جمعه ۲۶ فروردين ۱۳۸۴ -
Fri, Apr 15, 2005
هنر (ادبيات)
۳۱۰۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
هانس كريستين اندرسن در تهران
شايد وقتى بزرگ شديد، قوى زيبايى بشويد
فهيمه خضر حيدرى
خانه هنرمندان ايران امسال بهار تازه را با هياهوى اشتياق برانگيز و شاد كودكان آغاز كرد. با برگزارى جشنواره ۳روزه هانس كريستين اندرسن شوق، زندگى و حال و هواى تازه اى در خانه هنرمندان ايران خلق شد. بهار است و باغ خانه هنرمندان سبز شده است. شكوفه ها يك بار ديگر به زندگى لبخند مى زنند، كودكان به هواى آواز پرندگان لابه لاى بوته هاى گل مى دوند و پدر و مادرهايى كه هنوز كودكى خود را گم نكرده اند، بازگشت به حقيقت ساده دوران كودكى را آه مى كشند. اين روزها در سراسر جهان همه كسانى كه دوران كودكى را محترم شمرده به رسميت مى شناسند و همه آنها كه از نقش جادويى واژگان، افسانه ها، قصه ها و شعرهاى ناب وزلال در پرورش خلاقيت، احساس و آرزوهاى زيبا در جان و روح كودكان آگاهند، گرد هم آمده اند تا به خالق سرنوشت تلخ دختر كبريت فروش و زيبايى فراموش شده جوجه اردك زشت بگويند، ما همچنان كوچه هاى ذهن تو را قدم مى زنيم و بوى خوش زندگى را با پرواز جوجه اردك زشتى كه سرانجام روزى توانست چونان قويى مغرور در زيبايى خود بنگرد، به درون مى كشيم.
207213.jpg
«او زندگى را قصه اى مى داند كه بايد آن را باز گفت، او ظاهراً مرده است، او از آن جهان است و جدا افتادگان را پيوند مى دهد و زيبايى ها را مى نماياند و قلبهاى ما را لمس مى كند. آنچه به ما مى بخشد فراتر از افسانه هاى پريان است، او همه تارهاى قلب آدمى را مى نوازد، كارهاى او عين زندگى است.»
بخشى از پيام لوگوى جشنواره هانس كريستين اندرسن
هانس كريستين اندرسن نويسنده مشهور دانماركى در آوريل۲۰۰۵ دويست ساله شد. كميته بزرگداشت اندرسن در دانمارك به همين مناسبت و با هدف تجليل از مقام او به عنوان نويسنده اى با شهرت جهانى برنامه اى منسجم براى برگزارى جشنواره جهانى اندرسن تدارك ديد و از همه كشورهاى علاقه مند دعوت كرد تا در اجراى هر چه بهتر و وسيع تر اين جشنواره جهانى مشاركت فعال داشته باشند. در ايران هم شوراى كتاب كودك از مهرماه۱۳۸۳ در تدارك برگزارى جشنواره اندرسن بود و در ارتباطاتى كه با كميته مركزى جشنواره در دانمارك برگزار كرد، توانست مجوز برگزارى جشنواره با استفاده از آرم رسمى و جهانى بزرگداشت اندرسن دريافت دارد و كار خود را آغاز كند. اما مسأله به همين جا ختم نمى شد. اندرسن دويست ساله در ايران تنها ۷۰سال دارد. اولين بار مسعود فرزاد در ۱۳۱۰ اندرسن را به خواننده فارسى زبان معرفى كرد. ولى تا زمان برگزارى جشنواره هنوز بسيارى از نويسندگان و هنرمندان ايرانى با اندرسن آشنا نبودند و جز نسرين خسروى كه داستان بندانگشتى او را تحت عنوان دختر باغ آرزو به صورت كتابى تصويرگرى كرده بود، تقريباً هيچ يك از هنرمندان ايرانى به تصويرگرى آثار او نپرداخته بودند. اولين اقدام شورا مذاكره با تصويرگران كتاب كودك و انتقال اطلاعات مربوط به آثار اندرسن به آنها بود. از طرفى اكثر مترجمان ايرانى نيز اصولاً اندرسن را به عنوان شاعر نمى شناختند و شناختشان از او به چند داستان مشهور مثل دخترك كبريت فروش يا جوجه ارك زشت محدود مى شد. شورا اشعار اندرسن به زبان انگليسى را در اختيار گروهى از مترجمان قرار داد و همچنين با بازيگران و كارگردانهاى تئاتر، قصه گوها، مجسمه سازان، نقاشان و پويانماهاى زيادى به واسطه اندرسن ارتباط برقرار كرد. دكتر نوش آفرين انصارى، دبير اجرايى شوراى كتاب كودك و عضو كميته برگزارى جشنواره اندرسن در ايران مى گويد: «تمام كسانى كه مى بينيد در اينجا كارهاى هنرى و خلاق ارائه داده اند اشخاصى هستند كه شورا با آنها كاركرد و كوشيد تا اندرسن و جنبه هاى مختلف آثارش را به آنها بشناساند. جامعه ما آثار اندرسن را جز با چنداثر معروف مثل دخترك كبريت فروش، پرى دريايى و يا جوجه اردك زشت به صورت جدى و كامل نمى شناخت.»
برگزارى كارگاههاى تخصصى
شورا با برگزارى كارگاههاى تخصصى بحثهاى جديدى را در زمينه شناخت اندرسن و درك ويژگى هاى مختلف آثار او شروع كرد.
كارگاه بررسى ويژگى هاى مذهبى آثار اندرسن به عنوان يك نويسنده مذهبى كه نشانه هاى مسيحيت در نوشته هايش پررنگ است، كارگاه نقد و تحليل داستانهاى اندرسن، كارگاه تعمق در كيفيت و چگونگى ترجمه آثار اندرسن و كارگاه ترويج اندرسن خوانى، از جمله كارگاههايى هستند كه شورا با دعوت از متخصصان مختلف اقدام به برگزارى آنها كرد. يكى از موضوعات جالب طرح شده در اين مرحله بحث «بازى و بازيچه» در آثار اندرسن است. رد بازى را در تمام آثار اندرسن مى توان دنبال كرد.
دكتر نوش آفرين انصارى مى گويد: «دختر رقاصه، سرباز حلبى، فرفره و بسيارى از ديگر شخصيت هاى ساخته و پرداخته ذهن اندرسن بازيچه و اسباب بازى هستند.»
ثريا قزل اياغ كه پيش از اين با نگارش كتاب راهنماى بازيها ۲۵۰۰ بازى را ثبت كرده است، در اين جشنواره با ارائه مقاله اى كوشيد تا مسأله بازى را در ذهن نويسنده اى با خلاقيت اندرسن نشان دهد و يكى از دلايل جاودانگى اندرسن را به بازى كردن او با مفهوم بازى مربوط سازد. گرچه هدف شورا از برگزارى اين كارگاههاى تخصصى و همچنين جست وجوهاى اينترنتى و كتابخانه اى، مصاحبه ها، ترجمه ها و فعاليتهاى ديگرى از اين دست در واقع اجراى هر چه بهتر جشنواره اندرسن بود ولى در نگاهى عميق تر شورا با برگزارى اين كارگاهها بر آن است تا استفاده از آثار اندرسن به صورتهاى مختلف از جمله موسيقى، تئاتر، كاغذ و برش، نمايش خلاق و در كنار آن فرهنگ كتابخوانى در جامعه رواج بيشترى پيدا كند و به اين ترتيب پيوند كودكان ونوجوانان را با هانس كريستين اندرسن، راوى افسانه هاى پريان و خالق داستانهاى به ياد ماندنى و عميق درباره زيبايى رنجهاى انسانى، بازسازى و تحكيم كند. محمد رضا يوسفى، نويسنده كودك و نوجوان ضمن اشاره به ازدحام بيش از حد جمعيت، استقبال مردم از جشنواره را نكته مثبتى ارزيابى مى كند و تلاش ۱۰۰ الى ۱۵۰نفر دست اندركار برگزارى جشنواره را در راستاى ترويج مسائل فرهنگى و كتابخوانى قابل ستايش مى داند.
فانتزى زندگى در آثار اندرسن
هانس كريستين اندرسن دويست ساله راوى داستانهاى زيبا و خيال انگيزى است كه نزديك به دوقرن كودكان بسيارى در سراسر جهان با آنها رشد كرده و زندگى آموخته اند. كودكان بسيارى رؤياهاى كودكانه خود را با شخصيت هاى داستانى اندرسن قسمت كرده اند؛ داستانهايى كه در آنها فانوس هاى فرسوده، قوريهاى شكسته، ميخ هاى زنگ زده، چوب كبريت ها، شيشه هاى ترك خورده، ناقوس كليساها، سوزن رفوگرى، لنگه دستكش ها، عروسكهاى حلبى، فرفره ها، توپها و چكمه هاى كهنه همه و همه شخصيت و ويژگى  دارند و از زندگى سخن مى گويند.
اين موجودات در داستانهاى اندرسن همه جان دار و زنده اند و با نقش آفرينى هاى شگفت انگيز خود ما را به سفرهاى دور و دراز مى برند.
توران ميرهادى كه سالهاست بانوى ادبيات كودكان ايران لقب گرفته مى گويد: اندرسن در داستانهايش تجربه هاى نابى از زيستن در دنياى واقعيت و خيال را به تصوير مى كشد. او مشاهده گرى دقيق است كه در وراى هر موجود زنده، هر شىء، هر حركت و هر پديده اى معناى عميقى از زندگى را كشف كرده باگونه اى فانتزى ظريف به خواننده كودك ، نوجوان يا حتى بزرگسال خود منتقل مى كند».
اندرسن ۱۵۷ قصه ۸، رمان ، ۸۰۰ قطعه شعر ، ۴ زندگينامه و چند سفرنامه نوشته و در هيچ يك از آثار خود به تصوير كشيدن مفهوم انسانيت ناب و وارسته از بعد زمان و مكان و زنجيرهاى قواعد و آداب را فراموش نكرده است.
برنامه هاى جشنواره
قصه گويى ، نماشى خلاق، كاغذ و برش، نقاشى ، نمايشگاه آثار حجم، سخنرانى ، نمايشنامه خوانى ، كتاب هاى اندرسن به خط بريل براى نابينايان ، اكران فيلم و... از جمله برنامه هاى اصلى اجرا شده در طول جشنواره ۳ روزه اندرسن در خانه هنرمندان ايران بود. بسيارى از برنامه ها همزمان با هم و در تالارها و اتاق هاى مختلف خانه هنرمندان اجرا مى شدند و ميزان استقبال خانواده ها و بچه ها بسيار فراتر از انتظار برگزار كنندگان جشنواره به نظر مى رسيد. تا آنجا كه در نتيجه فضاى محدود وجاى كم بعضى برنامه ها به اجرا در نيامد و عده اى نيز نتوانستند به صورت كامل از برنامه ها استفاده كنند.
در سالن وسيع طبقه دوم خانه هنرمندان ، تلويزيون بزرگ مسطح تصاويرى درباره اندرسن را نشان مى دهد و اطلاعاتى به زبان انگليسى پخش مى شود. در گوشه و كنار اين سالن آثار و يادبودهايى ازاندرسن به نمايش گذاشته شده است. مجموعه اى از تمبرهاى رنگارنگ وكوچك و بزرگ منتشر شده در كشورهاى مختلف به مناسبت بزرگداشت اندرسن ، اطلاعاتى درباره سايت بنياد HCA دانمارك ، مسؤول برگزارى مراسم دويستمين سالگرد تولد اندرسن در جهان، فهرستى كامل از آثار و تأليفات درباره اندرسن از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۸۳ به همراه آثار انگليسى موجود در كتابخانه هاى تهران ، مجموعه نقاشى هاى كودكان كشورهاى مختلف با الهام از آثار اندرسن ، جزوه هايى از تجربه هاى متفاوت و قابل تأمل مدارس و فرهنگسراهاى مختلف در زمينه ترويج آثار اندرسن در ميان كودكان و نوجوانان ، مجموعه مقاله هاى كنفرانس هاى بين المللى در دانمارك به مناسبت بزرگداشت اندرسن و تصاويرى زيبا از موزه هانس كريستين اندرسن در شهر اودنز ، زادگاه او در دانمارك از جمله خواندنى ها و ديدنى هاى به نمايش در آمده در طبقه دوم خانه هنرمندان بود.
كودكان كتابها را ورق مى زنند و دست در دست قصه گوها و راهنماهاى كانون در جهان افسانه هاى اندرسن پرواز مى كنند.
كاغذ و برش
كاغذ در نگاه اندرسن تنها وسيله اى براى ثبت كلمات نيست در حقيقت كاغذ پايه بيان خلاق اندرسن به شمار مى آيد.او كاغذ را مى نوشت، نقاشى مى كرد و برش مى زد و كاغذ - برش هاى شگفت انگيز و زيبايى خلق مى كرد.
اغراق نيست اگر بگوييم همان طور كه ميكل آنژ مجسمه ساز با ديدن هر قطعه سنگ فرياد انسان محبوس در آن را به گوش دل مى شنيد و مى كوشيد تا با خلاقيت ، ظرافت و هنرمندى از سنگ ، زندگى بسازد؛ هانس كريستين هم آواى اشكال پنهان در برگه هاى كاغذ را مى شنيد و با يارى قيچى معجزه گر خود اشكال غيرمتعارف و با شكوهى را از دل آن بيرون مى كشيد. او در آغاز اين برش هاى كاغذين را براى سرگرمى دوستان و فرزندان خود مى ساخت ولى بعدها اغلب به هنگام قصه گويى يكى از تصويرهاى كاغذى خود را با ماجراهاى فانتزى داستان هايش همراه مى كرد و در پايان كار، كاغذهاى تاخورده را در برابر چشمان مسحور شده جمعيت مشتاق از هم مى گشود!
اين كاغذ - برش ها كه اغلب به معمايى تصويرى و يا تركيبى از نمادهاى تصويرى ونشانه هاى زبان شناختى شبيه اند نه فقط موجب حظ بصرى بيننده مى شوند بلكه او را به چالش ذهنى دعوت مى كنند.
نمايش مجموعه اى زيبا از كاغذ - برش هاى اندرسن و جالب تر از آن آموزش روش ساده ساخت اين كاغذ - برش ها از اقدامات ابتكارى وجالب جشنواره بود كه براى اكثر بازديدكنندگان جذابيت داشت.
من پرى كوچك غمگينى را مى شناسم
نگير بهونه، دلتو بيار
دستاتو توى دست من بذار!
عده اى از مجسمه سازان به دعوت شوراى كتاب كودك و به انگيزه شركت در جشنواره هانس كريستين اندرسن مجسمه ها و حجم هاى ديدنى زيبا و در عين حال ساده اى از قهرمان هاى داستان هاى اندرسن ساخته اند. اين آثار در طبقه سوم خانه هنرمندان در سالنى كوچك و نيمه تاريك با نور پردازى مخصوص به نمايش داده درآمد .
جوجه اردك زشت، لك لك ، دختر كبريت فروش، بالرين، سرباز حلبى ، عنكبوت درشت و خلاصه بسيارى از شخصيت هاى ساخته و پرداخته ذهن و تخيل خلاق اندرسن كه به قول ژوزه ساراماگو همگى به جمعيت جهان اضافه شده و به جريان زندگى پيوسته اند را در گوشه و كنار اين نمايشگاه مى بينيم. اما اين همه جذابيت نمايشگاه حجم و مجسمه نيست و شايدچيزى كه حتى مجسمه ها را هم تحت تأثير خود قرار مى دهد دختر جوان سپيدپوشى باشدكه با توانايى شگفت انگيزى بدون آنكه خسته شود هر روز از ساعت ۴ بعدازظهر تا هشت شب يكسره در ميان مجسمه ها و آدم ها به نرمى گام بر مى دارد و با صدايى ظريف و محزون احساسات خود را با دنياى اطرافش قسمت مى كند. دختر كه در لباس و نقش پرى دريايى ظاهر شده است ساز دهنى مى زند، آواز مى خواند و افراد را به همراهى با خود دعوت مى كند. امكان ندارد كسى وارد نمايشگاه شود و از توجه و لبخندمهربان اين پرى دريايى كوچك محروم بماند. پرى دريايى دست هايش را از هم مى گشايد و مى پرسد: «شما پروانه مى خواهيد؟... من مى توانم يك پروانه به شما بدهم ولى خودتان بگوييد كه آن را كجا بگذارم؟ توى قلبتان؟ توى دستتان يا توى چشم ها؟»...
دختر بچه اى از مادرش مى پرسد: «مامان اين واقعاً يك پرى دريايى است؟» و مادر مثل خيلى از بزرگ ترهاى حاضر در جمع با اشك شوقش بال هاى كوچك پروانه را مى شويد.
جوايزى در پنج بخش
هيأت داوران در بخش پيام بزرگسال ، هفت هنرمند برگزيده را شايسته دريافت سرديس ويژه جشنواره اندرسن دانست. سيمين دانشور، احمد پناهى سمنانى، محمدرضا يوسفى، جبار شافعى زاده و احمداكبر پور هنرمندانى بودند كه سرديس اندرسن را از آن خود كردند. سيمين دانشور كه براى گرفتن جايزه حضور نداشت طى پيامى از شوراى كتاب كودك درخواست كرده بود كه سرديس اهدايى به وى در محل شورا و براى بچه ها حفظ شود.
در بخش تصويرگرى بزرگسال پنج تصويرگر موفق به دريافت سرديس شدند: فرشيد شفيعى ، محمدعلى بنى اردلان،على عامه كن، گلبرگ كيانى و فريده شهبازى
هيأت داوران ظاهراً در بخش پژوهش هيچ اثرى را واجد تمام ويژگى هاى يك اثر برگزيده ندانست و تنها از هفت نفر مقاله نويس تقدير نمود. علاوه بر اين از ميان تمامى دست نوشته هايى كه كودكان از شهرها و روستاهاى مختلف وحتى گاه دور افتاده به دبيرخانه كميته برگزارى مراسم فرستاده بودند ۱۴ نفر پلاك نقره و لوح تقدير دريافت كردند. كودكان ايرانى همچنين ۷۱۶۴ قطعه نقاشى با الهام از آثار اندرسن كشيده بودند كه از اين تعداد ۲۰۰ اثر در طول مدت جشنواره در خانه هنرمندان ايران نمايش داده شد و ۲۲ كودك نقاش نيز موفق به دريافت پلاك نقره و لوح تقدير شدند. در بخش بين الملل ۳۸۳ نقاشى از ۶ كشور جهان به دبيرخانه جشنواره ارسال شده بودكه ۳ اثر از ۳ كودك اهل تركيه، قرقيزستان و رومانى در اين ميان برگزيده شدند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |