند و تا آن زمان شايد ايده هايى تازه براى استفاده بيشتر از سايت خود را عملى كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |