|
|
|
آكواريوم
|
|
|
|
شبكه ملى زلزله
|
|
|
|
درباره عيد پاك
|
|
|
|
|
اقبال هفته
فروردين ماه: روزهاى خوب و خوشى در پيش داريد، اواسط هفته به يك ميهمانى بزرگ خواهيد رفت، احتمال دارد نقشه اى براى تغيير زندگيتان بكشيد، پنجشنبه اى دلپذير در راهست.
ارديبهشت ماه: هفته اى موفقيت آميز در انتظارتان است، چند ديدار دلنشين تمام هفته شما را مملو از شادى خواهد كرد. در امضاى قراردادها محتاط باشيد. جمعه آرام و خوبى، در پيش داريد.
خردادماه: يكى از دوستان نزديك، شما را ناراحت كرده است، حق با شماست. بهتر است فعلاً سراغ او نرويد. مشكل مالى شما اواسط هفته حل خواهد شد. شنبه شيرينى در راه داريد.
تيرماه: اعتماد به نفس و مهربانى شما، زبانزد همگان است. سعى كنيد به همين نحو زندگيتان را بگذرانيد. چند ديدار دلنشين خواهيد داشت. احتمال دارد به سفرى كوتاه برويد.
مردادماه: گاهى لازم است قناعت پيشه كنيد تا دچار دردسر نشويد، يكى از آشنايان به كمك شما نيازمند است، به سراغش برويد. چهارشنبه خبر بسيار خوبى خواهيد شنيد.
شهريورماه: آنچه را كه تا به حال انجام داده ايد، ادامه دهيد، مطمئن باشيد موفق خواهيد شد، ناراحتى هاى چند روز گذشته را فراموش كنيد، جمعه به ديدار دوست بسيار عزيزى خواهيد رفت.
مهرماه: بى جهت احساس مى كنيد كه تنها هستيد، اين تنهايى را خودتان انتخاب كرده ايد، با دوستان قديمى رفت و آمد كنيد. سه شنبه به موضوع مهمى پى خواهيد برد.
آبان ماه: براى رسيدن به هدف عجله نكنيد و اجازه دهيد كارها به آرامى انجام پذيرد. در فكر يك مسافرت درازمدت هستيد كه احتمالاً صورت مى گيرد. سه شنبه دلنشينى در راهست.
آذرماه: از روبرو شدن با دشواريها نترسيد، شخصيت قوى شما موجب مى شود كه بر مشكلات پيروز شويد. هفته آينده يك ملاقات فراموش نشدنى خواهيد داشت.
دى ماه: حالا همه مشكلات شما در حال حل شدن است، بى جهت احساس نگرانى و اضطراب مى كنيد، كمى صبر و تحمل داشته باشيد تا به مقصودتان برسيد. جمعه دلپذيرى در انتظارتان است.
بهمن ماه: زياد افسوس گذشته را مى خوريد و به همين دليل نمى دانيد به چه شكل به انجام برنامه هايتان بپردازيد. خوشبين باشيد و اراده خود را حفظ كنيد تا موفق شويد يكشنبه شيرينى در راه داريد.
اسفندماه: درست است كه هميشه به خود متكى بوده ايد ولى اين دليل نمى شود كه از راهنمايى هاى ديگران فرار كنيد! براى تشكيل زندگى جديد شتاب به خرج ندهيد. دوشنبه دلنشينى در راهست.
|
|
|
|
|
آكواريوم
بارب آلبالويى Cherry Barb
فعال و صلح جو فقط كمى خجالتى است، به طورى كه از ساير گونه هاى آكواريوم فاصله مى گيرد و دوست دارد فضاى شخصى داشته باشد. با اين وجود براى نگهدارى در يك مخزن اجتماعى مناسب است. رنگ بدن نقره اى و باله ها قرمزند. يك نوار سياه افقى هم در امتداد پهلوهايش وجود دارد. اين ماهى روشنايى اندك و پوستش گياهى كافى را به عنوان سايه بان مى پسندد. اغلب غذاها را مى پذيرد، اما بيشتر گياهخوار است. تكثيرش چندان آسان نيست، چون والدين در صورت گرسنگى تخم هاى خودشان را مى خورند. اين گونه بومى سريلانكاست و بهترين دما براى نگهدارى آن ۲۶-۲۳ درجه سانتيگراد است.
|
|
|
|
|
شبكه ملى زلزله
راهى براى كم كردن مصيبت فاجعه
|
|
|
اميد كريمى همه چيز از مرگ شروع شد. مرگ مشتى آدم كه در ۱۲ ثانيه زير خاك رفتند و پس از چند روز يك به يك از زيرش در آمدند و دوباره خاك شدند. ۱۵ ماه پس از سحرگاه تلخ بم، كسى ديگر براى مرده هاى ۵ دى ۸۲ مويه نمى كند. خبرهاى بم مثل هميشه ضد و نقيض است. دولتى ها از بازسازى رضايت بخش و مناسب مى گويند و مردم فرياد نارضايتى برآورده اند. خبرنگارها هم مانده اند در ميان اين دو دسته و نمى دانند كه بالاخره حق با كدام است؟ در وانفساى پيدا كردن حق و حق دار و دادن حق اش، عده اى مى خواهند نگذارند اين جريان حق و حق كشى دوباره و چندباره تكرار شود. عده اى كه پس از بيرون آوردن رخت سياه بم از تن شان تصميم شان را گرفتند و شدند «جمعيت كاهش خطرات زلزله ايران». تئورى هاى بى مجرى زلزله، زلزله است. زلزله يعنى خشونت، عظمت و در نهايت مرگ. براى مقابله با اين سه گزينه هم بايد مانند خودش بود؛ خشن، عظيم و استوار همچون مرگ! اما اين NGO تنها چيزى كه دارد تئورى جنگ با زلزله است. آنها هم فكر دارند، هم دانش، هم طرح قابل اجرا و از همه مهمتر انگيزه كار كردن. ولى مهمترين سلاح را ندارند و آن پول است. ابزارى كه مى تواند به تمام فكرها و طرح ها عينيت بخشد. مهندس وجودى، دبير جمعيت كاهش خطرات زلزله ايران وقتى از جمعيت تحت امرش حرف مى زند و آرمان هايش را مى گويد، شور و شعفى عجيب را به مخاطب منتقل مى كند شور و شعفى كه وقتى حرف به تعداد اعضاى مهمترين پروژه NGO مى رسد صد چندان مى شود: «همين امروز كه در آمار اعضا شبكه ملى زلزله نگاه كردم به ۴۵۰ نفر رسيده بود.» شبكه ملى زلزله اما با اين ساختار تشكيل شده است: «اين طرح مبتنى بر اعضاى آموزش ديده اى است كه در سراسر كشور و در حدود چهارصد شهر بزرگ و كوچك كشور ايران ساكن هستند (اين تعداد شهر با توجه به ظرفيت اجرائى كنونى جمعيت تعيين شده و از جمله شهرهايى هستند كه مطمئناً دسترسى قابل اعتمادى به شبكه جهانى اينترنت دارند. ضمن اينكه در توسعه هاى آتى با افزايش توان اجرايى جمعيت، امكان افزايش تعداد اين شهرها وجود دارد). اين افراد، آموزشهاى اوليه را از طريق بروشورهاى آموزشى در زمينه تعيين شدت زمين لرزه دريافت مى كنند. شدت زمين لرزه يك مقياس ساده اندازه گيرى زمين لرزه است كه بر اساس تأثير زلزله بر دست سازهاى بشر تعيين مى شود. براى تعيين اين مقياس نياز به وسيله خاص و يا دانش بالايى نيست و از طريق جداولى كه به صورت توصيفى اثر زلزله را بيان مى كنند انجام مى پذيرد. بر خلاف بزرگاى زلزله، شدت زلزله رابطه مستقيمى با ميزان خسارت و خرابى هاى به وجود آمده از زلزله دارد.» اما اگر از اين طرح و پروژه بگذريم، اين جمعيت در مورد همه چيز اظهار نظر مى كند. از زلزله اقيانوس هند و نواقص مديريت امداد رسانى بين المللى در اين زلزله كه منجر به كشته شدن بيش از ۲۰۰ هزار انسان شد، تا راه هاى زنده ماندن در برف كه در روزنامه ايران هم چاپ شده است.با اين حال ۲ اظهار نظر و نظريه كارشناسى در سايت اين جمعيت بيشتر خود نمايى مى كند. يكى هشدار در مورد زلزله احتمالى تبريز است كه تمام نامه نگارى هاى جمعيت با مردم و مسؤولان و نظريات كارشناسى در مورد اين ادعا و راه هاى مقابله با آن و كم كردن خسارات احتمالى در صورت وقوع زلزله تبريز در سايت قابل دسترسى است و ديگرى زير سؤال بردن بيمه زلزله در كشور است. آنها در اين مورد تا آنجا پيش رفته اند كه بيمه زلزله را بانى فاجعه اى جبران ناپذير براى ايران مى دانند. وجودى مى گويد: «در تمام دنيا مبلغ بيمه زلزله معادل ۱۰ درصد از هزينه مقاوم سازى ساختمان است، در حالى كه در ايران با كمتر از ۱۰ هزار تومان حتى نا امن ترين ساختمان ها هم بيمه زلزله مى شوند. ضمن اينكه وقتى شخصى خانه و ساختمان اش را بيمه مى كند، به پشتوانه جبران خسارت احتمالى توسط شركت بيمه، تلاشى براى مقاوم سازى ساختمان انجام نمى دهد و همين در هنگام وقوع حادثه منجر به فاجعه اى دردناك مى شود.» ماهيت مجازى در سايت www.ehrsi.com همه چيز در مورد زلزله پيدا مى شود. از روشهاى مقاوم سازى ساختمان در برابر زلزله تا مديريت بحران پس از زلزله. اما نكته بارز در اين سايت اختصاصى بودن مطالب آن است. وجودى در اين مورد مى گويد: «همه مطالب سايت نوشته اعضاى جمعيت است. ما حتى يك مطلب ترجمه شده هم نداريم. هر چه هست از دانش و تجربه خودمان است.» دانشى كه مهندس وجودى از آن مى گويد عمدتاً به تحصيلات هسته مركزىNGO باز مى گردد. وجودى خود كارشناس ارشد زلزله است. وحيد فقيهى ديگر عضو هسته مركزى، كارشناسى ارشد مديريت پروژه خوانده است. عليرضا سعيدى و مهدى سلامتى مهندسى عمران دارند و محمد رحمانى مدرك كارشناسى ارشد سيستمهاى اطلاعات جغرافيايى را در دست دارد. حميد پورپاك ژئوتكنيك خوانده و مجتبى ديرباز هم مانند وجودى، مهندسى زلزله مى داند. دانش سازه را هم در اين جمع محمد هادى جليلى به دوش مى كشد. ژئوفيزيك عقب تر از جمعيت ادعاى جمعيت كاهش خطرات زلزله كه شبكه ملى زلزله را تشكيل داده است در اين است كه سرعت عمل اطلاع رسانى اش از مؤسسه ژئوفيزيك بالاتر است. در مقاله اى كه در سايت جمعيت وجود دارد و البته چندى پيش در يكى از روزنامه هاى كشور هم چاپ شد، آمده است: «در حال حاضر در كشور ايران، شبكه لرزه نگارى دستگاهى در سطح وسيعى در حال فعاليت است، اما بدليل عدم وجود سيستم مخابراتى قوى و عدم ارتباط همزمان (OnLine) اين لرزه نگارها براى جمع آورى دادههاى ثبت شده و تحليل آنها، همواره شاهد تأخير فراوان در خبررسانى زمين لرزه ها به مسؤولان حوادث غير مترقبه بوده ايم. طرح پنج ساله اى براى تقويت شبكه لرزه نگارى در كشور تهيه شده است كه با توجه به نياز بالاى كشور در اين زمينه، پنج سال زمان بسيار طولانى به نظر مى رسد...» وجودى براى اثبات سرعت عمل بالاى شبكه ملى زلزله مى گويد: «پاييز پارسال ۲ زلزله در شمال اتفاق افتاد كه اولين زلزله را ما ۴ دقيقه پس از وقوع اعلام كرديم و خبر دومى را با كمى تأخير روى سايت فرستاديم.» زلزله اول در نيمه شب (ساعت ۱/۱۶ دقيقه بامداد) ۱۷ مهر ماه بود كه در گلستان اتفاق افتاد. طبق سندى كه در سايت اين جمعيت وجود دارد، چند دقيقه پس از زمين لرزه يكى از اعضاى شبكه ملى زلزله، خبر وقوع آن را به اطلاع مديران مى رساند و آنها خبر را حتى زودتر از مركز زمين شناسى آمريكا (حدود ۴۰ دقيقه زودتر) منتشر مى كنند و به دنبال آن خبرهاى تكميلى زلزله مخابره مى شود. اما همين اتفاق باعث شد كه طرح شبكه ملى زلزله به طور جدى دنبال شده و عضو گيرى شروع شود: «گامهاى اوليه تأسيس چنين شبكه اى با شك و ترديد برداشته شد ولى با به نتيجه رسيدن مرحله آزمايشى اين طرح (كه منجر به اطلاع رسانى چهار دقيقه اى در زلزله گلستان شد) در گسترش اين شبكه مصمم شديم و اين شبكه را تحت عنوان «شبكه ملى زلزله» يا BioNET به معنى شبكه زنده، بصورت كاملاً علمى و تخصصى گسترش داده تا از اين طريق راهكارى سريع، ارزان قيمت و كارا براى كشور ارائه كند.» ماهيت مردمى با اينكه جمعيت بيشترين فعاليتش را مى تواند در چارچوب سايبر انجام دهد، اما در سال ۸۳ اين NGO به كمك شهردارى تهران حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر را آموزش داده است: «ما بيشترين فعاليت مان را روى روستاها متمركز كرده ايم، چون در موقع زلزله بيشترين خسارت را روستاها متحمل مى شوند. طرح «كاروان زلزله» كه طرحى است در جهت آموزش و آمادگى روستائيان در مقابل زلزله به همين جهت تهيه شده است.» اما دليل ديگر جمعيت در متمركز شدن روى روستاها ساده بودن آموزش به آنهاست. وجودى مى گويد چون روستايى ها خودشان خانه مى سازند راحت تر آموزش مى بينند. او مثالى در اين مورد مى زند: «بعد از زلزله زرند مردم يك روستا را جمع كرديم و كمى در مورد مقاوم ساختن با آنها حرف زديم، همه شان علاقمند شدند.» اما اين علاقمندى تنها كفايت نمى كند: «طرح ما (كاروان زلزله) آماده است، اما اجراى آن فراتر از توان ماست.» به همين دليل است كه وجودى مى گويد همه افراد شبكه ملى زلزله را كسانى تشكيل مى دهند كه دسترسى به اينترنت دارند: «تا زمانى كه تأمين نشويم فقط سايبر كار مى كنيم. افراد مورد آموزش ما حتماً بايد دسترسى به اينترنت داشته باشند.» بم مبدأ همه چيز دبير جمعيت كاهش خطرات زلزله ايران ادعا مى كند جمعيت تحت فرمانش تنها هدف اش تبديل شدن به يك NGO واقعى است: «ما مى خواهيم يك NGO واقعى باشيم، يعنى هم بازوى اجرايى دولت و هم ناظر مردمى بر دولت.» شايد به همين خاطر است كه او مى گويد در بم بنياد مسكن مى سازد و هيچ كس ايراد نمى گيرد، در حالى كه ساخته هاى بنياد مشكلات زيادى دارد: «ما دفترچه درست كرديم و نظارت داشتيم. ما نظارت را از حد دولتى به مردمى آورديم.» وجودى اعتقاد دارد اين نظارت را هيچ كس نمى تواند رد كند، حتى دولتى ها كه كمتر چنين نظارت هايى را مى پذيرند: «حرف متخصص را هيچ كس نمى تواند رد كند.» و اين متخصصان دفترچه اى را براى بم درست كرده اند كه آن هم باز در دنياى سايبر يافت مى شود: «اين دفترچه را براى شهردارى آماده كرديم، اما شهردارى بم هنوز چاپ نكرده است. اگر تا چند هفته آينده شهردارى كارى نكند خودمان چاپ اش مى كنيم.» با اين حال اگر اين دفترچه هم به چاپ نرسد، مى توان نسخه ديجيتال آن را در سايت جمعيت مشاهده كرد. اما مهمتر از اطلاعات سايت و آموزش هايى از اين دست، شبكه ملى زلزله است، شبكه اى كه مى تواند اندكى از مصيبت پس از زلزله را كاهش دهد. همين مقدار، اميدوار كننده و جذاب نيست؟
|
|
|
|
|
درباره عيد پاك
پاكترين عيد كودكانه
|
|
|
مهدا جهانگير
۴۶روز كه از چهارشنبه مقدس مى گذرد، تخم مرغ هاى رنگى نويد پايان زمستان و بارورى زمين را مى دهند. ايام پرهيز به سر مى رسد و Easter آغاز مى شود تا مسيحيان بزرگ ترين عيد بهارشان را جشن بگيرند. داستان عيد پاك عيد پاك يا Easter يكى از عيد هاى بهار است. اين عيد در پايان ايام پرهيز است كه يك دوره ۴۶ روزه را از چهارشنبه مقدس شامل مى شود و در روز عيد پاك پايان مى يابد. ۴۰ روز از ايام پرهيز مربوط به روزهاى روزه است به طوريكه ۶ يك شنبه در ايام روزه وجود دارد و طورى برنامه ريزى مى شوند كه آخرين آنها عيد پاك باشد. اما آخرين هفته پرهيز، هفته مقدس نام دارد كه مسيحيان معتقدند در يكشنبه فصح، مسيح به آسمان عروج كرده است. چهارشنبه مقدس، گراميداشت شام آخر مسيح قبل از عروج است و جمعه در هفته مقدس، از ديدگاه مسيحيان، روز به صليب كشيدن مسيح است. هفته مقدس و ايام پرهيز با عيد پاك پايان مى يابد. با رستاخيز عيسى مسيح و زنده شدن دوباره او. ايام پرهيز، يك دوره آمادگى است براى عيد بزرگى كه در راه است؛ عيد پاك! زمان عيد پاك از ۲۲ مارس تا ۲۵ آپريل در نوسان است . امسال عيد پاك براى كليساهاى غرب ، در روز ۲۷ مارس جشن گرفته شد و براى كليساهاى يونان و كليساهاى ارتودكس ، اين عيد روز اول «مى» بود . سنت هاى پاك كليساهاى غرب عيد پاك را با به صدا در آوردن زنگها در اولين ماه كامل پس از اعتدال بهارى كه معمولاً ۲۱ مارس است، گرامى مى دارند. يعنى همان اول فروردين خودمان و آغاز عيد ايرانى. كليساهاى شرق اما به علت نزديكى به محل تولد و زندگى مسيح، آداب و رسوم قديمى ترى دارند. با وجود اين كه مسيحيان بر اين عقيده اند كه عيد پاك زمان رستاخيز عيسى مسيح و زنده شدن دوباره اوست ، اما اين عيد ، سنتها و افسانه هايى دارد كه سرچشمه آنها اصلا ًمسيحى و مذهبى نيست. پژوهشگران معتقدند كه Easter از كلمه اسكانديناوى Ostra و توتنى ( زبان آلمانى قديمى ) Ostern يا Eastre مى آيد كه نام الهه اساطيرى بهار و حاصلخيزى و بارورى است كه در نقطه اعتدال بهارى، گرامى اش مى داشتند. جشن مسيحى عيد پاك، تعدادى از سنن قديمى را حفظ كرده است. زيرا مسيحيان معتقدند كه اين سنتها با رستاخيز مسيح مرتبط اند. شكار خرگوش براى روز عيد ، يك سمبل قديمى و نشانه بارورى است و همين طور شكلات ها كه به اشكال مختلف حيوانات درست مى شوند . تخم مرغهاى رنگى عيد پاك كه با رنگهاى روشن رنگ آميزى مى شدند ، هنوز هم رنگ آميزى مى شوند . تخم مرغ هاى پاك سنت ها همچنان باقى مانده اند. از تمام سمبل هاى عيد پاك كه از گذشته هاى بسيار دور به جا مانده است تخم مرغ ها نمود بيشترى دارند. تخم مرغ ها نشانه بارورى و زندگى جديدند. سنت استفاده از تخم مرغ با عيد پاك و ابتداى بهار كه آغاز نيمه گرم سال و پايان سرماى زمستانى است، اجين شده. تخم مرغهاى عيد پاك با رنگهاى روشن رنگ آميزى مى شوند كه نشانه رنگ روشن آفتاب بهاريست. در قرون وسطى، اين تخم مرغها به خادمان داده مى شد. در آلمان، اين تخم مرغها يكى از هداياى روز عيد پاك به كودكان بود. در يونان تخم مرغ هابه رنگ قرمز لاكى، براى احترام به خون مسيح رنگ مى شوند. در بخشهايى از آلمان و اتريش، تخم مرغ سبز به نشانه روز به صليب كشيده شدن مسيح، رنگ آميزى مى شود. اسلاوها، تخم مرغها را با رنگهاى طلايى و نقره اى تزيين مى كنند. هنرمندان اتريشى، الگوهاى ديگرى نيز براى تزيين طراحى كرده اند. آنها برگ سرخس يا گياهان ريز را به دور تخم مرغها مى پيچند و سپس آنها را مى جوشانند. گياهان كم كم در آب، از تخم مرغها جدا مى شوند و نقش و نگار آنها روى تخم مرغ باقى مى ماند. لهستانى ها و اكراينى ها تخم مرغها را با رنگهاى ساده تزيين مى كنند. تعدادى از تخم مرغها هم با الگوهاى خاصى تزيين مى شوند كه به آنها Pysanki مى گويند. اين تخم مرغها، شاهكارهايى استادانه اند. براى خلق اين شاهكارها ابتدا پوسته تخم مرغ را با موم گداخته مى پوشانند آنگاه آنها را در رنگ غوطه ور مى كنند. هربار، رنگ جديد، رنگ قبلى را مى پوشاند و سرانجام، طرح هاى بسيار زيباى هنرى بر جا مى ماند. در آلمان و ساير كشورها، محتويات داخل تخم مرغ را به طورى كه به پوسته آسيبى وارد نشود خارج مى كنند. ابتدا، انتهاى تخم مرغ را با يك سوزن يا وسيله تيز سوراخ مى كنند، آن را خالى كرده و سپس محتويات را در آب مى جوشانند. تخم مرغهاى ميان تهى را رنگ آميزى مى كنند و آنها را در طول هفته عيد پاك، از درخت ها و بوته ها مى آويزند. آمريكايى ها، تخم مرغهاى توخالى را با عكسهاى مسيح، مريم باكره و ديگر تصاوير مذهبى تزيين مى كنند. در بعضى مناطق، با ابزار تيز و به طور ماهرانه اى، نقش و نگارهاى برجسته بر روى تخم مرغها پديد مى آورند. زمانى كه عده اى از مسيحيان، همانند روز والنتاين، پس از آنكه تخم مرغها را به اشكال مختلف و رنگهاى متنوع تزيين كردند، آنها را به كسانى كه دوستشان دارند هديه مى دهند، از باقى مانده هاى اين تخم مرغها براى بازى استفاده مى كنند. براى ايتاليايى ها، بازى تخم مرغ، از رسوم مهم عيد پاك به شمار مى رود. سنتى كه از گذشته هاى بسيار دور تا كنون باقى مانده است. آنها همانند اجداد رومى خود، مسير بيضى شكل مسابقه را مى دوند و تخم مرغ جايزه مى گيرند. همانطور كه در بازى جستجو كردن و غلتاندن تخم مرغها شركت مى كنند. كودكان پاك عيد پاك پيش از آنكه عيد بزرگسالان باشد، عيد كودكان است. صبح روز عيد، كودكان در خانه به جستجوى تخم مرغها مى پردازند. همان تخم مرغهايى كه هنگام خواب، توسط خرگوش عيد، پنهان شده اند. اين جستجو گاهى به خارج از خانه هم كشيده مى شود. بزرگترها به كوچكترها كمك مى كنند و برنده آب نبات هاى عيد كسى است كه تخم مرغ بيشترى پيدا كرده باشد. گاهى اين كودكان براى اين بازى يك گروه بزرگ جستجو تشكيل مى دهند. در برخى مواقع تخم مرغ ها در اماكن عمومى پنهان مى شود و گروه به طور دسته جمعى به جستجوى آنها مى پردازند. اما در مسابقات غلتاندن تخم مرغ ها كسى برنده خواهد بود كه بتواند تخم مرغ را روى چمن هاى شيب دار زمين مسابقه بدون شكستن اش در مسير طولانى ترى بغلتاند. بزرگترها، تماشاگران مسابقات تخم مرغ هاى عيد پاك هستند. آنها بيشتر از كودكان از تماشاى اين بازى ها لذت مى برند. شايد مشهورترين مسابقات تخم مرغها در آمريكا اتفاق مى افتد. زمانى كه صدها كودك، در حالى كه سبدهايى پر از تخم مرغهاى رنگى و زيبا در دست دارند، همراه با تشويق هاى شورانگيز والدين شان و هيجان بى حد و حصر بزرگترها، روى چمنهاى شيب دار حياط كاخ سفيد، به مسابقه مى پردازند. در حالى كه حتى رئيس جمهور نيز محو تماشاى بازى آنهامى شود.
|
|
|
|