|
عكاسى
گفت وگو با جمشيد بايرامى ، عكاس آماتورى كه حرفه اى شد
|
|
|
ليلا موسوى زاده جمشيد بايرامى متولد ۱۳۴۰ عكاس بين المللى كه عكاسى را به صورت تجربى آموخته است او پس از نمايشگاهى كه زمستان سال گذشته برگزار كرد هم اكنون چند مجموعه عكس را آماده انتشار دارد . بايرامى عكاسى را اينگونه آغاز كرد : تحصيلاتم را ادامه ندادم و از اينكه درس نمى خواندم بسيار خوشحال بودم. يك روز دوستم در راه پله خانه دوربين را به دستم داد و گفت: برو از اعزام بسيج به جنگ عكس بگير و رفت . من ماندم و يك دوربين كه بلد نبودم دراش را باز كنم. اينجورى شد كه شوخى شوخى عكاس شدم. در آن روزها مادرم مى گفت اگر عكاس بشى و از راه به در شى شيرم را حلالت نمى كنم ولى اميدوارم امروز با ديدن اين عكسها من را دعا كند . بايرامى عكاسى را از جبهه هاى جنگ جنوب آغاز كرد . از بستان خوزستان تا بوستان آمريكا از حرم عبدالعظيم تا خبرگزارى رويترز ، فرانسه سيپاپرس، سسگيما و مطبوعات خارجى ... شايد خيلى از شما عكس معروف بايرامى را كه در سال ۱۳۷۸ پس از كوى دانشگاه در صفحه اول روزنامه هاى خارجى چاپ شد به خاطر داشته باشيد . بايرامى مى گويد: حدود ۲۰ سال است كه عكاسى مى كنم از زمان شروع جنگ به صورت يك آماتور كارم را آغاز كردم و تا به حال موضوعات مختلفى را كار كردم . از پشت صحنه سينماى ايران تا تحولات اجتماعى. از ابتدا هم عكاسى مستند اجتماعى را پيش گرفتم و هيچ زمانى به دنبال عكاسى تبليغاتى و صنعتى نرفتم و از زمان تأسيس روزنامه جامعه مدتى با مطبوعات همكارى كردم. انتشار چند جلد كتاب از ۵ سال پيش عكاسى نيايشى را شروع كردم كه مستند اجتماعى دينى محسوب مى شود . مجموعه محرم را حدود ده سال است كه كار مى كنم. حاصل اين چند سال كار به زودى در مجموعه چهار جلد منتشر خواهد شد . اين مجموعه شامل حج ، محرم، آفتاب رى و نماز است كه به زودى منتشر مى شود . كتاب حج حاصل سه سفر عمره و يك حج واجب است كه با هزينه شخصى ام ۶۰۰ حلقه فقط براى كتاب حج عكاسى كردم كه ۱۸ هزار عكس بود و از اين تعداد ۲۵۰ عدد در كتاب حج چاپ مى شود . تمام اين عكسها بدون مجوز و پنهانى در عربستان (مكه ، مدينه) تهيه شده است و اين اولين كتاب در رابطه با حج است كه در دنيا منتشر مى شود . انگيزه شروع كار روى اين موضوع پس از بازگشتم از اقامتى طولانى كه در فرانسه داشتم در من روى داد . مى خواستم موضوع جديدى را شروع كنم كه به صورت ناخودآگاه به موضوع دينى كشيده شد ؛ چون از باورهاى اعتقادى ، شخصى و خانوادگى من بود . بايرامى قسم خورده است كه در زندگى پنج كار را انجام ندهد : ۱- داورى ۲- تدريس ۳- كار گروهى ۴- مصاحبه ۵- عكاسى. به غير از موضوعات مستند و اجتماعى اين اولين مصاحبه اى است كه تا به حال انجام داده ام البته اين مصاحبه نيست بلكه درد دل يا گپى دوستانه است. حتى پيشنهاد داورى براى هنر نيايش كه در تاريخ ۷ بهمن در فرهنگسراى نياوران برگزار شد و از تمام دنيا عكاسانى به آنجا آمدند را نپذيرفتم. مجموعه پناه جويان افغانى و زندگى آذربايجانى هاى ايرانى موضوع دو كتاب ديگر بايرامى است . كتاب آذربايجان حاصل يكسال و نيم كار من است كه شامل پنج استان اردبيل ، تبريز، اروميه، زنجان و قزوين مى شدند . اين مجموعه آتايودى نام دارد كه به زودى منتشر مى شود و در مراحل ليتوگرافى است . در كتاب پناه جويان افغانى يك سال روى زندگى سه ميليون پناه جوى افغانى كه در ايران زندگى مى كنند كار كردم و از بود و باش آنها با همكارى استاد تورج اتابكى ، استاد دانشگاه آمستردام عكاسى مى كردم. بايرامى مى گويد: هميشه براى كارهايم روى يك موضوع تمركز مى كنم و در حال حاضر روى سوژه جهان اسلام كار مى كنم. براى اين كارم از ۳۰كشور مسلمان عكاسى مى كنم و حدود دو سال است كه كار آغاز شده و تا دو سال آينده نيز طول خواهد كشيد. پس از اتمام كار، عكسها در مجموعه اى سه جلدى منتشر مى شوند. به جز اين مجموعه تمام كتابهاى قبلى ام با هزينه شخصى بوده و تنها اين پروژه آخر من است كه سرمايه گذار (اسپانسر) خارجى دارد. البته براى كارهايم تا به حال خيلى ها پيشنهاد دادند كه اسپانسر شوند اما من نپذيرفتم. دوست ندارم وابسته شوم، دلم مى خواهد راحت و رها آنطور كه مورد علاقه ام است كار كنم.» كارهاى عكاسى بايرامى به گفته خودش فقط داستانى است . يعنى بر روى يك موضوع به طور گسترده كار مى كند، زمان مى گذرد و تا به پايان نرسد روى هيچ پروژه ديگرى كار نمى كند. بايرامى مى گويد: «هيچ علاقه اى ندارم وارد جريانهاى باندبازى و كارهاى گروهى كه بيشتر جنبه كاسبكارانه و تبليغاتى دارد شوم. وقتى كارى را شروع مى كنم دوست ندارم ذهنم درگير مسائل ديگرى شود.» بايرامى براى كتابهايش هيچ مقدمه اى توسط افراد حرفه اى ننوشته است، فقط كتابى كه در رابطه با آذربايجان و افغانها است داراى مقدمه اى از سوى دكتر اتابكى است. چرا كه به گفته خود او فرهنگ آذربايجان بسيار غنى و وسيع است و ريشه تاريخى دارد كه بايد توسط يك محقق نوشته مى شد. بايرامى معتقد است كه وقتى روشنفكران براى كتابها مى نويسند چنان آسمانى مى نويسند كه زمينى ها آن را نمى فهمند: «در ضمن كتابهاى من عكاسى است نه نوشتارى. فقط قصددارم سفرنامه و اتفاق هايى كه براى من در طول كار روى داده است را از زبان خودم بنويسم.» بايرامى كه بيش از ۲۰سال از عمرش را عكاسى كرده است از آشفتگى در هنر مى نالد و مى گويد: «مسأله اصلى، يك بيمارى است كه جامعه هنرى ما را فراگرفته (عكاسى، هنرهاى تجسمى، موسيقى، سينما...) هر روز در يك گوشه اين كشور جشنواره و يا مسابقه عكاسى برگزار مى شود و هدف آن اصلاً مشخص نيست. هر ماه براى من كاتالوگ يا بروشورهايى مى آيد كه در مسابقاتى شركت كنم. عده اى مى خواهند با ۲ يا ۳ سكه آرشيو هنرمندان بخصوص جوانان تازه كار را از خانه هايشان بيرون بكشند و اين يك دزدى از آثار هنرى است و تعدادى هم به جز داورى كار ديگرى را بلد نيستند. اين عده آگاهانه يا ناآگاهانه به منافع و هنر عكاسى ضربه مى زنند. با اين مسابقات عكاسى به جاى اينكه هنرجويان ما به فكر كار عكاسى باشند به دنبال شركت در مسابقه و جشنواره مى روند. اگر عكسهايشان انتخاب شود فكر مى كنند به انتهاى هنر رسيده اند و اگر انتخاب نشوند با نااميدى و سرخوردگى به انزواى روحى فرومى روند. ازطرفى هرروز يك مؤسسه، انجمن و كانون در رابطه با عكاسى تشكيل مى شود. روزهايى كه نسل ما عكاسى را شروع كرده بود هيچكدام از اينها نبودند و عكاسان خوبى هم متولد شدند. ما هميشه دچار افراط و تفريط مى شويم، حاضر نيستم در هيچ انجمن و مؤسسه اى عضو شوم. من فقط عكاسى بلدم و به اين رسيدم كه فقط بايد كاركنم و كار... آدمهايى كه به اين مسائل مى پردازند تاريخ عكاسى شان به سرآمده و حرفى براى گفتن ندارند. دردسرهاى نمايشگاهى كه برگزارنشد حدود يكسال پيش با مسؤولين فرهنگسراى نياوران و مديريت آن زمان براى برگزارى نمايشگاه نيايش مذاكره كردم كه با استقبال آنها مواجه شدم و درخواست دراختيارداشتن كل نمايشگاه را كردم. دراين مدت برنامه ريزيهاى لازم را انجام دادم.مثل چاپ عكس هاى بزرگ و ويدئوآرت براى دعوت از سفراى كشورهاى اسلامى در مراسم افتتاحيه و اجراى زنده موسيقى نيايشى درمحوطه فرهنگسراى نياوران به هرحال دومرتبه تاريخ برگزارى نمايشگاه تغييركرد و پس از آن يك ماه مانده به افتتاح نمايشگاه راه ابريشم مدير كل تبليغات و مطبوعات وزارت ارشاد تصميم گرفت براى سالگرد بم نمايشگاهى برپاكند. با احترام به همه عكاسان و مردم بم اين گلايه را دارم كه سالگرد بم تاريخش مشخص بود و برنامه ريزى ها بايد از قبل صورت مى گرفت. فرهنگسراى نياوران شأن و تعريفش اين است كه آخرين آثار يك هنرمند در آنجا به نمايش گذاشته شود، اگر براى اين نمايشگاه كه عكس هايى از بازسازى بم بود يك رپورتاژ خبرى با مخاطب شناسى صورت مى گرفت و مكان مناسبى مانند مترو براى ارائه آثار درنظر مى گرفتند، راه بهترى براى نمايش اين آثارنبود؟! مسأله من اين است كه فرهنگسراى نياوران مكانى بسيار قابل احترام و داراى اهميت خاص هنرى در پايتخت ما است، كه محل برگزارى بزرگترين همايش هاى هنرى و بى ينال است. براى اين نمايشگاه قرار بود ۵۰۰هزارتومان براى هرروز هزينه كنم كه البته به دليل اينكه كار من هنرى، مذهبى بود ۲۰۰هزارتومان به من تخفيف دادند و من تمام هزينه دو هفته را ازپيش پرداخته بودم. اگر مسؤولين فرهنگى، هنرى ارشاد به يك هنرمند توهين كنند ما از ديگران چه انتظارى داريم و نبايد مديركل تبليغات مطبوعات وبرگزاركنندگان اين نمايشگاه عكس هاى خود را با هزينه دولت بزرگ چاپ كنند و بهترين مكان نمايشگاه را به خود اختصاص دهند و كل عكس ها بايد در يك سايز چاپ مى شد و بين عكاسان فرق گذاشته نمى شد، نبايد از موقعيت بودجه و مكان دولتى هرجور كه مى خواهند استفاده كنند. بايرامى مى گويد: نمايشگاهى از (مجموعه تنوع قومى در ايران) در نمايشگاه سلطنتى هلند داشتم كه پنج سال قبل به من وقت داده بودند و تاريخ آن حتى يك روز هم جابه جا نشد. عدم برنامه ريزى مسؤولين اين نمايشگاه يك بلبشوى فرهنگى است كه ضعف مديريتى به حساب مى آيد. قصد تخريب كسى را ندارم دوستانى كه من را مى شناسند مى دانند كه من چنين روحيه اى را ندارم ولى اجازه بدهيدكه خودمان را نقدكنيم و جاى انتقاد بگذاريم به قول مسؤولان همه بايد پاسخگو باشند. به هرحال من براى مردم بم از خير اين نمايشگاه گذشتم و قصددارم سال آينده آثارم را درميان مردم و درمركز شهر روى ديوارهاى پارك لاله در بلوار كشاورز نشان دهم. حوزه هنر حوزه بحث و جدل و انتقاد است، زيبايى هنر اين است كه موردنقادى قرارگيرد. اميدوارم كارهاى فرهنگى هنرى از انحصار تفكر دولتى خارج شود.
|