سه شنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۴ -
Tue, Sep 6, 2005
مهرگان
۳۲۴۴
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
درباره محمدبقايى
اقبال شرق
- محمد بقايى (ماكان) اقبال شناس و مترجم، متولد ۱۳۱۹ تهران
- دكتراى زبان و ادبيات فارسى از دانشگاه تهران
- دريافت لوح زرين بهترين اقبال شناس جهان در سال ۲۰۰۳
- دريافت لوح بلورين سپاس از اقبال آكادمى لاهور
- انتخاب شده براى دريافت نشان درجه يك علمى دولت پاكستان كه در سال ۲۰۰۶ به وى اهدا مى شود
- برترين اقبال شناس فعلى
- تهيه و اجراى ۴۵۰۰ ساعت برنامه راديويى
- تأليف و ترجمه ۶۲ اثر در حوزه ادبيات و فلسفه
- بيش از ۳ دهه تلاش براى تبيين آرا و افكار اقبال لاهورى از مجموعه اى ۲۴جلدى كه حاوى ۱۰هزار صفحه است.
- برخى از آثار وى عبارتند از: «از افلاطون تا نيچه» (ده جلد)، «فرهنگ تكميلى زبان انگليسى (با بيش از ۱۵هزار مدخل)»، «اقبال و انديشه هاى دينى غرب معاصر» (ترجمه)، خدايان و آدميان (ترجمه)، شرح مثنوى گلشن راز جديد (اقبال ، ترجمه)، شرح مثنوى چه بايد كرد (ترجمه)، مولوى، نيچه، اقبال (ترجمه) و...
226899.jpg
درباره محمدبقايى (ماكان) بسيارمى توان گفت و فراوان مى توان نوشت. مى توان او را اقبال شناسى خستگى ناپذير و پايدار معرفى كرد كه اين لقب به حق شايسته اوست. اين را مى توان از تك تك شركت كنندگان «اقبال آكادمى» كه در ارديبهشت ماه سال ۸۲ گردهم آمدند و از او تقدير و تشكر كردند پرسيد.
برجسته ترين اقبال شناسان جهان در اين همايش از بيش از ۲۵ سال تلاش و پژوهش بى وقفه محمد بقايى و جد و جهدش براى شناساندن اقبال لاهورى تشكر و تقدير كردند و لوح زرين افتخارى را از سوى «پرويز مشرف» رئيس جمهور پاكستان به او اهداكردند.
و اين تمام ماجرا درباره اقبال شناسى محمدبقايى كه خود را ماكان مى نامد نيست. او قرار است در سوم فروردين ماه سال آينده كه مصادف است با ۲۳ مارس سال ،۲۰۰۶ طى مراسمى نشان درجه اول علمى دولت پاكستان را به منظور سپاس از تلاش چند دهه اقبال شناسى اش از شخص پرويز مشرف دريافت كند.
از هم اكنون مى توان آن روز و آن مراسم را پيش بينى كرد. مراسمى كه عالى ترين شخصيت هاى كشورى،لشگرى و فرهنگى پاكستان درآن گردمى آيند تا نشان درجه اول علمى دولت پاكستان را به منظور سپاس از چند دهه تلاش و تحقيق محمد بقايى «ماكان» درباره اقبال و اقبال شناسى اش به وى اهداكنند.
و اين دست مريزادى است كه دولت پاكستان به اين محقق خستگى ناپذير اهداخواهدكرد.
بدنيست بدانيم كه «ماكان» ما از ميان بسيارى از دانشمندان روسى، انگليسى، كره اى، ژاپنى، ايتاليايى و... انتخاب شده است. و اين اولين بارى نيست كه پاكستانى ها اين پژوهشگر ايرانى را ارج مى نهند. چه او پيش ازاين علاوه بر لوح زرين «اقبال شناسى» لوح بلورين سپاس را نيز از «اقبال آكادمى» پاكستان دريافت كرده است.
بقايى - «ماكان» - ۳ دهه بيشتر است كه برروى اقبال كار مى كند و در اين ۳۰ سال بيش از ۲۴جلد كتاب درباره بازشناسى آثار و افكار اقبال به چاپ رسانده كه حاوى بيش از ده هزار صفحه است.
چرا اقبال؟ بقايى مى گويد: «اقبال از چهره هاى والايى است كه به فرهنگ ايرانى و اسلامى عشق مى ورزيد و نخستين كسى بود كه در دنياى اسلام موضوع بازسازى انديشه دينى را به طور جدى پيگيرى كرد... معمولاً رسم بر اين افتاده كه افكار علامه اقبال را درارتباط با آراى آكابر انديشه نظير نيچه، فيخته، شوپنهاور، برگسون، دانته، گوته و ديگران موردتحقيق و سنجش قرارمى دهند كه اين امر موجب پديدآمدن آثارى قابل تحسين شده است. متأسفانه برخى ازاين تحقيقات بيش ازحد در جهت افكار انديشمندان غربى بوده، طورى كه در فرودست قرارش دادند، يا چنان نمودندش كه گويى از آنان نسخه بردارى كرده است.»
او درجايى ديگر درباره ضرورت پرداختن به افكار اقبال مى گويد: «به اعتقاد من مطالعه افكار اقبال مى تواند براى آنان كه مى خواهند فلسفه جديدى درباره اين بنويسند چشم انداز تازه اى بگشايد. زيرا انديشه اى ضدتجربه گرايى در زمينه فلسفه دين به سرعت نضج مى گيرد كه من آن را «مكتب ايده آليستى واقع گرا» ناميده ام. يعنى مقابله با تجربه گرايى بى حد و عقل گرايى مفرط غرب، به خصوص در حوزه دين. »
كتابهايى كه «ماكان» براى بسط و بازنگرى آثارو افكار علامه اقبال لاهورى به طبع رسانده همگى تلاش دارند تا نه تنها برخى از ابعاد جديد انديشه اقبال را روشن سازند، بلكه پاسخ دندان شكنى هستند به برخى از منتقدان وى كه سعى كرده اند ثابت كنند كه تفكر اقبال تحت تأثير آرا و افكار انديشمندان غربى ازجمله هگل است.
ماكان خود دراين باره مى گويد: در اين كتابها به نظرات اساسى علامه اقبال لاهورى در ارتباط با نهضت هاى فلسفى جديد پرداخته شده كه در زمان اقامتش در انگلستان و آلمان در سطح انديشمندان برجسته مطرح بوده و همچنان تا هنگام مرگش به سال ۱۹۳۸ ميلادى برابر ۱۳۱۷ شمسى، از مسائل اصلى حوزه فلسفه به شمار مى آمده است. اقبال طى اين مدت با برخى از فرزانگان معروف زمانش نظير پروفسور آرنولد، پروفسور برلون، پروفسور مك تاگارت و جيمز وارد، كه اكثر آنها استاد او بوده اند ارتباط داشته و با گروهى ديگر نيز ملاقات كرده است. ازجمله با فيلسوف معروف فرانسوى هنرى برگسون در سال ۱۹۳۲ ميلادى. در اين تحقيقات طيف وسيعى از گرايشات فلسفى نظير ايده آليسم، طبيعت گرايى، عمل گرايى و نحله هاى وابسته به آنها، به اضافه تاريخ گرايى، واقع گرايى، فلسفه هاى اجتماعى، زيست شناختى و تطور فلسفه هاى مربوط به روح از جنبه هاى مختلف موردبررسى قرارمى گيرد. ازجمله كتاب هاى مطرح دراين باره كه «ماكان» ترجمه كرده است كتاب «اقبال و انديشه هاى دينى غرب معاصر» است.
موضوع قابل توجه دراين كتاب اين است كه در اين كتاب هشتاد و هشت متفكر و نحله غربى با عقايد مختلف موردمقايسه قرارمى گيرند كه نشان از تسلط و شناخت كافى «ماكان» از زواياى ريز و درشت فلسفه غرب است. گرچه او با چاپ كتاب ده جلدى «نگاهى به انديشمندان غرب، از افلاطون تا نيچه» اين تسلط را نشان داده بود. همچنين در كتاب بازنگرى آثار و افكار اقبال، محمدبقايى موضوعات متعددى را طرح و بررسى مى كند. از ايده آليست هاى پيرو هگل گرفته تا فلسفه هاى فرعى ترى كه به Personal Idealists و شخصى معروفندو يا فلسفه هاى مشهور به Abosolute Idealists پرداخته و روحانى برناردينو واريسكو، رودلف ولف لوكن، اميل وبتروكس و همچنين پيروان كانت و كانتى هاى جديد، سطوح گوناگون اثبات گرايى و طبيعت گرايى (شامل دانشمندان و متفكران تجربه گرايى در حد انيشتين و جيمز، مورخانى نظير اسپنگر، ديلتاى، كاسيرر، و نيز واقع گرايانى مانند وايتهد، راسل تمپل و ساموئل الكساندر به اضافه متفكران، جامعه شناسان و روانشناسان معروف اتكينسون، فرويد، دوركيم، ماركس و لنين و...) خلاصه همه را طرح و بررسى مى نمايد تا به مقايسه آنها با انديشه اقبال برسد.
او در ترجمه اين كتاب كه از مهمترين آثار تأليفى درباره اقبال تلقى مى شود قصد دارد نشان دهد كه تصور وجود شباهت انديشه اقبال با حدود يكصد متفكر طرح شده در كتاب اشتباه است. در اين باره مى گويد: «چنين تصورى نارواست زيرا هيچكس نمى تواند انديشه هاى اين گروه از متفكران را كه متعلق به نحله ها و مكاتب مختلف فلسفى هستند و مشتركات بسياراندكى دارند نسخه بردارى يا انتحال كند. بلكه برعكس اين امر نشان مى دهد كه انديشه اقبال بسيار غنى، گسترده، نو و داراى ابعاد گوناگون است.» ماكان در اين كتاب تلاش مى كند تا به صورتى بسيار قانع كننده، اتهام انتحال را كه معاندان و منتقدان اقبال به وى نسبت مى دهند از ساحتش بزدايد و علاوه بر آن تلاش دارد تا مهمترين جنبه انديشه اقبال كه از هر حيث كامل، عميق و غنى و گسترده مى داند را در قالب نحله هاى قديم و جديدو مكاتب فلسفى جهان براى خوانندگانش مطرح و به روشنى بيان نمايد.
226812.jpg
محور فلسفه اقبال بر «خودى» استوار است و خودى در واقع فرديتى است كه در هر شخص يا چنان كه برخى از فلاسفه، از جمله اقبال، معتقدند در هر موجودى وجود دارد. درباره تصور اقبال از ماهيت فرد و نقشى كه او براى اين مبحث قائل است، محمد بقايى مى گويد: «براى پاسخ به اين سؤال ابتدا بايد نظر اقبال را در مورد خود يا فرديت بدانيم. زيرا تصورى كه او از «من» آدمى دارد، پايه اصلى فلسفه اوست كه بناى انديشه اش بر آن بنياد شده. او ديدگاه خود را در مورد «فرد» اول بار در مثنوى اسرار خودى به صورتى همه فهم، مردم پسند و مؤثر ارائه داد و سپس همين انديشه به ديگر نوشته ها و آثار شعرى او راه يافت. تا آنكه سرانجام به صورتى علمى و فلسفى در كتاب بازسازى انديشه دينى مطرح ساخت. البته ناگفته نماند كه بخشى از زيربناى نظرات اقبال در باب «فرد» از انديشه هاى متفكران ايرانى، بخصوص مولوى شكل مى گيرد.»
از نظر محمد بقايى فرد آرمانى اقبال يك پراگماتيست تمام عيار است. او مى گويد: اقبال در واقع براى ترويج روح عمل گرايى همان قدر در شرق كوشيد كه پيرس و جيمز در غرب. در آغاز كتاب بازسازى انديشه يكى از ارزشهاى قابل تأمل قرآن را در تأكيدى مى بيند كه اين كتاب آسمانى بر «عمل» مى گذارد. او در پيشگفتار اين كتاب سخن خود را مفتخرانه چنين آغاز مى كند: «قرآن كتابى است كه در مورد عمل بيش از انديشه تأكيدمى كند. فرديت پويا انديشه اى است كه حضور خود را در همه آثارش مدام نشان مى دهد. فرديت استوار يا خودى پولادين در ساختار فكرى او و در شكل بخشيدن به شخصيت انسان آرمانى او داراى اهميت ذاتى است.»
پرداختن به پژوهش ها و تحقيقات مفصل و دامنه دار «محمد بقايى» (ماكان) درباره اقبال و آثار او به خروارها كاغذ نياز دارد، البته از حوصله اين بحث خارج است.
براى تبيين ساير زواياى ذهنى و فكرى محمد بقايى بايد نگاه مختصرى به ساير آثارش داشت و در اين ميان مجموعه ده جلدى او تحت عنوان «نگاهى به انديشمندان غرب، از افلاطون تا نيچه» مجموعه اى وزين و طاقت فرساست كه تأليف آن جز از انسانى پايدار و پولادين اراده كه عشق و ارادتش به روشن شدن اذهان جوانان ايرانى بر هيچ كس پوشيده نيست، ساخته نمى آيد.
درباره اين مجموعه ذيقيمت بايد نوشت كه هر يك از مجلدات اين دوره ده جلدى به بررسى آرا و انديشه هاى يكى از انديشمندان بزرگ غربى اختصاص دارد. اين مجموعه از افلاطون آغاز مى شود و با تحليل كسانى مثل ارسطو، آگوستين، آكوئيناس روسو، هابز، جان لاك، كانت و هگل به پيش مى آيد و سرانجام با بررسى نيچه، اين مجلدات به پايان مى رسد.
«ماكان» خود درباره اين مجموعه مى گويد: «اين كتاب طيف اهل فلسفه هستند اما از آنجايى كه در اين كتابها مسائل و مطالب فلسفى پيچيده و تخصصى به زبان ساده بيان مى شود همه علاقه مندان به مسائل فلسفى، از جمله فارغ التحصيلان رشته هاى ديگر مى توانند آنها را مطالعه كنند و با اتكا به مطالبى كه در پاورقى ها يا در انتهاى هر بخش به تفصيل آمده است، دانش فلسفى خود را ارتقا دهند.»
محمد بقايى براى ترجمه و تدوين اين ده جلد كتاب ، بيش از ۵سال از عمر خود را صرف كرده است و در ميان آنها جلدى كه به آكوئيناس اختصاص دارد، در واقع اولين تأليف مستقلى است كه از او به شكل كتاب منتشر شده است. چنان كه درباره آن مى گويد: «مجلد مربوط به آكوئيناس را من سالها قبل آماده كرده بودم و براى اولين بار در سال ۱۳۷۰ منتشر شد و صرف نظر از اشاره اى كه مرحوم فروغى در «سير حكمت در اروپا» به وى داشته يا مقالاتى در نشريات و فصولى از كتابها كه به او اختصاص يافته بود، اين اثر نخستين اثر مستقلى بود كه درباره اين انديشمند منتشر شده است.»
محمد بقايى (ماكان) تحصيلات دانشگاهى خود را در ايران، در رشته زبان و ادبيات فارسى در دانشگاه تهران - در مقطع دكترا - به پايان رسانده. ضمن آنكه بخشى از تحصيلاتش را در فلوريداى آمريكا گذرانده است. بقايى نام قلمش را ماكان انتخاب كرده چون آن را از ابتداى اسامى فرزندانش مازيار و كاوه گرفته است و از سال ۱۳۳۸ كار نوشتن در مطبوعات را آغاز كرده و به قول خودش تاكنون انواع ژورناليسم را تجربه كرده است.آثار ماندگار او به فرهنگ تكميلى انگليسى است. كتابى كه داراى ۱۵هزار «مدخل» در آن گردآورى شده است. اين مجموعه گنجينه معادلات و معانى تازه زبان انگليسى است كه معانى ارائه شده آن در ديگر فرهنگها نيامده و در دهه هاى اخير در كشورهاى انگليسى زبان مرسوم شده و به وسايل ارتباطى راه يافته است. درباره اين فرهنگ محمد بقايى مى گويد: «مدخل هاى فراهم شده در «فرهنگ تكميلى زبان انگليسى» حاصل يادداشتهاى پراكنده ۳۵ساله بنده و تماس با انگليسى زبانان و اقامت در اين كشورها بوده كه بسيارى از آنها هنوز به فرهنگهاى رسمى راه نيافته اند.»
از نظر او اين كتاب مى تواند مفتاحى براى گشايش بسيارى از جملات نامفهومى باشدكه هر مترجمى در كار خود با آن روبه روست.
درباره محمد بقايى (ماكان) بسيار مى توان گفت و فراوان مى توان نوشت. افسوس كه در اين مقال مجال چون اويى نمى گنجد. تا فرصتى ديگر!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |