صادق ملك شهميرزادى متولد ۱۳۱۹ شهميرزاد سمنان
- پايان تحصيلات متوسطه در دبيرستان علميه تهران ۱۳۳۹
- اخذ ليسانس باستان شناسى از دانشگاه تهران ۱۳۴۳
- اخذ فوق ليسانس باستان شناسى از مؤسسه شرق شناسى دانشگاه شيكاگو ۱۳۴۸
- دريافت دكتراى انسان شناسى با گرايش پيش از تاريخ از دانشگاه پنسيلوانيا ۱۳۵۶
- تأليف نخستين واژه نامه باستان شناسى دو زبانه ۶۲تا ۷۸
- سى سال تدريس در دانشگاه - و اكنون بازنشسته دانشگاه تهران
- مشاور مجله باستان شناسى و تاريخ در مركز نشر دانشگاهى از ۱۳۶۵
- عضو هيأت تحريريه مجله مطالعات آسياى مركزى و قفقاز وزارت خارجه از ۱۳۷۲
- عضو شوراى تهيه مدخل هاى «دانشنامه تهران» ۷۳ تا ۷۴
- عضو شوراى معاونت پژوهشى سازمان ميراث فرهنگى در دو دوره
- شركت در كاوش هاى متعدد باستان شناسى در داخل وخارج و انجام پژوهش هاى ميدانى مهم در تپه سيلك كاشان
- داراى مقالات وتأليفات متعدد در حوزه باستان شناسى پيش از تاريخ
زهرا نعيمى: هرچند مطرح كردن مسائل باستان شناسى در كشور با وجود آثار بناها و محوطه هاى تاريخى به جاى مانده از گذشتگانمان به سالهاى دور باز مى گردد اما پرداختن به اين موضوع به صورت آكادميك و علمى از تأسيس دانشگاه تهران و تشكيل گروه باستان شناسى در آن آغاز شد.
و بى شك تلاشهاى دانشجويان دوره هاى اوليه آن كه امروز اساتيدى بزرگ و كارشناسانى شايسته در اين حوزه به شمار مى روند، سبب شد چنين علم نوپايى درايران كمتر از صد سال به مراحل خوبى برسد.
صادق ملك شهميرزادى درسال ۱۳۱۹ درشهميرزاد سمنان متولد شد، و از همان آغاز كودكى به همراه خانواده به تهران آمد.
او پس از اخذ ديپلم در دبيرستان علميه تهران به تحصيل در رشته باستان شناسى دانشگاه تهران پرداخت. به گفته خودش بدون هيچ علاقه اى به اين رشته وتنها براى فراراز خدمت سربازى تحصيل در دانشگاه را آغاز كرد.
«اصلاً نمى دانستم اين رشته شامل چه مطالبى است و چه چيزى بايد طى اين مدت ياد بگيريم».
اما سيمين دانشور به عنوان اولين استادى كه ملك با او روبرو شد تأثير بسزايى در تغيير مسير زندگى و نوع تفكر و برخورد او با اين رشته داشت.
با شور و هيجان از اين موضوع سخن مى گويد: «اولين جمله از خانم دانشور چنان بر من تأثير گذار بود كه تصميم گرفتم رشته باستان شناسى را تا جايى كه در توانم باشد، ادامه دهم. تازه كتاب جن و صلح تولستوى را خوانده بودم و او در درس تاريخ هنر باستان آن را در يك جمله برايم تفسير كرد».
ملك در سال ۱۳۴۳ ليسانس باستان شناسى را با پايان نامه اى تحت عنوان «بين النهرين و علل بناى زيگورات» دريافت كرد.
پس از آن با گرفتن بورس تحصيلى از بنياد فولبرايت براى تحصيل درمؤسسه شرق شناسى دانشگاه شيكاگو به آمريكا رفت و تحصيلات خود را طى چهار سال در اين دانشكده تكميل كرد.
او در رشته باستان شناسى پيش از تاريخ و بين النهرين در رشته فرعى باستان شناسى و هنر مصر باستان ادامه تحصيل داد.
او طى سالهاى تحصيلش با شركت در حفاريهاى علمى به همراه هيأتهاى باستان شناسى به تجارب علمى و عملى خود دراين حوزه مى افزود.
شركت درحفاريهاى مارليك، كرمان، چغاميش خوزستان و حفاريهاى خارج از كشور در ديكسون ماند و دكيتور واقع درايالت ايلينوى آمريكا از اين جمله اند.
ملك در سال ۱۳۴۹ به استخدام دانشگاه تهران با عنوان استاديار پايه يك درآمد وتدريس دوازده واحد درسى را برعهده گرفت.
از شهريور ۱۳۵۳ با بورس تحصيلات تكميلى اعضا هيأت علمى دانشگاههاى ايران براى ادامه تحصيل در مقطع دكترا در بخش انسان شناسى دانشگاه پنسيلوانيا ، مشتركاً به وسيله وزارت علوم و آموزش عالى و دانشگاه تهران بار ديگر به آمريكا سفر كرد.
و در سال ۱۳۵۶ با كوله بارى از تجربه و دانش به ايران بازگشت تا بتواند هرچه بهتر دانشجويانش را دراين مسير راهنمايى كند و از اندوخته هايش به آنها بياموزد.
هر ساله پايه او از سوى دانشگاه ارتقا مى يافت وتا سال ۱۳۶۴ استاديار پايه ده بود.اما با بازگشايى دانشگاهها البته باتغيير نگرش مديران جديد كه حاصل از جو حاكم بر جامعه بود، بدون هيچ توقع و خواسته اى همچنان تدريس مى كرد«تا اينكه در سال ۷۹ پس از سى سال با پايه دهم در مرتبه استاديارى به افتخار بازنشستگى نايل شدم. در مدت تدريس تمام توان و تمركزم را براى كارم مى گذاشتم و بسيار به آن علاقه مند امابا برخوردهايى كه بعدها ديدم ديگر هرگز مايل به تدريس نيستم و پس از بازنشستگى هرگز اين كار را ادامه ندادم. اما به كارهاى ميدانى مى روم».
اولين واژه نامه باستان شناسى انگليسى - فارسى و فارسى - انگليسى در كشور توسط ملك تأليف شد و به چاپ رسيد.
از آنجا كه علم باستان شناسى از غرب وارد ايران شده بود تمامى مطالب و واژه هاى موجود در كتب به زبانهاى انگليسى، فرانسه و آلمانى بود وملك با تدريس در دانشگاه متوجه نامأنوس بودن كلمات و واژه ها براى دانشجويان و مشكلات آنها در اين خصوص بود.
او تلاش خود را در اين امر از سال ۱۳۶۴ آغاز كرد. پيشرفت اين علم در دانشگاههاى اروپايى و آمريكايى هر ساله واژه هاى جديدرا به اين ليست مى افزود كه او همواره آنها را در نظر داشت ودر واژه نامه خودقرار مى داد اين تلاش چهارده ساله بالاخره در سال ۱۳۷۶ به ثمر نشست و مركز نشر دانشگاهى واژه نامه را به چاپ رسانيد. او مى گويد:« در حال حاضر و از زمان چاپ تاكنون تعداد ۵۰۰ تا ۶۰۰ واژه جديد رادر دست دارم كه بايد به واژه نامه اضافه شود و در صورت تجديد چاپ حتماً اين كار را انجام خواهم داد».
واژه نامه باستان شناسى ايران شامل حدود ۶۰۰۰ كلمه و اصطلاحات اين رشته است كه علاوه بر حوزه باستانشناسى حوزه هاى انسان شناسى و اسطوره رانيز در بر مى گيرد.
فعاليتهاى ميدانى ملك نيز در خور توجه است.او طى سالهاى ۱۳۷۲ و ۱۳۷۳ با بررسى منطقه حوضه مسيله واقع در جنوب تهران نزديك ورامين آثارى با قدمت پنجاه هزار سال را يافت كه چنين امرى (يافت آثار تاريخى اين دوره در كوير) تا آنزمان بى سابقه بود.
ملك همچنين آثار ۷۲۰۰ ساله تپه باستانى زاغه قزوين را به عنوان كهن ترين روستاى ايران به همگان معرفى كرد.او طى سالهاى ۱۳۴۹ ، ۱۳۵۰ ، ۱۳۵۱ ، ۱۳۵۲ ، ۱۳۵۳ ۱۳۵۶، و ۱۳۵۸ به عنوان سرپرست حفريات تپه سگزآباد و زاغه عضو هيأت دانشگاه تهران بود كه به همراه دكتر عزت الله نگهبان ودكتر يوسف مجيد زاده و ساير اساتيد گروه باستانشناسى در اين بررسى ها و پژوهشهاى ميدانى شركت داشت.
علاوه بر آن ملك اولين كسى است كه پس از گذشت سالها (حدود ۷۰ سال)از حفاريهاى گيرشمن در تپه باستانى سيلك كاشان بازنگرى هاى اين تپه راآغاز كرد و طى آن موفق به كشف زيگورات سيلك دراين تپه شد.
تپه سيلك كاشان كه درگذشته واقع در سه كيلومترى جنوب شرقى كاشان بود و امروز درمركز شهر واقع شده است معروف به دوره هاى اول تا ششم سيلك است.
پيشرفتهاى چشمگيرى كه در امور فنى نصيب صنعتگران ساكن آن شد پيشرفتهاى شگرف در صنايعى چون سفالگرى، فلز كارى همزمان با شكوفايى صنعت و فن در سراسر فلات مركزى واختراع چرخ سفالگرى براى توليد سفال، ذوب مس و ساخت ابزار و ادوات گوناگون و همچنين استحصال نقره ازكانى آن اهميت اين منطقه و اهميت انجام كاوشهاى علمى آن را گوياست.
كشف زيگورات
ملك از جمله كسانى بودكه در تهيه مدخل دانشنامه تهران نقش داشت. كتابى كه به كوشش احمد بيرشك درسال ۱۳۷۳ و از سوى بنياد بزرگ فارسى وزارت فرهنگ و آموزش عالى در حوزه هاى تاريخ، باستان شناسى، معمارى، جغرافيا ، هنر و... درباره تهران نگاشته مى شد و صادق ملك شهميرزادى نگارش بخش باستان شناسى و تاريخ آن را به عهده داشت. كه البته با فوت بيرشك تكليف آن همچنان نامعلوم است.
در سال ۱۳۷۲ نيز از سوى سازمان ميراث فرهنگى كنگره اى در شوش برگزار شدكه طى آن و براساس نظر كارشناسان قرار بود پيشنهادات براى تدوين جدول گاهنگارى پيش از تاريخ خوزستان مربوط به دوران نوسنگى تا آغاز شهرنشينى جمع آورى شده ودر اختيار پژوهشگاه سازمان جهت مطالعات پژوهشى قرار گيرد.
از اين ميان طرح پيشنهادى ملك از سوى مسؤولان مورد تأييد قرار گرفت تا مورد استفاده كارشناسان و باستان شناسى قرارگيرد كه قصد فعاليت در اين محوطه را دارند.
ملك عنوان مى كند كه «از اساتيدش افزون برعلم و دانش و فراگيرى اندوخته هايشان، منش و رفتار درست زندگى، شيوه تفكر درست و منطقى را آموختم. از هر كدام چه ايرانى ماننددكترنگهبان، دانشور، فرح وشى، كيا و... و چه خارجى مثل كالدول، دلوگاز، كنتور، رايسون و... نكته اى فرا گرفتم و همچنان احترام آنها نزد من باقى است».
با اينكه چند سالى هست به قول خودش «به افتخار بازنشستگى نائل شده» اما همچنان دست از تكاپو و تحقيق، بررسيها و پژوهشها در نواحى و مناطق باستانى بر نمى دارد.
همچنان باسازمان ميراث فرهنگى در عمليات كاوش همكارى دارد و گزارشهاى مربوط به آنها را تأليف مى كند.
كتابهاى ايران در پيش از تاريخ، مجموعه دروس باستان شناسى و هنر پيش ازتاريخ، ترجمه چهار جلد تاريخ تمدنهاى آسياى مركزى، باستان شناسى آسياى مركزى، ترجمه راههاى دريايى، انگليسى براى دانشجويان رشته باستان شناسى، خانه ايرانى، تاريخ ايران باستان، پنجاه عنوان مقاله به زبانهاى فارسى و انگليسى، بيش از بيست سخنرانى در حوزه هاى مختلف باستانى در ايران و ديگر كشورها حاصل يك عمر تلاش و خدمت او به جامعه علمى كشور در اين رشته است.
ضمن اينكه طى سالهايى مشاور مجله «باستان شناسى وتاريخ» ، عضو هيأت تحريريه مجله «مطالعات آسياى مركزى و قفقاز» مسؤول گروه «فرهنگ باستان شناسى » طرح فرهنگهاى تخصصى فرهنگستان زبان وادب فارسى وعضو شوراى معاونت پژوهشى سازمان ميراث فرهنگى كشور به مدت دو دوره دوساله بوده است.