|
يادداشت
|
|
|
|
|
|
هفته اى كه گذشت
|
|
|
|
گزارش تحليلى هفته
|
|
|
|
|
يادداشت
به ايران نبايد فشار آورد
|
|
|
* كنستانتين كوساچف رئيس كميته ارتباطات خارجى دوماى روسيه منبع: خبرگزارى ريانووستى
توجه روسيه به ايران فقط به دليل منافع مالى براى تأسيس نيروگاه هسته اى بوشهر و يا ديگر پروژه هاى اتمى نيست. ايران از مهمترين كشورهاى منطقه خاورميانه و از ديناميك ترين كشورهاى منطقه در حركت رو به جلو و گسترش مناسبات اقتصادى و سياسى است. اين اهميت تا جايى است كه دستيابى ايران به فناورى هسته اى مى تواند در آينده روابط منطقه با مقابله با گسترش سلاح هسته اى در آينده تأثير ويژه داشته باشد و از طريق ايران مى توان محورهاى عمده جهانى درباره دغدغه هاى ان پى تى را علمى كرد. شرط اساسى و اصلى براى روسيه از همان ابتداى همكارى با ايران، همكارى نزديك و پيوسته ايران با آژانس بين المللى انرژى اتمى بوده است. ايران از نزديكترين همسايگان روسيه است و خطر اينكه احتمال خروج ايران از فعاليت صلح آميز هسته اى وجود داشته باشد، باعث نگرانى است و از همين رو روسيه به بندهاى قرارداد خود با ايران پايبند است و اعلام كرده كه تا پروتكل بازگشت سوخت امضا نشود،هيچگونه سوخت هسته اى در اختيار ايران نخواهدگذاشت. در حال حاضر ايران حاضر به همكارى نزديك با تمامى اعضاى جامعه بين الملل است به شرط اينكه نخواهند از اين نزديكى استفاده سوء كرده و برنامه هاى ايران را متوقف كنند. روسيه نيز خواهان اين است كه ايران همكارى نزديكى با جامعه بين الملل داشته و اطلاعات لازم را در اختيار آژانس بگذارد اما به هيچ وجه منصفانه نيست اگر بخواهيم ايران را از دستيابى به اين فناورى محروم كنيم چرا كه حق ايران رسيدن به فناورى پيشرفته است. اما در خصوص جايگاه روسيه و آمريكا و فعاليت هسته اى ايران بايد گفت از آنجايى كه هر دو كشور سابقه رقابت تسليحاتى با هم دارند،در نتيجه به دنبال منع گسترش هستند و لذا بطن انگيزه آمريكا و روسيه مشترك است. هرچه باشد آمريكا و روسيه مايل نيستند منطقه و بويژه تروريست ها به سلاح هسته اى مجهز شده و اوضاع را برهم زنند. اما فراموش نكنيم كه عملكرد نظامى غلط آمريكا در عراق بود كه بسيارى علائم منفى در منطقه ايجاد كرد. اما برخى نظرات و انتظارات آمريكايى ها فراتر از قواعد همكارى ايران و آژانس و حتى رابطه ايران و روسيه است. ايران در حال حاضر كشورى در حال گذار و رو به رشد است كه زياد با دغدغه هاى آمريكا همراه نيست. روسيه در زمان جنگ عراق نيز مخالفت اصلى خود را اعلام كرد اما بتدريج زمان نشان داد كه تمامى محاسبات آمريكا درباره سلاح هاى عراق اشتباه بوده است. اين در حالى است كه رابطه ايران و روسيه كاملاً برمبانى پراگماتيك استوار است. اگر آمريكا اين فضا را دستكارى نكند، ايران كشورى شفاف و صلح آميز در منطقه خواهدبود. به نظر من نقطه ضعف آمريكايى ها در همين است كه نمى توانند از در مصالحه و همكارى با ايران وارد شوند. تنها مرجع و نهاد اصلى براى قضاوت درباره هرگونه فعاليت هسته اى ايران، آژانس بين المللى انرژى اتمى است. عملكرد آمريكا در نقد وظايف و كارهاى آژانس بين المللى انرژى اتمى و برحسب منافع مورد نياز در منطقه كاملاً اشتباه است و دنيا بايد بيش از آنكه نگران پرونده ايران باشد به فكر عملكرد آمريكا و تأثيراتى كه از آن به جا مى ماند، باشد. اتحاديه اروپا در حال حاضر سعى دارد راهى منطقى و غيرتبعيض آميز در پرونده هسته اى ايران پيداكند در عين اين كه نمى خواهد به انزواى آتلانتيك، دچار شود. در دور آتى توافق ها اگر برسر غنى سازى اورانيوم يك توافق مناسب رخ دهد، روند گفت وگوها به سوى آرامش و ثبات خواهدرفت و روسيه نيز مشتاق نتيجه مثبت همكارى بين ايران و اروپا است. ولى اين روزها برخى اروپايى ها اظهارات ضعيفى مطرح مى كنند كه ممكن است نيروگاه بوشهر مخفيگاه ساختن بمب اتمى باشد كه از اصل باطل است و آژانس همواره نظارت مستقيم بر نيروگاه دارد و متخصصان روسى استانداردهاى لازم را حتى براى نسل بعدى راكتورها رعايت كرده اند.اما بهتر است همين اروپايى ها بدانند كه در حال حاضر منطقه از قبل به سلاح اتمى مجهز است كه هيچ ربطى هم به ايران ندارد و از قبل دنبال شده است. بهتر است خطر را در جايى ببينيم كه انرژى هسته اى صلح آميز دنبال نشده و نه در آنجا كه صلح آميز بودن آن ثابت شده است. ايران را نبايد به يك گوشه هل داد و به آن فشار آورد. بويژه اين ايران كه نهايت همكارى با جامعه بين الملل را دارد.
|
|
|
|
|
افسانه پاپ ژان پل دوم
|
|
|
كامبيز توانا رهبر كاتوليك هاى جهان نيز چون هر انسان فانى ديگر چشم از جهان فرو بست. وى كه در نوع خود پاپ كم نظيرى بود با پشتوانه اى از تاريخ پابه واتيكان گذاشت و همين پشتوانه تاريخى بود كه از او كسى ساخت تا بيشترين سهم را در گفت وگوى بين اديان داشته باشد. لحظه باشكوهى كه او در سال ۲۰۰۰ در فلسطين خلق كرد هنوز در خاطره ها باقى است. سه كودك به نمايندگى از اديان مسيحيت، اسلام و يهوديت ظرفى از خاك پيش پاپ آوردند تا او آنها را تبرك كند. پس از آن در ميدان اصلى بيت المقدس سخنرانى كرد و هنگام نماز ظهر سكوت كرد تا نواى اذان طنين انداز شود و پس از آن طرفداران تمامى اديان اصلى در كنار هم و در صلح و صفا ناهار خوردند. اين قدرت پاپ بود كه توانست در اوضاعى پرآشوب در دنيا سفر كند و هرجا رهمنون خود را به گوش مردمان هم دين و غير هم دين برساند.
پشتوانه تاريخى پاپ متولد سال ۱۹۲۰ بود. سالهايى كه بعد از بيش از يك قرن لهستان توانسته بود استقلال يافته و مكانى مستقل در نقشه جهان پيدا كند. كشورى كه مدام از اين امپراتورى به امپراتورى ديگر سپرده شده بود و بارها بهانه جنگ قرار گرفت و بارها به تعرض اشغال درآمد. آن زمان كه پاپ به دنيا آمد، لهستان تازه داشت از امپراتورى هاى همسايه خود فاصله مى گرفت تا به يك استقلال آرمانى برسد. پاپ در زمانى در لهستان بزرگ شد كه كشورش در ميان دو ديكتاتور سفاك واقع شده و هر بار طعم گزش يكى از اين دو ديكتاتور عارى از عنصر بشريت را مى چشيد. هيتلر در آلمان از يك سو و استالين در شوروى از سوى ديگر دو ملك و امپراتورى بودند كه لهستان را از طعم نيش هاى خود بى بهره نمى گذاشتند. او كه پيش از رسيدن به مقام پاپ با نام اصلى خود يعنى «كارول ووجتيلا» خوانده مى شد، از يك سو همواره لهستانى ماند حتى زمانى كه رهبرى كاتوليك هاى جهان به او سپرده شد. كارول هم طعم خوش آزادى را مى فهميد و هم جذابيت دردناك آن را حس مى كرد. هرچه باشد لهستان چند بار طعم استقلال و آزادى را از دست داد چرا كه نمى توانست بين آزادى و هرج و مرج تفاوت قائل شود. شايد همين سابقه توجيه كننده اعمال مركز گرايى پاپ باشد. ضمن اين كه زمانى پاپ عهده دار واتيكان شد كه پس از دو دهه آشفتگى، واتيكان هنوز نتوانسته بود به آن انسجام لازم برسد. پاپ در زمان حضور در واتيكان كارهاى زيادى كرد كه محافظه كاران واتيكان نشين را بسيار آزرد. براى نمونه مراسم سنتى به زبان لاتين را از اجبار خارج كرد و در مقابل لهجه اى تازه ايجاد كرد كه از آنان در واتيكان به عنوان پيشروان شرعى ياد مى شود. وى به تدريج برخى از اصولى را كه ماركسيست ها به آن معتقد بودند را وارد دستور كار خود كرد و براى نمونه در آمريكاى جنوبى، حفظ ارزشهاى كاتوليك كليسا جاى خود را به مبارزه عليه تبعيض طبقاتى داد. پاپ پس از دو دهه كشمكش و درگيرى با ماركسيسم آنقدر با هوش و باتجربه بود كه نقاط ضعف جنبش ماركسيسم ها را بشناسد. ضمن اين كه پاپ يك مقتداى قدرتمند و هوشمند به نام كاردينال «استفان ويزينيسكى» داشت كه پيشتر توسط كمونيست ها در لهستان چند بار به دادگاه كشيده شده بود. در سالهاى نخستين حضور پاپ در واتيكان دو مسأله عمده به خود مشغول كرده بود. مقابله با نفوذ كمونيسم در اروپا و رواج ماركسيسم در آمريكاى لاتين. درباره نقش پاپ در مبارزه با كمونيسم و اهميت كليدى او در فروپاشى اتحاد جماهير شوروى زياد نوشته شده و از آن زياد گفته شده است. لهستان كليدى ترين جمهورى اقمارى شوروى در اروپا بود واز بزرگترين ها و استراتژيك ترين ها به شمار مى آمد وقتى كه پاپ در ۱۹۷۹ به ميليونها لهستانى گفت كه «ترس را كنار بگذاريد»، آنها همين شعار را سر لوحه فعاليت هاى خود قرار دادند و همان زمان آغازى بر پايان امپراتورى كرملين نوشته شد. پاپ در همان زمان و در حالى كه كشورش به انزواى استراتژيك فرورفته بود، مجبور شد بافساد اعتقادى و ايدئولوژيكى كليساى آمريكاى جنوبى نيز رو در رو شود. پاپ ژان پل دوم بيش از دو كشور ديگر به مكزيك سفر كرد - حدود پنج بار - و ضمن آن سعى كرد تداخلى در امور سياسى اين كشور نداشته باشد. ضمن اينكه به اصلاح ساختار كليساى مكزيك مشغول بود، ناگهان دستور عدم حضور كليسا در مذهب را صادر كرد و در سفر سال ۱۹۸۳ خود به آمريكاى مركزى بسيار صريح با كشيش هاى ساند ينيست نيكاراگوا مخالفت كرد. وى تا روز آخر به همين سياست ادامه داد تا اين كه پس از مدتى آزاد سازى از شعار كليساى آمريكاى جنوبى حذف شد. هرچند اين كار او ضررهايى نيز به همراه داشت و در گواتمالا، برزيل و پرو كليساها به سمت كليساى اوانجليك رفته و از قلمرو او خارج شدند. پاپ كه همواره به ارثيه عرفانى و دينى خود مى باليد هيچگاه دست از مبارزه با توتاليتاريسم نكشيد و از يك سو باهرگونه ساختار شكنى بى مقصد مخالف بود. زمانى كه از او خواستند تا درباره ازدواج هم جنس موضع اختيار كند، حاضر به قبول اين موضوع نشد و بسيارى از پيشروان دينى از اين تصميم او آزرده شده و به او خرده گرفتند. پاپ توانست كليساى خود را به دوران اوج دوباره بازگرداند و در اروپا، آفريقا و آسيا توانست به محبوبيت قابل قبولى برسد. او نخستين غير ايتاليايى بود كه توانست با انتخابى دموكراتيك پاپ شود. پيش از آن يك بار و براى دو سال در ۱۵۲۲ و ۱۵۲۳ آدريان شاه هلند توانسته بود به زور يك پاپ غير ايتاليايى را منصوب كند كه با پايان آن دوره، انتخاب غير دموكراتيك در واتيكان نيز مدفون شد. پاپ در طول زمان كارى خود ۱۱۴ كاردينال را منصوب كرد كه ۵۸ تن از اروپا بودند و فقط ۲۰ ايتاليايى در ميان آنها ديده مى شود. تا دويست سال پيش كاردينال غير ايتاليايى در واتيكان ديده نمى شد اما امروز كار دنيالهايى از كامرون، اندونزى، آنگولا، هندوستان ، هند وراس ، غنا، ژاپن، ماداگاسكار، موريتانى و سوريه در واتيكان حضور دارند. پاپ در طول زمان حيات خود به يكصد كشور دنيا سفر كرد و آن اثر كاريزماتيك كليسا را دوباره به آن بازگرداند. پاپ و آينده پاپ ژان پل دوم فقط رهبر كاتوليك هاى جهان نبود كه يك رهبر كارآمد دينى براى مسيحيت به شمار مى آمد. در نوع خود و با نگرش سياسى، پاپ رئيس دولت خود نيز محسوب مى شود. پاپ در سالهاى ابتدايى دهه ۸۰ و در زمانى كه لهستان به كمك احتياج داشت توانست آمريكا را روانه منطقه كرده و از آن مهم تر سفر او به فلسطين يك نقطه درخشان در كارنامه اوست. او بيش از هر پاپ ديگرى پيش از خود توانست تأثير معنوى كليسا را به آن بازگرداند. پاپ نه يك سياستمدار بود نه يك ديپلمات و نه يك تئوريسين مسائل بين المللى اما بيش از هر چيز به بشريت احترام مى گذاشت. نمى توان از تأثير پاپ در تاريخ قرن ۲۱ به راحتى گذشت و اين همان چيزى بود كه رسانه هاى غربى بيش از هر چيز به آن پرداختند و در واقع قصد داشتند با اين كار جان تازه اى به تمدن مسيحيت خود بدهند كه اين روزها و با عملكرد بين المللى آمريكا، وجهه مثبت و خوبى از آن به جاى نمانده است. پاپ از ۱۲۳ سال نداشتن تاريخ مستقل در سرزمين خود رنج مى برد و از اين رو بسيار سعى كرد بيشتر به مشكلات انزواى دولت ها و كشورها از قلمرو كليسا وارد شده و فضا را عوض كند. كارول و وجتيلا توانست طى سالهاى ۱۹۳۹ تا ۱۹۸۹ بزرگترين درس تاريخى و بين المللى خود را در لهستان فراگيرد و آن را سر لوحه ديگر امور خود قرار دهد. بى جهت نبود كه در جنگ بالكان بسيار تلاش كرد تا آشوب منطقه را به سرعت آرام كند و از هيچ اقدامى در اين زمينه فروگذار نكرد. البته نبايد به طبع محتاط او بى اهميت بود. واتيكان همواره نسبت به مسائل بين المللى محتاط بوده و با دقت زياد موضع خود را اختيار كرده است و شايد از همين روست كه پاپ ژان پل دوم به لحاظ سوابق تاريخى خود اين قاعده را شكست اما باز هم خيلى پا را فراتر از آنچه پيشينيان او گذاشته بودند، نگذاشت. در واقع پاپ در حالى به اين مقام رسيد كه بهترين ابزار عملكرد غرب نيز به شمار مى آمد. هيچ كس مانند كارول نمى توانست با ديكتاتورى نازيسم و خط سياه كمونيسم آشنا شده و با آن مبارزه كند. او در واقع زخم خورده دوسيستم در كشور خود بود و با اين پتانسيل بالاترين شخص براى جنبش دنياى دينى مسيحيت بر عليه نازيسم و كمونيسم بود . از همين رو هم درآمريكاى جنوبى پاپ تمام مواضع ماركسيستى را از همان زاويه ديد تعبير كرده و همان روش مبارزه را انتخاب كرد. در مكتب پاپ ژان پل دوم اين گونه تعبير شده بود كه هرگونه مقابله را بايد با فرهنگى آغاز كرد و پس از آن وارد بعد دينى قضيه شد. در دخالت خود در لهستان و در اوج شلوغى سال ۱۹۷۹ همين سياست را داشت و بعد در شيلى نيز همين سياست را داشت و در ۱۹۹۸ در قبال كوبانيز همين سياست را برگزيد. اما پاپ همواره اصرار داشت كه جامعه بايد تحقق يابد اما بايد اصول اخلاقى در آن بناى حتمى داشته باشد. او مدام تأكيد مى كرد كه جامعه آزاد، مطبوعات آزاد، اقتصاد آزاد و خلاصه جامعه آزاد بدون اصول اخلاقى به هرج و مرج مى رسد. تز جامعه مدنى از سوى پاپ يك جامعه قانونى بود كه اصول در آن محكم بنا شده باشد. ضمن اين كه او در عملكرد خودنشان داد قدرت در اقتصاد و نيروى نظامى خلاصه نمى شود. اما پاپ اشتباهاتى نيز داشت. براى مثال او از آمريكا باعث شد در جنگ افغانستان و عراق و آتش افروزى آمريكا نتواند موضع ضد آمريكايى اختيار كند اما در همين حال او طرفدار قدرت در عين نداشتن قدرت بود و اين همان ذات و اصول فلسفه كليسا پس از رنسانس است. قدرت سالم درون كليسا ارجح بر قدرت بر جان و مال مردم است. در اين خصوص مى توان پاپ را يك چهره تاريخى دانست. غرب با مرگ پاپ به دوره اى از بازگشايى روابط دينى بازگشت و با برجسته كردن خدمات پاپ در رسانه هاى قدرتمند خود قصد داشت، برترى غرب را حتى در اين موضوع نشان دهد اما بازتاب چنين عملكردى اين نبود. آنها كه پاپ را مى شناختند براى او احترام قائل بودند. طرفداران او به عنوان يك چهره دينى او را قبول داشتند. در واقع در حدود ۸ سال گذشته پاپ مرده بود اما هنوز جسم خود را برتخت واتيكان مى ديد.
|
|
|
|
|
هفته اى كه گذشت
پاپ رفت قاليباف آمد
از آنجايى كه اين نخستين شماره اى است كه پس از تعطيلات طولانى نوروز به چاپ مى رسد، بايد گفت كه از قضا خبرهاى زيادى در اين مدت اتفاق افتاده كه انتخاب آن و مرور آن كمى سخت است و از اين رو سعى مى كنيم كه زياد روى خبرها تمركز نكنيم. در روزهايى كه هموطنان ايرانى مشغول خريد عيد و آماده شدن براى نوروز بودند، پرونده هسته اى ايران كماكان خبر اول بود و حتى در روزهايى كه مردم ايران در مسافرت بودند مذاكرات هسته اى در جريان بود اما اتفاق ويژه اى در طول اين مذاكرات رخ نداد. مذاكرات هسته اى با اروپا در حال حاضر روند مناسب و خوبى دارد و به احتمال زياد در دور بعدى گفت وگوها كه ۲۹ فروردين انجام مى شود، نتايج مهمى به دست خواهدآمد. در حوزه بين الملل دو اتفاق بزرگ رخ داد. يكى از آنها درگذشت پاپ ژان پل دوم رهبر كاتوليك هاى جهان بود. وى پس از يك دوره بيمارى و در حالى كه هيچگاه از دوران نقاهت خارج نشد درگذشت و پس از آن نيز همينطور خبرها ادامه داشت. آنچه براى ما مهمترين حوزه خبرى بود، حضور سيدمحمدخاتمى رئيس جمهورى در مراسم تشييع جنازه پاپ بود كه گويا رئيس جمهورى اسرائيل نيز همان نزديكى بود و پس از مراسم به خبرنگاران گفته كه : با رئيس جمهورى ايران دست داده و سلامى رد و بدل كرده است. البته پس از حضور در ايران خاتمى اين خبر را تكذيب كرد. اين كه چنين موضوعى چرا بايد ازسوى يك مقام بلندپايه اسرائيلى مطرح شود، مسأله اى است كه جاى بحث دارد. اما به هر حال خاتمى در اين مراسم در كنار ديگر دولتمردان به جمع ۲۰۰نفرى پيوست كه از رجال عاليرتبه سياسى بودند و حاضر شدند تا آخرين وداع را با پاپ انجام دهند. نفس حضور سيدمحمدخاتمى خود خبر ويژه اى بود چرا كه او طرفدار گفت وگو و تعامل ميان تمدنها و اديان است و به همين لحاظ حضور او از نكات خاص اين مراسم بود. اما آنچه اين روزها بحث آن همه جا مطرح است و همه به آن مى پردازند و به تدريج نيز شدت مى گيرد، بحث انتخابات و حضور كانديداهاى مختلف است. آخرين خبر در اين رابطه استعفاى قاليباف از رياست و فرماندهى نيروى انتظامى براى حضور در انتخابات بود. سردار قاليباف يك نظامى با سابقه حضور در سپاه پاسداران است كه در نوع خود جايگاهى خوب در نيروى انتظامى به دست آورد و كارهاى مثبت و مؤثرى نيز انجام داد اما بعيد به نظر مى رسد در عرصه انتخابات رياست جمهورى بتواند از آن اقبال لازم برخوردار شود. هرچند وى مصاحبه مطبوعاتى خود را نيز برگزاركرد و گفت كه نه راست است و نه چپ اما موضوع مهم هنوز مانده و اين كه برنامه هاى كلى و دقيق قاليباف چه خواهدبود و از آن مهمتر كدام احزاب و يا گروههاى سياسى از او حمايت مى كند يا مى كنند. به نظر مى رسد قاليباف بيشتر علاقه مند اين شعار است كه با خدمت به مردم مى توان به رياست جمهورى رسيد، اگرچه به نظرمى رسد براى رسيدن به جايگاه رياست جمهورى فاكتورهاى تعيين كننده ديگرى هم مهم است. با اين حال فعلاً حضور قاليباف نيز اعلام شده كه وى به صف ديگر كانديداها از جمله معين و محسن رضايى و ولايتى و لاريجانى پيوست. يكى از نيروهاى قديمى و انقلابى در گفت وگويى كوتاه با خبرگزارى آفتاب و در جهت توضيح حمايت او از قاليباف گفته بود كه همه چيز به بررسى لايحه كمك مالى در آمريكا بازمى گردد. براى پيداكردن ارتباط اين دو به اين خبر مى رسيم كه دولت آمريكا لايحه اى را به كنگره فرستاده كه براساس آن براى نخستين بار در ۲۶ سال اخير و به شكل آشكار حدود ۳ميليون دلار را به ترويج دموكراسى در ايران اختصاص داده است. محمدجوادظريف نماينده ايران در سازمان ملل بشدت به اين حركت اعتراض كرده و اعلام كرد عملكرد آمريكا خلاف و ناقض معاهده الجزاير است و ايران از طريق لاهه پى گيرى خواهدكرد. در هر حال مناقشه برسر اين لايحه هنوز ادامه دارد كه در هفته هاى بعد بيشتر بر آن خواهيم نوشت. اما يك عضو انقلابى و فعال، دليل حمايت از سردار قاليباف را اين گونه اظهار كرد كه اگر اين لايحه در كنگره آمريكا تصويب شود، به هر حال ما نياز به حمايت از قاليباف خواهيم داشت؛ حالا اينكه ارتباط اين دو مقوله را چگونه مى توان پيداكرد برعهده گوينده جمله است.
|
|
|
|
|
گزارش تحليلى هفته
اصولگرايان همچنان در اختلاف انتظار بيست روزه
|
|
|
رحيم پارسا
با نزديك شدن به زمان انتخابات رياست جمهورى، منازعات درون جناحى در جبهه اصولگرايان بالا گرفته است. تعطيلات نوروزى گويى فرصت خوبى براى محمدرضا باهنر، عضو كميته منتخب شوراى هماهنگى بود تا در يك سكوت خبرى و درحالى كه على اكبر ناطق نورى، شوراى هماهنگى را با اتخاذ قهرى سياسى ترك گفته بود، از نهايى شدن كانديداتورى لاريجانى در شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب سخن بگويد. با اين حال، اگرچه اين اقدام باهنر تعجيلى سياسى و به نوعى يك پيش دستى را در برابر سياستمداران آبادگر به نمايش مى گذاشت، چندان خوش نتيجه نبود. سياستمداران پنهان در پشت تابلوى آبادگران گويى اين اتفاق و اين مصاحبه باهنر را به فال نيك گرفته بودند كه پس از اين و به همين بهانه در مسير جدا كردن راه خود از شوراى هماهنگى گام برداشتند. مهدى چمران نشستى مطبوعاتى را ترتيب داد و در مقام سخنگوى آبادگران ساز جدايى از شوراى هماهنگى را به صورتى رسمى كوك كرد. اين نشست مطبوعاتى حداقل نتيجه اى كه داشت، آن بود كه شوراى هماهنگى، چهار كانديدا را كه با امضاى تفاهمنامه اى در زير چتر آبادگران قرار گرفته بودند، به جلسه اى فراخواند. نشستى كه به نشست «هشت بهشت» معروف شد، اما اگرچه به ميزبانى شوراى هماهنگى برگزار شد، هيچ عايدى براى سياستمداران حامى لاريجانى در شوراى هماهنگى نداشت. آن چهار كانديدا آمده بودند تا يكصدا بر استقلال خود از روش پيش گرفته شده در شوراى هماهنگى تأكيد كنند و چنين نيز شد. نشستى كه به ابتكار شوراى هماهنگى برگزار شده بود، به سود آبادگران پايان يافت تا اينكه هفته گذشته محمدباقر قاليباف با برگزارى نشستى مطبوعاتى، ورود خود را به عرصه رقابتهاى انتخاباتى به صورتى رسمى اعلام كرد. محمدباقر قاليباف اما اگرچه به عنوان كانديداى آبادگران مطرح است و در ميان چهار كانديدايى كه تفاهمنامه اى را در زير چتر آبادگران امضا كرده اند، رقابت اصلى ميان او و احمدى نژاد است، در اين نشست مطبوعاتى سعى داشت تا نگاه ديگر گروههاى سياسى را هم به سوى خود جلب كند. قاليباف در نشستهاى درون جناحى به سياستمداران آبادگر و همچنين اصولگرايان سنتى گفته است كه تنها او مى تواند رأى لازم را براى اين جناح سياسى در انتخابات آينده به صندوقها بريزد. او در نشست مطبوعاتى خود نيز به هيچ وجه در قامت يك سياستمدار آبادگر ظاهر نشد. نه پوشش او و نه سخنان او در ظاهر حكايت از به ميدان آمدن يك كانديدا با ويژگيهاى مد نظر آبادگران را نداشت. جالبتر از همه اين بود كه در نشست مطبوعاتى و در حقيقت در ستاد او برخى از نيروهاى سياسى چپگرا كه در خراسانى بودن با او اشتراك دارند نيز حضور داشتند. به اين ترتيب قاليباف با خروج از لباس نظامى نه تنها تلاش دارد كه بنا بر سابقه خود، اصولگرايان آبادگر را همراه خويش كند كه مى خواهد اصولگرايان سنتى و حتى بخشى از جناح چپ را نيز به همراهى با خويش بكشاند. اين تحولات اما درحالى به وقوع مى پيوندد كه شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اعلام كرده است كه دوم ارديبهشت، كانديداى نهايى خود را اعلام خواهد كرد. اخبار و گزارشها نيز حاكى از آن است كه اين كانديداى نهايى كسى جز على لاريجانى نيست. با اين حال، اكنون درحالى كه پس از ناراحتى ناطق نورى از به اجماع رسيدن اصولگرايان بر سر يك كانديدا و كارشكنى جمعيت ايثارگران و آبادگران در اين مسير، كه منتهى به كناره گيرى غير رسمى وى از رياست كميته منتخب شوراى هماهنگى شد، اكنون غلامعلى حداد عادل چنين نقشى را عهده دار شده است. حداد عادل تاكنون دو جلسه را در جهت رسيدن به وفاق ميان كانديداهاى اصولگرا برگزار كرده و آن كانديداها را به اتاق خود در مجلس دعوت كرده است. با اين حال در دومين جلسه حداد عادل با كانديداها، محمدباقر قاليباف، محمود احمدى نژاد و محسن رضايى از غايبين جمع بوده اند و اين نشان مى دهد كه حداد عادل نيز نمى تواند به راحتى پيوندى دوباره ميان شوراى هماهنگى و آبادگران برقرار كند. سياستمداران آبادگر تلاش دارند كه اعلام كانديداى نهايى توسط شوراى هماهنگى را حداقل تا زمان مشخص شدن كانديداتورى يا عدم كانديداتورى هاشمى رفسنجانى عقب بيندازند. چرا كه پيش از اين وقتى على لاريجانى در برابر اين پرسش قرار گرفت كه آيا در عرصه رقابتى كه هاشمى نيز در آن حضور دارد، حاضر خواهد شد، گفته بود كه اگر عقل جمعى شوراى هماهنگى به چنين نتيجه اى برسد، على رغم ميل باطنى ام در چنين عرصه اى حاضر خواهم بود. بدين ترتيب آبادگران تلاش دارند تا تصميم نهايى شوراى هماهنگى و معرفى لاريجانى را به تأخير بيندازند تا در صورت آمدن هاشمى به عرصه رقابتهاى انتخاباتى، على لاريجانى خود به خود از ميان كانديداهاى حاضر در صحنه حذف شود. حال همگان در انتظار عمل به وعده اى هستند كه هاشمى رفسنجانى قول آن را داده است. هاشمى گفته است كه تا سه هفته ديگر كانديداتورى يا عدم كانديداتورى خود را اعلام خواهد كرد. بنابراين ۲۰ روز بايد منتظر ماند.
|
|
|
|