يكشنبه ۵ تير ۱۳۸۴ -
Sun, Jun 26, 2005
زنان
۳۱۷۳
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
زنان بخوانند
يك طرفه قضاوت نكنيد
وقتى مشكلى در زندگى پيش آمده است و قصد مشاوره داريد سعى كنيد هر دونفرتان حضور داشته باشيد. افرادى كه احساسات شان را ابراز مى كنند فرصت دارند تا در مورد روابط شان بينش بالاترى به دست آورند و به هم احترام بگذارند ولى زن و شوهرهايى كه سكوت مى كنند در سكوت به جر و بحث ادامه مى دهند كه اثر خوبى ندارد.
زمان تنهايى
مردها وقتى كه احساس مى كنند مشكلات زيادى به آنان هجوم آورده است سكوت كرده و به فكر مى روند. آنها دراين مواقع ترجيح مى دهند كه تلويزيون تماشا كنند، كار كنند، ورزش كنند و يا به مسابقات ورزشى بروند و با انجام اين كارها آرامش خود را به دست آورند دراين مواقع به سكوت شان احترام بگذاريد و مزاحم شان نشويد و از آنان درمورد مشكل پيش آمده پرس و جو نكنيد و از او نخواهيد كه با شما صحبت كند. به او فرصت دهيد تا از مشكلى كه با آن دست به گريبان است خودش را خلاص كند و آن وقت با او به صحبت بپردازيد.
بهانه نگيريد
بهانه نگيريد كه خسته ايد يا فرصت نداريد تا به احساسات شوهرتان توجه كنيد. سعى كنيد هرچند وقت يك بار زندگى را از حالت عادى خارج كنيد و با انجام كارهاى خاص روحيه خودتان و شوهرتان را عوض كنيد.
مردان بخوانند
* مشكلات را به خانه نبريد
مردانى كه مشكلات و گرفتارى هاى محل كار و شغلى شان را به خانه مى برند، سخت در اشتباه هستند. تصور كنيد دوليوان آب روى ميز است يكى از آنها آب شفافى دارد و ديگرى آب آن تيره است. آب تيره مربوط به محل كار و ديگرى مربوط به زندگى تان است.
وقتى مشكلات كارى را به خانه مى بريد شفافيت زندگى را نيز تيره مى كنيد. اگر شغلتان انتظارات شما را برآورده نمى كند در مورد آن با همسرتان حرف بزنيد ولى آن مشكلات را روى سر او نريزيد و احساسات منفى تان را به او منتقل نكنيد.
زنان از مردى كه در تمام اوقات عبوس و ناراحت است خسته مى شوند، همانطور كه وقتى براى كار مى گذاريد به خانه و همسرتان نيز وقتى را اختصاص دهيد.
*  خبرش كنيد
زمانيكه كارتان زياد شده و در محل كار گرفتار شده ايد و ناچار هستيد كه ديرتر به خانه برويد تلفنى همسرتان را در جريان قرار دهيد تا از نگرانى بيرون بيايد. وقتى دير مى كنيد و به همسرتان خبر نمى دهيد، او منتظر شماست و در اين مواقع نگران مى شود كه مبادا اتفاقى برايتان افتاده باشد.
توجه داشته باشيد همانطور كه وقتى قرارتان را با يك فرد هم ناچاريد تا به هم بزنيد حتماً به او اطلاع مى دهيد، بايد به همسرتان نيز به همان اندازه احترام بگذاريد زيرا در زندگى هيچكس نبايد به اندازه او برايتان مهم باشد.
زنان مطلقه در خانه پدرى
217497.jpg
دكتر عليرضا شيرى
مشاور بهداشت روان، مدرس دانش خانواده
در دانشگاه تهران

گرفتارى هاى زنان جوان پس از جدايى (۲)

انواع طلاق عبارتند از: عاطفى، مالى، اجتماعى و رسمى.
سه دسته مشكل را در طلاق رسمى براى زنان جوان برشمرديم و دسته اول را مبسوط توضيح داديم:
الف) مشكلات خود زن با درون خودش:
۱- استرس شديد روانى در روند جدا شدن
۲- نااميدى شديد
۳- افت شديد اعتماد به نفس
۴- انكار مشكل و سوگوارى نكردن بر دردهاى عميق درونى
۵- نقاب شادى زدن
۶- سرزنش شديد خود
۷- خشم شديد به جامعه و خود و خانواده و شوهر سابق خود
۸- خشم به خدا و پناه بردن به بحث قسمت و تقدير و ...
ب) مشكلات زن با خانواده اش
ج) مشكلات زن متاركه كرده جوان با جامعه ايرانى

آغاز بحث
- مينا (: به خدا خونه اون نامرد شرف داشت به تحقير و سركوفت خونه بابام... آخه تا كى بايد اينقدر تحت كنترل باشم؟همه كارهام و رفت و آمدهام و تلفن هام رو كنترل مى كنند... زمان دختريم خونه بابام، اينقدر چك نميكردنم!!!)
- خانمى كه جملات بالا را مى گفت ، در ۱۹ سالگى در مشهد ازدواج كرده بود و در ۲۴ سالگى پس از يك سال دوندگى، متاركه كرده بود. وقتى علت جدايى را از او پرسيدم به بى لياقتى و عدم حس مسؤوليت شوهرش اشاره مى كرد و اينكه او كار نمى كرد و عليرغم اينكه جوان بوده و هيچ مشكل جسمى نداشته اصلاً تن به كار نمى داده و وقتى خدا به آنها فرزند هم داد باز فرقى نكرده و نهايتاً مينا مجبور بوده با مربى گرى در باشگاههاى زنانه با حقوق حد اقل به اداره زندگى بپردازد، كم كم شكاكيت هم به محسنات شوهرش اضافه مى شود و كار به ضرب و شتم مينا مى رسد... در كل اين مدت، خانواده تهرانى دختر ابداً فكر نمى كردند كه دخترشان تا اين حد در نا امنى و آزار قرار گرفته باشد. مينا از يكسال آخر از خانواده اش كمك خواست و پس از كلى دوندگى در دادگاهها و وكلا و... موفق به طلاق با حضانت دختر خردسالش مى شود و به تهران مى آيد.
اما پس از يكى دو ماه گرفتاريهاى داخل خانه پدر شروع مى شود كه در مقدمه واقعى به آن اشاره كرديم و اكنون به ساير مسائل داخل خانه پدرى خواهيم پرداخت.
بى اعتمادى به دختر از سوى خانواده و بررسى نقش پدر دختر:
خانه را جهنم نكنيد
بسيارى از پدران و مادران از طلاق فرزندشان لطمه شديد روانى را متحمل مى شوند. پدر دختر به عنوان حامى دختر و منبع امنيت او از اينكه دامادى بى لياقت موجب آزار دخترش شده است بسيار رنج مى كشد. پدر دختر به ويژه اگر دخترش مورد آزار و اذيت مرد قرار گرفته باشد، بارها انديشه انتقام از داماد سابق را به قصد مرهم نهادن دردهاى خود و دختر بيچاره اش در سر مى پروراند. همزمان پدر است كه بايد دختر را در برابر حرفهاى تلخ اطرافيان و فاميل و آشنا و... حمايت كند. بسيارى از پدرها حتى تحمل شنيدن دردهاى دختر دلبندشان را ندارند و لذا از ترس رويارويى با واقعيتهاى تلخ زندگى عزيزشان، با او به صحبت دو نفره نمى نشينند كه مبادا چيزى خارج از حد طاقتشان بشنوند.
تأكيد بسيار مى كنيم كه حتماً پدر با دخترش به صحبت بنشيند و به دختر اجازه دهد كه كم كم امنيت درونيش را بازيابى كند ولى متأسفانه مكرر ديده شده كه پدرها به جاى امنيت دادن به دخترشان به او بى اعتماد مى شوند. سؤال مهم اينست كه
«آيا دختر پس از طلاق حق زندگى عاطفى سالم دارد يا نه؟»
خانواده دختر از ترس اينكه مبادا دخترشان دوباره متحمل ضربه عاطفى شود، او را به شدت كنترل مى كنند كه ارتباط جديدى نداشته باشد، مبادا مورد سوءاستفاده مردان شكارچى قرار بگيرد و...
البته ما به پدرها و مادرها حق مى دهيم اما دانش روز دنيا راههاى بهترى را براى والدين اين فرزندان معرفى مى كند:
پدر دختر: با دختر مطلقه ام چه رفتارى داشته باشم؟
* والدين محترم ! دختر شما خودش مسؤول زندگى خودش است ! شما نيز مسؤول زندگى خود هستيد ! شما به اندازه خود دخترتان در طلاقش مقصر نيستيد.
بنا نيست كه چون شما فلان كس هستيد، لزوماً فرزندانتان نيز باب ميل شما زندگى كنند يا رشد بيابند. قرآن كريم با چه صراحتى در اين مورد به نقل داستان پيامبر بزرگ، حضرت نوح مى پردازد كه فرزند وى كه مثلاً در خانه وحى بار آمده بود، صراحتاً ضد خدا و دين و... از آب درآمد و گرچه نوح از اين واقعه ناراحت بود اما خداوند صراحتاً او را از اين نحوه برخورد بر حذر داشت و فرزند نوح را جداى از پدرش ناميد؛ من از اين واقعه مهم نتيجه مى گيرم كه روح و روان خودم را به فرزندم متصل نكنم كه با اوج يا فرود او من نيز بالا وپايين شوم. روانكاو بزرگ معاصر، دكتر كارل گوستاو يونگ (C.G.Jung) درباره نقش پدر و مادر در رشد فرزند دو نكته مى گويد: الف) بخشهاى بزرگى از رشد همه بچه ها در كودكى به نحوه برخورد والدين بستگى دارد و اين قضيه گرچه كم مى شود اما تا آخر عمر ما باقى مى ماند.
ب) بعضى پدر مادرها، رحم دومى براى فرزند مى سازند و با حمايتهاى بى حد و حصر از فرزند اجازه تولد دوباره او براى رشد شخصى را به وى نمى دهند (الگوى فرزندان وابسته) والدين خوب كسانى هستند كه براى فرزندشان پناهگاه باشند و فرصت اشتباه و جبران اشتباه را به او بدهند. اگر فرزندان را به كشتى تشبيه كنيم، والدين مثل كناره هاى خليج هستند كه كشتى هر از گاهى از دل دريا و طوفان و (زندگى اجتماعى پر از بالا و پايين شدن و طوفان و... و هست ) به ساحل پناه مى آورد تا آذوقه وساير مايحتاجش را دوباره تأمين كند شما كجا ديده ايد كه خليج به دنبال كشتى به وسط اقيانوس بدود؟؟؟
* والدين محترم ! دختر شما در زندگى قبلى خود استقلال نسبى داشته است و هرگز نمى توان او را به محدوديتهاى دوران دخترانگيش برگردانيد. به دخترتان فضاى زندگى جديد بدهيد.
ببينيد! دخترمان چندسالى خانم خانه خودش بوده است، دكوراسيون، خريد منزل، برنامه تلويزيونى دلخواه خودش و دوستان خودش و.... ما نمى توانيم نظم و ديسيپلين خانوادگى خود را عيناً به او تحميل كنيم. اگر هم به ما چيزى نمى گويد، يقين بداريد كه از درون در حال فروپاشى است.
پس چه كنم؟ به ويژه اگر نگران فرزندان ديگرم هم باشم ؟ اگر امكانات مناسب در اختيار داريد، اتاقى مجزا يا حتى طبقه اى مجزا براى او تهيه كنيد و بگذاريد كه احساس زندانى بودن نكند.
* والدين عزيز ! به دخترتان فرصت سوگوارى بدهيد و به او كمك كنيد كه با دردهايش روبرو شود و مبادا ذهن او را با جانبداريهاى نابخردانه و قضاوتها و حمايتهاى كوركورانه خراب كنيد.
افسردگى براى آدم خردمند هديه دارد و براى آدم ناپخته و بى خرد مايه درد است و بهانه اى براى نابودى. مطمئن باشيد كه دختر شما هم به نحوى در از هم پاشيدگى زندگيش دخيل بوده است. مبادا با بد و بيراه گفتن به داماد سابق خود سعى در دلجويى از دخترتان داشته باشيد! اينگونه رفتارها نتيجه برعكس دارد و اكثراً بدبينى به شما را در او ايجاد خواهد كرد. همچنين به دخترتان نگوييد « چيزى نشده عزيزم! فداى سرت!» مطالعه Fletcher-۱۹۸۱ نشان داد كه بيشتر افراد قسمت عمده مسؤوليت طلاق را به دوش همسر سابقشان مى اندازند. افسردگى فرصت خوبيست كه هر كس سهم خود را در گرفتاريهايش ببيند و تنها اينجاست كه رشد مى كند. والدين خوب كسانى هستند كه بدون سرزنش دخترشان، از دانش عمر خود بهره مى گيرند و بدون لحن نصيحت و بلكه با لحن صراحت، سهم گندهاى رفتارى دخترشان را به او نشان مى دهند كه اگر اين كار را نكنند، يعنى اجازه داده اند كه دخترشان مجدداً از همان نقطه آسيب خواهد خورد. خبر خوب اين است كه نگران نباشيد ؛ مطالعه newman-langer ۱۹۸۱ نشان داده است كه زنان مطلقه اى كه فروپاشى ازدواجشان را به خود رابطه منتسب مى كنند به مراتب در ادامه مسير زندگى، فعالتر و اجتماعى تر و خوشبين تر هستند از زنانى كه علت طلاق را به خودشان يا همسرشان نسبت مى دهند.
* دختر شما مى داند كه شما از طلاقش زجر مى كشيد و لذا تظاهر به بى خيالى وآرامش نكنيد.
* والدين عزيز ! دخترتان اجازه دارد كه پس از بازسازى روح و روان خود و فراگيرى درسهاى شكست و افسردگى، به جامعه برگردد و به اشتغال يا تحصيل يا رابطه عاطفى بپردازد.
* والدين محترم ! نگران فرزندان ديگر خود نباشيد.
تجربه طلاق يكى از فرزندان باعث مى شود كه والدين نگران الگوبردارى ساير فرزندان خود شوند.
راه حل: در جمع خانوادگى مطابق درك و سن و سال ساير فرزندان خود و در حضور خود دخترتان كه كنار خودتان نشسته باشد، براى بقيه شرايط جديد را توضيح دهيد و ضمن حفظ عزت نفس دختر، مشخصاً سايرين (به ويژه پسرانتان) را از ترحم و دخالت بى مورد بر حذر بداريد. اين كار باعث مى شود كه افراد خردمندانه درباره مشكل بينديشند و به نوعى در برابر آفت واكسينه شوند.
* والدين محترم! اكيداً بقيه فاميل و آشنايان را از هر نحو دخالت ( ترحم، غيرتى بازى و... ) در زندگى دخترتان بر حذر بداريد. اين دخالتها دخترتان را متلاشى مى كند.
بسيارى از اوقات پدر مادر ها شخصاً درست رفتار مى كنند اما حماقت و دخالت برادران و خواهران دختر، مايه دردسر مى شود... هر كسى ظاهراً نقش مشاور يا مراقب يا غيور را به عهده مى گيرد و نه تنها موجب بهتر شدن اوضاع نمى شود بلكه به ناامنى روانى دختر هم دامن مى زند.
* لطفاً وجدان درد بيهوده نداشته باشيد و سرويس بيهوده ندهيد. شما در تله افتاده ايد.
