يكشنبه ۵ تير ۱۳۸۴ -
Sun, Jun 26, 2005
جوان
۳۱۷۳
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
از ميان وبلاگ هاى شما:
درباره فصل گرم تابستان
از ميان وبلاگ هاى شما:
هديه تو: كاكتوس
217539.jpg
از اينكه وبلاگ هايتان را براى معرفى به آدرس www.kooche yew.com برايمان مى فرستيد متشكريم. كوچه w نگاهى است به سايت ها و وبلاگهاى شما با موضوعات اجتماعى ، فرهنگى ، ادبى و ...
سايتها و وبلاگها نبايد مغاير شؤون ملى و مذهبى باشند و حك و اصلاح مطالب برعهده مسؤولين صفحه جوان است.براى شروع ، اين هفته مطالبى از وبلاگ كرشمه بهارى برايتان انتخاب كرده ايم . براى آشنايى بيشتر با اين وبلاگ مى توانيد به آدرس www.nersis 64ت@persian blog.com مراجعه كنيد.
يك عاشقانه تيغ دار!
يادم مى آيد روزى به من گفتى: «نظرت در باره گل كاكتوس چيست؟»
گفتم زيباست، اما براى هديه مناسب نيست!
و تو درست از همان روز
هر روز با گلدانى از گل كاكتوس به ديدنم مى آمدى!
و من آن را مى پذيرفتم ، زيبايى اش را مى ستودم
باوجود تيغ هايى كه وجودم را زخمى مى كرد.
يادم مى آيد يك سال بعد؛
اتاقم تبديل به باغى از گلهاى كاكتوس شده بود
و من نقش يك باغبان دلسوز را بازى مى كردم
هر روز به تك تكشان رسيدگى مى كردم
نوازششان مى كردم و جانى تازه مى يافتند
اگرچه تيغ هايشان همه وجودم را زخمى كرده بود!!!
و امروز؛ بر تمام وجودمن ردپايى از هديه هاى تو يافت مى شود
امروز
اگرچه زخمى ام، اما زيبايى اش را مى ستايم!
عشق تو تيغ هاى گل كاكتوس وجودت بود
كه به من هديه كردى
و من هر روز آن را با وجودم آبيارى كردم
و هر روز شاهد رشد آن بر بستر خالى خاك بودم
خودم زخمى شدم اما
زيبايى عشق را مى ستودم؛
آرى دوستت دارم ، هنوز هم :
گل كاكتوس تيغ دار من !!!
حقيقت من!
بهزيستى نوشته بود: شير مادر، مهر مادر، جانشين ندارد
شيرمادر نخورده مهر مادر پرداخت شد.
پدر يك گاو خريد
و من بزرگ شدم
اما هيچ كس حقيقت مرا نشناخت
جز معلم رياضى ام
كه هميشه مى گفت؛
گوساله، بتمرگ !!!
اكبر اكسير
تنهاترين تنها
سلام تنهايى!
دلم بدجورى هواتو كرده بود...
من مثل تو بى معرفت نبودم ، مى بينى؟
يادت مى آد؟!
يادت مياد هروقت كه مى خواستم ازت فاصله بگيرم،
مى خواستم يك دنياى تازه اى رو تجربه كنم،
چه جورى باحسادت روزگارم روسياه مى كردى؟
يادت هست؟
هرگز نذاشتى حتى براى يك شب يا روز
عشق رو مهمون دل غريبم بكنم.
تو با خودخواهى هات همه چى رو از من گرفتى!
قدرت عاشق شدن رو،
قدرت نفس كشيدن رو،
رؤياى پرواز رو...
تنهايى !!
من نمى بخشمت!
مى فهمى !
تو همه فرصتها رو از من ربودى،
و حالا كه ديگر از وسعت دنيا
به تو اكتفا كردم،
از من رو برگردوندى!
لعنت به تو!!
اى كاش فقط يك بار به من مجال تجربه مى دادى!!
اينك،
عشق از دور دست تكان مى دهد
و لبخند برايم از تأسف سر تكان مى دهد
اى كاش مى دانستى كه با من چه كردى!
تو زندگى را از من ربودى!
مرگ بر تو باد!!
درخت بيد
بر قامتش تكيه زدم،
و بر شكوهش لبخند
به پاى او نشستم،
و حسرت زده طلايى گيسوان پريشانش را نگريستم!
ولى او بى تفاوت و مغرور،
غرق در افقهاى روبرو!
روزها گذشت و امروز:
دوباره برسرم سايه افكنده
به شكوه تخت جمشيد مى ماند پس از تاراج زمان!
تنش خسته و گيسوانش مبهم اند.
از آنهمه غرور چه باقى مانده برايش:
عشوه گر فصل ها، ملكه تاج به سر طبيعت،
درخت بيد!!
مطالب بعدى از وبلاگ صداهاى زيرزمينى درنظر گرفته شده است.
براى خواندن متن كامل مطالب به آدرس www.zirezaminiha.blogspot.com مراجعه كنيد:
مناجات نامه يك كافر
خدايا، در برابر هيچ تكبرى سر خم نمى كنم
تو خزانه عشقى، پس تو را شكر
امروز را به من دادى، با تمام سختى هايش
اما قدرت را به من دادى با تمام آسانى اش
اشك را به من دادى تا براى شستن دل به تيمم پناه نياورم
دل را به من دادى تا از رخوت سرماى كوچه ها به دنبال كارتنى از رنگها نباشم
نمى دانم چرا؟ براى چه هنوز به من نگاه مى كنى
با تمام دقتت.
انگار كه تنها آفريده ات هستم
چگونه مى شود نديد دسته گلهايى كه رويش كارت سپيدرنگى
گذارده شده با يادداشت: از طرف خدا
هر روز آنها را مى بينم
گاهى از بى حوصلگى پشت در خشك مى شوند
اما تو باز فردا دسته گل تازه اى مى فرستى
تو مهربانى، بى نظير ، پس تو راشكر
چراغ هوش را به من دادى
براى زود پيداكردنت درقايم باشكى كه در تاريكى بامن بازى مى كنى
مهر را به من دادى
تامادر خوشحال باشد كه نام شايسته اى براى دلبندكش انتخاب كرده
راههاى پيش رويم راخراب مى كنى تا تنها يك راه بماند
راهى كه بر روى تابلوى كنارش نوشته: يك عمر تا خدا
هيچ گاه نگذاشتى تا در چشمان متكبر سياه پوشان شكسته شوم
گاه باخودمى گويم كه تنها گفتن يك جمله قبل از خواب اينقدر برايت ارزشمند است
برايت هيچ نكرده ام
تنها هرشب يك جمله با تو مى گويم
خداى من، تو راشكر
فرشته ات را براى من فرستادى
براى نجات از اعماق يك فاجعه نمناك از هق هق
خدايا تو را شكر
از هرچه زاهد گلاب بوى آن كار ديگر كرده بيزارم كردى
خدايا تو را شكر
غوغاى ستارگان
در نماى كوچك پنجره اتاق، ستاره هاى زمينى شهر به من چشمك مى زنند
نه گرم است و نه سرد
دلم چه چيزها كه نمى خواهد!
تصوير پشت تصوير
چشمانم را مى بندم و باز مى كنم
گاه يك دشت سبز
گاه دودناك خاطره اى سوزان
گاه غريبانه من دراين دقايق بى گناه
گاه تصوير گنگ رفتنم و اشك هاى مادر
چشمانم را دوباره مى بندم و باز مى كنم
كاش درميان تمام اين تصاوير ناهمگون
براى يك لحظه حقيقت را مى ديدم
سبك مى شوم،
با موسيقى پرواز مى كنم
با خيسى گونه هايم انگار شروع به پايين آمدن مى كنم
اين پروازى است كه هرشب انجام مى شود
احساس مى كنم كه چپ ترين كوچه على چپ ها نيز برايم راست شده اند
چاره اى نيست، بايد به راست رفت
صداى دوم
خيلى وقتا آدم يه كارايى مى كنه كه بعدش نمى دونه واقعاً چرا اون كارو كرده
اما اگه خوب گوش بدى يه صداى زيرزمينى ميگه كه هركارت يه پشتى داره.
خيلى چيزا مى تونه باشه مثل پيشرفت؛ اثبات خود؛ عشق؛ خودخواهى ؛ لجبازى؛ رقابت؛ حسادت؛ ايمان؛ باور؛ راحت طلبى؛ نفرت؛ جلب توجه؛ يا خيلى چيزاى ديگه تا حالا فكر كرده بودى كه خيلى چيزايى كه ممكنه الآن برامون يه عالمه دغدغه باشه ممكن بود الآن اصلاً فرقشون رو با دسته بيل نفهميم.مثلاً اگر تو توى يه قبيله صحراى كالاهارى به دنيا اومده بودى فكر مى كردى كه orkat يه جور مارمولكه خوراكيه.
يا مثلاً الآن تو توى رواندا بودى به سيستم GPRS موبايل يك لحظه هم فكر نمى كردى.
اما الآن براى خودت مهندس شدن رو هدف قرار ميدى؛ اون موقع شايد به تنها چيزى كه فكر مى كردى اين بود كه قدت بلنده يا كوتاهه؛ بايد بكشى يا كشته بشى خوب كه گوش مى كنم مى بينم كه يه صدايى از دل خاك مى گه پشت فكرات رو تميز كن !!!
درباره فصل گرم تابستان
مهمان ناخوانده!
217542.jpg
مينو ضابطيان
بهار نرم نرمك آمد و به قول شاعر روزگار خوش بحالش شد!
اما وقتى نوبت به تابستان رسيد. تا به خودمان آمديم. مستقر شده بود!
وقتى ما مدرسه مى رفتيم و سه ماه تعطيلى واقعاً سه ماه بود و هنوز چهار ماهه!! نشده بود! تابستان ها كوتاهتر بودند. انگار برنامه شان را با مدارس تنظيم مى كردند!
تابستان اصلاً شوخى ندارد، حتى امسال كه گفته شد: «تابستان كوتاه خواهد بود» هم حاضر نشد بخشى از ايام خود را به بهار تقديم كند. حالا ببينيم با پاييز چه جورى كنار مى آيد؟
خلاصه كه آنقدر سريع آمد و همه را غافلگير كرد كه باورمان نشد. در يك چشم به هم زدن هوا گرم شد و ماندن در ترافيك خيابان ها، گرماى هوا و شلوغى وسايل نقليه عمومى، مصيبتى بزرگ!!
خيلى ها يادشان آمد كولر و پنكه مناسبى ندارند! سراغ تعميركارها رفتند و منتظر ماندند تا ... بله.هم تأمين اعتبار مالى نياز داشت، دارد و خواهد داشت و هم پيدا كردن وقت و زمان براى راه انداختن اين وسايل.
اما از آن جايى كه معتقديم: «هر آنكس كه دندان دهد، نان دهد»
خالق فصل ها، به بدن من و شما قدرت سازش با تغييرات را مى دهد! اگر فصلى نرم نرمك از راه برسد. ما هم پله پله به استقبالش مى روييم.
... و اگر ناگهان از راه برسد. ما هم منتظر نمى مانيم و با شرايط خو مى گيريم.
آب و هوا و سلامت انسان
تغييرات آب و هوايى، تأثيرات كوتاه مدت و درازمدتى بر بدن ما دارند. اين مسأله توسط دانشمندانى كه «بيومترولوژيست» نام دارند، بررسى شده است.
برخى افراد ادعا مى كنند تغييرات آب و هوايى را با وخيم تر شدن دردهاى بدن و شروع سردرد، درك مى كنند.
بدن انسان در مواجهه با تغييرات آب و هوا متناسب با سن، جنسيت، وضعيت عمومى سلامت همچنين محل سكونت و زندگى، متفاوت عمل مى كند. با دخالت سيستم غدد درون ريز و ترشح هورمون عملكرد بدن تنظيم مى شود. معمولاً از هر ۳ نفر ۱ نفر نسبت به تغييرات آب و هوا، شديدتر پاسخ مى دهد و حساس تر است. اما به طور كلى افراد مسن يا بسيار كم سن و كسانى كه تحت تأثير بيمارى هاى مزمن هستند بيشتر واكنش نشان مى دهند و در مجموع زنان در مقايسه با مردان به تغييرات آب و هوايى حساستر هستند!
گرما و بدن انسان
بدن ما حتى در شرايط دمايى بالا نيز گرما توليد و نگهدارى مى كند. روش طبيعى بدن براى سردكردن خود عرق كردن است كه در شرايط رطوبتى پايين و همراه با جريان باد، بهتر صورت مى گيرد ساكن بودن هوا و رطوبت بالا، باعث كم شدن تأثير «عرق كردن» مى شود و در نتيجه سرد كردن بدن به خوبى صورت نمى گيرد و دماى بدن (مانند ماشينى كه جوش مى آورد) بالا رفته و مى تواند منجربه گرمازدگى و گرماخستگى شود.
از طرفى اشعه ماورابنفش خورشيد (uv) مى تواند باعث سوختن پوست شود (اگر محافظت نشده باشد) افرادى با پوست روشن، بيش از كسانى كه پوست تيره دارند و پوستشان ملانين زيادترى دارد مى سوزند. در واقع رنگدانه قهوه اى در پوست تيره مانند سايه بان و محافظ در مقابل اشعه ماورابنفش عمل مى كند اشعه مضر خورشيد در ايجاد سرطان پوست نقش اساسى دارد، بدين جهت مى بايست با استفاده از كرم ضدآفتاب از پوست مراقبت كرد. ضدآفتاب ها (uv) را پيش از آنكه جذب پوست شود، جذب مى كنند و تأثيرگذارى آنها با مشخصه اى كه (spf) نام دارد (فاكتور حفاظتى در مقابل آفتاب) معين مى گردد. هر چه اين عدد بالاتر باشد ميزان حفاظت بيشتر است.
