|
گزارش حاشيه
|
|
|
|
تغيير آرايش فوتبال ايران
|
|
|
|
تأملى بر روند قهقرايى بازيكن سازى در ايران
|
|
|
|
اشتباهات خانمانسوز
|
|
|
|
|
گزارش حاشيه
تيم اريكسون در اوج
|
|
|
اگرچه گوران اريكسون مربى سوئدى تيم ملى فوتبال انگليس معتقد است، تيم وى در حال حاضر حتى قادر است برزيل قهرمان جهان را هم شكست بدهد، اما همين تيم چند هفته پيش يك نيمه در خانه خود مقابل تيم ملى فوتبال آذربايجان كه در رده بندى فيفا صاحب رتبه يكصد و شانزدهم است، اسير بود؛ با اين همه اغلب تماشاگران انگليسى همچنان با اريكسون دست كم در اين باره هم عقيده هستند كه تيم ملى كشورشان در مسير صحيحى حركت مى كند. بازيكنانى چون فرانك لمپارد، اشلى كول، ريو فرديناند، استيون جرارد و وين رونى بازيكنانى جهانى به شمار مى آيند كه تلفيق اين بازيكنان با بازيكنان باتجربه همچون ديويد بكهام، مايكل اوئن و گرى نويل تيمى قدرتمند خواهد ساخت. همچنين نبايد از جول كول و جان ترى نيز غافل شد كه آينده درخشانى پيش رو دارند. در حال حاضر، تمام بازيكنان ملى پوش در پست تخصصى خود بازى مى كنند و اگر فرد ديگرى مربى تيم ملى بود، بعيد است كه بازيكنان متفاوتى را به تيم ملى دعوت مى كرد. اما مشكل اصلى اين است كه تيم انگليس در حال حاضر نمى تواند با برزيل بازى كند و بايد تا فرارسيدن جام جهانى آلمان در سال ۲۰۰۶ انتظار بكشد. اگر جام جهانى آلمان به جاى تابستان سال آينده، در تابستان سال جارى برگزار مى شد، به طور حتم تيم انگليس در نقطه اوج منحنى پيشرفت خود وارد بزرگترين رويداد فوتبال جهان مى شد. از بخت بد اريكسون، فصل جارى براى تيم ملى فوتبال انگليس به پايان رسيده و اين تيم تا ۶ ماه ديگر، بازى رسمى ندارد. البته تابستان امسال، تيم انگليس به تور آمريكا خواهد رفت و شايد از آنجا اريكسون بتواند چند بازى تداركاتى با حريفان گمنام انجام بدهد. به هرحال بعيد است كه اريكسون بتواند از نيمه اول اين تور از كليه بازيكنان اصلى تيمش بهره مند باشد. با توجه به محدوديت اوئن، تيم انگليس در اولين بازى رسمى خود (۶ ماه ديگر) در برابر ولز او را در اختيار نخواهد داشت و بايد تغيير شيوه بدهد. به هرحال همگان معتقدند كه اريكسون بهترين تيم تاريخ فوتبال انگليس را دراختيار دارد و تنها بحرانى كه وى با آن مواجه مى باشد، مسأله انتخاب كاپيتان تيم و رقابت بين سول كمپل و جان ترى براى پست مدافع ميانى است. البته او بايد شرايط فعلى تيم خود را تا يكسال آينده حفظ بكند. از يك سو با توجه به اينكه، تيم انگليس، تيم جوانى است، در مدت زمان باقى مانده تا آغاز جام جهانى، بازيكنان جوان، آبديده و باتجربه تر خواهند شد. اما از حالا تا جام جهانى آلمان، بازيكنان ملى پوش بايد يك فصل را در ليگ و جام باشگاه هاى اروپا پشت سر بگذارند كه احتمال مصدوميت آنها در اين رقابتها وجود دارد. از سوى ديگر شايد اين بازيكنان در دام مسائل حاشيه اى گرفتار بشوند و فرم ايده آل خود را از دست بدهند. به هرحال مقايسه بازيكنان فعلى تيم انگليس با بازيكنان تيم هاى قبلى نشان مى دهد كه اريكسون مربى بسيار خوش اقبالى است. پل رابينسون او مانند گوردون بنكس، فوق العاده نيست اما جاگيرى هايش عالى است و از يك دروازه بان خوب نمى توان بيش از اين انتظار داشت. البته اگر ديويد جيمز در برابر اتريش آن اشتباه بچه گانه را مرتكب نمى شد، رابينسون مى بايد روى نيمكت ذخيره ها مى نشست. گرى نويل اقبال دريافت بازوبند كاپيتانى، شيوه بازى او را تغيير داده و به همين دليل در زمين چمن بسيار عصبانى به نظر مى رسد. وى در بازى با آذربايجان برسر توپ جمع كن ها، داور بازى و كاپيتان حريف فرياد مى كشيد. به هرحال تجربه بالاى او و درك مقابل از بازى بكهام در جناح راست زمين، او را به وزنه اى قابل اطمينان براى تيم ملى تبديل كرده است. ريو فرديناند با توجه به اينكه مهاجمان حريفان تيم انگليس در مرحله مقدماتى جام جهانى ضعيف بودند، ريو فرديناند محك جدى نخورد، اما وى اشتباهات خود را با بهره از سرعت بالايش جبران مى كند. او بايد در رقابتهاى اروپايى خود را در برابر بهترين مهاجمان فوتبال جهان آزمايش كند. جان ترى شايد وى به عنوان مرد سال فوتبال انگليس انتخاب بشود اما درنهايت ذخيره سول كمپل در تيم ملى شود. پيش بينى مى شود كه رقابت جان ترى و سول كمپل تا آغاز جام جهانى ادامه يابد. اشلى كول او نيز يكى ديگر از نامزدهاى دريافت عنوان بازيكن سال فوتبال انگليس است البته اگر مسائل حاشيه اى اجازه بدهد تا وى روى فوتبال تمركز كافى داشته باشد. ديويد بكهام او هنوز بازيكن خوبى است و تكليف كاپيتانى وى بايد هرچه زودتر مشخص شود. به نظر مى رسد كه اريكسون او را كاپيتان اول تيمش مى داند به همين دليل از اين پس نوبت به بكهام است تا پاسخ مثبتى به اعتماد مربى خود بدهد. فرانك لمپارد او بهترين هافبك فعلى فوتبال جهان است. او به ندرت بازى هاى باشگاهى و تيم ملى را از دست مى دهد و در پايان اغلب بازى ها، نامزد دريافت عنوان بهترين بازيكن ميدان است. تداوم اين روند براى ۱۵ ماه ديگر بسيار دشوار خواهد بود. استيون جرارد او فتوكپى لمپارد است و به همين دليل حضور همزمان اين دو بازيكن در ميانه ميدان باعث تهاجمى شدن تيم انگليس مى شود. جو كول او فرشته نجات اريكسون در سيستم ۲-۴-۴ است چون وى يك چپ پاى كلاسيك مى باشد. در واقع جو كول، دست پرورده خوزه مورينيو است و اريكسون بايد از اين مربى بازيكن ساز تشكر بكند. مايكل اوئن او گل هاى سرنوشت سازى را در جام هاى جهانى گذشته در برابر برزيل و آرژانتين به ثمر رساند اما همواره به عنوان بازيكن تيم بازنده زمين مسابقه را ترك كرد. وين رونى او نام خود را در جام جهانى در سراسر جهان مطرح خواهد كرد. آيا پل گاسكوين جام جهانى ۱۹۹۰ را به ياد داريد؟ او به يك گاسكوين ديگر تبديل خواهد شد. گوران اريكسون اگر او قهرمان جام جهانى بشود، پس از الف رمزى، محبوب ترين مربى تاريخ تيم ملى فوتبال انگليس خواهد شد. براى اريكسون دو حالت پس از جام جهانى وجود دارد. اگر قهرمان جهان بشود، سيل پيشنهادات گرانقيمت از سراسر جهان به سويش روانه خواهد شد و اگر شكست بخورد بيكار مى شود. البته باز هم ممكن است فدراسيون فوتبال انگليس قرارداد وى را به مدت دو سال ديگر تمديد كند و براى هر فصل ۴ ميليون پوند دستمزد بگيرد.
|
|
|
|
|
تغيير آرايش فوتبال ايران
ليگ رقابتى
|
|
|
آرايش جدول رده بندى ليگ برتر فوتبال ايران در سال جارى، آرايش جالبى است كه دو رده بالاى جدول را تيمهاى فولاد خوزستان و ذوب آهن اصفهان به خود اختصاص داده اند و به احتمال بسيار زياد عنوان قهرمانى اين فصل ليگ برتر به يكى از اين دو تيم شهرستانى خواهد رسيد. در پى به وجود آمدن اين شرايط، برخى از كارشناسان مدعى مى شوند كه ضعيف شدن دو تيم استقلال و پرسپوليس به ضرر فوتبال ايران است و هرگاه كه اين دو تيم ضعيف شده اند، به موازات آن تيم ملى با ناكامى مواجه شده است. اما معتقديم كه بايد شرايط به وجود آمده در فوتبال كشور را به فال نيك گرفت و حتى از آن استقبال كرد. در گذشته كه فوتبال ايران محدود به اين دو تيم پرطرفدار شده بود، هر بازيكنى شرط لازم و كافى براى ملى پوش شدن را عضويت در يكى از اين دو تيم مى دانست و به همين دليل اغلب بازيكنان زبده در استقلال و پرسپوليس متمركز شده بودند. البته نبايد فراموش كرد كه در آن مقطع زمانى، ساير تيمها از بنيه مناسب مالى برخوردار نبودند و به همين دليل جذابيت اقتصادى براى بازيكنان وجود نداشت. اما اين روزها بازيكنان هوشمند به خوبى دريافته اند كه بهترين مكان براى بازى، باشگاههايى به غير از پرسپوليس و استقلال هستند كه هم فشار روحى وارد بر بازيكن در تيمهاى ديگر به مراتب كمتر از اين ۲ تيم پرطرفدار تهرانى هستند و هم پرداخت حقوق و دستمزد بازيكنان به صورت منظم در باشگاههاى كم هياهو صورت مى گيرد. از سوى ديگر، حضور مربيان خارجى در رأس كادر تيم ملى باعث شده كه ديگر تيم ملى مختص به بازيكنان دو تيم قرمز و آبى نشود و تنها ملاك دعوت به تيم ملى، ارائه بازيهاى قابل قبول در رقابتهاى داخلى باشد. به همين دليل است كه هم اكنون در تيم ملى، استقلال و پرسپوليس حداكثر صاحب ۲ يا ۳ سهميه هستند، اما تيمهايى چون فولاد و پاس بيشترين سهميه را دارند. اگر روند تيم ملى را طى دو سال اخير بررسى كنيم، به اين واقعيت مى رسيم كه اين تيم از لحاظ نتيجه بسيار موفق بوده است، آن هم در شرايطى كه دو تيم استقلال و پرسپوليس در شرايط آرمانى به سر نمى برند. به همين دليل، تئورى ضعيف شدن تيم ملى در صورت ناكامى استقلال و پرسپوليس به كلى نفى مى شود. به اعتقاد كارشناسان طراز اول فوتبال جهان، تيم ملى يك كشور زمانى قدرتمند خواهد شد كه رقابتهاى باشگاهى آن يكطرفه و در انحصار يك يا دو تيم خاص نباشد. به عنوان مثال، تيم ملى اسكاتلند را در نظر بگيريد. سالهاست كه بازيكنان زبده اين كشور در دو تيم گلاسكو رنجرز و سلتيك متمركز شده اند، اما تيم ملى آن به توفيقى دست نيافته است. به هر حال تقسيم قدرت ميان تيمهاى حاضر در ليگ برتر ايران باعث شده تا نتيجه هيچ ديدارى قابل پيش بينى نباشد كه از دل اين ليگ رقابتى يك تيم ملى قوى بيرون خواهد آمد. اميدواريم كه به موازات پيشرفت تيمهاى شهرستانى در ليگ برتر، دو تيم استقلال و پرسپوليس نيز شرايط بهترى پيدا كنند تا اينكه رقابت ميان ۱۶ تيم برتر فوتبال ايران نزديك و تماشايى باشد.
|
|
|
|
|
تأملى بر روند قهقرايى بازيكن سازى در ايران
رؤياى زمين هاى خاكى
هنگامى كه با فوتباليست هاى بزرگ ايران همكلام مى شويم و از آنها در ارتباط با گذشته شان و اينكه چطور به موفقيت دست پيدا كرده اند سؤال مى كنيم، متفق القول مى گويند: «فوتبال را از كوچه پس كوچه ها شروع كرديم.» آن موقع ها كه بچه بوديم، دور و بر خانه كوچك ما پر بود از زمين هاى خاكى بزرگ كه به بعضى ازآنها لقب «بيابانى» مى داديم. در آن زمين هاى باير، انواع و اقسام بازى هاى كودكانه ازالك دولك گرفته تا دستش ده و بادبادك هوا كردن و فوتبال، به انجام مى رسيد و البته اين زمين هاى خاكى بهترين بستر بود براى بچه هايى كه مى خواستند فوتبال بازى كنند و از آنجا كه در اين زمين هاى سنگلاخى، نمى شد با توپ پلاستيكى به ميدان رفت، توپ هاى چهل تكه مورد استفاده قرار مى گرفت و ... و نطفه بازيكن سازى در دل همين زمين ها بسته مى شد. جنوب شرق تهران، همواره يكى از مراكز اصلى بازيكن سازى كشور بوده است. در اين منطقه از تهران كه از شمال به خيابان پيروزى، از جنوب به خيابان خاوران، از شرق به بلوار ابوذر واز غرب به خيابان ۱۷ شهريور محدود شده، بازيكنانى پا به عرصه فوتبال گذاشته اند كه نامشان همواره در تاريخ ورزش و فوتبال كشور ماندگار است. على پروين، اصغر شرفى، حسن حبيبى، محمد زادمهر، پرويز قليچ خانى، مجيد جلالى، سيدمهدى ابطحى، احمد هادى، مهدى مهدوى كيا، على انصاريان و خيلى هاى ديگر كه شايد ذهن يارى نكند، برخاسته از همين محلات و همان زمين هاى خاكى هستند. كجا هستند زمين هاى خاكى جنوب شرق تهران كه بزرگان فوتبال از آنجا پا به توپ شده اند؟ امروزه بزرگراه هايى كه رؤياهاى كودكى مان را بلعيده اند، فوتبال را نيز به يك جدال نابرابر طلبيده اند و آن را به مسلخ برده اند. به راستى بچه هاى امروز كجا مى توانند فوتبال خود را از كوچه پس كوچه ها آغاز كنند و از زمين هاى خاكى به بالاترين موفقيت هاى ورزش دست پيدا كنند؟ آيا مى توان شاهد پا گرفتن نسلى بود كه فوتبال محكم را از زمين هاى سنگلاخى كه دوستى ها و رفاقت ها در آن حرف اول را مى زد، آموخته باشد؟! امروز حتى زمين شماره «۳» كه روزگارى پاى نامداران فوتبال را بر تن خود احساس مى كرد، داراى ضوابط دست و پاگيرى شده كه علاقمندان را از حضور در خود منصرف مى كند. در همه جاى دنيا، زمين هاى خاكى صاحب جايگاه است. چند سال قبل، وقتى تيم واشاش مجارستان به كشورمان سفر كرده بود تا چند ديدار دوستانه با تيم هاى ايرانى به انجام رساند، مدير اين تيم مى گفت اين باشگاه علاوه بر زمين هاى چمن، يك زمين خاكى نيز دارد. واشاش از جمله تيم هاى درجه سوم فوتبال اروپا هم محسوب نمى شود اما از رويكرد به زمين هاى خاكى كه مى تواند بازيكنان را جسور و ضدضربه كند، غافل نيست. امروز، در هر كجاى اين شهر و در يك چارديوارى، مشتى چمن پاشيده اند و يا آن را با فرش هاى سبزرنگ، مفروش كرده اند و در سر در آن تابلويى با اين عنوان نصب كرده اند: «مدرسه فوتبال...» بچه ها، نه آن بچه هايى كه ناخودآگاه با يك زمين خاكى وسيع مواجه بودند و يك توپ بادى تا استعدادهاى خود را در طبق اخلاص بگذارند، سوار اتومبيل هاى پدر مى شوند و ساعتى را به منظور اينكه زير نظر مربيانى كه نمى توان به كار كشته بودن همگى آنان اعتماد داشت بر سر تمرين حاضر مى شوند. در اين لحظات است كه گرداگرد زمين، زن ها و مردان در حالى كه عطر و ادوكلن از آنها به مشام مى رسد و هر كدام يك دوربين هندى كم به دست گرفته اند، از هنرنمايى بچه هايشان تصوير مى گيرند. پس از ساعتى تمرين هم، اين بچه ها در حالى كه عرق هاى پيشانى شان با دستمال هاى كاغذى مادرانشان خشك مى شود، دوبار ه سوار بر اتومبيل هاى پدرانشان مى شوند تا به خانه بازگردند. در نهايت كدام محصول مرغوب تر است؟ محصولى كه در كشاكش دهر و در تلاش و سختى فراوان پا به عرصه وجود مى گذارد و يا محصولى كه لاى پرقو به سن شكوفايى مى رسد؟ بله، حقيقت اين است كه زمين هاى خاكى طعمه بزرگراه ها و ساختمان هاى بلند مرتبه شده و بچه ها نمى توانند مثل گذشته، در زمين هاى خاكى دنبال توپ به اين سو و آن سو بدوند. اگر در گذشته فوتبال ما همواره حرفى براى گفتن داشته و باشگاه ها، خالصانه ترين بازى ها را به اجرا مى گذاشتند، امروزه شاهديم كه فوتباليست هاى ما و مخصوصاً آنها كه باشگاهى هستند، از ارائه فوتبالى ناب عاجزند و اين موضوع را مى توان به عينه در همين تيم هاى تهرانى مشاهده كرد. چند دهه قبل، تيم هاى وحدت، شاهين، اكباتان، گسترش، بانك ملى و... در اين فوتبال آقايى مى كردند اما امروزه خزانه فوتبال تهران و متعاقباً ايران از بازيكن خالى است. آيا مى توان بازى هاى امروز پرسپوليس را با پرسپوليس دهه ۵۰ و ۶۰ مقايسه كرد؟! كدام يك از اين تيم هاى نوظهور تهرانى نظير پيكان، سايپا و صباباترى مى توانند همان نقشى را بازى كنند كه وحدت و شاهين در دهه هاى گذشته بازى مى كردند. كافى بود اسم وحدت با همان ستاره هايش كه از كوچه پس كوچه هاى خيابان عارف و زمين خاكى قيايى پا به عرصه گذاشته بودند بيايد، تا تن پرسپوليس به لرزه درآيد. خلاصه كلام اينكه، فوتبال، چند صباحى است كه در اين شهر مرده و ما خبر نداريم. تا وقتى كه بچه ها - همه بچه ها - نتوانند بازيگوشى ها و شيطنت هاى خود را در زمين هايى كه متعلق به هيچ كس نيستند به منصه ظهور برسانند، بيمارى اين فوتبال كه در نهايت به مرگ منجر مى شود، تداوم پيدا خواهد كرد. فوتبال، آزادى مى خواهد نه انحصار و اين مدارس فوتبال، جز اينكه گلوى اين ورزش پر جاذبه را بفشارند به هيچ كار ديگرى نمى آيند.
|
|
|
|
|
اشتباهات خانمانسوز
آلكس فرگوسن
|
|
|
آلكس فرگوسن مربى اى است كه سلطه او در اولدترافورد زبانزد خاص و عام بوده اما چند ماهى است كه اين مربى مشهور چندين بار به اشتباهات كمرشكن خود اعتراف كرده كه اين اشتباهات باعث شده تا تيم وى اين فصل زير سايه چلسى محو بشود. فرگوسن در ميانه هاى فصل اعتراف كرد كه نمى بايست تيم خود را پيش از آغاز فصل جديد به آمريكا مى برد كه بر اثر اين سفر خسته كننده، بازيكنانى چون پل اسكولز از فرم ايده آل خارج شوند. و اما آخرين اشتباهى كه فرگوسن مرتكب شد، شتاب در بازگرداندن رودفان نيستلروى به ميادين فوتبال آن هم پس از يك مصدوميت طولانى بود. نيستلروى كه سه ماه به دليل مصدوميت از ميادين فوتبال به دور بود در بازگشت مجدد خود، موفق به گلزنى در ۷ بازى نشده و هنگامى كه وى در بازى با ميلان در چارچوب رقابت هاى جام قهرمانى باشگاه هاى اروپا به ميدان آمد كاملاً مشخص بود كه از شرايط آرمانى به دور مى باشد. در واقع بازى دادن به وى در ديدار مقابل ميلان باعث شد تا او تمام انرژى و روحيه خود را از دست بدهد و به يك بازيكن بسيار معمولى تبديل بشود. فرگوسن در اين رابطه مى گويد: تيمى كه مى خواهد در رقابت هاى اروپايى مقابل ميلان بازى كند، مجبور است كه بازيكن بزرگى چون فان نيستلروى را به ميدان بفرستد و من هم اين ريسك را پذيرفتم. اما تصميم من درست نبود چون وى حداقل به دو هفته استراحت بيشتر نياز داشت. اصرار فرگوسن مبنى بر استفاده مداوم از نيستلروى در تركيب اصلى منچستر حاكى از آن است كه منچستر يونايتد فاقد مهاجم برجسته اى در نوك حمله خود مى باشد مهاجمى كه تأثيرگذار باشد. فرگوسن ضمن اعتراف به اين واقعيت مى گويد: تيم ما از لحاظ دفاعى در فصل جديد عملكرد قابل قبولى داشته اما كمتر از ۵۰ گل به ثمر رسانده ايم كه براى تيمى چون منچستريونايتد بسيار اندك است. در حال حاضر منچستريونايتد ۴ بازيكن به نام هاى وين رونى، لوئيس ساها، آلن اسميت و فان نيستلروى در خط حمله خود دارد كه با پرداخت ۶۵ ميليون پوند اين ۴ بازيكن را خريدارى كرد. به همين دليل واقعاً جاى تعجب دارد كه به چه دليل اين بازيكنان گرانقيمت نتوانسته اند گل هاى زيادى به ثمر برسانند. البته عوامل ديگرى هم در ناكامى مهاجمان منچستريونايتد دخيل بوده كه از آن جمله مى توان به اشتباهات مربى اشاره كرد. به هر حال، بيشترين بهره را از اشتباهات فرگوسن، تيم چلسى و خوزه مورينيو برده است. اعترافات فرگوسن در فصل جارى ۱۷ سپتامبر ۲۰۰۴: سفر به آمريكا براى برگزارى اردوى تداركاتى اشتباه بزرگى بود اما چون قول داده بوديم، مجبور شديم كه به تعهدات خود عمل بكنيم. ۱۸ اكتبر ۲۰۰۴: من به دلايل مختلف، ارنج صحيح را انتخاب نمى كنم و مجبورم در هر بازى تركيب اصلى را تغيير بدهم. ژانويه ۲۰۰۵: من از تماشاگران عذرخواهى مى كنم و قول مى دهم در بازى هاى آينده بازيكنان اصلى را در جام حذفى به ميدان بفرستم. ۸ آوريل ۲۰۰۵: فرستادن فان نيستلروى به ميدان پس از سه ماه مصدوميت كار اشتباهى بود. و اما واكنش هيأت مديره منچستر يونايتد: همگان مى دانند كه كادر فنى مرتكب اشتباهاتى شده است و اگر زمان به عقب بازگردد به طور حتم مربى تيم اشتباهات خود را تكرار نخواهد كرد.
|
|
|
|