سه شنبه ۵ مهر ۱۳۸۴ -
Tue, Sep 27, 2005
گفت و گو
۳۲۶۴
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
گفت وگوباعليرضا قربانى خواننده اركستر ملى ايران
گفت وگو با معاونان دانشجويى دانشگاه ها
گفت وگوباعليرضا قربانى خواننده اركستر ملى ايران
نبايد اسير رديف بود
حميد هنرى
229650.jpg
آنهايى كه موسيقى سنتى و آواز را دنبال مى كنند عليرضا قربانى را بيشتر با اركستر ملى ايران مى شناسند، خواننده اى كه خوب مى خواند و آوازش را در كنار مرحوم عمومى و تجويدى و فخرالدينى آموخته است. صداى قربانى ۳۳ ساله در شب هاى محرم چند سال پيش با تيتراژ پايانى مجموعه تلويزيونى شب دهم به صدايى دوست داشتنى در ميان مردم تبديل شد.
همين هفته پيش قبل از آنكه با اركستر خورشيد مجيد درخشانى تصنيف هايى با اشعار مشيرى و كدكنى را بخواند به گفت وگو با او نشستيم، از اركستر گفت و از هواى آواز خواندن براى مردم، بسيار جدى است و دغدغه موسيقى ايرانى پرشور را دارد. قربانى قرار است آخر همين هفته اجراى ديگرى با اركستر ملى را در هشتمين سال فعاليت با اركستر تجربه كند.
گروه فرهنگ وهنر
ورود شما به دنياى موسيقى با فراگيرى ساز بود يا از ابتدا با آواز شروع كردى؟
از شش سالگى به صورت جدى و مصمم قرائت قرآن مى كردم ودر كنار قارى قرآن بودن سرود و تصنيف هاى قديمى را مى خواندم ، ۱۲ ساله كه شدم به كلاس آموزش رديف رفتم با اين حال شرايط تحرير زدن را در آن سن داشتم چرا كه براى آموختن رديف، بايد تحرير را شناخت.
خانواده همراهت بودند؟
مادرم مشوق اصلى من درفراگيرى آواز بود و هميشه دوست داشت كه من بخوانم، دبستان كه مى رفتم به تشويق مادر درنماز جمعه تهران، همايش ها و كنگره ها قرآن مى خواندم حتى براى خواندن قرآن مرا به پادگان بابك مى بردند.
 آن روزها موسيقى هم گوش مى كردى؟
بله، آثار بنان و ولى زاده را بسيار گوش مى كردم و قطعه شد خزان ولى زاده را بسيار دوست داشتم، اين نوارها را خودم تهيه مى كردم.
در كلاس رديف ، اولين گوشه اى كه آموختى چه بود؟
سال ۶۳ ، گوشه شهابى در آواز بيات ترك.
رفتن به كلاس آواز تصميم خودت بود؟
بيشتر از طرف مادرم و نزديكانى كه علاقه مند صداى من و قرآن خواندن من بودند به فراگيرى آواز به صورت آكادميك تشويق شدم در همان روزها مكانهايى همچون كانونها (كه نامشان كاخ جوانان بود) و مدرسه، تك خوانى و سرود خوانى مى كردم كه اطرافيان به علاقه من در خواندن پى برده بودند.
پيشگامان آواز موسيقى ايرانى ،كودكى و نوجوانى خود را با تلاوت قرآن گذراندند، چه اشتراكى در تلاوت قرآن با صوت عرب و آواز ايرانى با صوت فارسى وجود دارد؟
بين اين دو ارتباط وجود دارد، اول خلاقيت كسى كه قرآن مى خواند او يك سوليست است، كسى كه قرآن مى خواند بايد بداند كه انتخاب كوك، ملودى، نقطه شروع بر عهده خودش بوده و عرصه خلاقيت در سليست بودن بسيار وسيع است.
دوم، اعتماد به نفس، كسى كه قرآن قرائت مى كند به عنوان يك سوليست هميشه در جمع زيادى برنامه اجرا مى كند و يك خواننده هم بدون ساز و بدون حس بايد در جمع بخواند، يك اشتباه همه چيز را به هم مى زند.
معتقدم كه قرائت قرآن در خلق ملودى، جسارت براى خواندن بسيار مهم است همچنين در رابطه اين دو اشتراك موسيقى عرب و فارس را هم مى توان اشاره كرد.
چقدر صداى خودت را وام دارى دوران قارى بودن مى دانى؟
خيلى به من كمك كرده است.از روزهاى اول كه به عنوان خواننده حرفه اى روى صحنه رفتم خونسردى كه حتى به ظاهر در من بود به عنوان ويژگى شمرده شده است، و اين خونسردى را وام دار روزهاى قارى قرآن بودن هستم.
درسال ۶۳ ، بحبوحه جنگ بود و فضاى اجتماعى براى كلاس و كنسرت فراهم نبود، كلاسها را چطورى شروع كردى؟
براى پيدا كردن استاد و كلاس وقت بسيارى گذاشتم و خيلى جست وجو كردم. هيچ كلاس موسيقى آن روزها داير نبود، به دنبال استادى بودم كه كلاس در منزل برگزار كند. بهرام عابدينى اولين معلم من در رديف بود كه گوشه شهابى را به پيشنهاد او در كلاس هايش آموختم، آن كلاس در يك خانه قديمى تشكيل مى شد.
اساتيد بعدى كه سراغشان رفتى، چه كسانى بودند؟
بهروز سلطانى و ميرفخرايى كه روايت هاى دوامى را نقل مى كردند استادان بعدى من بودند. مهدى فلاح كه كلاس هايش در منزل خود در خيابان خرمشهر برگزار مى شد از اساتيد ديگر من بود كه ۶ سال اين كلاسها به طول انجاميد. در محضر احمد ابراهيمى، فريدون مشيرى و مرحوم عمومى در سالهاى بعد موسيقى را بيشتر آموختم.
با محمدرضا شجريان چطور؟
فقط به عنوان استاد آواز ايشان را دوست دارم.
با علاقه اى كه به فراگيرى آواز به صورت آكادمى داشتيد، چرا به هنرستان موسيقى نرفتى؟
از وجود هنرستان موسيقى اطلاعى نداشتم ، سال اول دبيرستان فهميدم كه هنرستانى براى موسيقى هست اما بايد از اول راهنمايى ثبت نام مى كردم كه در آن سن تصميم گرفتم به دبيرستان بروم و ادامه تحصيل بدهم.
چگونه با مرحوم عمومى آشنا شدى؟
وصف استادعمومى را در صحبتهاى همايون پور و شجريان شنيده بودم، اولين بار با همايون پور ايشان را ملاقات كردم، اما فريدون مشيرى پيشنهاد شاگردى عمومى را به من داد، در ديدارها كه با ايشان در شروع داشتم پيشنهاد برگزارى كلاس رادادم كه بعد به اتفاق چند دوست ديگر اين كلاسها را راه انداختيم كه اين كلاسها تا روزهاى قبل از مرگ ايشان داير بود.
سالهاى زيادى را با استاد عمومى براى آموختن گذرانديد، در اين كلاسها به لحاظ محتوايى چه مى گذشت؟
فضاى كلاس خوب بود، دكتر عمومى خارج ازمباحث آكادميك تدريس مى كرد، در ميانه آواز مباحثى را مطرح مى كرد و درآن باره به گفت وگو مى نشستيم.
در اين كلاسها اساتيدى همچون كسايى، حسين عمومى، نواب صفا و الهى قمشه اى شركت مى كردند و برنامه سؤال و جواب را با هنرجويان انجام مى دادند.
دكتر عمومى به مكتب اصفهان اشراف فوق العاده اى داشتند.
او تاريخ شفاهى موسيقى بود كه اين تاريخ را در كلاس به صورت خاطره و داستان به ما منتقل مى كردند. در كلاس هاى ايشان بينش آوازى تشريح مى شد.
بينش آوازى چه تعريفى دارد؟
آنچه كه من آموختم،بينش آوازى به معناى قدرت خلق در رديف است. رديف كه به عنوان يك مرجع درموسيقى ايرانى مطرح است در نگاه دكتر عمومى با اعتقاد داشتن به آن به خلاقيت ختم مى شود . در بينش آوازى نبايد اسير رديف بود، قدرت خلاقه بايد پرورش داده شود و چيز نويى از آن رديف به دست آورد، خلق كرده و اجرا شود.
اين تعريف با شرط از دست ندادن زيبايى موسيقى ايرانى بيان مى شود.
چقدر به اين تعريف پايبند هستى؟
خيلى سخت است بتوان به اين مهم رسيد، سعى خودم را مى كنم.
چه زمانى وارد دوران فعاليت حرفه اى شدى؟
اجراهاى حرفه اى با برنامه كنسرت در دانشگاه هاى شهيد بهشتى و تهران با همراهى گروههاى دانشجويى و حرفه اى آغاز شد.
اين كنسرتها ادامه پيدا كرد تا به اركستر ملى دعوت شدى؟
بله، نوار يكى از همين كنسرتها كه در تالار وحدت برگزار شده بود توسط يكى از دوستان به آمريكا رفت، اين نوار را دكتر صادقى كه استاد دانشگاه كاليفرنيا است شنيد، صداى من را پسنديد و با تجويدى تماس گرفت و من را به استاد تجويدى معرفى كرد. ديدارهاى من با تجويدى به صورت هفتگى دنبال مى شد كه شاگردى استادى حسى بين ما بوجود آمد، ايشان پس از مدتى تصميم به معرفى من به فرهادفخرالدينى رهبر اركستر ملى كردند، يكى از روزهاى بهار ۱۳۷۷ به اركستر رفتم و فرهاد فخرالدينى مرا تست كرد.
قطعه اى كه براى تست پيشنهاد شد و من اجرا كردم از آثار تجويدى بود، پس از برنامه آقاى فخرالدينى گفت كه من در اين آزمون قبول شدم.
چندماه بعد از آن روز به طور رسمى براى اركستر خواندى؟
سه ماه بعد.
فكر مى كردى كه به اين سرعت براى اركستر بخوانى؟
بله، بعد از اينكه تست دادم به نحوى مى خواستم كه توانايى هايم را به استاد تجويدى و فخرالدينى ثابت كنم.
اولين قطعه اى كه با اركستر خواندى چه بود؟
قطعه اى از فرهاد فخرالدينى با نام (چه بد كردم) با شعر عراقى.
همكارى با اركستر را شروع كرديد بدون اينكه در بازار موسيقى آلبومى ارائه داده باشيد. چه شد كه خواننده ثابت اركستر شدى؟
تقريباً در تمامى برنامه هاى اركستر ملى مى خواندم و خواننده هاى ديگر هم در بعضى اجراها با اركستر همكارى مى كردند. با خواست فخرالدينى در تمام برنامه ها حضور داشتم وبعد به عنوان خواننده ثابت معرفى شدم.
به عنوان خواننده ثابت اركستر چقدر دراجراى قطعات نظر مى دهى؟
به جرأت مى گويم كه تا امروز بيش از ۹۵ درصد قطعاتى را كه خواندم با رضايت خودم بوده است. راجع به من، فرهاد فخرالدينى انصاف داشته كه قطعاتى را مى خوانم با رغبت خودم باشدبارها اتفاق افتاد. كه پس از مدتها تمرين قطعاتى اعلام كرد كه هنوز نتوانستم ارتباط برقرار كنم.
بعضى از اين قطعات را خواننده هاى ديگر خواندند و در آلبوم خود قرار دادند.
اگر نظر خاصى داشته باشم به رهبر اركستر مى گويم و صلاح مصلحت ايشان حكم مى كند كه بپذيرند يا نپذيرند.
پس چالش وجود دارد؟
بله
نظرتان درباره عدم همكارى خواننده هاى طراز اول موسيقى سنتى با اركستر ملى چيست؟
نمى دانم.
خوب است كه همكارى كنند؟
خيلى خوب است كه بيايند و كار كنند، اين اركستر ملى است، شايد بهترين افتخارش مى تواند اين باشد كه برترين آهنگسازان، خوانندگان ورهبران در آن فعاليت داشته باشند. تا جايى كه اطلاع دارم رهبر اركستر ملى اعلام فراخوان به خوانندگان و رهبران موسيقى كشور داده است حتى ايشان پيشنهاد رهبرى را به ديگر رهبران داده اند، اما دليل اجرايى نشدن اين برنامه ها را نمى دانم!
اساساً با وجود خواننده ثابت در اركستر ملى موافقى؟
از دو سال پيش به فرهاد فخرالدينى پيشنهاد كردم كه براى به وجود نيامدن فكر اينكه اركستر ملى مونوپل قربانى است در شوراى اركستر استفاده از خواننده هاى ديگر مطرح شود.
پيشنهاد شد اما عملى نشد؟
بله.
229554.jpg
اولين آلبومى كه با فخرالدينى به بازار موسيقى سنتى معرفى كرديد چگونه شكل گرفت؟
در سال هاى اخير تلاش بر اين بوده كه آثارى را كه اركستر ملى اجرا مى كند ضبط شود و به صورت آلبوم يا سى دى به دست مردم برسد. اما به دليل مشكلات ادارى و حقوقى تا امروز اين مهم به سرانجام نرسيده است.
پيرو اين نياز و به پيشنهاد خودم قطعاتى را كه فخرالدينى نوشته بودند را با همكارى سروش ضبط كرديم و به عنوان آلبومى عرضه شد.
دليل اينكه سراغ ديگر آهنگسازان نرفتى چه بود؟
در سال ۸۰ اركستر ملى فعاليت زيادى داشت و روزهاى خوبى را پشت سرگذاشت و بهترين گزينه براى همكارى فرهاد فخرالدينى بود.
از آلبوم استقبال خوبى نشد اما وقتى به تلويزيون رفتيد و براى دو مجموعه شب دهم و كيف انگليسى خوانديد، در ميان مردم كه با اركستر شما را نمى شناختند، آشنا شدى، چه شد كه به رسانه تلويزيون رفتى؟
در آن زمان به دليل كمبود امكانات عالى بهتر از اين آلبوم نمى شد به بازار عرضه شود. اولين قطعه را به پيشنهاد فرهاد فخرالدينى براى مجموعه كيف انگليسى كه توسط خود ايشان ساخته شده بود خواندم و در سريالهايى كه شخص فخرالدينى آهنگسازى كرده همچون ملاصدرا، روشن تر از خاموشى و... با تلويزيون همكارى كرده ام.
همكارى با فردين خلعتبرى كه آهنگساز موسيقى پاپ و حسن فتحى چگونه انجام شد؟
به تلويزيون معتقدم، شب دهم قسمت من شد، چند قسمت اول اين مجموعه را خواننده ديگرى خوانده بود كه پخش هم شد، خيلى علاقه مند نبودم در سريال تلويزيونى بخوانم به خلعتبرى هم وقتى پيشنهاد كرد تأكيد كردم كه سمفونى بوى ايرانى بايد داشته باشد كه بتوانم بخوانم كه او هم چنين كرد.
اين مجموعه ويژگيهايى داشت عشق زمينى، چاقو در كنار شب عاشورا و ايام محرم ، كه بعد از انقلاب براى اولين بار بود چنين مجموعه اى ارائه مى شد، بعد از نارضايتى مسؤولان از خواننده اول شبانه با من تماس گرفته شد كه بايد اين مجموعه را بخوانى و صبح رفتم و خواندم.
حس عاشورا تأثيرگذار بود؟
بله، به استوديوى تلويزيونى نرفتم وقتى مى خواندم حس بود و تكنيك نبود.
بعد از استقبال مردم از مجموعه؟
فكر نمى كردم كه اين استقبال شود كه بعد هم جوايزى به من اهدا شد.
چرا براى سينما نمى خوانى؟
علاقه مند نيستم، اما فيلم سينمايى كه مايه هاى هنرى داشته باشد به سراغ سينما خواهم رفت.
منظور اثر ضعيفى نباشد، سريال ملاصدرا كه ضعيف بود؟
به خاطر فخرالدينى رفتم، ملودى ها قوى بود و اگر موسيقى به صورت آلبوم عرضه شود، يك آلبوم عالى خواهد بود.
ملودى خوب از ديگر آهنگسازان به شما پيشنهاد نشده است؟
ملودى و تنظيم خاص بودن اثر برايم خيلى مهم است و اين مهم برايم اتفاق نيفتاد.
خاص يعنى چه؟
كمتر شنيده شده باشد. ملودى هايى كه در آن خلاقيت ديده شود، اگر شوشترى باشد شوشترى كه امير جاهد و قديمى ها اجرا كردند نباشد.
قطعه اصيل باشد اما در اركستاسيون و تنظيم خاص باشد.
جوانها كمتر سراغ موسيقى سنتى مى روند و مى گويند خيلى يكنواخت است، اين خاص بودن را براى مخاطب مى بينى؟
در جديدترين همكارى ام با مجيد درخشانى و اركستر خورشيد تأكيد داريم كه آثارى را اجرا مى كنيم كه جوانها را به اثر علاقمند كنيم. دغدغه واقعى من علاقه به موسيقى ايرانى است ومخاطب بايد با علاقه موسيقى ايرانى را انتخاب كند.
آهنگسازان در اين راستا بايد به زبان روز ملودى هاى پر انرژى و تنوع دار بنويسند ما امروز گروه عارف و شيدا سالهاى ۵۰ را مى خوانيم. دور از حرف بايد كار شود و كار خوب بايد بزرگان بيايند و كار خوب به بازار ارائه دهند.
دو آلبوم با درخشانى ضبط كرديد؟ در اين راستا است؟
با اركستر بزرگ و ضبط چند صدايى اين دو آلبوم را ضبط كرديم، اين كار تنها يك جرقه است چرا كه به تنهايى نمى توانيم به هدف برسيم.
خواندن در اركستر دغدغه است يا استوديو براى آلبوم؟
هر دو برايم مهم است، هركس كه مى خواهد اثر توليد كند يك وظيفه اجراى زنده دارد، همچون تئاتر كه ذات در صحنه و اجراى زنده شكل مى گيرد.
در اجراى زنده توانايى ها با اجراى خوب عرضه مى شود. كنسرت ايرانى بسيار سخت است، در لحظه همه چيز در معرض شنيدن و ديدن قرار مى گيرد، معتقدم كه آنهايى كه كار صحنه اى نمى كنند خواه ناخواه در سطح پايين قرار دارند.
بيشتر كار با اركستر را مى پسندى؟
بله، اركستر صدا دهى كامل وبهترى دارد اما با گروه چند نفره همراه با داريوش طلايى كنسرتها را در شهرهاى بزرگ دنيا انجام داديم.
كنسرت با گروه خورشيد و مجيد درخشانى و همكارى در دو آلبوم ، كار با اين آهنگساز كه دو دهه از ايران به دور بوده چگونه شكل گرفت؟
آثار مجيد درخشانى را به لحاظ حس و تكنيكى دوست دارم، در بازگشت به ايران تك قطعه اى را براى ايشان خواندم كه رضايت بخش بود و در ديدار بعدى قرار ضبط آلبوم با قطعات از ايشان گذاشته شد كه اين همكارى با اجراى كنسرت ۲۸ تا ۳۰ شهريور ماه در تالار وحدت دنبال مى شود.
و درآخر روزهاى آتى عليرضا قربانى؟
امكان پيش آيد آلبوم هاى جديد و خاص را ارائه دهم و در مرحله انتخاب آثارى از بزرگان موسيقى همچون پرويز مشكاتيان هستم كه اجرا كنم و بعد اجراى كنسرت خوب با اركستر ملى يا گروه هاى ديگر با توانايى هاى خودم.
گفت وگو با معاونان دانشجويى دانشگاه ها
وضعيت خوابگاه هاى دانشجويى در آغاز سال تحصيلى
229551.jpg
با شروع سال تحصيلى و پذيرش دانشجويان در دانشگاه هايى دور از شهر و ديار خود، ضرورت وجود خوابگاه هايى درخور و مناسب بيش از پيش احساس مى شود. برخى دانشگاه ها آمادگى ارائه خوابگاه به دانشجويان را دارند و برخى ديگر پذيراى دانشجويان نيستند. گروه دانشگاهى «مهر»، در گفت و گو با معاونان دانشجويى برخى از دانشگاه هاى كشور وضعيت خوابگاه ها را مورد ارزيابى قرار داده است كه از نظرتان مى گذرد:
دانشگاه تهران
معاون دانشجويى و فرهنگى دانشگاه تهران گفت: خوابگاه جديدى با عنوان فاطميه دو براى دانشجويان دختر دانشگاه تهران مورد بهره بردارى قرار مى گيرد. با اجراى اين طرح خوابگاه هاى دخترانه پراكنده دانشگاه تهران در اين مكان جديد متمركز مى شود. با انتقال دانشجويان دختر به اين خوابگاه، سهم هر دانشجو از فضاى خوابگاهى به ۱۲‎/۳متر مربع مى رسد و ظرفيت اتاق هاى خوابگاه دختران استاندارد مى شود.
دكتر محمد حسين اميد در گفت و گو با خبرنگار دانشگاهى «مهر» افزود: خوابگاه دختران دانشگاه تهران در سال هاى اخير با برخى مشكلات مواجه بوده است. كمبود فضا در اتاق ها از بزرگترين مشكلات دانشجويان دختر دانشگاه تهران است. با توجه به اين كه استاندارد سرانه خوابگاهى بيش از ۱۲ متر مربع براى هر دانشجو است اما اين دانشجويان در كمتر از ۹ متر مربع اسكان داده مى شوند.
وى تصريح كرد: با برنامه ريزى هايى كه دانشگاه تهران در سال جارى انجام داده محل جديدى تحت عنوان فاطميه دو براى دانشجويان دختر در نظر گرفته است. اين خوابگاه در انتهاى خيابان كارگر شمالى و محل قديم خوابگاه هاى پسران واقع شده است.
اميد خاطرنشان كرد: با اجراى اين طرح تمام خوابگاه هاى دخترانه موجود در سطح شهر دانشگاه تهران به اين محل جديد منتقل مى شوند. اسكان دانشجويان به فاطميه دو سهم هر دانشجو را از فضاى خوابگاه به ۱۲‎/۳متر مربع مى رساند و دانشجويان در اتاق هاى سه و چهار نفره اسكان مى يابند.
معاون دانشجويى دانشگاه تهران در ادامه اظهار كرد: در كوى پسران با تأسيس دو خوابگاه جديد در مهر ماه سال جارى، ۵۲۰ دانشجو در اين خوابگاه ها اسكان مى يابند. در اين بخش در سال آينده نيز دو خوابگاه ديگر با ظرفيت ۵۶۰ دانشجو راه اندازى مى شود. بنابراين دانشجويان پسر نيز در وضعيت استاندارد سكونت خواهند داشت.
وى يادآورشد: در سال جارى به هر ۶ يا ۱۰ نفر دانشجوى دختر در خوابگاه ها يك يخچال تعلق مى گيرد. اين تعداد نسبت به سال گذشته در حدود ۵۰ درصد افزايش دارد. يك سالن سينما نيز با ظرفيت ۲۵۰ نفر در فاطميه يك در مهر ماه سال جارى راه اندازى مى شود.
دكتر اميد خاطرنشان كرد: يك سالن ورزشى مجهز و بزرگ نيز در نيمسال دوم سال تحصيلى آينده در فاطميه دو تأسيس مى شود. پيست دوچرخه سوارى نيز براى دانشجويان دختر در فاطميه يك راه اندازى خواهد شد.
وى تصريح كرد: براى پسران نيز زمين چمن طبيعى و استاندارد بازسازى شده و در اول مهر ماه به بهره بردارى مى رسد. همچنين دانشگاه براى استفاده دانشجويان دختر و پسر دانشگاه از استخر با دانشكده تربيت بدنى قراردادى منعقد كرده است.
معاون دانشجويى و فرهنگى دانشگاه تهران اظهار كرد: دانشگاه تهران در سال جارى به وسيله خوابگاه هاى خودگردان به دانشجويان شبانه نيز خوابگاه ارائه مى كند. با توجه به جابجايى خوابگاه هاى دختران و تعداد كم پذيرفته شدگان در نوبت دوم اين دانشجويان در خوابگاه ها اسكان داده مى شوند.
دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسى
معاون دانشجويى دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسى گفت: دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسى در نظر دارد خوابگاه هاى دانشجويى را بر اساس سال ورود دانشجويان طبقه بندى كند و دانشجويان را بر اين اساس در خوابگاه ها اسكان دهد. اين طرح در حال بررسى است و در صورت امكان از مهر ماه سال جارى در تمام خوابگاه هاى اين دانشگاه به اجرا در مى آيد.
دكتر بازرگان در گفت وگو با خبرنگار دانشگاهى«مهر» افزود: دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسى در سال جارى تعهدى در قبال اسكان دانشجويان ورودى جديد در خوابگاه ندارد. اين دانشگاه در سال جارى خوابگاه خود گردانى نيز براى دانشجويان نوبت دوم ندارد.
وى تصريح كرد: بزرگترين مشكل دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسى پراكندگى جغرافيايى دانشكده ها و خوابگاه هاى آن است. طرح جامع دانشگاه آرزوى هميشگى اين دانشگاه است. در حال حاضر مسؤولين دانشگاه اقداماتى را در اين زمينه انجام داده اند و اين موضوع به طور مرتب در دانشگاه پيگيرى مى شود.
وى خاطر نشان كرد: در بسيارى از موارد فضاهاى خوابگاهى در كل كشور استاندارد نيست. وزارت علوم، تحقيقات و فناورى در سال گذشته يك خوابگاه جديد براى دانشگاه خريدارى كرد. پروژه تأسيس اين خوابگاه به طور كامل انجام نشد. اين خوابگاه تنها به صورت ۱۰ واحد آپارتمانى دو خوابه به دانشگاه ارائه داده شد كه مناسب خوابگاه دانشجويى نبود.
وى در اين زمينه يادآور شد: دانشگاه از مدتى پيش در حال انجام عملياتى براى تغيير اين ساختمان و متناسب كردن آن با شرايط خوابگاه دانشجويى است. اين خوابگاه در اول مهر ماه براى ۱۱۰ نفر از دانشجويان دختر اين دانشگاه راه اندازى مى شود.
دانشگاه علامه طباطبايى
معاون دانشجويى و فرهنگى دانشگاه علامه طباطبايى گفت : طرح تجميع، به روز سازى و تجهيز خوابگاه هاى دانشگاه علامه طباطبايى به ويژه خوابگاه هاى دانشجويان دختر از اولويت هاى معاونت دانشجويى اين دانشگاه است. دكتر كارگر در گفت و گو با خبرنگار دانشگاهى «مهر» افزود: در نيم سال اول سال تحصيلى جارى، دو دانشكده حقوق و روانشناسى و علوم تربيتى دانشگاه علامه طباطبايى به محل دهكده المپيك منتقل مى شوند.
وى با اشاره به مسافت طولانى خوابگاه هاى دانشگاه علامه طباطبايى با دانشكده هاى مذكور، تصريح كرد: طرح تجميع خوابگاه دختران اين دو دانشكده در حال اجراست، در همين راستا، خوابگاه دختران مدرس تخليه شده و به دانشجويان خارجى اختصاص يافته است.
كارگر در ادامه افزود: در حال حاضر، خوابگاه هاى دختران واقع در سطح شهر، در محدوده سعادت آباد و ونك تجميع شده است و جهت رفاه حال اين دانشجويان سرويس اياب و ذهاب به محل دهكده المپيك و ديگر دانشكده ها فراهم مى شود. پس از رفع برخى مشكلات در خصوص واگذارى زمين، خوابگاه هاى دختران اين دانشگاه نيز در محل دهكده المپيك تجميع مى شوند.
معاون دانشجويى و فرهنگى دانشگاه علامه طباطبايى اظهار داشت: معاونت دانشجويى اين دانشگاه، طرح تجميع، به روز سازى و تجهيز هر چه بيشتر خوابگاه ها را در اولويت كارى خود قرار داده است و تلاش مى كند وضعيت تغذيه دانشجويان دانشگاه را نيز بهبود بخشد.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |