سه شنبه ۲۸ تير ۱۳۸۴ -
Tue, Jul 19, 2005
ماجرا
۳۱۹۵
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
ايست
يك جنايت بازسازى شد
ديدگاه
ايست
ضد يخ و ضد جوش
تا ۵۰ سال پيش از آب به عنوان يك سيال خنك كننده در سيستم هاى خنك كننده خودروها با موفقيت استفاده مى شد. اما آب در عين حال كه از لحاظ خواص انتقال حرارت بسيار خوب است از برخى نظرات داراى نقايص بسيار بارزى است بويژه در سيستم هاى خنك كننده موتورهاى جديد كه در شرايط سخت ترى بايد كار كنند، لذا سازندگان خودرو مخلوطى از آب و ضد يخ به نسبت ۵۰ درصد را توصيه مى كنند. علت اين توصيه آن است كه آب به تنهايى نقطه جوش بسيار پايينى دارد يعنى در دماى بالاى كاركرد موتور به جوش مى آيد، نقطه انجماد بالايى دارد يعنى در سرما زود يخ مى بندد و از همه مهمتر باعث پوسيدگى، زنگ زدگى قطعات رادياتور و بدنه موتور مى شود. ضديخ هاى مرغوب حاوى اتيلن گليكول و مواد افزودنى ضد زنگ و ضد خوردگى هستند وقتى مخلوطى از آب و ضد يخ در سيستم خنك كننده مصرف مى شود از زنگ زدن و پوسيدگى محافظت مى شود. با توجه به نكات فوق توصيه مى كنند از مخلوط ۵۰ درصد ضد يخ مرغوب در آب در سرتاسر سال - نه فقط در زمستان- استفاده شود. آب مصرفى نيز بايد خواص معينى داشته باشد بويژه اينكه سختى اش بالا نباشد. ضد يخ بايد داراى اين خواص باشد:
توانايى مناسب براى انتقال گرما داشته باشد، در سيستم ايجاد رسوب نكند، با آب براحتى قابل اختلاط باشد، غيرقابل اشتعال و داراى فراريت كم باشد، در دماى محيط گرانروى مناسبى داشته باشد، داراى قابليت جلوگيرى از خوردگى و زنگ زدگى كليه فلزات (آلومينيوم، چدن، فولاد، مس، برنج، لحيم) سيستم خنك كننده باشد، از نظر شيميايى در دماهاى مختلف پايدار بماند، بر واشرها و اتصالات پلاستيكى و لاستيكى سيستم خنك كننده اثر نامطلوب نداشته باشد، نقطه انجماد آن تا حدى پايين باشد كه بتواند در شرايط سرماى زير صفر در زمستان براحتى كار كند، توانايى كاركرد براى مدت زمان مناسب را داشته و نياز به تعويض و سر ريز مكرر نداشته باشد.
قتل به خاطر
اختلاف بر سر مواد مخدر
گروه حوادث - كرج - خبرنگار «ايران»: مردى به خاطر اختلاف بر سر مواد مخدر دوست خود را كشت.
ساعت ۲ و ۳۰دقيقه بامداد بيستم خردادماه سال جارى جسد مرد جوانى كه از ناحيه گردن مورد اصابت چاقو قرارگرفته بود در محمدشهر كرج توسط مأموران كلانترى محمدشهر كشف شد.
مأموران در تحقيقات پليسى خود پى بردند مقتول مرد ۴۲ ساله و مجردى است كه از دوماه قبل با مردى ۳۷ ساله رفت و آمد داشته و شبها در منزل او باهم موادمخدر استفاده مى كردند.
از آنجايى كه جسد هم جلوى منزل امير كشف شده بود مأموران وى را به اتهام قتل عمد دستگير كردند و تحت بازجويى قرارگرفت.
او در مورد انگيزه قتل به مأموران گفت: من كشاورز هستم. با مقتول ۲۵سال دوست بودم و از دوماه قبل با هم هرويين مى كشيديم. او مجرد بود و شبهايى كه به منزلم مى آمد همسر و فرزندم به خانه پدرزنم مى رفتند. شب جمعه ساعت ۹ او به خانه ما آمد و تا ساعت ۱۱ موادمخدر استفاده كرديم. ساعت يك بامداد به او گفتم چون خسته ام و صبح بايد به مزرعه بروم مى خواهم استراحت كنم. لامپ را خاموش كردم. او دوباره لامپ را روشن كرد و شروع به استعمال هرويين كرد. ذله ام كرده بود. زن و بچه ام هم از دست او خسته شده بودند. همه چيز دست به دست هم داد. عصبانى شدم. او را داخل كوچه هل دادم. بعد يك ضربه چاقو به گردنش زدم و به حياط برگشتم و سيگار كشيدم. بعد از يك ساعت ديدم مأموران در كوچه سر جسد هستند. با اين اعترافات به دستور محسن على اشرف بازپرس دادسراى امورجنايى كرج متهم به اتهام قتل عمد دوستش روانه زندان رجايى شهر كرج شد.
دستگيرى دختران سارق خودرو
220437.jpg
گروه حوادث : كرج - خبرنگار «ايران»: دو دختر جوان كه با اغفال راننده اى اقدام به سرقت خودروى او كرده بودند دستگير شدند.
قاضى دادگاه ويژه رسيدگى به جرايم اطفال و نوجوانان كرج يكى از دختران سارق را به حبس ، شلاق و جزاى نقدى محكوم كرد.
روز سوم آذرماه سال ۸۳ پسر ۲۴ ساله اى با مراجعه به كلانترى ۱۶ حصارك كرج گفت: در آژانس تاكسى سرويس كار مى كنم. عصر امروز در مسير برگشت از سرويس در گلشهر كرج دو دختر جوان با دست اشاره كردند. آنها سوار ماشين شدند و بعد از طى مسافتى يكى از آنها اظهار ناراحتى كرد و از من خواست تا از سوپرماركتى برايش يك بسته سيگار بخرم. هنگام پياده شدن از ماشين قصد داشتم سوييچ را بردارم اما دخترها گفتند سردمان است و بخارى ماشين را روشن بگذار. وارد مغازه شدم ولى ناگهان يكى از آنهاپشت فرمان نشست و به سرعت از محل دور شدند و در حالى كه پاكت سيگار در دستم مانده بود آنها خودروى مرا به سرقت بردند.
سرقت خودروى پرايد مشكى در اداره آگاهى ثبت و به تمامى واحدها اعلام شد.
ساعت ۲ بامداد روز ۵ آذرماه مأموران در حال گشتزنى حوالى اتوبان چمران دو دختر جوان را با وضعيتى نامناسب مشاهده كردند كه به علت خرابى خودروى پرايدشان در كنار بزرگراه توقف كرده بودند. با استعلام شماره پلاك خودرو مأموران پى به سرقتى بودن آن بردند. پس از بازرسى از ماشين كارت و گواهينامه رانندگى و يك چك صادرات سفيدامضا به نام واقعى صاحب خودرو كشف شد.
در حالى كه دختران جوان ادعا مى كردند خودرو متعلق به برادرشان است تحويل كلانترى ۱۳۷ گيشا شدند.
در بازجويى هاى اوليه دختر ۱۹ساله اى كه رانندگى پرايد را به عهده داشت ادعا كرد خودروى مزبور را از دخترى فرارى كه به تازگى با هم دوست شده اند گرفته است. اما در تحقيقات فنى و پليسى مشخص شد دختر ۱۹ ساله قبلاً هم ۴ بار به اتهام سرقت خودرو دستگير و به تازگى آزاد شده است.
پرونده به دادسراى امور جنايى كرج ارجاع شد.
وقتى دو دختر سارق ۱۷ و ۱۹ ساله در برابر بازپرس محسن على اشرف قرار گرفتند هر دو اتهام سرقت خودرو را پذيرفتند و دختر بزرگتر ادعا كرد از چهار ماه پيش كه پدرش او را از خانه بيرون انداخته است مدتى درخيابانها خوابيده است اما پس از آن شبها را در ماشينهاى دزدى به سر مى برده است و پس از آشنايى با دختر ۱۷ساله اى و با همراهى وى اقدام به سرقت خودروى پرايد راننده آژانس كرده اند.
پس از صدور قرار مجرميت و كيفرخواست در دادسراى كرج دختر ۱۷ساله از سوى لقمان كياپاشا رئيس شعبه ۱۲۲ رسيدگى به جرايم اطفال و نوجوانان كرج به اتهام سرقت به تحمل شش ماه حبس و ده ضربه شلاق و به اتهام ولگردى به پرداخت ۵۰هزارتومان جزاى نقدى محكوم شد.
رد دادخواست يك مادر براى نفقه فرزند
گروه حوادث: كرج- خبرنگار «ايران»: قاضى دادگاه خانواده كرج دادخواست نفقه يك زن را براى دو دخترش رد كرد.
اين زن پس از ازدواج مجدد ادعا كرد همسر سابقش نفقه كافى به دو فرزندش پرداخت نمى كند.
بنا به اين گزارش زن ۴۹ ساله اى با ارائه دادخواست مطالبه نفقه فرزندانش در شعبه ۱۷ دادگاه خانواده كرج به قاضى طالبى گفت:
۹ سال پيش به دليل بروز اختلافات وعدم سازگارى باهمسرم در حالى كه مهريه و نفقه ام را بخشيدم از او جدا شدم قرار شد دو دخترم كه در آن زمان ۹ و ۱۳ ساله بودند نزد همسرم بمانند و من هفته اى يكبار بمدت ۲۴ ساعت آنها را ملاقات كنم.
پس از جدايى از همسرم و دورى از دخترانم تصميم به ازدواج مجدد گرفتم و در اين مدت در حالى كه آنها نزد همسرم بودند از آنها بى خبر نبودم و آنها را مى ديدم.
تا اينكه دخترانم رشد كرده، دختر بزرگم ۲۲ ساله و دختر كوچكتر ۱۸ ساله شدند. از سال گذشته فرزندانم مرتباً نزد من از امكانات و خرجى كمى كه پدرشان به آنها مى دهد گله مى كنند و به خاطر بى مسؤوليتى او به من پناه مى آورند. آنها نياز به امكانات بيشترى دارند و از من به عنوان مادر مى خواهند تا از حق آنها دفاع كنم.
قاضى اكبر طالبى رئيس شعبه ۱۷ مجتمع قضايى خانواده كرج پس از شنيدن اظهارات اين زن با احضار پدر به دادگاه از او خواست تا در اين رابطه توضيح دهد. مرد ۵۸ ساله وقتى در برابر ميز قاضى قرار گرفت، گفت:
دخترانم نزد من زندگى مى كنند و من به صورت هفتگى به آنها پول مى دهم و اگر نفقه و خرجى آنها كافى نيست خودشان مى توانند دادخواست بدهند چون هر دو بالغ هستند از طرفى همسرم در اين پرونده سمتى ندارد.
قاضى طالبى با استناد به ماده ۸۹ ناظر بر بنده ۱۰ ماده ۸۴ آيين دادرسى مدنى قرار رد دادخواست اين زن را صادر و اعلام كرد در صورت عدم پرداخت نفقه از سوى پدر به دو دخترش قانوناً بايستى خود دختران نسبت به خواسته خود اقدام نمايند.
زورگيران خودرو در دام پليس
گروه حوادث: جونيان - خبرنگار «ايران» در سارى: دو سارق زورگير كه با مجروح كردن راننده اى، خودرو پژوى او را سرقت كرده بودند، دستگير شدند.
بنابه اين گزارش، اوايل خردادماه سال جارى مأموران انتظامى شاهرود با دريافت گزارشى مبنى بر كشف پيكر نيمه جان راننده خودرويى در جاده شاهرود و انتقال آن به بيمارستان در محل حاضر و تحقيقات خود را آغاز كردند.
راننده خودرو كه مرد جوانى به نام محمد بود، در جريان تحقيقات به مأموران گفت: شب حادثه در حالى كه در ميدان امام خمينى در شهر سارى منتظر مسافر بودم، دو پسر جوان كه خود را دانشجو معرفى كردند، با پيشنهاد ۴۵ هزار تومان از من خواستند تا آنها را به شاهرود ببرم. از آنجايى كه مقدارى لوازم كامپيوتر همراه آنها بود، پذيرفتم و از آنها خواستم كه پولم را ابتدا بدهند و آنها نيز گفتند وقتى به مقصد رسيدند، پولم را خواهند داد.
وى ادامه داد: پس از سوار كردن آنها به طرف شاهرود حركت كردم. در بين راه يكى از آنها به بهانه اى از من خواست تا خودرو را نگه دارم و زمانى كه خواستم اين كار را انجام دهم، ناگهان هر دو نفر با چاقو به من حمله كرده و مرا بشدت مجروح كردند و سپس مرا از داخل خودرو به بيرون انداختند.
وى افزود: پس از آنكه خودروام به سرقت رفت، خودم را با سختى به منطقه اى رساندم و با كمك مردم به بيمارستان منتقل شدم.
با اعلام شكايت اين مرد، مأموران آگاهى شاهرود تجسسهاى گسترده اى را در اين زمينه آغاز و پس از گذشت چند ساعت، يكى از سارقان را شناسايى و بازداشت كردند.
با دستگيرى متهم و اعترافات وى، همدست او نيز شناسايى و پس از چند روز دستگير شد.
يك جنايت بازسازى شد
مخترع، نقشه قتل را خوانده بود
220422.jpg
گروه حوادث: شيميدان و مخترع ايرانى يك افغانى را كه به وى هجوم آورده بود به قتل رسانده و با پاى خود نزد پليس رفت و تسليم شد.
اين مرد هنگامى كه باهجوم چند افغانى مواجه شده بود يكى از توطئه گران قتل خود را در كارگاهش به زنجير كشيد و با پى بردن به نقشه شوم قتل مادرش توسط آنان اين توطئه گر را به قتل رساند.
بنابر اين گزارش، ساعت ۱۸ و ۵۰ دقيقه روز يكشنبه ۱۹ تيرماه سال جارى مردى ۵۴ ساله در حالى كه هراسان بود وارد پليس آگاهى شهريار شد و وقتى روبروى ميز افسر دايره قتل ايستاد گفت: «ساعتى قبل در كارگاهم مرد جوانى را به   قتل رسانده ام.»
با ادعاهاى اين مرد بلافاصله اكيپى از مأموران آگاهى شهريار به همراه قاضى بابايى از شعبه سوم دادگاه بخش ملارد در محل وقوع جنايت كه كارگاه توليد آهنهاى نسوز واقع در يكى از روستاهاى اطراف ملارد بود حاضر شدند.
مأموران در انتهاى سالن بزرگ كارگاه كه ويژه توليد ورق هاى آهنى نسوز بود با جسد يك جوان افغان در حالى كه دستها و پاهايش با طناب بسته شده بود و آثار زنجير نيز در مچ دستها و پاهايش مشخص بود روبرو شدند.
در بررسى هاى صحنه جنايت مشخص شد عامل جنايت پس از آن كه دست و پاهاى جوان افغان را با طناب بسته او را از زنجير بالابر مخصوص حمل وسايل سنگين در داخل كار گاه به مدت چندين ساعت آويزان كرده و براى آن كه نتواند حركتى بكند وزنه سنگينى نيز به پاهايش بسته شده بود.
كارآگاهان در تجسس هاى خود پى بردند كه قربانى جوان ۲۷ ساله اى به نام ابراهيم بوده كه بر اثر وارد آمدن ضربات شى سنگين به سر و گردن به قتل رسيده است.
رضا كه گفتارش نشان مى داد فرد تحصيلكرده اى است با دستور قاضى بابايى بازداشت شد و براى فاش شدن راز اين جنايت تحت بازجويى قرار گرفت.
وى به قاضى و پليس گفت: « از سالها قبل اين كارگاه را براى انجام تحقيقات و اختراعاتم اجاره كردم و در طول اين مدت كارگران زيادى كه اكثر آنان نيز افغانى بودند براى كار در كارگاهم به اينجا مى آوردم و با كمك آنان اختراعاتم را آزمايش و سپس به مرحله توليد مى رساندم. وى ادامه داد: من شيميدان، كارشناس رياضى و كارشناس زمين شناسى هستم. در طول اين مدت ۱۷ اختراعم را به ثبت رسانده ام، از جمله توليد ورقهاى آهن نسوز، لوله هاى مخصوص از بين بردن صداى اگزوز و رنگهاى مخصوص بدنه هواپيما كه قدرت رادار براى ردگيرى آن را از بين مى برد.
اين شيميدان افزود: « از آنجايى كه مواد شيميايى بسيار خطرناكى در گارگاه بود و ابزار و وسايل زيادى كه با زحمات زيادى آنها راتهيه كرده بودم در آنجا بود شبها نيز در همان جا استراحت مى كردم و هفته اى يكبار براى سركشى به خانواده ام به تهران مى رفتم و دو اتاق نيز در كنار كارگاه در اختيار كارگرانم گذاشته بودم تا آنها نيز در آنجا زندگى كنند.
سال گذشته وقتى يك روز از تهران به كارگاهم باز گشتم متوجه شدم تعدادى از وسايل كارگاه به ارزش ۲۵ ميليون تومان به سرقت رفته است. وقتى موضوع را پيگيرى كردم پى بردم كه چند كارگرم كه «ابراهيم» نيز در بين آنان بود در نبودن من دست به اين سرقت زده و فرار كرده اند.
وى ادامه داد: «با مراجعه به اداره آگاهى و دادگسترى ملارد عليه آنان شكايت كردم و خواستار دستگيرى آنان شدم. در حالى كه پرونده شكايت ام در دادگاه مطرح بود سارقان از طريق دوستانشان متوجه شدند كه من عليه آنان شكايت كرده ام و هم اكنون نيز تحت تعقيب هستند به همين خاطر چندين بار من را تهديد به قتل كردند. از آن روز به بعد من هر شب منتظر حادثه اى بودم و مى دانستم كه آنان بالاخره براى كشتن من خواهند آمد به همين خاطر هميشه آماده بودم.
شب حادثه من تنها در كارگاهم استراحت مى كردم ساعت از ۹ شب گذشته بود كه ناگهان در كارگاه به شدت به صدا درآمد و سگهايم در حاليكه به شدت پارس مى كردند به طرف در كارگاه حمله كردند بسيار ترسيده بودم و با برداشتن تبر و چراغ قوه آرام به سمت در كارگاه رفتم و سگها را به گوشه اى بردم. وقتى سؤال كردم كه چه كسى پشت در است مرد جوانى در حالى كه سعى مى كرد صدايش را تغيير دهد از من خواست در را باز كنم. باشنيدن صدا متوجه شدم او «ابراهيم» است و براى اجراى نقشه اش آمده است.
آرام در كارگاه را باز كردم كه ناگهان او در حالى كه چاقويى در دست داشت به طرفم حمله كرد اما در همين حين پايش به چارچوب در گير كرد و روى زمين افتاد. من بلافاصله با دسته تبر ضربه محكمى به سرش زدم و او نقش بر زمين شد. وقتى او زمين افتاد متوجه شدم چند مرد ديگر نيز همراه او آمده اند و در بيرون كارگاه كمين كرده اند كه بلافاصله در حالى كه فرياد مى زدم با تبر به طرف آنها حمله كردم و آنان را فرارى دادم. بلافاصله به داخل حياط كارگاه برگشتم. «ابراهيم» هنوز گيج بود و خون زيادى از سرش جارى بود. از داخل صندوق عقب خودرو ام زنجير چرخ را برداشتم و دست و پاهاى او را با زنجير قفل كردم. وقتى به هوش آمد سرش را پانسمان كردم و به او غذا دادم. وقتى از او پرسيدم كه چرا مى خواهند من را به قتل برسانند گفت به خاطر شكايتى كه كرده بودى مى خواستيم تورا به قتل برسانيم و امشب نيز براى شناسايى آمده بوديم و مى خواستيم مطمئن شويم كه تو تنها هستى تا بتوانيم كار را يكسره كنيم.
اين مخترع ايرانى در ادامه گفت: «صبح روز بعد او را به داخل كارگاه بردم و دستانش را به وسيله قفل به زنجير بالا بر بستم تا حركت نكند و مى خواستم او را تحويل مأموران آگاهى بدهم ولى او در يك لحظه ضربه  اى به من زد به طورى كه به وسايل داخل كارگاه خوردم و زخمى شدم. او به من ناسزا مى گفت ولى من توجهى به او نكردم و براى آن كه حركتى نكند وزنه اى به پاهايش بستم. بعد از آن مشغول تهيه ناهار بودم «ابراهيم» در حالى كه ناسزا مى گفت، اضافه كرد كه چند شب قبل با دوستانش تصميم گرفته بودند مادرم را به قتل برسانند ولى از آنجايى كه مادرم در خانه نبود موفق نشده بودند.
باشنيدن اين حرف خيلى عصبانى شدم زيرا مادرم به آنان خيلى محبت مى كرد ولى آنان مى خواستند مادرم را به قتل برسانند. به طرفش حمله كردم و باميله آهنى چندين ضربه به او زدم و از كارگاه خارج شدم. دقايقى بعد وقتى وارد كارگاه شدم ديدم ابراهيم نفس نمى كشد و خون زيادى نيز از او رفته است. بلافاصله زنجير را باز كردم و او را روى زمين قرار دادم ولى او ديگر نفس نمى كشيد. خيلى ترسيده بودم و نمى دانستم چه كار كنم. ابتدا تصميم داشتم جسدش را داخل سيانور اسيدى بيندازم ولى قادر به هيچ حركتى نبودم، بلافاصله سوار خودرو ام شدم و خودم را تسليم پليس كردم.
با اعترافات عامل جنايت به دستور قاضى بابايى رئيس شعبه سوم دادگاه ملارد صبح روز چهارشنبه ۲۲ تيرماه سال جارى صحنه جنايت بازسازى شد و اين شيميدان جزئيات جنايت را به نمايش گذاشت.
به گزارش خبرنگار ما، پس از بازسازى صحنه جنايت و با توجه به ادعاهاى اين مرد مبنى بر اين كه براى دفاع از خود مرتكب قتل شده است قاضى بابايى با صدور قرار بازداشت موقت وى را در اختيار پليس آگاهى شهريار قرار داد.
ديدگاه
كارشناس و كارشناسى دادگسترى
درسال ۱۳۱۷ به علت نياز دادگسترى تازه تأسيس به كارشناس يا كارشناسان مصوبه اى با عنوان قانون راجع به كارشناس رسمى تصويب كه در ماده دوم آن قانون بدون در نظر گرفتن مدرك تحصيلى شرايط موجود را در داشتن تخصص كامل در آن علم مدنظر قرار دادند كه با امعان نظر در سه گروه از كارشناسان كه بيشتر دادگاهها با اين نوع كارشناسان سر وكار داشته عبارتند از :
۱- كارشناس تصادفات
۲- كارشناس تشخيص هويت
۳- كارشناس ساختمانى
در قسمت اول با مداقه در پرونده هاى تشكيل شده در كانون كارشناسان حدود نود و نه درصد از اين كارشناسان از افسران بازنشسته راهنمايى و رانندگى نيروى انتظامى بودند كه اين افراد پس از بازنشستگى بلافاصله درصدد جذب به كانون هستند. جالب توجه آنكه چون در قانون مزبور مدرك تحصيلى جهت جذب به رشته كارشناسى تصادفات ملاك نيست، به صرف خدمت در راهنمايى و رانندگى و داشتن ليسانس از دانشگاه پليس توانايى شركت در چنين رشته اى را دارند و اين گونه افراد بيشتر سلسله مراتب درجات نظامى خود را در مقام كارشناس نيز حفظ مى كنند.
در قسمت دوم با امعان نظر در كتاب اسامى كارشناسان درخصوص كارشناسى تشخيص اصالت خط، امضا و اثر انگشت اين كارشناسان از افسران بازنشسته نيروى انتظامى هستند كه بيشتر آنها در دايره تشخيص هويت نيروى مزبور خدمت نموده و به علت نياز دادگسترى در آن برهه زمانى جذب قسمت كارشناسى موردنظر شده و در صورت ارجاع امر به آنان با حركات و ابزارهاى سى چهل سال قبل در خصوص استكتاب يا خط  شناسى اظهارنظر نموده كه در بيشتر موارد اين گونه افراد به علت تراكم ارجاعات و از توجه به محدود بودن نيروى مورد نظر و وسعت جرايم موجود نهايتاً اين كارشناسان يكه تاز عرصه رشته مورد نظر خود شده و با عنايت به اصلاح تعرفه هاى موجود و مبلغى كه دادگاهها به عنوان دستمزد تعيين مى كنند، اكثراً مورد اعتراض آقايان قرار گرفته و درخواست دستمزد مورد نظر خود را مى كنند از توجه به وجود دستگاههاى پيشرفته درمراكز استانهاى نيروى انتظامى در قسمت آزمايشگاه علوم جنايى و اينكه در صورت احاله پرونده به چنين مراجعى با دقت تمام نسبت به بررسى مستندات امر اقدام و نتيجه معموله را سريعاً گزارش كنند.
متأسفانه اكثر مراجع قضايى در صورت وجود چنين امر مراتب را به آن كارشناسان ارائه مى دهند. در قسمت سوم كه كارشناسى راه و ساختمان هستند بيشترين نفرات را تشكيل مى دهند.
كارشناسان از بازنشستگان وزارت راه وترابرى هستند كه تفاوت عمده اى با كارشناسان فوق دارند، داراى مدرك تخصصى در امور مربوطه بوده و از دانشگاههاى فنى داخل و خارج فارغ التحصيل شده اند كه در راستاى وجود پرونده هاى فراوان در مراجع قضايى با محدوديت كادر موجود و تعرفه هاى سرسام آور كه در اثر كارشناسى مثلاً در خصوص تعيين سرقفلى يك مغازه بالغ بر دويست هزارتومان اخذ كه تا اين تاريخ متأسفانه هيچ گونه توجهى به اين امر مبذول نشده است از توجه به پيشرفت فناورى در امر كارشناسى و وجود دستگاههاى پيشتاز و نيز تراكم فارغ التحصيلان رشته هاى مختلف بجاست كه دستگاه قضايى كشور با همكارى وزارتخانه هاى ذيربط واحدى در جهت تحقق دستورات قضايى و ارجاع امر به آن مراكز تشكيل و پس از جذب جوانان متخصص رشته هاى مختلف اين حركت از دايره محدود بازنشستگان فوق الذكر خارج گردد.
عليرضا آزادى
حقوقدان


|   شناسنامه   |   آرشيو   |