سه شنبه ۲۸ تير ۱۳۸۴ -
Tue, Jul 19, 2005
مهرگان
۳۱۹۵
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
درباره محمود جوادى پور
پژوهنده و آغازگر
- متولد ۱۲۹۹ تهران
- تحصيلات : ۱۳۲۶ ، ليسانس نقاشى دانشكده هنرهاى زيبا - دانشگاه تهران ۱۳۳۹ ، ديپلم در رشته گرافيك و نقاشى - آكادمى هنر مونيخ - آلمان
۱۳۴۴ ، دكترا از شوراى عالى فرهنگ كشور
- نمايشگاه هاى انفرادى: از سال ۱۳۲۸ تا ۱۳۸۳ در گالرى آپادانا، انجمن فرهنگى ايران وآمريكا، موزه ايران باستان، آكادمى هنرهاى زيباى مونيخ ، تالار رضاعباسى، گالرى تاورپارك،ايلى نويز (آمريكا) ، گالرى آذين، گالرى كلاسيك، كارگاه شخصى و فرهنگستان هنر.
- نمايشگاه هاى گروهى: از سال ۱۳۲۸ تا ۱۳۸۴ در نمايشگاه هاى بسيارى از جمله: انجمن فرهنگى ايران و فرانسه، انجمن روابط فرهنگى ايران و شوروى ، انجمن فرهنگى ايران و آمريكا، موزه ايران باستان، دانشگاه كلمبيا (آمريكا) ، جشن فرهنگ وهنر اصفهان ، موزه هنرهاى معاصر تهران، مجموعه BEN&ABBY GREY مينوسوتا (آمريكا) ، دانشگاه نيويورك ، گالرى اثر، گالرى خيال، بنياد آفرينش هاى هنرى نياوران (نمايشگاه هنر معنوى) ، دو سالانه نقاشى جهان اسلام، هنر گرافيك آسياى امروز - ميلان (ايتاليا)
- طراحى آرم ها (۱۳۵۴ - ۱۳۲۳):
آرم بانك مركزى ايران - آرم شركت ملى نفت ايران - آرم بانك توسعه صنعتى ايران، آرم بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، آرم مؤسسه انتشاراتى خوارزمى - آرم رسمى شير وخورشيد دولتى ، آرم بيمه ملى ايران، آرم سلسله انتشارات يونسكو (بنياد پهلوى سابق).
220440.jpg
احمدرضا دالوند: سال ۱۲۹۹ در تهران متولد شد. پدرش در نوجوانى از كرمان به تهران آمده و در يكى از وزارتخانه ها مشغول به كار شده بود. پدر در اوقات بيكارى به طراحى نقوش قالى مى پرداخت. مادرش نيز در حدود امكانات زمان خود درس خوانده و به موسيقى علاقه فراوان داشت و با زبان فرانسه نيز آشنايى داشت.
محمود جوادى پور، در كودكى به موسيقى بسيار علاقه مند بود. اين علاقه تنها به نواختن يك ساز محدود نمى شد و بيشتر به آهنگسازى متمايل بود. در آن زمان مدرسه اى براى آموزش موسيقى وجود نداشت، پس به فراگيرى نقاشى روى آورد. نقاشى اين امكان را به او مى داد كه پيش خودتمرين كند و ذهنيات اش را به همان صورت بچگانه روى كاغذ بياورد. آنقدر مشتاق بود كه هر وقت فرصتى دست مى داد، نقاشى مى كرد. حتى در اغلب ساعات درس در حالى كه ظاهراً به درس گوش مى داد، زير نيمكت طراحى مى كرد. چهره معلمينى كه حالت ويژه اى داشتند، بهترين سوژه براى نقاشى او بود. آنها راتا حدودى كاريكاتوروار طراحى مى كرد. بعد از كلاس و در زنگ تفريح، همكلاسى ها دور محمود جمع مى شدند، طرح ها را نشان شان مى داد، شاد مى شدند. در آن سن و سال سينما بهترين تفريح جوادى پور جوان بود. هفته اى دو سه فيلم به اتفاق برادرش مى ديد.
بعد از هر فيلم قسمت هايى از فيلم را كه در ذهن حفظ كرده بود را مى كشيد. كارش به جايى رسيده بود كه همكلاسى ها يك برگ سفيد به او مى دادند وموضوع موردعلاقه خود را سفارش مى كردند تا برايشان بكشد. معلم درس را آغاز مى كرد وجوادى پور نقاشى را. حواسش به درس بود ولى زير نيمكت تند و با شتاب نقاشى مى كرد.
پس از گذراندن دوران ابتدايى تصميم گرفت در هنرستان صنعتى ايران و آلمان ثبت نام كند. اما به دليل بيمارى موفق به ثبت نام نشد. ناچار به دبيرستان رفت. اما تحمل محيط جديد را نداشت. تنها سه روز به دبيرستان رفت واز ادامه تحصيل در محيطى كه نمى پسنديد سرباز زد.
با معرفى يكى از دوستان توانست شغلى در يك كارخانه صنعتى پيدا كند. يك سال را با كارآموزى و آشنايى با محيط صنعتى سپرى كرد تا اينكه در سال بعد توانست در هنرستان صنعتى ايران و آلمان در رشته آهنگرى ثبت نام كند. آنجا محيطى شاد، تميز و نيمه اروپايى داشت. حالا ديگر از نوشتن مشق و بستن صف و بسيارى از گرفتارى هاى دبستان علامه خبرى نبود. اينجا محيطى بود كه در آن مردمان با فرهنگ و شخصيت هاى والا و آزادمنش فعال بودند. معلمان دروس فنى همه آلمانى بودند ومعلمان دروس نظرى افرادى با شخصيت مانند بزرگ علوى، نيما يوشيج وعلى اكبر ديهيم بودند. نيمايوشيج تدريس ادبيات فارسى را به عهد داشت. به محض ورود به كلاس همه مى گفتند آقاى نيما، امروز برايمان از داستانهاى جنگل، حيواناتش واز شكار شوكا صحبت كنيد. در سال آخر هنرستان كه مقارن با بروز جنگ جهانى دوم بود، همه چيز كمياب و گران شده بود. كم كم ذخيره مالى رو به اتمام بودو مى بايستى هرچه زودتر فكرى براى كسب درآمد مى كرد. با يكى از دوستان به ساختن اشياى كوچك تزئينى ويژه بانوان و دوشيزگان مشغول شد. چند مغازه لوكس فروشى محصولات آنها را قبول كردند تا در صورت فروش سهم آنهارا بپردازند. دوباره وضع مالى خوب شد. در هنرستان رسم بر اين بود كه براى گذراندن امتحان درس هاى عملى يكى از افزارهاى صنعتى را انتخاب كرده و نقشه كامل آن را رسم نموده و سپس همان افزار را دوباره بسازند. محمود جوادى پور يك گيره روميزى را پيشنهاد كرده، تمام قطعات آن را رسم، پرسپكتيوها و گستره ها را نيز ترسيم مى كند.ارائه اين كار درخشان، منجر به انتخاب او براى ادامه تحصيل در آلمان در رشته نقشه كشى مى شود تا پس از بازگشت به عنوان معلم ترسيم فنى درهنرستان مشغول به كار شود.
اين ماجرا همزمان بود با ورود متفقين و اشغال موقت ايران. از اين رو همه چيز به هم خورد، و آلمانى هاى مقيم ايران يا فرار كردند يا به اسارت درآمدند. راه آهن سرتاسرى ايران نيز به دست متفقين افتاده بود. آنها براى توسعه راه آهن به استخدام افراد فنى تحصيلكرده نياز داشتند. تقريباً همه هم دوره اى هاى جوادى پور با سمت هاى خوب به استخدام راه آهن درآمدند. او نيز درحال استخدام بود كه با راهنمايى دوستى متوجه شد كه در دانشگاه تهران يك سالى است كه دانشكده هنرهاى زيبا تأسيس شده است. با شنيدن اين خبر از خوشحالى بدنش لرزيد. آن زمان محل دانشكده هنرهاى زيبا در خيابان ناصرخسرو، بازار مروى و در مسجد مروى بود. كنكور دانشكده هنرهاى زيبا در فضاى زيرگنبد مسجد صورت گرفت. موضوع نخست كنكور عملى، نقاشى خيالى از ايستگاه اتوبوس بود كه مى بايستى از صبح تا ظهر آن را نقاشى كرده و تحويل دهند. آزمايش دوم، نقاشى از روى مجسمه هاى آنتيك بود.
220395.jpg
هنگامى كه مشغول طراحى و نقاشى از روى مجسمه بود، «آندره گدار» ، «على محمدحيدريان» ، «مادام آشوت» و «هوشنگ سيحون» متوجه تسلط اين داوطلب با استعداد مى شوند. روز بعد معلوم شد كه پذيرفته شده است.
محمود جوادى پور از چند نفر ديگر كه درآن سال با او در كنكور دوره دوم دانشكده هنرهاى زيبا قبول شده اند نام مى برد: خانم ليلى تقى پور، احمد اسفنديارى، عبدالله عامرى. از پذيرفته شدگان دوره اول هنرهاى زيبا اسامى شادروان شكوه رياضى، منوچهر يكتايى، شادروان حسين كاظمى، شادروان جواد حميدى، مهدى ويشكايى، خانم فخرى عنقا و شادروان جليل ضياء پور را به خاطر دارد. سال بعد، يعنى در سومين سال تأسيس دانشكده هنرهاى زيبا، اين دانشكده شبانه از مسجد مروى به زير زمين دانشكده فنى دانشگاه تهران منتقل شد. رياست دانشكده را «آندره گدار» عهده دار بود كه در ضمن رئيس موزه ايران باستان و رئيس هيأت حفاران فرانسوى را هم به عهده داشت. استادان رشته نقاشى، على محمدحيدريان و خانم دكتر امين فر (مادام آشوت) بودند. ابوالحسن صديقى استاد مجسمه سازى بود، ولى هنوز اين رشته فعاليتى نداشت.در رشته معمارى نيز دو استاد فرانسوى به نامهاى «سيرو» و «دوبرول» و يك استاد ايرانى به نام مهندس «آفتانداليان» تدريس مى كردند كه بعداً چند استاد ديگر به آنان ملحق شدند.
درس تاريخ هنر را دكتر محسن مقدم به عهده داشت و مسؤوليت اداره كتابخانه دانشكده را صادق هدايت وخانم نيركيا به عهده داشتند.
در سال۱۳۲۲ در چاپخانه بانك ملى ايران كارى براى محمود جوادى پور پيدا شد كه به صورت نيمه وقت استخدام شد. سمت او «نقاش چاپخانه» بود. به زودى با وسايل چاپخانه آشنا شد به طورى كه پس از يك ماه با طرز كار ماشين چاپ به خوبى آشنا شد. سالها بود كه وسايل مرتبط با چاپ در انبار چاپخانه بانك ملى جمع آورى شده بود و با نامهاى نادرست در گوشه و كنار انبار خاك مى خوردند. همه را شناسايى كرده و با مطالعه كتب خوبى كه در آنجا موجود بود، توانست به آگاهى هاى لازم دست پيدا كند. جوادى پور توانست با استفاده از دوربين عكاسى و تفكيك رنگهاى آن به وسيله فيلترهاى رنگى، چاپ رنگى را براى اولين بار در ايران اجرا كند. ديگر لازم نبود هر رنگ را جداگانه بر روى يك صفحه ترسيم كرده و سپس رنگهاى تفكيك شده را جداگانه در كنار يا روى هم چاپ كنند تا نتيجه نهايى به صورت رنگى درآيد. نخستين آزمايش عملى را در قسمت عكاسى آغاز كرد. اين آزمايش را با تفكيك رنگ پرتره كوچك آبرنگى كه از برادرزاده اش نقاشى كرده بود، آغاز كرده و آن را تا مرحله چاپ پيش برد. نتيجه كار صددرصد مثبت بود. بدين ترتيب اواخر سال۱۳۲۳ چاپخانه بانك ملى اولين چاپخانه در ايران بود كه قادر به گرفتن سفارشهاى رنگى شد. اولين سفارش با چاپ تصويرى از مسجد «خيف» آغاز شد كه توسط سيد علاءالدين طباطبايى، برادر سيدضياءالدين معروف، به چاپخانه داده شد.كه به دنبال آن كتاب كودك از استاد بهروز به چاپ رسيد. دومين چاپخانه اى كه اقدام به چاپ رنگى كرد، گراوورسازى چاپخانه اطلاعات بود. آقايى به نام «زانيخ خواه» كه مسؤول گراوورسازى بود پس از كسب اطلاعات لازم از چاپخانه بانك ملى درباره نحوه كار چاپ رنگى از راه تفكيك رنگ به وسيله دوربين؛ دست به كار شد.
به موازات فعاليت جوادى پور در چاپخانه بانك ملى، از طرف مجله اطلاعات هفتگى و ماهانه، كار مصور كردن داستانهاى آن نشريات به جوادى پور سپرده شد. به ناچار اوقات شبانه روزى اش را به صبح ها تا ظهر براى دانشكده، ظهر تا شب براى چاپخانه بانك ملى و شبها تا ديروقت براى نقاشى داستانهاى مجلات اطلاعات هفتگى و ماهانه اختصاص داد. به اين خاطر دوران چهارساله دانشكده را به ناگزير در طى شش سال گذراند. پس از پايان دوره دانشجويى و سپرى كردن چندين سال كار فشرده و كسب تجربه و تحصيل؛ براى تجديد قوا، رفع خستگى و كسب فرصتى براى نقاشى آزاد و بدون مسؤوليت با جعبه رنگ و تجهيزات كامل، راهى گرگان مى شود و به نقاشى كردن از مناظر مى پردازد. در آن مناطق بود كه با نمدهاى زيباى گرگان و دشت آشنا شده و فريفته نمدهاى تركمن مى شود.