بعضى خانواده ها احساس مى كنند كه در طلاق فرزندشان مقصرند. من انكار نمى كنم كه بسيارى از ازدواجهاى غلط ناشى از اصرار پدر مادرهاى ناآگاه است. اگر شما نيز از اين نوع پدر و مادر بوديد با شهامت نزد دخترتان اعتراف كنيد و به او قول دهيد كه مسؤوليت اشتباهتان را خواهيد پذيرفت. اين كار دخترتان را با مسؤوليت تر خواهد كرد. اما هر چقدر هم كه شما مقصر باشيد هرگز به اندازه خود دختر مقصر نخواهيد شد. بسيارند دخترانى كه با استفاده از وجدان درد شما، همواره در پدر و مادر ايجاد احساس تقصير مى كنند:
دختر: «آره!!! مگه خود شما اصرار نكرديد كه با اون نامرد ازدواج كنم؟»
بنابراين، به بلوغ دخترتان كمك كنيد تا سهم خودش را بهتر ببيند.
* اجازه دهيد دخترتان كم كم روى پاى خودش بايستد و تا زمان استقلال نسبى مالى از او حمايت كنيد.
از نظر مالى و امكانات بيشتر از دوران دخترى به او خدمات دهيد و براى اينكه دچار عوارض خانه نشينى نشود، به او كمك كنيد كه سراغ كار يا درس يا اگر كار بلد نيست به كارآموزى و كلاسهاى هنرى و... بپردازد. چون طلاق گرفته بنا نيست كه در جوانى رسوب كند.
* مادران محترم ! گرچه به دخترتان فضاى گفت وگو بدهيد اما مراقب باشيد كه با دلسوزى خود، سطل زباله احساسات منفى او نشويد.
صرف حرف زدن و درد دل كردن، موجب شفاى درون نمى شود. گرچه سخت است اما بگذاريد دخترتان كمى هم درد بكشد. اين خاصيت زندگى مى باشد تا انسان رشد كند به فرمايش قرآن كريم: لقد خلقنا الانسان فى كبد ‎/ ما انسان را در رنج آفريديم .
* والدين محترم ! نگران نباشيد اگر درست با دخترتان رفتار كنيد نه تنها به دام نمى افتد بلكه به ازدواجى مناسب نيز پاى خواهد گذاشت.
بعضى خانواده ها، خانه را جهنم مى كنند و انتظار دارند كه دختر بيچاره به بيگانه پناه نبرد. ببينيد! زنى كه تجربه زندگى مشترك را داشته با دختر توى خانه فرق دارد. انكار نكنيم كه او نيازهاى روحى و جسمى دارد كه حتماً به او فشار مى  آورد. متأسفانه جامعه ما اين نيازهاى واقعى درون اين زن جوان را انكار مى كند و بلكه زشت مى  انگارد در حاليكه سركوب نه تنها فايده اى ندارد بلكه باعث انفجار آن هم مى گردد.
به دخترتان كمك كنيد كه روى پايش بايستد و درباره ارتباطهاى عاطفى جديدش (حتماً پس از اينكه درسهاى ارتباط قبلى را با دقت فرا گرفت) با شما صحبت كند. سعى بفرماييد بدون استرس، آرام آرام او را به سمت شناخت بهتر فرد جديد سوق دهيد و بيهوده توى دل او را خالى نكنيد. در اين شرايط داشتن مشاورى حاذق را از دست ندهيد.
* مشاورى حاذق از مراكز مشاوره، روانشناسان يا روانپزشكان و اساتيد دانشگاهى براى دخترتان انتخاب كنيد كه بسيارى از حرفهاى ناگفتنى به شما را با او در ميان بگذارد.
* با دعاى خير خود، به بازسازى معنوى و روحى دخترتان كمك كنيد. به ويژه پدران در اين زمينه به شكل شگفت آورى به شفاى روح دختران خود كمك مى كنند.
خدايا از محضر پركرامتت براى دخترم، عشق و صلح و آرامش درون و شفاى عميق و بركتهاى سرشار طلب مى كنم.
منابع:
۱- بهداشت روانى _ ساپينگتون- ترجمه حميدرضا حسين شاهى
۲- jung,aspects of masculine- edition 2003 ‎/Routledge publisher
۳- قرآن كريم


|   شناسنامه   |   آرشيو   |