جمعه ۲۶ فروردين ۱۳۸۴ -
Fri, Apr 15, 2005
كودك و نوجوان (۳)
۳۱۰۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
معرفى كتاب
داستان
معرفى كتاب
هشت گنج
207237.jpg
ياسمن شكرگزار
اولين نويسنده ما در سال ۸۴ «هانس كريستين آندرسن»ـه، كه سيزدهم فروردين روز تولدش بود. خيلى از شما با اين نويسنده آشناييد و قصه هاش رو خونديد و يا كارتون و فيلمى از قصه هاش ديديد: دخترك كبريت فروش، پرى دريايى، دخترك شستى (تامبلينا) و ... يادتون اومد؟
نويسنده دانماركى ما تقريباً دويست سال پيش (سال ۱۸۰۵) به دنيا اومد و در زندگى هفتاد ساله اش قصه هايى نوشت كه هنوز هم بين بچه ها و بزرگسالها دست به دست مى شه. آندرسن دوران كودكى سختى رو گذروند، پدرش يك پينه دوز (كفاش) و مادرش رختشور بود (مصاحبه صفحه قبل رو كه خوندين؟) اما با اين همه او در جوانى يك سره وارد عالم هنر مى شه و آوازخوانى ، بازيگرى و رقص در تئاتر ، شاعرى، نمايشنامه و رمان نويسى رو امتحان مى كنه. در سال ۱۸۳۵ گلچينى از قصه هاش چاپ مى شه كه هشت تا از اونها در كتاب اين هفته «هشت گنج» چاپ شده : دخترك شستى ، بلبل، سرباز حلبى شجاع، پريچه دريايى، دخترك كبريت فروش، لباس نوى امپراتور، جوجه اردك زشت و شاهزاده خانمى روى نخود (همين قصه اى كه با ترجمه جديد پايين صفحه چاپ شده) اين بار با يك كتاب قصه روبروايم. شايد بپرسيد كه چرا گاهى «داستان » و گاهى «قصه» مى گيم؟ داستان به چهار نوع تقسيم مى شه: قصه، داستان كوتاه، داستان بلند و رمان . قصه (Tale) داستان هاى عاميانه تخيلى و غيرواقعى (مسلماً دخترك شستى وجود نداره!) هستند. قصه ها در واقع افسانه و حكايت ها و سرگذشت هاى ملل مختلف رو شامل مى شند و از گذشته و فرهنگ يك كشور حكايت مى كنند و گنجينه هاى ملى محسوب مى شند، مثل قصه «بز زنگوله پا» يا همين كتاب هشت گنج كه هشت تا گنج خوندنى داره. امامهم ترين تفاوت هاى قصه و داستان : اول اينكه «زمان » و «مكان» در داستان مشخصه و ما مى دونيم داستان كى و كجا اتفاق مى افته. در صورتى كه در قصه خيلى مشخص نيست و چه بسا با زمان (روزى روزگارى) و مكانى خيالى (محل زندگى دخترك شستى ) روبرو باشيم.
دوم اين كه پندآموزى و پيام اخلاقى در قصه ها پررنگ تر از داستانهاست. قصه گفته مى شه تا چيزى ياد بگيريم و عبرت بگيريم.
سوم هم شخصيت هاى قصه هاست كه ثابت و نمادين اند و در طول داستان تغيير نمى كنند (از لحاظ درونى ) مثل دخترك شستى كه در طول داستان يك دختر خوب و مهربونه و همين طور باقى مى مونه.
هشت گنج كتابيه در ۶۸ صفحه كه اندازه بزرگى داره (قطع كتابهاى تن تن ) و يكى از ويژگيهاى اين كتاب ورق هاى گلاسه و تصويرهاى قشنگشه. تصويرهاى كتاب رو كريستين بيرمينگم به دو صورت رنگى و سياه سفيد و با كيفيت عالى كشيده و نوع طراحى و رنگ آميزى حس و حال افسانه اى داستانها رو خيلى خوب منتقل مى كنه.
تمام اين خوبى ها به كنار ، كتاب مقدمه جالب و عجيبى داره. هرقدر كه قصه ها ساده و روان ترجمه شده اند مقدمه پراز استعاره هاى قلنبه و سلنبه است. مثلاً قابل توجه بچه هاى كم سن كه چطور بايد بفهمندش : »هربار بچه اى كتاب قصه هاى آندرسن را به زبان مادرى اش مى خواند، غنچه رزى از بته زار رزها در بوستان خاطراتش گل مى شود .»!
هشت گنج توسط هرمز رياحى و ناتالينا ايوانووا بازآفرينى و ترجمه شده و نشر كتاب منتشرش كرده. كتابيه كه با اينكه ۳۹۰۰تومنه، ولى خيلى نفيسه و ارزشش رو داره مخصوصاً براى هديه دادن خيلى خوبه . حتماً امتحانش كنيد تا غنچه رزى از بته زار رزها در بوستان خاطرتون گل بشه ! (اگه تا حالا نشده ).
داستان
شاهزاده خانم و نخود
207216.jpg
نوشته: هانس كريستين اندرسن
مترجم و تصويرساز: منصوره كمرى
روزى روزگارى در زمان هاى قديم شاهزاده جوانى به همراه پدر و مادرش يعنى پادشاه و ملكه در قصر باشكوهى زندگى مى كرد. شاهزاده تصميم گرفته بود كه با دخترى ازدواج كنه ولى اون دختر فقط مى تونست يك شاهزاده خانم واقعى باشه، بنابراين تمام دنيارو به دنبال يك شاهزاده خانم واقعى زير ورو كرد، در طول سفر، شاهزاده خانم هاى زيادى رو ديد اما مشكل بزرگى وجود داشت، از كجا مى تونست مطمئن بشه كه اونها واقعى اند؟ بالاخره مأيوس و نااميد به خونه برگشت. يك روز عصر ناگهان، ابر سياهى تمام آسمان رو پوشاند و باد شديدى شروع به وزيدن كرد و طوفان  ترسناكى سرگرفت كه صداى رعد و برقش تمام ساختمان قصر رو به لرزه انداخت همه ساكنين قصر حسابى ترسيده بودند و در همين زمان ناگهان صداى تق تقى شنيده شد، انگار كسى در مى زد، همه از ترس گوشه اى قايم شده بودند، بالاخره پادشاه كه از همه شجاع تر بود تصميم گرفت بره در رو باز كنه، همين كه در رو باز كرد با صحنه عجيبى رو به رو شد، شاهزاده خانم زيبايى با لباس هاى خيس زير باد و بارون ايستاده بود كه به محض ورود به قصر ادعا كرد كه يك شاهزاده خانم واقعيه و راه طولانى رو تا اينجا اومده تا با شاهزاده ملاقات كنه، دختر با چنين سر و وضع ولباس خيس واقعاَ مى تونست شاهزاده باشه؟ ناگهان فكرى به ذهن ملكه رسيد و با خودش گفت: «به زودى معلوم ميشه» و بدون اينكه حرفى بزنه سريعاً به سمت اتاق خواب رفت و تشك تخت رو برداشت و كف تخت يك دونه نخود گذاشت و بعد ۲۰ تا تشك پر نرم روى اون نخود قرار داد و ۲۰ تا لحاف خيلى نرم از جنس پر قو هم روى اونها انداخت.
و با خودش گفت: «اين هم از تختى كه شاهزاده خانم قراره شب روى اون بخوابه» صبح روز بعد ملكه به سراغ شاهزاده خانم رفت و پرسيد: «تونستيد شب رو راحت بخوابيد؟» شاهزاده خانم در حالى كه خيلى ناراحت به نظر مى رسيد جواب داد: «اوه، نه! حتى يك لحظه هم نتونستم پلك روى هم بگذارم. وحشتناك بود، خدا مى دونه چى زير تختم گذاشته بودند، خيلى سفت و ناراحت كننده بود. »ملكه با شنيدن اين حرف با خوشحالى به همسر و پسرش خبر داد كه شاهزاده خانم واقعى رو پيدا كرده، چون فقط يك شاهزاده واقعى مى تونه اينقدر ظريف و حساس باشه كه سفتى يك نخود رو از زير ۲۰ تا لحاف و ۲۰ تا تشك احساس كنه. بدين ترتيب شاهزاده قصه ما با همسر دلخواهش ازدواج كرد و آنها سال هاى سال با خوبى و خوشى در كنار هم زندگى كردند. حالا حتماً مى خواهيد بدونيد كه سر اون نخود كذايى چى اومد، اون رو در موزه گذاشتند، فكر كنم هنوز هم بشه اونجا پيداش كرد البته اگه تا حالا كسى اونو ندزديده باشه. اينم يك دليل كه مطمئن باشيد داستان ما واقعيه!
جايزه هانس
كريستين اندرسن
207246.jpg
مترجم: روجانيستانى
هيچ خبر داشتيد كه «هانس كريستين اندرسن» اسم يك جايزه معروف ادبى هم هست كه به پديد آورندگان كتاب هاى كودك تعلق مى گيرد و به ياد نويسنده بزرگ دانماركى، نامگذارى شده است؟
حالا كه اين شماره با كريستين اندرسن و آثارش بيشتر آشنا شديد بد نيست مطلب زير را هم كه روجا نيستانى درباره جايزه هانس كريستين اندرسن تأليف و ترجمه كرده بخوانيد و سطح معلوماتتان را بفرستيد آن بالاها!
جايزه ادبى «هانس كريستين اندرسن» كه لقب «نوبل كوچك» را به آن داده اند، جايزه اى بين المللى است كه هر دو سال يك بار از طرف«كميته بين المللى كتاب كودكان و نوجوانان» جهت معرفى اثرى ماندگار در ادبيات كودكان در دو زمينه نويسندگى و تصويرگرى كتاب كودك اهدا مى شود. اين جايزه با ارزش ترين امتيازى است كه يك نويسنده يا تصويرگر كتاب كودك مى تواند در زندگى حرفه اى خود به دست آورد و از يك مدال طلا و ديپلم افتخار تشكيل مى شود كه برگزيدگان، آن را از دست شخص ملكه دانمارك، مارگريت دوم، دريافت مى كنند. جايزه بهترين نويسنده از سال ۱۹۵۶ و جايزه بهترين تصويرگر از سال ۱۹۶۶ طى يك مراسم و مهمانى مخصوص اهدا مى شود.
هر دوره، يك شماره از مجله IBBY به جوايز اندرسن اختصاص دارد كه شرح كامل انتخابات و اسامى نامزدهاى دريافت جوايز را درج مى كند. جالب است بدانيد كه مراسم جايزه هانس كريستين اندرسن از طرف كارخانه موتور نيسان پشتيبانى مالى مى شود!
نامزدهاى دريافت جوايز از طرف بخش ملى IBBY و دريافت كنندگان (برندگان نهايى) از طرف هيأت برجسته اى از داوران متخصص در ادبيات كودك، انتخاب مى شوند. اسامى داوران بخش تصويرگرى جايزه هانس كريستين اندرسن در سال ۲۰۰۴ به شرح زير است: جفرى گرت (Jeffrey Garrett) - رئيس هيأت داوران- دستيار كتابدار دانشگاه «نورث وسترن» از آمريكا، لوناگريك (Lona Gericke) هماهنگ كننده خدمات كودكان از آفريقاى جنوبى، خانم زهره قائنى سرپرست بنياد «تاريخ ادبيات كودكان در ايران» از ايران، گريز يا گاتى، سرپرست انجمن فرهنگى جيانينو استوپانى (Giannino Stoppani) از ايتاليا، ماريا سيسيليا سيلوا - دياز، مدير بازاريابى و ويرايش از اسپانيا (كه البته اصليتش ونزوئلايى است!) و تروج ورولندلوب، متخصص و منتقد كتاب كودك از كشور هلند.
طبق نظر اين كميته، جايزه بهترين نويسنده كودك به مارتين و دل از ايرلند و جايزه بهترين تصويرگر به ماكس و لتويجز (Max Velltuijs) رسيد.
از ميان بيست و چهار برنده جايزه اندرسن در طول اين سال ها (بين ۱۹۵۶ تا ۲۰۰۴) مى توان به اسامى شاخصى مانند استريد ليندگرن (نويسنده پى پى جوراب بلند) اريش كستنر (خالق خواهران غريب و اميل و كارآگاهان) و كسان ديگر اشاره كرد. در زمينه تصويرگرى هم مشاهيرى مانند كوئنتين بليك (تصويرگر كتاب هاى رولددال) و تومى آنگرر (كاريكاتوريست و تصويرساز بزرگ فرانسوى) برنده اين جايزه بوده اند. بد نيست اشاره اى به نقاش، تصويرساز و گرافيست بزرگ كشور خودمان يعنى فرشيد مثقالى كنيم كه سال ۱۹۷۴ به خاطر آثار تصويرى به ياد ماندنى فراوانى كه در ادبيات كودك ايران آفريده، موفق به دريافت اين جايزه فوق العاده ارزشمند شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |