جمعه ۲ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Fri, Apr 22, 2005
سياست
۳۱۱۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
تحريم تسليحاتى اروپا عليه چين
يادداشت
گزارش تحليلى هفته
تحريم تسليحاتى اروپا عليه چين
اهداف و انگيزه ها
208230.jpg
نويسنده: لورا سالمن
ترجمه: فرزانه سالمى

لغو تحريم تسليحاتى اتحاديه اروپا عليه چين كه مدتها به بحث داغ ميان اعضاى اتحاديه اروپا تبديل شده بود سرانجام مورد تأييد قرار نگرفت و بسيارى از تحليلگران، فوراً فشار شديد آمريكا براى ادامه اين تحريم را عامل مهم منجر به اين تصميم گيرى دانستند. در واقع، اختلافات ميان آمريكا و اروپا، موارد نقض حقوق بشر در چين، مناقشه بر سر تايوان و تمايل شديد پكن به توسعه ارتش خود و مدرن كردن آن، از مواردى بود كه در جريان مباحث در خصوص تحريم تسليحاتى اتحاديه اروپا عليه چين مطرح مى شد. البته نكته مشتركى هم در اين ميان يافت مى شد: هر دو طرف معتقد بودند كه اين تحريم، چندان كارآمد نبوده است.
تحريم تسليحاتى اتحاديه اروپا عليه چين كه در سال۱۹۸۹ ميلادى اعمال شد در سال۱۹۹۸ ميلادى شامل هشت مورد جديد نيز شد و نهايتاً به ابزارى براى مقابله با صادرات تجهيزات نظامى اروپا به چين بدل شد؛ هرچند كه نتوانست كاملاً از اين جريان جلوگيرى كند.
با توجه به مباحث فراوانى كه در اين خصوص ودر ميان كشورهاى مختلف جهان درگرفته بود، بررسى انگيزه ها و منافع اين كشورها در حفظ يا لغو تحريم تسليحاتى اتحاديه اروپا عليه چين، اهميت خاصى مى يابد. البته پيشتر نيز بسيارى از تحليلگران اعلام كرده بودند كه لغو اين تحريم ممكن است به بى ثباتى يا ايجاد تنش در شرق آسيا منجر شود اما اين مخالفت، عموماً از انگيزه هاى سياسى نشأت مى گرفت.
در همين حال، انگيزه هاى چين براى رهايى ازتحريم، تحت تأثير مسائل و دغدغه هاى داخلى و خارجى زيادى قرار گرفته بود. بسيارى ازتحليلگران معتقدند على رغم تلاشهاى چين براى همكارى با مذاكرات شش جانبه حل بحران هسته اى كره شمالى، بهبود شرايط كنترل صادرات و عضويت در رژيم هاى كنترل فناورى موشكى، پكن همچنان خود را درگير جنگى در مقابل غرب مى بيند و به نظر مى رسد عدم توجه جهانى به اين شرايط چين، خطرناك ترين وضعيت رابراى اين كشور ايجاد كرده باشد.
تحليلگران مسائل چين، سالهاست كه به مسأله ديگرى نيز اشاره مى كنند. پيش از اشاره به ماجراى تحريم تسليحاتى چين، اين كشور تلاش خود را براى غلبه اطلاعاتى و بالا بردن توانايى خود در عرصه سيستم هاى رادار و مسائل نظامى بالا برده بود. چين به موشكهاى فرانسه، هواپيماهاى جنگنده، هليكوپترها و سيستم هاى مخفى و صادراتى كشورهاى ديگر، علاقه زيادى دارد و به همين جهت، زيردريايى هاى آلمان و سيستم هاى رادارى ايتاليا و يا حتى تجهيزات صادر شده از اتحاديه اروپا را به دقت مورد بررسى قرار مى دهد. با اين وجود، اگر چين به سياستهاى اعتمادسازى، شفافيت و كنترل صادرات روى نياورد، ممكن است حتى حمايت همسايگانش را هم از دست بدهد.
تايوان
اگر تحريم تسليحاتى اروپا عليه چين برداشته مى شد، تايوان بيش از هر كشور ديگرى آسيب مى ديد. در عين حال در بعد نظامى و نيز از لحاظ سياسى، تمايل تايوان براى به رسميت شناخته شدن خدشه دار مى شد. حتى در شرايط فعلى نيز تايوان در تلاش است كه برنامه خوبى را براى به دست آوردن اعتماد و حمايت اروپا اجرا كند و همين جاست كه چين، دو كشور فرانسه و آلمان راهدف قرار داده است زيرا مى داند اين دو كشور، با سياست آمريكا در حمله به عراق مخالف بودند و از لحاظ سياسى، اقتصادى و نظامى نيز شرايط خوبى دارند و به همين جهت، جلب حمايت آنها در مسأله تايوان، از اهميت خاصى براى چين برخوردار است.
لغو تحريم هاى اتحاديه اروپا مى توانست عناصر استقلال طلب در تايوان را كاملاً تضعيف كند زيرا تايوان به شدت از تصويب قانون ضدالحاق به چين در ماه مارس سال جارى ميلادى ضربه خورده بود و به اين ترتيب، على رغم آسيب پذيرى تايوان در عرصه بين المللى، مخالفتهاى داخلى در مورد قانون مذكور، منجر به تقويت گروههاى استقلال طلب در تايوان شده بود. اين شرايط ، دقيقاً مثل سال ۱۹۹۶ ميلادى بود كه موشكهاى چين به ساحل تايوان شليك شدند. در آن زمان، فشارها بر تايوان بيشتر نشد اما چين و آمريكا بيشتر به عرصه تنش و مقابله كشانده شدند.
از سوى ديگر ، تلاش براى لغو تحريمهاى تسليحاتى عليه چين، مى توانست حمايت تايوان از خريدهاى تسليحاتى را افزايش دهد. درعين حال ، افزايش خودمختارى تايوان ياوابستگى آن به آمريكا يا ژاپن، اگر با اجراى قانون ضدالحاق و تحريمهاى تسليحاتى عليه چين همراه گردد، به انزوا كشاندن چين را به همراه خواهد داشت كه با گذر از خطوط قرمز سياسى تايوان، تنش ها را نيز بيشتر خواهد كرد.
روسيه
در مقابل، عدم ترسيم خط قرمز از سوى روسيه براى توسعه نظامى چين و سكوت روسيه درجريان تحريم تسليحاتى ، از مسائلى است كه جاى تأمل دارد. على رغم نفوذى كه روسيه در امور نظامى چين دارد، مى توان گفت كه روسيه اكنون نقش خود را كاملاً تغييريافته مى بيند. به هرصورت، اين شرايط را مى توان نوعى تغيير در رويكردروسيه نسبت به چين به شمار آورد زيرا اهرم فشار روسيه نيز مدتهاست كه تحت تأثير بلندپروازيهاى چين قرار گرفته و قدرت خود را از دست داده است.
درهمين حال ، سفر سرگئى ايوانوف وزيردفاع روسيه به چين كه قرار است در فاصله بيستم تا بيست و سوم ماه آوريل (ماه جارى ميلادى ) انجام پذيرد، موقعيتى براى روسيه است تا شرايط بازار نظامى خود را با افزايش صادرات مجاز تسليحاتى ، بهبود بخشد. چين نيز مدتهاست كه در انتظار دستيابى به سيستم هاى جديد روسى از جمله سيستم هاى موشكى و جنگنده به سر مى برد. البته درسال ۱۹۹۸ ميلادى هم صادرات تجهيزاتى از روسيه به چين مورد توجه قرار گرفت اما اطلاعات دقيقى در اين مورد وجود ندارد.
در واقع ، استفاده روسيه از خلأ سيستم هاى كنترل صادرات نشان مى دهد كه فروش تسليحات روسيه به چين، تنها به مشروعيت بخشيدن به اقدامات چين منجر شده است. اما حتى معامله گران روسى هم نسبت به تمايل فرانسه به فروش جديدترين سيستم هاى الكترونيك شناسايى، رهبرى و كنترل، ماهواره هاى نظامى ، ضدهوايى و سيستم هاى ضدموشكى به چين ابراز نگرانى مى كنند. آنهاحتى به فروش گسترده تجهيزات فرانسوى به هندهم اشاره مى كنند. اين در حالى است كه هند نيز خود يكى از مشتريان اصلى تجهيزات نظامى روسيه است و به همين جهت نيز چين همواره از صادرات كنترل نشده روسيه به هند شكايت مى كند. در چنين شرايطى، ترس روسيه از انتقال فناوريهاى پيشرفته به چين ، عملاً آينه اى از فعاليتهاى خودروسيه را به نمايش مى گذارد.
از سوى ديگر ، در درازمدت مى توان نشان داد كه تجهيز همسايگان يك كشور به سيستم هاى پيشرفته ، ممكن است به هزينه هاى سنگين استراتژيك براى روسيه بينجامد. از لحاظ اقتصادى نيز اگر دو مشترى بزرگ روسيه، يعنى چين و هند به سيستم هاى نظامى غربى روى آورند، روسيه به حاشيه رانده خواهد شد و روسيه قوياً قصد دارد از چنين موقعيتى احتراز كند.
آمريكا
تمام كشورها، رشدو توسعه نظامى چين را از يك ديدگاه بررسى نمى كنند. مثلاً آمريكا از ديدگاه سود بازار و ثبات كوتاه مدت به اين قضيه مى نگرد. واشنگتن يكى از سرسخت ترين مخالفان لغو تحريم اتحاديه اروپا بوده است و عواملى مانندتوسعه تسليحاتى و مسائل حقوق بشر هم مهمترين توجيهات اين مخالفت به شمار مى رفتند.
گفته مى شد كه اختلافات سياسى به وقوع شكافها ميان كشورهاى دو سوى اقيانوس اطلس دامن خواهد زد؛ همانطور كه هنگام حمله به عراق نيز اتفاق افتاد. اما ديدگاههاى متفاوت اروپاييان در مورد استفاده از تحريم، شرايط حقوق بشر در چين و روابط اروپا و آمريكا بر سرمسائل چين به اين شكافها دامن زده است. در چنين حالتى ، مداخلات و تحريمهاى آمريكا حتى بدون توجه به تحريم اروپاعليه چين ادامه خواهديافت؛ اما تفاوت آمريكا و اروپا درآن است كه درآينده آمريكا موردى ازتحريم را براى حمايت از ادعاهاى خودش دراختيار نخواهدداشت.
به علاوه، درحالى كه آمريكا تحريم هاى خود را در برخى ازموارد ازجمله فروش جنگنده هاى F16 به هند و پاكستان لغو كرده است، ادعاهاى حفظ تحريم عليه چين به بهانه دغدغه آمريكا درمورد ثبات استراتژيك منطقه، عدم توسعه هسته اى و مسائل حقوق بشر، به تدريج رنگ خواهدباخت.
ژاپن
اما حمايت ژاپن از سياستهاى آمريكا درمورد تحريم تسليحاتى چين كاملاً جدى است. در فوريه سال ۲۰۰۵ ميلادى نيز ژاپن براى اولين بار تأكيدكرد مسأله تايوان، نگرانى امنيتى مشتركى به شمارمى آيد. پس از آن نيز مقامات ارشد ژاپن، لغو تحريمها را عاملى براى بى ثباتى منطقه شرق آسيا خواندند. شرايط جديد ارتش چين هم نگرانى شديد ژاپن نسبت به تلاش پكن براى توسعه هژمونى منطقه اى را افزايش داده است و تجاوز يك زيردريايى هسته اى چين به آبهاى ژاپن در ماه نوامبر سال گذشته ميلادى نيز ژاپن را به شدت هراسان كرد و آسيب پذيرى توكيو درمقابل نفوذ پكن را به نمايش گذاشت و درهمان حال، مواضع تند و ادعاهاى كره شمالى درمورد برنامه هاى هسته اى اين كشور هم همواره نگرانى بزرگى براى ژاپن به شمار مى آمد.
توجه به مجموعه اين عوامل و تمايل ژاپن به دراختيارگرفتن يك كرسى دائمى در شوراى امنيت سازمان ملل متحد نشان مى دهدكه ژاپن در هرصورت تمايل دارد مواضع فعلى خود را حفظ كند.
لغو تحريمها عليه چين مى توانست ارتش ژاپن را هرچه بيشتر تقويت كند اما مسأله چين، همواره عاملى براى نگرانى ژاپن در منطقه خواهدبود.
كره جنوبى و شمالى
به همين ترتيب، اظهارات متفاوتى نيز ازسوى مقامات دوكره درمورد تحريمهاى تسليحاتى اتحاديه اروپا عليه چين ابرازشده است. مسلم است كه كره شمالى ازلغو تحريمها حمايت مى كند. زيرا درآن صورت، احتمال راه يافتن تسليحات و فناورى اروپا به كره شمالى نيز به شدت بالا مى رود.
اما براى كره جنوبى، مسأله تحريم در سايه انتقاد و درعين حال دوستى اين كشور با ژاپن قرارگرفته است. ادامه نفوذ آمريكا و ژاپن درامور دوكره، عملاً به بى اعتمادى منطقه اى دامن مى زند و به همين جهت، مسأله تحريمها هم ممكن است به عنوان بهانه اى براى كره شمالى و جنوبى مطرح شود كه مى توانند در سايه آن، مواضع نظامى خود را تقويت كنند.
بنابراين ممكن است دو كره به اين نتيجه برسند كه لغو تحريم اتحاديه اروپا به تسريع نظامى گرى ژاپن در منطقه و نفوذ آمريكا خواهدانجاميد و بايد با آن مقابله شود.
اما ازسوى ديگر، اگر لغو تحريم تسليحاتى اروپا مى توانست شرايط چين عليه تايوان را تقويت كند، آنگاه شرايط مداخله مستقيم آمريكا در منطقه فراهم مى شود و به اين ترتيب، هراس هميشگى كره شمالى و جنوبى از اين مداخله، به شكاف دائمى در شبه جزيره كره مبدل مى شد.
اتحاديه اروپا
درنهايت هم اتحاديه اروپا و ۲۵كشور عضو آن به ادامه تحريم تسليحاتى عليه چين رأى دادند.
وجود برخى اختلافات ميان اين كشورها و نيز تصويب قانون ضدالحاق در فاصله كوتاهى پيش ازاين تصميم گيرى، شرايط دشوارى را ايجاد كرده بود.
با اين وجود، هنوز هم كاستى هاى فراوانى دراين تحريم وجوددارد و بسيارى از كشورهاى اتحاديه اروپا معتقدند كه شكل فعلى تحريم تسليحاتى، مانع انتقال تجهيزات دريايى و شناسايى نمى شود.
درعين حال، تلاش ژاپن براى گسترش و نظامى گرى درمنطقه ادامه خواهديافت و كره جنوبى و شمالى نيز همچنان به اقدامات ژاپن و آمريكا درمنطقه چشم دوخته اند و توجه چندانى به شرايط چين نخواهندداشت.
با اين اوصاف، ادامه تحريم تسليحاتى عليه چين هم تنها عامل تعيين كننده ثبات يا بى ثباتى ژئوپلتيك در شرق آسيا نخواهدبود.
يادداشت
جان بولتون
مرد نامناسب آمريكا در سازمان ملل
ف.س
جان بولتون، منتقد بزرگ سازمان ملل متحد كه به عنوان سفير جديد دولت بوش در اين سازمان معرفى شده است، از سوى بسيارى از تحليلگران، انتخابى نادرست و نامناسب خوانده مى شود ولى اين مشاور امور كنترل تسليحات و امنيت بين المللى در دوره پيشين رياست جمهورى بوش، توانسته است نظر جمهوريخواهان آمريكا را در كميته روابط خارجى سناى آمريكا تأمين كند؛ هر چند كه روند مخالفت دموكراتها با معرفى وى همچنان ادامه دارد.
از جمله انتقاداتى كه نسبت به عملكرد بولتون مطرح مى شود مى توان به تلاش وى براى عدم افشاى اطلاعات مربوط به امور تسليحاتى در كشورهايى مانند عراق، كره شمالى و ايران، اخراج مقامات آمريكايى مخالف با سياستهاى خود و نيز اثبات عدم وجود سلاحهاى كشتار جمعى در عراق اشاره كرد. در اين راستا گفته مى شود بولتون به عنوان مشاور امور تسليحاتى در دولت آمريكا هم نتوانسته است انتظارات موجود را برآورده كند و به همين جهت، معرفى وى به عنوان نماينده آمريكا در سازمان ملل متحد، جاى پرسش بسيار دارد.
در واقع، در زمانى كه سياست خارجى دولت بوش، مبهم و بى ثبات است، بولتون را شايد حتى به منظور حفظ ظاهرى ادعاهاى آمريكا در سطح جهان هم نمى توان به عنوان نماينده آمريكا در سازمان ملل متحد پذيرفت. در شرايط فعلى، آمريكا هنوز از باتلاق عراق نجات نيافته است و موقعيت آمريكا در سازمان ملل متحد كه از زمان آغاز حمله يكجانبه به عراق به شدت خدشه دار شده بود نيز هنوز اصلاح نشده است. در اين ميان، نمى توان تنها به حفظ وجهه ظاهرى آمريكا در سازمان ملل متحد چشم دوخت زيرا سابقه عملكرد جان بولتون در دولت آمريكا نيز حاكى از آن است كه حضور وى در سازمان ملل متحد نه تنها به بهبود شرايط منجر نخواهد شد؛ بلكه سياستهاى بين المللى آمريكا را هم به مرحله نامتعادل ترى خواهد كشاند.
در حال حاضر، آمريكا به نماينده اى نياز دارد كه بتواند چهره متعادل و ميانه رويى را به نمايش گذارد. در واقع، دولت بوش از افراد تندرويى مثل بولتون در مواقع مناسب نيز سودجسته است. مثلاً از زمان وقوع حملات ۱۱سپتامبر، بوش به دنبال ايجاد شرايط ژئوپلتيكى خاصى بود كه ملغمه اى از جنگ جهانى دوم و جنگ سرد را به نمايش بگذارد و براى تأمين اين هدف، سياستهاى خاصى را نيز در پيش گرفت. شايد بتوان از اين ديدگاه، انتخاب بولتون رانيز براى رسيدن دولت بوش به اين تصورات، درست دانست زيرا بوش، شخص تندرويى مانند بولتون را براى سازمان ملل برگزيده است تا آمريكا هر چه بيشتر به شكل كشورى نمايانده شود كه تحمل زيادى ندارد و سياستهاى تهاجمى را نيز بيش از ساير رويكردها مى پسندد. در واقع، دولت آمريكا معتقد است كه با اين روش مى تواند با تروريسم يا ديگر تهديدات عليه امنيت آمريكا مقابله كند.
اما از سوى ديگر، عملكرد بولتون به عنوان معاون امور كنترل تسليحات در دولت بوش چندان توجيه پذير نيست و همين مسأله نيز ترديدى را نسبت به علت انتخاب وى ايجاد كرده است. براساس گزارشهاى منتشر شده، ضعف عملكرد دستگاه تحت نظارت بولتون و نيز عدم موفقيت او در همكارى با آژانسهاى اطلاعاتى آمريكا، نهايتاً منجر به افشاى واهى بودن ادعاهاى مطرح شده در خصوص سلاحهاى كشتار جمعى عراق شد. اين مسأله بخصوص با توجه به ارائه توجيهات مختلف در مورد حمله آمريكا به عراق، اهميت زيادى دارد زيرا وجود اين سلاحها، توجيه اصلى آمريكا در حمله به عراق بود. عدم همكارى بولتون با وزارت امورخارجه آمريكا و عدم ارائه اطلاعات درخواستى كالين پاول و همكاران وى در اين وزارتخانه نيز، از ديگر موارد منفى در پرونده بولتون است به نحوى كه نهايتاً اطلاعات جامع و معتبرى در مورد مسائل مورد توجه پاول، در اختيار وى قرار نگرفت.
در چنين شرايطى، بايد به انتظار نشست و ديد بوش از چه جهت، خواهان اتخاذ مواضع افراطى آمريكا در سازمان ملل متحد شده است.
گزارش تحليلى هفته
انتخابات اگزيستانسياليستى و تعليق سياسى
رحيم پارسا

انتخابات ايران، هرچه پيشتر مى رويم، به يك پديده اگزيستانسياليستى شبيه مى شود، پديده اى كه بازيگران آن خود را همواره با يك «دلشوره» و «اضطراب» همراه مى بينند و در انتخاب ميان دو راهى هاى موجود و پارادوكس هاى ناشى از انتخاب هركدام از اين راهها گرفتارند. هاشمى از يك سو از آمدن خود به عرصه انتخابات صحبت مى كند و ازسوى ديگر تأكيد دارد كه اگر كانديدايى جدى و مطمئن درعرصه حاضر باشد، صحنه بازى را به نفع او ترك خواهدكرد. هرچه زمان مى گذرد و به انتخابات نزديكتر مى شويم، گويى اين تشويش و دوگانه انگارى، صورت پيچيده ترى به خود مى گيرد و بدين ترتيب است كه هاشمى و طرفدارانش خود در يك تعليق به سرمى برند، اگرچه اصولگرايان را نيز با اين بازى خود درتعليق فروبرده اند. اصولگرايان نيز درمنازعات درون جناحى خود، اضطراب و درماندگى ديگرى را تجربه مى كنند.
شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى از يك سو خود را مجبور به معرفى هرچه سريعتر كانديداى نهايى اش يعنى على لاريجانى مى بيند و ازسوى ديگر به نيكى آگاه است كه اين اقدام، آبادگران مستقر در اردوگاه اصولگرايان را به سوى يك انشعاب سوق خواهدداد. شوراى هماهنگى نه مى تواند كه على لاريجانى را معرفى كند و نه مى تواند كه اين معرفى را به تعويق بيندازد.چرا كه معرفى على لاريجانى به عنوان كانديداى نهايى همانقدر وحدت اصولگرايان را با مخاطره همراه مى سازد كه عدم معرفى او، مخاطره آميز است.
اين داستان بدانجا رسيده است كه امروز درهرگوشه و كنارى اين جمله را اززبان سياستمداران اصولگرا مى شنويم كه «اميدواريم به نتيجه روشنى برسيم و مشكلى پيش نيايد».
اين واقعيت صدالبته كه گريبان اصلاح طلبان را نيز گرفته است.
آنها نيز در دو راهى محافظه كارى و راديكاليسم درمانده از انتخاب هستند. اتخاذ راديكاليسم چه بسا كه خودى بودن آنها را نسبت به ساختارهاى موجود از آنان بستاند و انتخاب محافظه كارى سياسى نيز چه بسا به خالى ماندن صندوقهاى آنها از آراى ايرانيان تحول خواه بينجامد. از اين حيث اصلاح طلبان نيز در تشويش و دلشوره به سرمى برند همچنانكه سعيد حجاريان نيز به تازگى درگفت وگويى از سخت بودن انتخاب يك راه دراين دو راهى حاكم، پرده برداشته است. داستان انتخابات بدين ترتيب همچنانكه گفته شد به يك داستان اگزيستانسياليستى و فرسايشى تبديل شده است، داستانى كه اگرچه نتيجه پايانى آن ۲۷ خرداد مشخص خواهدشد.
اما چه بسا كه آن نتيجه، بسيارى از سياستمداران را به خاطر اشتباههاى محاسباتى شان با چالش روبه رو كند.
«كى يركه گارد» فيلسوف دانماركى كه بسيارى او را پدر اگزيستانسياليسم مى خوانند داستانى را روايت مى كند كه باتوجه به سخنان پيش گفته چندان بى شباهت به واقعيتهاى پيش روى كانديداهاى موجود درعرصه انتخابات آينده نيست.
او به روايت يك مهمانى در يك شب بهارى بر فراز يك تپه اشاره مى كند: «شما در مهمانى به سرمى بريد اما پس از مدتى شور اين مهمانى مى خوابد، ميزبان كه به گرم شدن مهمانى خود مى انديشد به شما كه در شيرجه زدن مهارت داريد يك پيشنهادمى كند. او به شما مى گويد كه من با شما شرط مى بندم كه درون استخرى كه در پايين تپه قرار دارد شيرجه نخواهيد زد. او اين شرط بندى را مطرح مى كند تا شورى درمراسم خود بيافريند. شما كه درشيرجه زدن مهارتى خاص داريد، اين شرط بندى را مى پذيريد. به سمت استخر در پايين تپه حركت مى كنيدو جمعيت مهمانان نيز به دنبال شما مى آيد. به پايين تپه كه نزديكتر مى شويد، از نور نيز دورتر مى گرديد و در نهايت بربالاى سكوى شيرجه كه قرار مى گيريد متوجه مى شويد كه درون استخر به خاطر خاموشى آسمان و نبودن هيچ نور و روشنايى، ديده نمى شود. در عين حال يادتان نيز مى آيد كه آخرين بارى كه اين استخر را ديده بوديد، زمستان گذشته بود و آب آن را به خاطر يخبندان خالى كرده بودند. نمى دانيد كه اين استخر اكنون آب دارد يا نه و داخل استخر نيز ديده نمى شود. اگر شيرجه بزنيد چه بسا كه پايان زندگى شما رقم بخورد و اگر شيرجه نزنيد، نه تنها حيثيت شما خدشه دار مى شود كه از پرداخت شرطى كه باخته ايد نيز ناتوان خواهيدبود. نتيجه انتخاب يك راه در اين دو راهى موجود يعنى شيرجه زدن و شيرجه نزدن هردو غيرقابل پيش بينى است و راهى به شكست در آن متصور است».معماى انتخابات در ايران امروز بسيار پيچيده به نظر مى رسد. اصولگرايان درانتظار تصميم هاشمى هستند وهاشمى نيز در انتظار تصميم اصولگرايان. اصلاح طلبان هم نه تنها به تأييد صلاحيت خود از ناحيه حاكميت مى انديشند و لوازم اين تأييد صلاحيت را در ذهن خود مرور مى كنند كه بايد به تأييد صلاحيت خود توسط ايرانيان تحول خواه نيز بينديشند.
اين چنين است كه مى توان گفت سياستمداران ايرانى در تعليق به سر مى برند. در بحث از اگزيستانسياليسم همچنين معمول است كه مى گويند جست وجوگر در جست وجوى بيشتر، دلشوره و تشويشى بيشتر را تجربه مى كند و هر آن قدر طى اين مسير شتاب بيشترى به حركت خود مى بخشد، پارادوكس ها و تناقض ها نيز خود را بيشتر نمايان مى سازند.اكنون بازى سياست در ايران بازنمودى از اين واقعيت نيز هست.اصولگرايان پيشتر كه مى روند رقابت ولايتى و لاريجانى را تجربه مى كنند و در ادامه حركت رقابت على لاريجانى و احمدى نژاد رخ مى نمايند و پس از اين صحنه اى ديگر ظاهر مى شود تا رقابت احمدى نژاد و قاليباف به نمايش گذاشته شود. واقعيت براى اصولگرايان هر روز پيچيده تر از ديروز مى شود، اگرچه آنها راهى كه به نتيجه اى وحدت بخش منتهى شود را مى جويند.
از سوى ديگر اصلاح طلبان نيز با چنين واقعيتى در حركت خود روبرو هستند، همچنان كه حجاريان در گفت وگويى به تازگى از يك سو تأكيدكرده است كه ايرانيان تحول خواه خودشان را به خواب مى زنند و نااميد از حركت اصلاحات هستند و از سوى ديگر گفته است كه اگر نظرسنجى كنيم مردم اعتقادى به عبور از خاتمى ندارند. او از يك سو مى گويد كه بايد ميتينگ سياسى برگزار كرد و از سوى ديگر مى گويد كه برگزارى چنين ميتينگ هايى ممكن نيست چرا كه به مصلحت هم نيست، حجاريان همچنين مدعى شده است كه مطابق با نظرسنجى ها آمار شركت كنندگان در انتخابات آينده نه تنها افزايش نمى يابد كه گاهى به نظر مى رسد با كاهش نيز روبرو است. بدين ترتيب اصلاح طلبان نيز هر چه پيشتر مى روند، گويى بازى انتخابات را پيچيده تر مى يابند و در انتخاب مسير، با چالش هاى جدى ترى روبرو مى شوند.«كى يركه گارد» در لباس يك متفكر اگزيستانسياليست هيچگاه چالش هاى هستى شناختى روبروى خود را پايان يافته نديد تا بدانجا كه زندگى او پايان يافت و سرانجام گفت: «بالاخره تمام چالشها به پايان رسيد.» اكنون نيز گويى براى پايان يافتن تعليق و اضطراب در بازى سياست بايد در انتظار پايان اين بازى نشست كه تا پيش از شبانگاه ۲۷ خرداد اين تعليق پايان نخواهد يافت. سياستمداران مستقر در اردوگاه چپ و راست به خوبى مى دانند كه تا ۲۷خرداد روزها به سختى شب خواهند شد و شبها نيز به سختى جاى خود را به صبح خواهند داد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |