سه شنبه ۵ مهر ۱۳۸۴ -
Tue, Sep 27, 2005
فرهنگ و پايدارى
۳۲۶۴
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
دفاع مقدس
و موضع گيرى جوامع بين المللى
229560.jpg
پيروزى انقلاب اسلامى ايران به رهبرى حضرت امام خمينى (ره) در نيمه دوم قرن بيستم، به مثابه انفجار بزرگى جهان را به لرزه درآورده و همه معيارها، تحليل ها و برداشت هاى سياستمداران غرب و شرق را در هم زده و در مقابله با استكبار جهانى، راه نو و شيوه جديدى را به ملل مستضعف نشان داد.
دشمنان اسلام خود را از شناخت انقلاب اسلامى ناتوان ديدند و صريحاً به درماندگى خود از درك آن اعتراف نمودند ليكن اين حقيقت را به خوبى دريافتند كه انقلاب اسلامى با منافع استعمارى و سياست جهانخوارى و سلطه گرى آنان به كلى مغايرت دارد از اين رو بر آن شدند كه با تمام نيرو و امكانات با آن مقابله كنند. توطئه هاى براندازى را يكى پس از ديگرى تدارك ديدند: گنبد، نقده، كردستان، آذربايجان و خوزستان، آتش فتنه را شعله ور ساختند. ترور و آدمكشى و طرح كودتا راه انداختند، منافقان و ديگر گروههاى دست پرورده غرب و شرق را به صحنه آورده، همراه با سلطنت طلبان شكنجه گران ساواك و ديگر جاسوسان و عوامل سياه، موساد، اينتليجنت سرويس و ك.گ.ب زير عنوان به اصطلاح شوراى مقاومت گرد آورده و صدها روزنامه، نشريه، كتاب و جزوه عليه اسلام و انقلاب اسلامى و مقدسات ملت مسلمان ايران به رشته تحرير درآوردند.
طيف وسيعى از توطئه هاى رنگارنگ كه از طرف استكبار جهانى به سركردگى امپرياليسم آمريكا بر عليه نظام نوپاى انقلاب اسلامى ايران آغاز گرديد. در وهله يكم: با هدف سرنگونى نظام اسلامى، دوم: محصور ساختن انقلاب در چارچوب مرزهاى ايران و جلويگرى از صدور آن و سوم: منحرف ساختن و به سازش كشاندن انقلاب بود.
اشغال لانه جاسوسى آمريكا توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، ضمن افشاگرى اين توطئه ها منجر به خفت و خوارى آمريكا نزد افكار عمومى مردم منطقه و جهان شد و كينه آمريكا نسبت به انقلاب اسلامى صد چندان گرديد. از طرفى غربيها و به خصوص آمريكا در روند پيروزى انقلاب اسلامى به خوبى دريافتند كه شيوه نگرش و طرز تلقى جديدى نسبت به جامعه، حكومت، نظام و سياست در حالت تكوين و شكل گيرى است، لذا شاه بيت تمامى توطئه ها يعنى جنگ خانمانسوز هشت ساله را توسط صدام، رئيس رژيم بعث عراق و منحصر به فردترين شخصيت جاه طلب و قدرت طلب منطقه كه سوداى ژاندارمى و قدر شوكتى خاورميانه و خليج فارس در سر داشت، در شرايطى كه همه تلاشها براى تغيير محتواى انقلاب شكست خورده بود،  با تمهيدات قبلى بر جمهورى اسلامى ايران تحميل كردند.
در اين تهاجم، دست استكبار غرب و شرق، ارتجاع منطقه و صهيونيسم در كار بود ولى در نوك حمله، حكومت حزب بعث عراق قرار داشت كه مدتها قبل از تهاجم سراسرى، با ايجاد تشنج و درگيريها در طول نوار مرز مشترك، به تمهيد مقدمات حمله پرداخت. مجامع بين المللى نيز با سكوت خود با اين تهاجم برخورد ناشايستى كردند. اقداماتى كه اين مجامع در مقابل تجاوز عراق به كويت انجام دادند در آن زمان نيز قابل اجرا بود. تشكيل جلسه شوراى امنيت، صدور قطعنامه اى در محكوميت متجاوز، درخواست عقب نشينى بى قيد و شرط، محاصره و تحريم اقتصادى و ... هيچ يك صورت نگرفته و حتى در مباحثات مختلف عليه جمهورى اسلامى ايران، جو مسموم راه انداخته و به طور كلى تبليغات سوء نمودند.
عراق در اولين ضربه نظامى قدمهاى مهمى برداشت، ولى به اهداف خود نرسيد. ارتش عراق نه موفق به اشغال آبادان و اهواز شد و نه توانست ارتباط خوزستان را با مركز و يا حتى محور اهواز به دزفول قطع نمايد. نيروهاى عراقى در ابتداى تك سراسرى در اشغال خرمشهر نيز كه جزو هدفهاى اوليه عمليات نظامى آنان بود، در مقابل مقاومت مردم عاجز ماندند. در تهاجم عراق به كويت تانكهاى عراقى در دو ساعت از رميله تا كاخ امير كويت را طى كردند،  ليكن مردم خرمشهر همراه با استعداد كمى از نيروهاى نظامى و انتظامى غيرمتشكل و با تجهيزات نظامى سبك و انفرادى به مدت ۲۴ روز يگانهاى تا دندان مسلح ارتش عراق را در پشت دروازه هاى شهر نگه داشتند و اين كارى بس بزرگ بود.
در موقع تهاجم سراسرى نيروهاى مسلح عراق، ارتش جمهورى اسلامى ايران آمادگى رزمى كافى نداشت، پرسنل و فرماندهان يگانهاى ارتش در برخورد با مسائل و جو اجتناب ناپذير پس از پيروزى انقلاب، از روحيه و انضباط قابل قبول برخوردار نبودند،  پادگانها، انبارها و مخازن ارتش در روزهاى به ثمر رسيدن انقلاب مصادره شده بود. نقل و انتقالات بى رويه پرسنل، تقليل مدت خدمت وظيفه و شركت يگانهاى نيروى زمينى در عمليات توسعه پدافند داخلى و استقرار طولانى آنها در مناطق عمده اى از استانهاى آذربايجان غربى، كردستان و كرمانشاهان كه به منظور مقابله با شرارتهاى گروهك هاى مفسد و محارب و تجزيه طلب و آشوب طلب انجام گرفته بود، سبب تحليل رفتن بيش از پيش قابليتهاى رزمى نيروهاى مسلح شده بود. رژيم بعث عراق با توجه به همين نكته، زمان تجاوز را انتخاب كرده و در ۳۱ شهريورماه ۱۳۵۹ تهاجم سراسرى زمينى، هوايى و دريايى را آغاز نمود.
على رغم همه مصائب و مشكلات موجود در ارتش جمهورى اسلامى ايران كه خصوصاً در نيروى زمينى با توجه به ماهيت و مأموريت آن، نسبت به نيروى هوايى و دريايى وسيع تر و عميق تر بوده و خلاصه اى از آنها به صورت اجمال در بالا اشاره گرديد، اولين مرحله عمليات نيروهاى خودى يعنى سد نمودن پيشروى و تثبيت يگانهاى متجاوز با تلاش و ايثارگريهاى فرماندهان و پرسنل يگانهاى اين نيرو و يگانهاى ژاندارمرى، شهربانى و با پشتيبانى هاى مؤثر نيروى هوايى و هوانيروز نزاجا با به كارگيرى دو لشگر ۸۱ و ۹۲ زرهى و يك تيپ مستقل ۸۴ به عنوان نيروى پوشش قرارگاه مقدم نزاجا در غرب و جنوب از نوسود تا شلمچه اجرا گرديد.
لازم به ذكر است ابتدا چند عمليات آفندى محدود به منظورهاى فرو بردن دشمن در لاك پدافندى، وارد كردن تلفات و ضايعات به دشمن و بالاخره ارتقاى روحيه آفندى نيروهاى خودى، توسط رزمندگان اسلام انجام گرفت پس از پشت سر گذاشتن اين مرحله از جنگ، حضرت امام (ره) با صدور فرمان شكستن حصر آبادان، كار را وسعت دادند و تهاجم گسترده نيروهاى اسلام با عمليات دارخوين و ثامن الائمه آغاز و با طريق القدس، فتح المبين و بيت المقدس، مسلم بن عقيل كه به دنبال هم اجرا و ادامه يافت مانع از تجديد قواى دشمن شده نيروهاى عراق را وادار به فرار از ايران كرد و فتح خرمشهر، اوج پيروزيهاى نيروهاى مسلح و همه ملت مسلمان جمهورى اسلامى ايران بود. در پايان اين مرحله، نيروى زمينى عراق به پشت خطوط و استحكامات خود پناه برده و با ايجاد درياچه و كانالهاى آب وسيع و انواع ميادين مين و موانع متراكم و گسترده، در موضع تدافعى قرار گرفت. نيروهاى خودى حالت تهاجمى خود را حفظ كردند،  چرا كه اولاً عراقيها هنوز در بخش وسيعى از خاك ايران حضور داشتند. ثانياً: قبولاندن شرايط بر حق جمهورى اسلامى ايران به رژيم عراق، ادامه عمليات را ضرورت مى بخشيد؛ لذا سلسله عمليات والفجرها، كربلاها، فتح ها و نصرها صورت گرفت در حالى كه در اين دوره نفاق و خباثت دشمنان اسلام بيشتر ظاهر شد.
سركردگان غرب و شرق و ارتجاع عرب دم از صلح مى زدند و در همان حال به عراق كمك مى كردند. در مرحله اى كه نيروهاى ما، عراقى ها را پشت استحكاماتشان تحت فشار قرار داده بودند؛ آنها همه نوع مساعدت در زمينه هاى سياسى، اقتصادى، نظامى و تسليحاتى، اطلاعاتى و تبليغاتى به عراق كردند و هر اقدامى كه ميسر بود عليه ايران كردند تا رژيم بعث عراق بى پرواتر از گذشته، براى نيل به مقاصد شوم توسعه طلبانه خود در پناه چشم پوشى سازمانهاى بين المللى و اين كشورهاى مدعى تمدن و حقوق بشر، بارها و بارها بسيارى از مقررات بين المللى و قواعد حقوق بين الملل را نقض نموده و با موشكباران و بمباران كور هوايى مناطق غيرنظامى شهرها، مدارس، بيمارستانها، مراكز و آثار فرهنگى و تاريخى و حمله به هواپيماها و قطارهاى مسافربرى و كشتيهاى تجارتى دول بيطرف و نهايتاً كاربرد تسليحات شيميايى در سطح گسترده عليه افراد نظامى و غيرنظامى و حتى اتباع خود در بمباران شيميايى حلبچه، جنايات هولناكى را مرتكب شود.
پس از فتح عظيم نيروهاى اسلام در حلبچه و حضور رزمندگان ما در اعماق خاك دشمن در شمال عراق، سه عامل جديد وارد صحنه گرديد:
۱- اجازه قتل عام مردم عراق
۲- سياست سرزمين سوخته
۳- حضور نيروهاى بيگانه در خليج فارس و درياى عمان
به موازات عمليات مذكور، لشگركشى نيروهاى استكبارى به خليج فارس و درياى عمان صورت گرفت و اين نيروها عملاً با جمهورى اسلامى وارد جنگ شدند؛ هواپيماى مسافربرى ايرباس را سرنگون و بيش از ۲۵۰ تن از هموطنان غيرنظامى ما را به شهادت رساندند. گستاخان آمريكايى كار را به جايى رساندند كه دو سكوى نفتى ايران را در خليج فارس مورد حمله قرار داده و منهدم ساختند و در حقيقت از اين مقطع به نفع رژيم عراق، وارد جنگ با جمهورى اسلامى ايران شدند.
در اينجا ضرورى است به منظور پى بردن به حقانيت و مظلوميت اسلام، قرآن، انقلاب اسلامى ملت مسلمان و نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران كه على رغم همه تضييقات فشارهاى سياسى، اقتصادى، تبليغاتى و با همه كمبودهاى تسليحاتى به تنهايى در مقابل همه كفر جهانى به تكليف اسلامى و ميهنى خود عمل كردند، موضعگيريهاى سازمانهاى بين المللى در مقابل تجاوز عراق به ايران را به طور اجمال تجزيه و تحليل نماييم:
شوراى امنيت سازمان ملل متحد يك هفته پس از حمله عراق قطعنامه شماره ۴۹۷ (۲۸ سپتامبر ۱۹۸۰) خود را صادر مى كند در حالى كه در آن، نه اشاره اى به نقض تماميت ارضى ايران داشت و نه تجاوز عراق را محكوم مى كرد، نه پيشنهاد آتش بس داد و نه از نيروهاى متجاوز مى خواست كه سرزمينهاى اشغالى را ترك نمايند،  اين قطعنامه تنها از ايران و عراق مشتركاً مى خواست كه در استفاده بيشتر از زور خوددارى كنند.
پس از عمليات پيروزمندانه طريق القدس، فتح المبين و بيت المقدس كه منجر به آزادسازى خرمشهر شد در تاريخ ۲۱ تيرماه ۱۳۶۱ شوراى امنيت به درخواست رژيم اردن و با حمايت آمريكا تشكيل جلسه داده، قطعنامه شماره ۵۱۴ (۱۲ ژوئيه ۱۹۸۲) را صادر مى نمايد و براى نخستين بار موضوع برقرارى آتش بس و عقب نشينى به پشت مرزهاى بين المللى و استقرار نيروهاى حافظ صلح در مرز عنوان مى شود، جاى شگفتى و سؤال است كه چرا شوراى امنيت پس از ۲۲ ماه سكوت متوجه وظيفه خود شده و اين بار تا حدودى جدى تر با موضوع جنگ تحميلى برخورد نموده و از ضرورت عقب نشينى نيروها به پشت مرزهاى بين المللى، احترام به حاكميت، استقلال، تماميت ارضى و عدم مداخله در امور داخلى كشورها صحبت مى نمايد؟ براى همه كسانيكه از اعمال نفوذ قدرتهاى جهانى در سازمانهاى بين المللى اطلاع دارند و واقعيت تلخ بازيهاى سياسى را_ ولو به قيمت كتمان و يا قربانى كردن حق - مى دانند،  پاسخ اين سؤال روشن است.
و اما بررسى موضع گيريهاى جنبش غيرمتعهدها در جنگ تحميلى نشانگر آن است كه به رغم تجاوز آشكار و همه جانبه رژيم عراق به قلمرو جمهورى اسلامى ايران و با وجود نقض مكرر اصول انسانى و موازين حقوق بين المللى از طرف عراق، نهضت عدم تعهد نتوانست موضع صحيح و عادلانه اى در قبال اين تجاوز اتخاذ كند، به خصوص كه اصولاً به علت عدم عضويت ابرقدرتها در نهضت و نبودن حقوق ويژه و يك جانبه براى گروهى خاص، اميد و انتظار به قاطعيت و صراحت بيشترى از نهضت وجود داشت، ليكن ديده شد كه ملاحظات سياسى و گروهى مانع اعلام حقيقت و اجراى عدالت، ولو در لفظ و بيان گرديد.
و اما سازمان كنفرانس كشورهاى اسلامى: در اهداف اعلام شده اين سازمان، مصوب سومين اجلاس وزراى كشورهاى عضو در سال ،۱۹۷۲ توجه كافى به حفظ صلح و امنيت بين المللى متكى بر عدالت شده و احترام به حاكميت استقلال و تماميت ارضى هر يك از دولت هاى عضو و خوددارى از تهديد به استفاده از زور عليه تماميت ارضى وحدت ملى يا استقلال سياسى هر يك از دولتهاى عضو، از اصول بنيادين سازمان به شمار رفته است،  بنابراين از اين سازمان با چنين اهدافى، حداقل انتظار مى رفت كه عراق را به خاطر تجاوز به جمهورى اسلامى ايران محكوم نموده و اخراج اين رژيم كه اصول بنيادين سازمان را نقض كرده بود، حداقل مجازاتى بود كه سازمان كنفرانس كشورها مى توانست براى عراق تعيين نمايد.
جمع بندى مواضع مجامع بين المللى مؤيد اين است: اگر بتوان گفت كه اين مجامع خواستار صلح بودند،  صلح را بدون توجه به اجراى عدالت مى خواستند. اگرچه هدف صلح، هدف مقدسى است، اما هدفى كه بى ترديد بر صلح تقدم دارد، استقرار عدالت است. در طى جنگ، رژيم عراق از كمك هاى بى شائبه رژيم هاى مرتجع عرب منطقه برخوردار بود.
عربستان سعودى و كويت اعتبارات مالى شگفت انگيزى را در اختيار عراق قرار دادند و عوايد حاصله از فروش نفت منطقه بيطرف را به حساب دولت عراق واريز مى كردند.
برخى از كشورها همچون اردن، سودان، مصر و سازمان آزاديبخش فلسطين نيروى انسانى به عراق اعزام داشتند تا به صورت مزدور تحت امر نيروهاى مسلح آن كشور در جبهه ها به كار روند كه تعداد قابل ملاحظه اى از آنان به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. رژيم اردن كليه راههاى ترانزيتى و مواصلاتى و بندر عقبه را براى حمل و نقل تسليحات و ديگر كالاهاى ضرورى در اختيار عراق قرار داد. كويت جزاير استراتژيك بوبيان و وربه را در طول جنگ براى بهره بردارى نظامى و اطلاعاتى در اختيار ارتش عراق گذاشت. مصر بسيارى از جنگ افزارهاى روسى خود را به صورت رايگان و يا با قيمت نازل به عراق واگذار كرد.
ابرقدرتها و ديگر كشورهاى اروپايى نيز هرچند، در حرف، شعار بيطرفى سر داده بودند، اما در عمل به حمايت مالى، تسليحاتى، اطلاعاتى و تكنولوژيك از رژيم عراق پرداختند. فرانسه هواپيماهاى جنگى سوپراتاندارد، هليكوپترهاى تهاجمى و موشك هاى هوا به درياى اگزوست را در اختيار عراق قرار داده و از طلب مطالبات مالى خود از رژيم عراق در طول جنگ خوددارى ورزيد. اتحاد جماهير شوروى (سابق) انواع سلاح كه عمده ترين آنها هواپيماهاى جنگى ميگ - ،۲۹  تانكهاى مدرن تى - ۷۲ و موشكهاى زمين به زمين اسكادبى و ... را در طول جنگ به عراق فروخت. آمريكا نيز از طريق ماهواره هاى جاسوسى و هواپيماهاى آواكس مستقر در خاك سعودى، از وضعيت كمى و كيفى، چگونگى گسترش و تمركز نيروهاى ما در طول جبهه ها، نقاط قوت و ضعف و... اطلاعات نظامى ذيقيمتى را در اختيار عراق قرار داد. و بالاخره در اواخر سال ۱۳۶۶ به بهانه اسكورت نفتكشهاى كويتى با پرچم آمريكا، ناوگان نيروى دريايى خود را به منطقه خليج فارس و درياى عمان گسيل داشت. و همانطور كه قبلاً اشاره شد با سرنگون ساختن هواپيماى ايرباس و انهدام سكوهاى نفتى ما در خليج فارس علناً و عملاً به نفع رژيم عراق وارد جنگ گرديد.
هدف اصلى ما همواره صلح پايدار بوده است و در اين مرحله، براى تحقق صلح، راه قطعنامه ۵۹۸ شوراى امنيت سازمان ملل انتخاب شد. رژيم عراق كه از يك سال قبل ادعاى پذيرش قطعنامه را داشت، پس از پذيرش جمهورى اسلامى، گروهك مزدور و خودفروش منافقين را تشويق، تحريك و يارى نمود و تهاجمى را عليه ايران اسلامى تدارك ديدند كه منجر به عمليات پيروزمندانه مرصاد گرديد و ضربه سنگينى بر پيكر اين جرثومه هاى فساد وارد و رژيم عراق نيز در برابر افكار عمومى جهانيان رسواتر شد. سپس مرحله مذاكرات براى اجراى قطعنامه ۵۹۸ آغاز گرديد، وقت زيادى از دو كشور در اين مرحله تلف شد و براى خيلى ها حقايقى روشن و واضح گرديد كه بعث عراق صلح واقعى نمى خواهد و آماده اجراى قطعنامه نبوده و شعار صلح خواهى سالهاى جنگ، محلول وضع جبهه ها و از سر ضعف و ناچارى بوده است. همچنين روشن شد كه سازمان ملل نيز تمايل به اجراى قطعنامه در شرايط خاص آتش بس را ندارد و در اين مرحله ايران مظلوم، مانند دوران جنگ تنها و غريب در صحنه مذاكرات براى احقاق حق به تلاش پرداخت و با هوشيارى و مقاومت دولتمردان جمهورى اسلامى، رژيم عراق در دستيابى و وصول به يكايك اهداف اعلام شده خود، ناكام و شكست خورده ماند. صدام حسين در جلسه فوق العاده مجلس ملى آن كشور در ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۰ موافقتنامه ۱۹۷۵ الجزاير را خاتمه يافته تلقى كرده و اعلام مى دارد:
وضع حقوقى شط العرب بايد به صورت قبل از اين موافقتنامه بازگردد.
امير سرتيپ دوم نبى زاده، فرمانده نيروى زمينى ارتش


|   شناسنامه   |   آرشيو   |