انديشه يك پژوهش درباره نمدهاى گرگان و دشت از همان سال در ذهن جوادى پور نقشه مى بندد.
بعدها كه تعداد بسيارى تابلو نقاشى كرده بود به اتفاق حسين كاظمى (نقاش) به فكر نمايش آثارشان مى افتند، اما در تهران مكانهايى مثل گالرى هنوز وجود نداشت. بدين ترتيب جوادى پور و حسين كاظمى و هوشنگ آجودانى در مهرماه سال۱۳۲۸ كاشانه هنرهاى زيبا را با نام آپادانا تأسيس كردند. آپادانا با نمايشگاه گروهى از آثار جليل ضياءپور، احمد اسفنديارى، حسين كاظمى و محمود جوادى پور افتتاح شد. تابلوهاى مرحوم ضياءپور كه در حال و هواى كوبيسم كار كرده بود و به عنوان سوغات از فرانسه با خود آورده بود، جنجالى به پا كرد. روزنامه هاى تهران خبر گشايش آپادانا را درج كردند و راديو نيز در پخش اخبارش از آپادانا در كنار موزه ها و كتابخانه ها نام برد. با راه اندازى يك كلاس آموزش نقاشى كه توسط جوادى پور و كاظمى اداره مى شد، آپادانا به مركز تجمع هنرمندان وقت مبدل شد. بعدها استاد على محمد حيدريان از جوادى پور دعوت كرد كه در امر تدريس به او كمك كند.
در سال۱۳۳۰ بورس تحصيلى از دولت آلمان غربى به جوادى پور اهدا شد. هنگامى كه به مونيخ رسيد، اين شهر هنوز نشان ويرانى هاى جنگ را بر كالبد خود داشت. در آن سالها او نخستين دانشجوى خارجى بود كه براى رشته هنر به آلمان رفته بود. در آكادمى هنر مونيخ زير نظر استادش «پروفسور كارل كرودل» به كسب تجربه مشغول شد. بدين ترتيب تجربياتش را در زمينه كنده كارى روى چوب، لينولئوم و فلز آغاز كرده و سپس به آزمايش هايى در زمينه چاپ سنگى پرداخت. در سال۱۳۳۲ به عنوان معلم رسمى در دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران استخدام شد. در همان زمان محمود جوادى پور با توجه به تجارب و تحصيلاتى كه در زمينه چاپ و گرافيك كسب كرده بود، خيلى تمايل داشت كه رشته گرافيك در دانشكده هنرهاى زيبا راه اندازى شود. در سال۱۳۳۶ دومين بورس تحصيلى آلمان را دريافت و مجدداً خود را به مونيخ رساند. مدتى بود كه جوادى پور به فكر ايجاد تحولى در مينياتور افتاده بود. از اين رو با الهام از مينياتور و با تكنيك كنده كارى روى لينولئوم، چوب و چاپ سنگى دست به تجربه هاى تازه اى زد كه حاصل بسيار رضايت بخشى داشت.
در همين ايام بودكه با هنر باتيك (نقاشى با موم گرم) بر روى پارچه آشنا شد. پس از تسلط كامل بر هنر باتيك، از خط فارسى به عنوان چاشنى اثر بهره گرفت. در سال(۱۳۳۹) آثارش را در تالار قديم رضا عباسى به نمايش گذاشت. اين نخستين نمايشگاه در ايران بود كه در آن آثارى در زمينه هنرهاى چاپى مانند كنده كارى، لينولئوم و چاپ سنگى و باتيك به نمايش درمى آمد. اين آثار بعدها مورد تقليد، پيروى و بهره گيرى ساير هنرمندان قرار گرفت.
در خلال سالهاى۱۳۴۸ تا ۱۳۵۲ تأليف پنج جلد كتاب راهنماى هنر و پنج جلد راهنماى تدريس هر يك را براى سالهاى اول تا سوم راهنمايى وچهارم و پنجم را عهده دار شد و به انجام رساند.
در سال،۱۳۵۰ پژوهشى درباره نمدسازى آغاز كرده و تا سال۱۳۵۴ ادامه داد. اين اثر بزرگ پس از حدود ۳۰سال هنوز به چاپ نرسيده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |