|
گزارش تحليلى/ نگاهى به ماجراى گروگانگيرى مدرسه رازى
فراموشى فقر و بيماران روانى در وقوع حوادث
|
|
|
امير طوسى نژاد روز پنجشنبه هفته گذشته، تهران بار ديگر شاهد يك گروگانگيرى مسلحانه در يك مدرسه پسرانه بود. در جريان اين حادثه، كارمند پيمانى نيروى انتظامى به نام «مهدى» تنها به خاطر فقر مالى دست به گروگان گرفتن ۵۰ دانش آموز در مدرسه رازى زد كه در عين اقدامات پليس براى خاتمه دادن به اين حادثه، كارمند ۲۵ ساله وقتى با مادرش در حين تماس تلفنى بود، در حالت تشنج روى زمين افتاد و مأموران پليس نيز به راحتى موفق شدند اين بار نيز موضوع را خاتمه دهند. متأسفانه در جامعه كنونى ما به خاطر عدم توجه مسؤولان به وضعيت معيشتى مردم، فقر گريبانگير عده زيادى از اعضاى جامعه شده و همين موضوع باعث شده است «فقر» علت بسيارى از وقوع جرايم را به خود اختصاص دهد. از طرفى ديگر و على رغم هشدار كارشناسان و جامعه شناسان، مسؤولان همچنان به جاى توجه به اين امور، تنها پرداختن به موضوعات سياسى را در دستور كار خود قرار مى دهند و از فراهم كردن حداقل احتياجات مردم شانه خالى مى كنند. يك جرم شناس و حقوقدان در اين خصوص مى گويد: بررسى ها و مطالعات روانشناسى و جرم شناسى كيفرى نشان مى دهد ارتكاب بسيارى از جرايم ريشه در فقر و اضطرار مرتكبين جرم دارد و اين امر به اين معنى نيست كه تمام مجرمان را افراد فقير يا از قشر محروم تشكيل مى دهند. بزهكارانى كه از لحاظ مالى وضعيت خوبى دارند، از فقر ديگرى به نام فقر معنوى و تربيتى رنج مى برند كه اعضاى اين گروه در اقليت قرار دارند. اما آمارها نشان مى دهد بيش از ۸۰ درصد جرايم را جرايم مالى مانند سرقت و اختلاس تشكيل مى دهند. بزهكارانى كه تنها به خاطر مسائل مالى و فقر دست به بزه مى زنند، عمدتاً زير خط فقر هستند و يا درآمد ناقصى دارند و همچين افراد اين دسته از حداقل امكانات بهداشتى و اجتماعى محروم هستند و يا نيازهاى واقعى شان تأمين نمى شود، بويژه اينكه اين روزها براى خانواده ها نيازهاى كاذب و دروغين نيز به وجود آمده است و از آنجايى كه درآمد اشخاص اين احتياجات را برآورده نمى كند، بنابراين حتى اشخاصى كه داراى كار هستند و درآمدى نيز دارند، دست به بزه مى زنند. اين افراد همواره سعى مى كنند با ارتكاب جرم قدرت خريد خود را بالا ببرند و به طور كلى مى توان گفت علت عمده اين موضوع، وضعيت نامتعادل اقتصادى، و تجمل گرايى و در نهايت پول محورى است. «دكتر نجفى توانا» در ادامه مى افزايد: موضوع فوق زمانى از اهميت ويژه اى برخوردار مى شود كه توجه كنيم مردم كشور ما با هدف دفاع از محرومان و از ميان برداشتن تبعيض و فساد، دست به انقلاب زدند. مردمى كه در نظام گذشته فساد و تبعيض را ديده بودند، انتظار داشتند شاهد برابرى و برادرى و احكام دين اسلام باشند و اين مسائل را در فضاى اقتصادى مناسب لمس كنند. متأسفانه شرايط مديريتى كشور بويژه در سالهاى گذشته خط بطلان بر همه اين آرزوها كشيد، طبقه فقير، فقيرتر شد و عده كمى ثروت را در اختيار گرفتند. از طرفى ديگر طبقه متوسط و ضعيف جامعه به يكديگر نزديك تر مى شوند، به طورى كه جمعيت زيادى از كارمندان زير خط فقر قرار مى گيرند. بنابراين در چنين شرايطى مبارزه با وقوع برخى رفتارها مانند خودكشى، گروگانگيرى، سرقت و غيره... بسيار سخت است، اين در حالى است كه عده اى از بزهكاران تنها به منزله اعتراض به شرايط موجود دست به ارتكاب جرم مى زنند و عده اى ديگر به خاطر تأمين احتياجات، اقدام به ارتكاب بزه مى كنند. اين استاد جرم شناس در تحليل اين ماجرا مى افزايد: بررسى هاى اجمالى و اوليه روى پرونده اين گروگانگيرى نشان مى دهد متهم همواره از بيمارى جسمى و روانى رنج مى برده است و در حقيقت فشارهاى مالى باعث شده وى دست به اين كار بزند. در واقع كارمند پيمانى نيروى انتظامى از فرجام و مجازات گروگانگيرى آگاهى كامل داشته است، اما وى با قبول اين خطر، خواسته است به اعضاى جامعه اعلام كند مسؤولان او و همه مردم را فراموش كرده اند، مسؤولانى كه از امكانات خوبى برخورداند و كارمندانى كه در نقطه مقابل قرار دارند. «نجفى توانا» يادآور مى شود: بررسى هاى كارشناسان نشان مى دهد علت عمده پديده هايى مانند كودك آزارى، كارتن خوابى و تكدى گرى ناشى از فقر و عدم تعادل اقتصادى عامل اين گروگانگيرى از ۲ جنبه نياز به مساعدت و كمك دارد: درمان بيمارى روانى روحى وى كه ناشى از چندين سال فقر است و همچنين رفع مشكل ايجاد شده براى وى از جهت عدم تكافوى حقوق و مسائل كارى اش در ناجا. وى در خصوص واكنش مسؤولان نسبت به وقوع اينگونه جرايم مى گويد: متأسفانه واكنش مسؤولان نسبت به اينگونه جرايم، بسيار غير منطقى است. تجربه و بررسى هاى علمى نشان مى دهد هيچگاه تشديد مجازات و تنبيه براى كاهش آمار وقوع جرم راه حل مناسبى نبوده است و آمارهاى به دست آمده نشانگر اين واقعيت است كه بخش زيادى از بزهكاران كه در زندان به سر مى برند به محض آزادى، براى يافتن پول دوباره مرتكب جرم مى شوند. البته رئيس قوه قضاييه با تعيين مجازاتهاى جايگزين، كار ويژه و خوبى را آغاز كرده است. وى تصريح مى كند: به طور مثال در كشور سوئيس كه تعداد زيادى از مردم اسلحه در اختيار دارند، آمار قتل و سرقت بسيار پايين است، زيرا قواعد اجتماعى و اقتصادى افراد متعادلى را در جامعه تربيت كرده است و من توصيه مى كنم قبل از مجازات «مهدى»، وى با تشكيل پرونده شخصيتش تحت معاينه روانشناسان و جرم شناسان قرار گيرد و نتايج اين مطالعات را چراغ راه آينده قرار دهيم تا مهدى هاى ديگرى نداشته باشيم. دكتر نجفى توانا در ادامه با هشدار نسبت به عدم توجه مسؤولان به موضوع فقر در جامعه مى گويد: اگر به مسائل معيشتى مردم توجهى نشود و مبارزه اى با فقر صورت نگيرد به طور حتم در آينده، جامعه با بحران رفتارى مواجه خواهد شد و اگر اين بى توجهى ها ادامه پيدا كند، زمانى فرا مى رسد كه هيچ سلاحى براى مبارزه با جرم كارساز نخواهد بود بنابراين بايد با بسترهاى جرم مبارزه كرد. اين جرم شناس سپس ضمن انتقاد از عدم اطلاع رسانى شفاف از سوى بنگاههاى اطلاعاتى تأكيد مى كند: عدم اطلاع رسانى و آگاهى مردم، باعث شده است افكار عمومى تنها به مجازات يك متهم و بزهكار توجه كند. جامعه اى كه اطلاعات صحيح در خصوص پديده مجرمانه ندارد، كماكان باتفكر سنتى، مجازات را تنها وسيله برون رفت از شرايط مى داند. در صورتى كه جرم يك رفتار نابهنجار است پس بايد مردم را قانع كنيم همانطور كه تربيت فرزندانشان از طريق تنبيه ميسر نيست، برخورد با بزهكاران نيز تنها با ابزار مجازات راه حل مناسبى نخواهد بود. وى در خاتمه مى گويد: پزشكان دست بيمارى را كه درد مى كند، قطع نمى كنند. بلكه علت احساس درد را از ميان بر مى دارند و جامعه ما نيز مسؤول است بزهكاران را درمان كند و در آغوش خانواده پناه دهد. يك حقوقدان و جامعه شناس كيفرى نيز معتقد است فقر مهمترين عامل ارتكاب جرم در جامعه است. دكتر «محمدسيف زاده» كه قرار است وكالت «مهدى» را به عهده بگيرد، در خصوص حادثه گروگانگيرى در مدرسه پسرانه رازى مى گويد: در تماس تلفنى با اعضاى خانواده «مهدى» قرار شد وكالت وى را به عهده بگيرم ولى آنچه مشخص است، فقر مالى «مهدى» است. وى همواره از فقر رنج مى برده و على رغم كار در نيروى انتظامى، از حداقل احتياجات محروم بوده است و از آنجايى كه وى قصد ازدواج داشته ولى پول در اختيار نداشته، تنها راه فرار از اين گرداب را گروگانگيرى تشخيص داده است و بايد پرونده اين مأمور ناجا با دقت مورد بررسى قرار گيرد. وى تصريح مى كند: ريشه بسيارى از جرايم، فقر است و همانطور كه در دين اسلام نيز تأكيد شده، بايد مسؤولان جامعه اسلامى به امور معيشتى مردم توجه كنند زيرا ناديده گرفتن اين مهم، جامعه را به تباهى مى كشاند. اين حقوقدان در خصوص اتهام گروگانگيرى مى گويد: جرم اسلحه كشى و آدم ربايى براى فرد يا جمع در قانون مشخص و تعريف شده است ولى تحت عنوان گروگانگيرى نيست و من اميدوارم در خصوص اين پرونده، زمينه هاى وقوع جرم مورد توجه قرار گيرد. وكيل احتمالى عامل گروگانگيرى در مدرسه رازى خيابان ولى عصر در خاتمه در خصوص امنيت مدارس مى گويد: مدارس بى پناه هستند و هرگز از لحاظ امنيتى مورد توجه قرار نمى گيرند واگر اين موضوع مرتفع مى شد، شاهد گروگانگيرى هاى اخير در مدارس تهران نبوديم.
|