ساير مشكلات ناشى از گرما
۱-  گرفتگى عضلات در مقابل گرما: نشانه هاى اين ناراحتى گرفتگى عضلانى است كه غالباً در عضلات شكمى و پاها اتفاق مى افتد و شخص عرق شديدى مى كند.
درمان: مى بايست فرد خيلى سريع به جاى خنك تر برده شده و استراحت كند و هر ۱۵ دقيقه يك بار آب سرد بنوشد. البته نبايد مايع مصرفى كافئين يا الكل داشته باشد چرا كه شرايط را حادتر مى كند.
۲-  گرما خستگى: علائم اين ناراحتى سرد شدن پوست، مرطوب يا رنگ پريده شدن آن (البته گاهى سرخ مى شود) عرق سنگين، سردرد، تهوع، استفراغ، گيجى و خستگى است اما دماى بدن چندان با ميزان طبيعى آن تفاوت ندارد.
درمان: فرد بايد به مكان خنك تر رفته، لباس هاى تنگ و چسبان را بيرون آورد و ملحفه اى خنك و مرطوب را به دور بدن بپيچد. اگر به هوش است به او آب خنك داده شود. اما مراقب باشيم به آرامى بنوشد.
۳-  گرمازدگى: كه جدى  ترين آسيب ناشى از گرماست. در اين حالت روند طبيعى سرد شدن بدن با مشكل مواجه مى شود. در بعضى مواقع از گرماخستگى شروع شده به اين حالت مى رسد و علائم آن عبارتند از: داغى و قرمزى پوست، تغيير در هوشيارى، ضربان تند و ضعيف، تنفس تند اما سطحى و بالا رفتن دماى بدن (گاهى اوقات تا ۴۰‎/۵ سانتى گراد.) اگر شخص در اثر كار يا ورزش سنگين عرق كند پوست او مرطوب است در غير اين صورت خشكى پوست حس مى شود.
درمان: در اين حالت بايد كمك رسانى، سريع صورت گيرد. فرد را به جاى خنك تر انتقال دهيد و سريعاً بدن او را خنك كنيد. بهتر است در آب سرد غوطه ور يا در ملحفه مرطوب پيچانده شود و اگر استفراغ مى كند يا در هوشيارى اش تغييرى حاصل شده چيزى به او نخورانيد!
تابستان و فعاليت هاى ورزشى:
بايد مراقب بود گرما تأثيرات مثبت ورزش را به تأثيرات منفى تبديل نكند. در حين ورزش سرعت سوخت و ساز بدن به سرعت بالا مى رود. درست مانند اتومبيلى كه با سرعت بالا، مسابقه مى دهد و گرماى زيادى توليد مى كند. از آنجايى كه بدن ميزان مشخصى از گرما را مى تواند تحمل كند. اگر اين گرما از بدن خارج نشود، صدمات ناشى از آن ظاهر مى شود.
نخستين اقدام بدن براى خلاصى از اين گرما، انتقال خون به سطح پوست است (به همين علت در زمان ورزش و فعاليت شديد پوست ما قرمز مى شود)، و از طرفى ميزان زيادى از گرما از طريق تبخير و عرق خارج مى شود و بدن ميزان زيادى از مايعات خود را از دست مى دهد، كه اگر اين مايع جايگزين نشود، كم آبى پيش مى آيد و بدن تأثير گذارى طبيعى خود براى از دست دادن دما را نخواهد داشت و دماى آن در حد خطرناكى بالا مى رود.
توصيه هاى ايمنى در اين خصوص
بنابراين توجه داشته باشيد ميزان كافى آب قبل، بعد و در حين حركات ورزشى بنوشيد و هرگز منتظر احساس تشنگى نشويد، البته خوردن مايعات شيرين توصيه نمى شود. چرا كه قند عبور مايع از روده را به تأخير مى اندازد.
در روز هاى داغ و مرطوب خطر كم شدن آب بدن و افزايش دما در حين ورزش بسيار زياد است و به علت رطوبت موجود، عرق كردن چندان مؤثر نيست بنابراين در اين شرايط سعى كنيد پوست خود را مدام با حوله اى خشك كنيد.
لباسهاى تر شما مانع تبخير عرق مى شود، خصوصاً اگر تنگ باشند از اين مورد غافل نباشيد. تحقيقات نشان مى دهد بعد از ورزش در هواى گرم بدن تا چند هفته اى با شرايط موجود سازش مى كند و بهتر مى تواند هواى گرم را تحمل كند و اين روند به عنوان «هم هوايى» نام دارد. در اين حالت نه تنها بيشتر عرق مى كنيم بلكه زودتر نيز عرق ريزى شروع مى شود.
برخى از نشانه هاى اوليه صدمات ناشى از ورزش در هواى گرم عبارتند از، عرق بيش از حد يا توقف عرق، سر درد، تهوع، گيجى، بى حسى، كم شدن تدريجى هوشيارى! در صورتيكه هر كدام از علائم ذكر شده بروز كرد ورزش را متوقف كنيد، مايع كافى (كه بهتر است آب باشد)بنوشيد و بدن خود را هرچه سريع تر سرد و خنك كنيد.
اما چند نكته تابستانى
-  اگر در تابستان بعد از ورزش احساس گرفتگى عضله داشتيد، احتمالاً آب كافى مصرف نكرده ايد!
-  در زمان گرما و رطوبت هوا، شدت كار ورزشى را در مقايسه با فصول سرد تر، كمتر كنيد تا بدنى خسته و كوفته نداشته باشيد.
-  پنكه و كولر در واقع هوا را خنك نمى كنند بلكه كمك مى كنند تا عرق از سطح بدن تبخير شده و خشك شويم.
-  در اين فصل حتى اگر تشنه نيستيد آب بخوريد. چون بدن براى خنك كردن خود به آب نياز دارد.
-  از خوردن غذاهايى با پروتئين بالا، كه براى سوخت و ساز توليد گرماى زياد مى كند، پرهيز كنيد.
-  از فعاليت شديد در روزهاى گرم خوددارى كنيد و اگر مجبور به اين كار هستيد ساعت ۷-۴ صبح بهترين زمان است.
دنبال چه مى گردى؟
- من دنبال يكى از دوستان بسيار مهربان خود در سالهاى ۷۷ - ۷۴ كه در رشته زيست شناسى گياهى اصفهان با هم بوديم مى گردم. هركس از او خبرى دارد، ما را تنها نگذارد. اسم او زهرا نصرى است.
زهرا خضاعى
Khazaee - Zahra@ yahoo.com
- من شديداً دنبال دوستى به نام سجاد خدامرادى مى گردم. ممنون مى شم اگر كسى ازش خبر دارد بهم اى ميل بزند.
سامان سروش
Tez - Marko@yahoo.com
- من دنبال دوستى وفادار و مهربان مى گردم.
مهيار - ۲۳ ساله
Ankabotezakhmi@ yahoo.com
- من دنبال يكى از دوستان دوران دبيرستانم به نام ارژنگ رضاخانى مى گردم كه بين سالهاى ۷۶ - ۷۲ در دبيرستان توحيد ۲ (شهر شيراز) همكلاس بوديم و از سه سال پيش ديگر ازش خبر ندارم. الآن ديگه بايد خودش دكتر شده باشد. لطفاً اگر كسى از او خبرى دارد به من ميل بزند.
محسن پناه پورى
چيزى براى امروز
217536.jpg
تب و تاب بدنسازى و عضله سازى مخصوص ايران و جوانان ايرانى نيست و مى توان گفت همه دنيا را فرا گرفته است. بسيارى معتقدند اين هجوم ناگهانى به كلاسهاى بدنسازى و اروبيك و فروش سرسام آور قرص هاى لاغرى و چاقى از فرهنگ ستاره سازى هاليوود آغاز شده است.
امروز همه مى خواهند بدن تام كروز را داشته باشند يا به خوش اندامى نيكول كيدمن باشند. اين تب بدن محورى در فيلم جنجالى «زيباى آمريكايى » به عنوان يكى از بحران هاى ذهنى انسان آمريكايى (يا انسان مصرف گرا) به تصوير كشيده شده است. اما چه كسى گمان مى كرد اين موج فراگير حتى تا معابد دربسته برهمنان هم نفوذ كند و پيروان بودا را هم به پرورش عضله سوق دهد.
البته برهمنان دست پيش را گرفته اند و مى گويند پرورش جسم يكى از تعاليم بودا بوده و در تعاليم او آمده است رشد روحانى بدون پرورش قواى جسمانى ممكن نيست. برهمنان بايد سپاسگزار هاليوود باشند كه اين آموزه فراموش شده بودا را به آنها يادآورى كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |