جمعه ۲ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Fri, Apr 22, 2005
خانواده (گزارش اصلى)
۳۱۱۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
يادداشت
بررسى تأثير تصميم هاى ناگهانى بر زندگى ما
يادداشت
صبركن دوست من
شهرام فرهنگى
۱ - اين تصميم هاى عجولانه جان مى دهند براى نوشتن داستان، يك ماجراى جنايى، سياسى و يا چه مى دانيم، معمولاً عاطفى. اصلاً اگر كسى عجولانه تصميم نگيرد كه هيچوقت هيچ اتفاقى آغاز نمى شود.
حالا ماييم و داستان هاى واقعى زندگى. از اين ماجراهاى عجولانه خيلى خوانده ايم و بسته ايم اما افسوس كه زندگى كتاب نيست تا آخر بدترين قصه هايش هم پايانى داشته باشد. زندگى شبيه يك مجموعه داستان كوتاه است كه ما داستان هايش را با كارهايمان مى نويسيم. مشكل از جايى آغاز مى شود كه اين داستان ها مثل فيلم سه گانه «آبى، سفيد، قرمز» اثر كيشلوفسكى در هم مى آميزند و تكه اى از آنها در داستان تازه تكرار مى شود. پس از كلمه پايان، ما ييم و داستان هايى كه خواننده هايش - ديگران - درباره آنها قضاوت مى كنند. در كتاب زندگى نويسنده هاى عجول جذابترين داستان ها را مى نويسند اما افسوس كه جايزه اى نمى گيرند!
۲ - اداره، كار، خانه و ديگر هيچ. اين شخصيت هاى كليشه اى هيچ جذابيتى ندارند. اين جماعت تنها به درد ايفاى نقش خنثى در فيلم هاى سينمايى مى خورند. اگر مى خواهى نقش اول باشى، يا حداقل در نگاه بيننده ها بنشينى بايد جسارت به خرج بدهى. نمى شود كه مسير خانه تا اداره و برعكس را صاف بدوى و صاف برگردى و بعد انتظار داشته باشى كه جماعت برايت هورا بكشند. اين وسط يك اتفاق لازم است تا تو را تبديل به نقش اول كند؛ حالا وقت تصميم گرفتن است.
تن به آب دادن به هرحال بهتر از بيرون نشستن و ترسيدن از آب است. اما چه كنيم كه اغلب ما شنا نياموخته در عميق ترين قسمت استخر شيرجه مى زنيم. جسارتمان قابل تحسين است اما عمر اين تحسين حيف كه چندثانيه بيشتر نيست. اين ثانيه هم ما روى هواييم تا به آب برسيم، بعد حيرت از دست و پازدنمان است و عاقبت حكايت غرق شدن كه حداقل اين آخرى هم عبرت آموز ديگران نمى شود تا ناممان ماندگار شود.
۳ - مثل علف هرز مى مانيم. كسى به ما راز رويش را نياموخت. اصلاً كسى از سر دلسوزى بذرمان را در خاك گذاشت تا پيشرفت كنيم؟ هيچوقت، هيچ باغبانى نبود كه شب و روز به ما فكر كند، برايمان عرق بريزد و آينده را در ذهنمان بسازد. ما خودمان كاشته مى شويم، خودمان رشد مى كنيم و خودمان نابود مى شويم.
اينجا همه چيز اتفاقى است. درست مثل حكايت همان علف هاى هرز كه ناآموخته، بزرگ مى شوند و بعد يكى پيدا مى شود از آنها دارويى براى علاج يك درد مى سازد. بين تمام علف هاى خودرو البته تنها تعداد محدودى به شهرت مى رسند. كسى نيست كه در مسير زندگى هدايتمان كند. در مسيرهاى دشوار به راه مى افتيم، آنقدر زمين مى خوريم تا درست راه رفتن را بياموزيم. تازه بعد از اين بايد كسى پيدا شود و ما را كشف كند. حكايت علف هاى هرز را نوشتيم تا برسيم به تصميمات عجولانه خودمان. نمى شود كه تنها خودمان را مسؤول بدانيم. وقتى باغبانى نيست كه درست تصميم گرفتن را به ما بياموزد، چطور انتظار داريم كه بدون خطا تمام تصميماتمان درست باشد. اين درست كه هركس مسؤول رفتار خودش است اما در روابط اجتماعى، نمى شود نقش آموزش را ناديده گرفت. در جامعه علف هاى خودرو، گريزى از روش آزمون و خطا نيست.
۴ - « اگر اصولاً قرار نباشد در زندگى تصميم بگيريد، چطور مى خواهيد در آينده تصميمات بزرگترى بگيريد.» اين حرف بزرگيست كه امروز نامش از خاطرمان رفته اما جمله اش آنقدر تأثيرگذار بود كه كلمه به كلمه در ذهنمان بماند. نمى خواهيم ماهى بزرگ بركه باشيم و ناگزير مى رويم تا به دريا برسيم. دريا بزرگ است و آنجا ديگر مثل آن بركه كوچك شناخته شده نيستيم. كاش كسى پيدا مى شد و راز موفقيت در دريا را به ما مى آموخت. يك از دريا بازگشته كه راههاى نرفته ما را مى شناسد و نمى گذارد براى رسيدن، به هزاربى راهه برويم. كاش يك نفر درست رفتن را به ما مى آموخت.
بررسى تأثير تصميم هاى ناگهانى بر زندگى ما
تصميمهاى عجولانه!
شهرزاد عبديه
كلاغ مى خواست راه رفتن كبك را بياموزد، راه رفتن خودش را هم فراموش كرد.« اين يك ضرب المثل آشناست كه شايد بيش از هر ضرب المثلى در موقعيت هاى مختلف به ذهنمان مى رسد. اطرافمان پر است از كسانى كه مى خواهند شكل ديگرى زندگى كنند اما زندگى عادى و البته بى دردسر خودشان را هم فراموش مى كنند. فاجعه وقتى از راه مى رسد كه به قسمت دوم اين ضرب المثل مى رسى. جمله اى كه باز هم با كلاغ آغاز مى شود. جمله اى كه اول و آخر هر قصه اى است.
208251.jpg
آنكه مى گويد: ... كلاغه به خانه اش نرسيد.»!
همه ما در طول زندگى گاهى به هزار و يك دليل موجه و غيرموجه تصميم هاى عجولانه اى مى گيريم كه گاهى اين تصميم ها عواقب بسيار وخيمى به دنبال دارند. بسيارى از خودكشى ها، طلاق ها، دعواها و سوءتفاهم ها حاصل همين تصميمات سريع و غيرمنطقى است كه افراد در موقعيت ها و شرايط مختلف زندگى قرارمى گيرند. اغلب اين تصميمات اگر افراد را دچار پشيمانى هاى غيرقابل جبران نكند حداقل آنها را مجبور به يك عذرخواهى ساده خواهدكرد.
خيلى سريع- به سرعت گرفتن يك تصميم - از حاشيه جدا مى شويم و به متن مى رسيم. نمونه هايى از تبعات گرفتن تصميمات عجولانه را مى شود به راحتى پيدا كرد. به اطرافتان نگاه كنيد، كسى نيست كه زندگى اش بدون گرفتن تصميمات عجولانه سپرى شده باشد. از اين نزديكتر مى خواهيد؟ خاطرات خودتان را مرور كنيد.
عليرضا فروشنده جوان يكى از بوتيك هاى تهران مى گويد: ۹۰درصد قضاوت ها و تصميم هايم كه عجولانه بوده منجر به پشيمانى و خجالتم شده است اما ده درصد آنها هم درست بوده اند.
او در حالى كه دستى به موهايش مى كشدـ انگار كه بابت اتفاقى متأسف است ـ با آرامش مى گويد: «مطمئن هستم كه در زندگى باز هم تصميم هاى عجولانه خواهم گرفت. زيرا اينگونه تصميم گيرى ها به دليل هيجان زدگى همان لحظات است. بالاخره انسان در موقعيت هايى از زندگى دچار هيجان و در نتيجه تصميم گيرى و قضاوت عجولانه مى شود.»
سرعت زندگى بالا رفته. دست يافتن به موقعيت هاى مناسب شغلى و اجتماعى آسان نيست. در اين بستر ناچارى در رويارويى با موقعيت هاى مختلف به سرعت تصميم  بگيرى. جامعه شبيه به پيست مسابقه دو شده كه اگر براى برداشتن قدم هاى سريع  لحظه اى درنگ كنى، شايد از ميليون ها نفر عقب بيفتى.
بنابراين خيلى ها حق دارند كه بگويند باز هم عجولانه تصميم مى گيرند.»
آنها ناچارند كه عجولانه تصميم بگيرند. در حرف البته ماجرا به اين پيچيدگى نيست. چه كسى است كه نداند در فرهنگ و دين ما روايت ها، احاديث، ضرب المثل هاى فراوانى وجود دارد كه مردم را به صبورى و پرهيز از عجله دعوت مى كند، عجله كار شيطان است. ضرب المثل آشنايى است در همين رابطه كه از كودكى در گوش كودكانمان مى خوانيم و يا ضرب المثل ديگرى كه مى گويد : «گر صبركنى ز غوره حلوا سازم» همه اينها نشان و گواهى هستند بر اهميت صبور بودن در زندگى اما شما چقدر در كارها و تصميم هايتان دچار شتاب زدگى هستند؟ آيا شما هم در گروه افراد عجول قرارداريد؟ يا برعكس اهل صبر و تفكر در كارهايتان هستيد؟
محمد حيدرى كه چهل سال دارد و هنوز مجرد است مى گويد: «من هيچ وقت تصميم عجولانه نگرفته ام، زيرا آدم خيلى محتاطى هستم. شايد به همين دليل است كه هنوز ازدواج نكرده ام اما اگر شما دنبال آدم عجول مى گرديد مى توانم نشانى صاحب كار قبلى خودم را بدهم. او سمبل يك انسان عجول بود، طورى كه در يك دقيقه ۶ تصميم مختلف مى گرفت و بالاخره هم هيچ كدام را عملى نمى كرد. اما در كل چون آدم خوش فكرى بود هميشه تصميم نهايى اش را بعد از سبك و سنگين كردن موضوع اتخاذ مى كرد. اغلب هم موفق بود. اما زندگى خانوادگى او يك جهنم واقعى بود. زن و بچه اش اصلاً دوست نداشتند او در خانه بماند. زيرا مدام با كوچكترين مسأله اى آنها را مؤاخذه و محكوم مى كرد و از كاه، كوه مى ساخت.» مسأله بر سر به سرعت تصميم  گرفتن يا تصميم نگرفتن نيست. دليلى وجود ندارد كه دومى را مضرتر از اولى ندانيم. تفاوتى وجود دارد بين كسى كه در تصميمى عجولانه شكست مى خورد و كسى كه با پا به سن گذاشتن بابت راه هايى كه مى توانست برودو نرفت، حسرت مى خورد؟ اينجا صحبت از درست تصميم گرفتن است. تصميم عجولانه ناشى از بروز هيجانات درونى انسان است كه مى تواند شرمندگى، گاهى يك عمر پشيمانى براى انسان به ارمغان بياورد. شايد بهتر باشد قبل از هر تصميمى به خود فرصت كوتاهى بدهيم تا در آرامش و با فكر باز پيرامون آن مطلب بينديشيم و بعد تصميم بگيريم. به اين شكل در آخر درصد خطا پايين خواهدآمد و كمتر دچار پشيمانى خواهيم شد. يكى از روانشناسان بالينى ضمن اينكه تصميم عجولانه را حاصل شتابزدگى و بى برنامگى مى داند مى گويد: «تصميم عجولانه علل فراوانى دارد كه مى توان از آن جمله به چند مورد زير اشاره كرد . گاهى مرد در زندگى با موقعيتى خطير و سنگين روبرو مى شود كه مجبور است هرچه سريعتر تصميم بگيرد. در اين صورت فرصتى براى فكر كردن ندارد و بايد در همان لحظه نخست به موقعيت موجود واكنش نشان بدهد. در برخى موارد هم مرد بدون آگاهى و شناخت لازم از وضع موجود با شتاب زدگى و هيجان تصميم مى گيرد.»
درست تصميم گرفتن نياز به تمرين دارد. مى گويند فكر كردن به يك اتفاق باعث وقوع آن مى شود. بنابراين اگر در سر روياى رسيدن به هدفى بزرگ را مى پرورانيد، خودتان را در اين موقعيت باور كنيد تا وقت به وقوع پيوستنش آمادگى برخورد با آن را داشته باشيد.
تمرين براى گرفتن تصميم درست در موقعيت هاى مختلف يكى از روش هاى موفقيت در تصميم گيرى است.
دكتر حسين اسكندرى، عضو هيأت علمى دانشگاه علامه طباطبايى ريشه روانشناختى اين مسأله را عدم طرح و برنامه مناسب براى برخورد با مسأله و موقعيتى خاص مى داند و مى گويد: «در اين حالت انسان چون آمادگى قبلى براى رويارويى با مسأله را نداشته و نمى داند از كجا شروع كند و تصميم بگيرد، از روش آزمايش و خطا استفاده مى كند كه در اغلب موارد به تصميم گيرى عجولانه و اشتباه مى انجامد. در واقع مى توان گفت كسانى كه طرح و برنامه ذهنى از پيش تعيين شده اى دارند و پيرامون اتفاقاتى كه ممكن است در زندگى هر فردى روى دهد از قبل فكر كرده اند كمتر دچار هيجان و شتاب زدگى مى شوند زيرا هيجان زدگى يك واكنش دفاعى است كه با بى برنامگى، آشفتگى ذهنى منجر به تصميم و واكنش عجولانه مى شود.
كسى كه در زندگى براى هر چيزى طرح و برنامه و تعريف مشخصى دارد كمتر دچار شتاب زدگى مى شود. اگر ما ياد بگيريم درباره همه مسائل كه ممكن است اتفاق بيفتد فكر كنيم و خود را براى لحظاتى در آن موقعيت قرار بدهيم هنگام مواجهه با آن بيشتر برخود مسلط خواهيم بود. بطور مثال فكر كنيم اگر روزى پسر يا دخترمان دير به خانه آمد منطقى ترين راه برخورد با او چيست؟»
روانشناسان معتقدند تصميم عجولانه در خانم ها و آقايان به يك ميزان وجود دارد اما نكته اى كه اين دو را از هم متمايز مى كند شيوه بروز آن است. خانمها اغلب در ابتدا يك واكنش دفاعى تند و هيجانى از خود بروز مى دهند و سپس بلافاصله عقب نشينى كرده حالت سرخوردگى پيدا مى كنند و سعى در حل مسأله به شيوه مسالمت آميز دارند. آقايان برعكس خانمها ابتدا سكوت اختيار مى كنند و سعى در ناديده گرفتن مسأله دارند اما اگر همچنان مسأله حل نشود و يا موقعيت ادامه پيدا كند و آنها قادر به پيداكردن راه حل مناسبى نباشند ناگهان از خود واكنش خشم آلود نشان مى دهند كه دامنه اين خشم به مراتب از خشم و تنش خانمها بيشتر است. در هر صورت اگر گاهى در زندگى با موقعيت هايى روبرو شديد كه با تصميم عجولانه و شتاب زده موقعيت را وخيم تر و بدتر كرديد، بهتر است با قضيه بطور منطقى روبرو شويد. غرورتان را كنار بگذاريد و سعى در حل مسأله به شيوه اى مسالمت آميز داشته باشيد. حتى اگر اين راه حل براى شما تلخ و ناخوشايند باشد. راستى يك نكته مهم از قلم افتاد در اين دنيا راهى وجود ندارد كه قبل از شما كسى در آن قدم نگذاشته باشد.قبل از آنكه غرورتان را براى ابراز پشيمانى از گرفتن يك تصميم زيرپا بگذاريد، اين زير پا گذاشتن را فداى مشورت با شخصى باتجربه در مسير مورد نظر خودتان كنيد. اين شايد آسانترين راه ممكن براى گرفتن تصميم درست باشد . ديگران را باور كنيد و يك تصميم مهم بگيريد. تصميم بگيريد، عجول نباشيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |