|
روايتى روان از گنجينه اى معنوى
به انگيزه انتشار «حكمت سليمان» و «حكمت بن سيرا»
|
|
|
۱ فراست فراوانى لازم نيست تا بروز و بسط اقبال عمومى به بحث هاى معنويت گرايى و رويكرد معنوى را در جامعه فرهنگى ايران مشاهده كنيم. زيست جهان فرهنگى ايرانيان چندى است كه ميزبان ميهمان محتشمى است كه اگر تا كنون در حواشى فرهنگ ايرانى نشسته بود اينك در متن و مركز ايستاده است. براى هاضمه فرهنگى ايران امروز، متاع و مائده هاى معنوى گويا گواراتر است تا متاع و مائده هاى سياسى، ايدئولوژيك، فقهى و... از ريشه يابى اين اتفاق درگذريم. اقتضاى احوال زمانه است يا منطق تقاضاى عمومى يا ميل مبهم اهل فرهنگ؛ هر چه هست بروز و ظهور بيرونى اش در هيأت اقبال به مباحث معنوى جلوه گرى مى كند. آنچه بر شاخسار اين نهال روييده است البته همه از جنس شكوفه هاى خوش رنگ و بو نيست. گاه ترهات كم مايه عرضه مى شود، گاه تعاليم مينوى پاره اى اديان در جامعه اى سبك و مندرس به عرصه درمى آيد، گاه نوشته هاى بى سود - بلكه رهزن - به دست خامدستان فراهم مى آيد و گاه ... اينها همه واقعيتى را برمى سازند كه سيد حسين نصر، فيلسوف سنت گراى ايرانى از آن تحت عنوان معنويت هاى كاريكاتورى ياد مى كند. اما روى ديگر اين واقعيت چيز ديگرى است: ترجمه و عرضه متون اصلى آيين بودا در چند سال اخير صورت گرفت؛ متن منقح و پيراسته و پاكيزه اى از اوستا ظرف دهه اخير به بازار آمد؛ تب ترجمه هاى متنوع از قرآن در همين سال ها بالا گرفت؛ ترجمه و نشر «فغان نامه»، مهم ترين كتاب ارامنه پس از كتاب مقدس، حاصل همين ايام است؛ متونى از آيين دائو به پارسى درآمد؛ اعترافات اگوستين به منزله قديس اعلاى مسيحيت با دو ترجمه روانه بازار فرهنگ شد و بالاخره «كتاب هاى قانونى ثانى» با برگردانى سليس و با سليقه اى سليم روى پارسى به خود ديد. حجم آثار اصيلى از اين دست كه به لطف پنجه محققان و مترجمان عالى همت، اينك پيش چشم ماست، به مراتب افزونتر از آثار كم مايه و سبك وزنى است در حيطه معنويت گرايى منتشر شده است.اينك مى توان به راحتى از نهادها، پژوهشگران، مترجمان و حتى ناشرانى سراغ گرفت كه حوزه فعاليت خود را اختصاصاً حوزه معنويت گرايى تعريف كرده اند. اين اتفاق مباركى در فرهنگ معاصر ايران است. ۲ گو اينكه تمامى آثار پيشگفته سزاوار تحسين و آفرين هستند اما اين نوشته خوش دارد بيش از هر چيز بر انتشار دو كتاب «حكمت سليمان» و «حكمت بن سيرا» تمركز كند. پيروز سيار مترجم صاحب سبك و خوش ذوق، پيش از اين «كتاب هايى از عهد عتيق، كتاب هاى قانونى ثانى» را به پارسى درآورده بود؛ كارى سترگ و ماندگار كه الحق حداكثر در هر دهه يكى از اين دست آثار روى پارسى را به خود خواهد ديد. سيار را پيش از اين كتاب، با ترجمه آثارى از كريستين بوبن شناخته بوديم، نويسنده معنويت گراى فرانسوى كه غناى ادبى خود را به خدمت مفاهيم ناب مينوى و اخلاقى درآورده است. «رفيق اعلى»، «بيهوده»، «فرسودگى» و «نور جهان» چهار كتاب از بوبن است كه تا كنون به قلم پيروز سيار ترجمه شده است. گو اينكه آثار ديگرى از اين نويسنده فرانسوى از سوى مترجمان ديگرى به فارسى برگردانده شده اما قياس ميان ترجمه هاى سيار و ديگران نيك نمايان مى كند كه پيروز سيار در تقرب به افق تفكر معنوى بوبن كامياب تر از ديگران بوده است. شاهد آنكه لطف قلم سيار، جذبه و شيدايى مينوى بوبن را به خوبى در پوستين ادبيات فارسى گنجانده است. سيار به حكم گزينش آثار بوبن براى ترجمه، بى درنگ ثابت كرد كه خود ارج و اصالتى براى گفتمان معنوى قائل است و در انتقال اين ميراث دل انگير و هوش ربا، جهد و جديت دارد و انصاف آنكه مزد اين مجاهدت را با استقبال نيكوى اهل فرهنگ ايران به كف آورده است. ۳ فارغ از ترجمه آثار بوبن، سيار رنج شيرين ترجمه كتاب هاى قانونى ثانى را نيز برخود هموار ساخت. ذكر اين نكته ضرورى است كه مجموعه «كتاب مقدس» به گواهى مورخين و فرهنگ شناسان در خلال ساليان بلكه سده ها فراهم آمد و هيچ گاه متنى يك دست، يگانه و دفعى الصدور نبوده است. به اعتبار همين خصلت زمانمندى، هر يك از شاخه ها و شعبه هاى آيين يهود و مسيحيت، ارج و اعتبارى ويژه براى هر يك از بخش هاى كتاب مقدس قائل شده اند. به اين اعتبار «كتاب مقدس به صورت امروزين خود مشتمل بر كتاب ها يا فصولى است كه به دو رده كلى تقسيم مى شوند: نخست كتاب هاى قانونى اول كه تشكيل دهنده تمامى كتاب هاى مقدس رايج اند و سپس كتاب هاى قانون ثانى كه تنها كاتوليك ها معتبرشان مى شمارند. اما يهوديان و به پيروى از ايشان پروتستان ها، آنها را مجعول مى دانند. كتاب هاى قانونى ثانى مشتمل بر هفت كتاب طوبيا، يهوديت، اول و دوم مكابيان، حكمت سليمان، يشوع بن سيرا، باروك و بخش هايى از كتاب استر و دانيال است. اين كتاب ها در هيچ يك از ترجمه هاى فارسى اخير كتاب مقدس برگردانده نشده اند چرا كه مؤسساتى كه به نشر كتاب مقدس همت گمارده اند متعلق به پروتستان ها بوده اند.» (كتاب هاى قانون ثانى - ديباچه مترجم - ص ۳۰-۲۹). كارى كه تاكنون نشده بود اينگونه بر دوش سيار نشست و او اين كار را به خوبى برگزار كرد. شأن كتاب هاى قانونى ثانى را آنگاه بهتر و بيشتر در خواهيم يافت كه به ابعاد عرفانى، تاريخى، ادبى و دينى اين مجموعه نظر ورزيم. گذشته از «شناساندن كتاب مقدس به عنوان يكى از عمده ترين شواهد ميراث فرهنگى بشريت به خوانندگان ايرانى» مرورى بر مضامين اين كتاب، هم پرده از واقعيات تاريخى تازه برمى دارد، هم وجوه ادبى اين آثار را آفتابى مى كند و هم جنبه هاى عرفانى و دينى آيين يهود و مسيحيت را عيان مى سازد. به اين اعتبار بايد اميد داشت كه همان طور كه سيار در گفت وگو با مجله فرانسوى «بيبليا» گفته است، ترجمه كتاب هاى قانونى ثانى، عارضه «كم شناختن» يا «بدشناختن» كتاب مقدس در ايران را تاحدى ترميم كند. مترجم منزلت كتابى را كه پيش روى خود نهاده به خوبى شناخته است. افزار مترجم زبان است و زبان به گفته هايدگر «خانه وجود» است. سيار گويا در خانه وجود اين كتاب چندى زيسته است تا زير و بالاى اين خانه را دريابد. انس با خانه وجود آن كتاب، مترجم را در اختيار زبان يا زبان هايى شكيل و شورانگيز بسى مدد رسانده است. او خوب آگاه است كه وقتى مضمون كتابى از كتاب هاى اين مجموعه تاريخى است نثر فارسى در طراز نثر بيهقى را برگزيند؛ وقتى مضمون، عرفانى و ادبى است نثر مقالات شمس را اختيار كند و وقتى مضمون، دينى و شريعتى است نثر آثار مقدس را انتخاب كند. گو اينكه اين مجموعه به تناسب نثر هايى مجزا و متعدد دارد اما فصاحت پارسى مترجم از اين نثرهاى گونه گون، متنى يكدست و يك آهنگ فراهم آورده است كه در زيبايى و فخامت، هر بخش چيزى كم از ديگرى ندارد.مترجم خود اذعان نموده كه مى خواسته سبك مناسبى براى ترجمه متن هاى مقدس به زبان فارسى پيشنهاد كند، سبكى كه در آن پيوند دشوار وفادارى و زيبايى در حد امكان تحقق پيدا كند. سيار براى به سرانجام رساندن پروژه كتاب مقدس، تنها خود را در موقعيت و مرتبت يك مترجم ننشانده بلكه انبوهى از پانوشت هاى تشريحى و ارجاعات حاشيه اى صفحات براى مطالعه عميق تر متن را تهيه كرده و گويا از روش هاى پيشرفته تصحيح متن سود جسته است. اين ،كار سيار را از كار يك مترجم صرف ، نه يك سر و گردن بلكه يك قد و قامت فراتر برده است. ۴ «حكمت سليمان» و «حكمت بن سيرا» دو پاره از اين سى پاره است كه افزون بر آن كه روزگارى دوشادوش ساير برادرانش در مجموعه كتاب هاى قانوى ثانى درآمده بود، اينك در قالب دو كتاب مجزا و مستقل و براى تسهيل در استفاده مخاطبان منتشر شده است. گرچه مترجم در اين چاپ ها، به كمترين مداخله و اصلاح و اضافات اكتفا كرده است اما اثر چندان خواندنى و لذت بردنى است كه حس نامطبوع تكرار به خواننده دست نمى دهد، سيار البته ترجمه خود را بر اساس روايت فرانسه كتاب مقدس اورشليم انجام داده است و براى حل مشكلات خود، از سه روايت كمكى بهره برده است: ترجمه جامع كتاب مقدس (تب)، كتاب مقدس اوستى و كتاب مقدس مجموعه «پلئياد». با اين همه كتاب مقدس اورشليم را كه «وولگات» فرانسه زبانان شمرده مى شود پايه ترجمه خود قرار داده است. او در اين مسير، اجازه انتشارات «سرف»، ناشر معتبر آثار مقدس در فرانسه را نيز كسب كرده است. ناشر باسليقه و كارآشناى كتاب (نشر نى) در چاپ اين دو كتاب گويا قدر مضمون را به خوبى دريافته است چرا كه فرم، كاغذ، جلد، صحافى، طراحى و كليه مراحل فنى و چاپ را با حسن انتخابى در خور مضمون، فراهم آورده است. نى، بى گمان ناشرى است كه در جغرافياى فرهنگى ايران ركنى ركين به شمار مى آيد. پيروز سيار اين روزها كه متاع فرهنگ نزد بسيارى، قيمت از كف داده است روى در ترجمه كامل كتاب مقدس براساس كتاب مقدس اورشليم نموده است. اين وعده را به خود داده ايم كه عنقريب گنجينه ميراث دينى يهودى - مسيحى را به ترجمه اى پخته و پاكيزه در دامان خواهيم داشت.
|