احمد تميم دارى
- اديب، زبان شناس و فارسى پژوه متولد ۱۳۲۵ تهران
- دكتراى زبان وادبيات فارسى از دانشگاه تهران
- تلمذ و شاگردى اساتيد بنامى چون شريف رضايى، سيدعلى شاه چراغى، سيدجعفر شهيدى، احمد مهدوى دامغانى
- عضو هيأت علمى شوراى گسترش زبان و ادبيات فارسى
- سردبير دو فصلنامه سخن عشق
- استاد و عضو هيأت علمى دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايى
- سخنرانى هاى متعدد درباره ادبيات در ملل فارسى زبان
- برخى از آثار تأليفى وى عبارتند از: داستانهاى ايرانى، تاريخ ادب پارسى، شرح قصيده كلامى صاحب بن عباد، عرفان و ادب فارسى در عصر صفوى، ادبيات ايران در انگليس و آمريكا(ترجمه) ، بخش ادبيات «دانشنامه ايران شناسى» ، پيوند فرهنگ ايران وهند (مقاله) ، زبان و ادب عربى در شبه قاره (مقاله) ، سهم ايرانيان درتدوين دايرةالمعارف (مقاله) و...
«همه مى دانيم كه زبان فقط مجموعه اى از نشانه هاى كتبى و شفاهى نيست، بلكه سطح زبان همانند كشتى هايى است بر روى اقيانوسى بزرگ كه در زير اين سطح، فرهنگ ها و دانش ها و هنرهاى بسيارى نهفته است. يعنى در واقع يك استوانه يا هرم فرهنگى است كه اين هرم فرهنگى در درونش به وسيله اجزاى هنرى، فرهنگى و علمى پر مى شود و نشانه هاى زبان در واقع حاملان آن پيام و محتواها هستند».(۱)
وقتى قرار است درباره احمد تميم دارى بنويسيم بايد به نگاه پژوهشگرى اعتراف كنيم كه سعى دارد امور را نه از روى بنا و سطح كه از زيربنا بشناسد. از منظر او زبان نه فقط واژه ها وعبارات وكلمات كه نوك كوهى است كه چون كوه يخى تنها نيمه ناتمام آن پيداست و تمام آن البته در اقيانوسى از باورها و خرده فرهنگ ها و دانش ها و هنرها ناپيداست.
او چنانچه در شروع اين متن آمد دريكى از سخنرانى هايش از قول يكى از نويسندگان معروف به نام «تامسن» مى گويد: چون تلقى از فرهنگ، ادبيات و زبان در هر دوره تغيير پيدا مى كند و ما الآن ديگر مجبور نيستيم مسائلى را كه در ده سال پيش مطرح مى شد، دوباره مطرح كنيم. اين است كه حضرت امير(ع) مى فرمايند: «فرزند زمان خويشتن باش.»
او ادامه مى دهد كه:«تامسن در اين كتاب درباره زبان و فرهنگ نوشته است. فرهنگ داراى يك سلسله مؤسسات و پايگاه هاى فرهنگى است. مؤسسات فرهنگى از يك سلسله وسايل ارتباط جمعى مثل مطبوعات ، روزنامه ها، زبان، تلويزيون ، راديو، سينما، ويدئوكاست و ويديو سى دى استفاده مى كنند. اين ابزارهاى امروزى براى ارسال پيام به كار مى روند. مسأله ديگر فاصله هاى زمانى ومكانى است. مثلاً حافظ اگر مى خواست غزلش را به هند بفرستد، مى بايست از راه زمين و دريا و وسايل آن روزگار استفاده كند تا غزل را به دست ديگران برساند، يا اينكه كسانى آن را به زبانى ديگر ترجمه مى كردند. تامسن مى گويد ولى خوشبختانه امروز به علت ظهور فناورى جديد ارتباطى، اين فاصله از بين رفته است؛ يعنى كه شاعرى همزمان دارد شعرش را مى سرايد يا نويسنده اى داستانش را مى نويسد، ممكن است همزمان به پنجاه دانشگاه دنيا مخابره بشود و اصلاً خودش مى تواند اين پيام و داستانش را ارسال كند. پس امروز فاصله زمانى و مكانى وجود ندارد و پايگاه هاى فرهنگى، يعنى نهادها و رسانه هاى فرهنگى يعنى وسايل ارتباط، محتواى فرهنگى بسيار مهم است».(۲)
احمد تميم دارى، متولد سال ۱۳۲۵ است و پس از تحصيلات مقدماتى، در دانشگاه تهران دكتراى زبان و ادبيات فارسى را اخذ كرد و زبان و ادبيات عرب و علوم اسلامى را نيز در خارج از دانشگاه فرا گرفت. او در اين مدت شاگرد بزرگان و بزرگوارانى چون مرحوم شريف رضايى، حجت الاسلام سيدعلى شاه چراغى، دكتر سيد جعفر شهيدى، دكتر احمد مهدوى دامغانى و... بود.
تميم دارى دكتراى خود را با نوشتن كتاب «شرح قصيده كلامى صاحب بن عباد» به پايان برد و هم اكنون در دانشگاه علامه طباطبايى تدريس مى كند.
برخى از آثار مكتوب تميم دارى كه به صورت كتاب تاكنون به چاپ رسيده است، عبارتند از: عرفان و ادب در عصر صفوى (۲جلد) ، داستان هاى ايرانى، تاريخ ادب فارسى و شرح قصيده كلامى صاحب بن عباد، دانشنامه ايران شناسى و..
از كتاب هاى ارزنده تميم دارى يكى كتاب «عرفان و ادب در عصر صفوى» است كه در دو جلد به چاپ رسيده است. او درباره ادبيات عصر صفوى مى گويد: «به اعتقاد من نسبت به ادبيات و فرهنگ دوران صفوى بسيار ظلم شده است.اغلب اظهارنظرهايى كه در اين زمينه شده، غيرعالمانه بوده و من در رساله دكترايم بامطالعات گسترده و دقيق به اين نتيجه رسيدم كه بايد سياست تك تك شاهان صفوى را از هم تفكيك كرد.نهضت فرهنگى كه در اين دوران به وجود مى آيد با سياستهاى دوره صفويه دو مقوله جدا از هم هستند. نبايد اين دو را باهم ارزيابى كرد و داورى نمود. در اين دوران شخصيت هايى چون ملاصدرا و ميرداماد را مى بينيد.در اين دوران اكبرشاه تيمورى پايه گذار آيين الهى بود. همانگونه كه ملاصدرا سعى داشت فلسفه تلفيقى به وجود بياورد.
از طرفى در آن مقطع توجه به ادبيات توده و ادبيات مردمى بسيار زياد بود. عده اى در ايران مثلاً سبك هندى را مبتذل تلقى مى كردند چرا كه دوران صفويه را قبول نداشتند. شخصيت بزرگى چون ادوارد براون و تذكره نويس بزرگى مثل «آذر بيگدلى» يا «علامه قزوينى» و حتى ملك الشعراى بهار كه خيلى هم به آثارش علاقه دارم، جزو چهره هايى بودند كه نسبت به سبك هندى نظر مساعدى نداشتند چون آثار سبك هندى در دوران اين شخصيت ها هنوز تماماً منتشر نشده بود. من در اين رساله دو جلدى وضع عرفان اسلامى در دوران صفويه و اهميت شعر و شاعرى در اين دوران و... را مورد توجه قرار دادم. عالمان دينى و شيعى در اين دوران عرفان و فلسفه و شريعت و شعر را به هم نزديك كرده بودند و آثار بزرگى خلق كردند كه سعى در شناساندن آنها داشتم».
از ديگر كتابهاى مطرح احمد تميم دارى كتاب «تاريخ ادب فارسى» اوست كه در آن به بررسى سبك هاى ادبى پرداخته و سبك هاى مختلف ادبى تاريخ ايران را به دور از تحولات سياسى دوره بندى وتبيين كرده. اودر اين كتاب تاريخ ادبيات فارسى را بر مبناى مكتب هاى ادبى و سبك هاى ادبى ودوره هاى ادبى تدوين كرده است.يعنى رويدادهاى سياسى و تحولات اجتماعى را به عنوان مبدأ دوره هاى ادبى كنار گذاشته است چرا كه تاريخ ادبيات فارسى به شدت سياست زده است و تحت تأثير تاريخ تحولات سياسى نوشته شده است. در حالى كه احمد تميم دارى معتقد است تاريخ ادبيات عبارت است از تاريخ شعر، داستان، نمايشنامه و مطبوعات. او در اين باره مى گويد :«براى نوشتن تاريخ ادبيات بايد به اين چهارمقوله توجه داشت. چون با توجه به گسترش ارتباطات اگر بخواهيم راجع به تاريخ ادبيات فارسى حرف بزنيم، نمى توانيم راجع به حمله مغول بگوييم و ظلم ها و ستم هايى كه بر ما رفته را شرح دهيم. بله ! اين ستم ها بر ما رفته ولى بابت اين ظلم ها كسى امتيازى به ما و ادبيات فارسى نمى دهد».
|
|
|
با همين منطق هم بود كه احمد تميم دارى با حذف حوادث سياسى، روى سبك ها و مكتب هاى ادبى تكيه كرده است. در اين باره خودش مى گويد: «البته منشأ فكر من بيشتر نوشته هاى يان ريبكا وهرمان اته بود.اين دو محقق بزرگ يكى براساس سبك و ديگرى براساس ژانر يا نوع ادبى، تاريخ ادبيات فارسى رانوشته اند.من در اين كتاب چون تاريخ سياسى، رشته اى جدا از ادبيات است، آن را حذف كردم و آمدم سراغ مثلاً مكتب مشايى و از دوره ابن سينا شروع كردم تا آغاز مكتب اشراق و دوره سهروردى ادامه پيدا مى كند. از قرن ششم به اين سو كه مى آييد ادبيات عرفانى و صوفيانه رشد چشمگيرى دارد. درست است كه سهروردى طرز تفكر را تغيير داد و در واقع مشائيات ابن سينايى رابا ذوق و با دريافتهاى عرفانى و روحى در آميخت، اما به دوره ابن عربى و مولوى كه مى رسيم ديگر مكتب اشراق تبديل مى شود به مكتب صوفيانه محض و صرفاً جنبه تصوفش برجسته مى شود و ژانرهاى ادبى ما تحت تأثير مكتب جديد تصوف قرار مى گيرد.ابن عربى البته تأثير كمى از نظر انديشه در جهان اسلام گذاشته بود به ويژه تأثيرش در ايران بيشتر بوده است. منتها آثار ابن عربى در ايران، هم در فلسفه ملاصدرا و شاگردان ملاصدرا اثر گذاشته و هم غير مستقيم روى ادبيات عرفانى ما تأثير گذاشته است».
برنامه معرفى اين كتاب در كتاب خانه شرق شناسى دانشكده شرق شناسى دانشگاه بلگراد صربستان برگزار شد و توجه استادان اين دانشگاه را به خود جلب كرد. از كارهاى مهم و اثر گذار ديگر احمد تميم دارى كتاب خوب و دلسوزانه «ادبيات فارسى در انگلستان وآمريكا» است كه او مردادماه امسال ترجمه آن را به پايان رساند وبه بازار نشر روانه ساخته است. اين كتاب با عنوان
Persian poetry in England and americal توسط يك «نويسنده ايرانى الاصل مقيم آمريكا در سال ۱۹۸۲ به عنوان رساله دكترا نوشته و از سوى انتشارات كلمبيا منتشر شده است. تميم دارى درباره اين كتاب مى گويد: «اين كتاب ، تحقيق و بررسى اى است درباره ادبيات فارسى از قرن ۱۸ تا قرن ۲۰ ميلادى و وضعيت آن در انگلستان و آمريكا». قرار است اين كتاب را نشر روزنه روانه بازار كند كه مطمئناً ورود آن به عرصه نشر خبر خوشحال كننده اى براى محققان و علاقه مندان زبان و ادب فارسى محسوب مى شود.
از دغدغه هاى اصلى احمد تميم دارى، مسأله رابطه ادبيات با فرهنگ حاكم بر جامعه و تأثير ادبيات بر فرهنگ جامعه است.او در اين باره مى گويد: «بين ادبيات و فرهنگ، ارتباط نزديكى وجود دارد، براى مثال اگر خواندن رمان، داستان كوتاه و شعر در جامعه باب شود، به طور مستقيم بر نوع فرهنگ حاكم بر جامعه تأثير مى گذارد؛ چون اين گونه آثار تأثير زيادى بر زندگى افراد مى گذارد. فرهنگ مجموعه كلى از هنر است و ادبيات جزيى از فرهنگ. ما از ادبيات استفاده هاى زيادى در جامعه مى توانيم بكنيم. با استفاده از ادبيات مى توان رابطه كلامى و زبان مردم را تصحيح كرد و كلمات ركيك و نامناسبى را كه در جامعه شيوع دارد از دايره لغات جامعه بيرون برد».
او مى گويد: «براى اينكه جوانان ما به سمت ادبيات بروند، چند اقدام در اولويت قرار دارد. اگر ما كتابخانه ها را گسترش دهيم، رمان هايى كه در كشورهاى ديگر چاپ مى شود را ترجمه و در اختيار جوانان قرار دهيم و همچنين، سطح زبان هاى خارجى را در بين جوانان و نوجوانان افزايش دهيم تا بتوانند كتاب ها را به زبان اصلى بخوانند،گام هاى مؤثرى برداشته ايم. اين كار همچنين موجب مى شود آرامش برجامعه حاكم شده و فرهنگ و ادب و روابط صحيح انسانى در جامعه رواج يابد.ضمن اينكه ادبيات در پالايش جامعه مؤثر و مفيد است».
او در خصوص ورود فرهنگ و ادبيات خارجى و اينكه آيا اساساً اين مقوله تهديد است يا فرصت مى گويد: «كسانى كه در ايران ادبيات تدريس مى كنند، بايد اين نكته را به نسل جوان آموزش دهند كه آثار ادبى را چگونه مطالعه كنند و از مطالعه آثار مختلف تحت تأثير قرار نگيرند.به عنوان مثال در گذشته ، يعنى در دوران كودكى ما، داستان هاى صادق هدايت از راديو پخش مى شد. پس از مدتى از پخش اين آثار از راديو، آمار تعداد افرادى كه با در دست داشتن كتاب هاى صادق هدايت دست به خودكشى مى زدند بسيار افزايش يافت ولى واقعيت اين است كه صادق هدايت براى ترويج خودكشى وارد اين عرصه نشده بود و خودكشى او نيز ربطى به آثار هنرى و ادبى او نداشت. ما بايد ياد بگيريم كه از آثار ادبى چگونه استفاده كنيم».
از ديگر دغدغه هاى تميم دارى جابه جايى دانشجويان بومى است. او مى گويد: «دانشجويان در ايران مشكلات زيادى دارند به خصوص دانشجويان بومى كه نمى توانند در سرزمين خودشان درس بخوانند و بيشتر به مراكز استان ها مى روند. اين جابه جايى براى دانشجويان مشكل ايجاد مى كند. گذشته از اين، مشكلات مالى و امكانات رفاهى هم گريبانگير است.اين مشكلات حتى براى اساتيد هم هست. در كشور ما مثل بسيارى از كشورهاى دنيا، دانشگاهيان، مديران كشور هستند، اما به دانشگاه ها بى توجهى شده. ضمن آنكه بسيارى از دانشجويانى كه براى تحصيل ادبيات به دانشگاه مى آيند از بد حادثه سراغ اين رشته مى آيند و اين مسأله باعث ضعف ادبيات در آينده است».
تميم دارى از معدود عاشقان ادبيات كهن مرز و بوم ايران زمين است. ما چقدر حق او را به عنوان پژوهشگر و استاد دلسوز اين رشته ادا كرده ايم؟ خدا مى داند!
پى نوشت:
۱ و ۲ متن سخنرانى تميم دارى در جمعى از فارسى زبانان ازبكستان
- در نگارش اين مطلب از گفت وگوى روزنامه ايران و نيز روزنامه همشهرى مورخ آذر ۸۲ نيز استفاده شده است.