- حسن كامشاد متولد ،۱۳۰۴ تهران
- ليسانس علوم سياسى از دانشگاه تهران
- دكتراى ادبيات و زبان فارسى از دانشگاه كمبريج انگلستان
- استاد زبان فارسى دانشگاه كمبريج انگلستان
- استاد مدعو دانشگاه كاليفرنيا
- استاد سابق دانشگاه تهران
- برخى از آثار وى عبارتند از: پايه گذاران نثر جديد فارسى (تأليف به دو زبان فارسى و انگليسى) درخدمت تخت طاووس (ترجمه)، خاورميانه (ترجمه)، استالين مخوف (ترجمه)، عيسى (ترجمه)، دنياى فرضى (ترجمه)، قبله عالم (ترجمه) و...
حسن كامشاد آخرين كتابش را به شاهرخ مسكوب تقديم مى كند. «پايه گذاران نثر جديد فارسى»، گرچه اين كتاب ترجمه كتابى است كه خود سالها پيش در كمبريج و به زبان انگليسى نوشته بود. چرا حسن كامشاد آخرين اثرش را كه بسيارمهم هم هست به عزيزترين دوست خود تقديم مى كند؟ چون اين مسكوب بود كه او را به اين وادى كه امروز در آن غوطه ور است كشانده. مى گويد: «من و مسكوب دركلاس ششم متوسطه با هم همكلاس شديم و همزمان «مصطفى رحيمى» نيز همكلاس ما بود و ما هرسه از شاگردان برجسته آن دبيرستان به شمار مى آمديم. هرسه ما نيز از شاگردان برجسته كلاس انشاء بوديم كه پس از قرائت انشاء دبيران و شاگردان هميشه ابراز احساسات مى كردند. اما آنچه بايد بگويم اين است كه انشاهاى آن دو تن اصيل و بافكر بود اما نوشته هاى من همه اقتباس و سرقت ازترجمه هاى «لامارتين» و «شاتوبريان» بود.
اوايل سال تحصيلى، هنگام زنگ تفريح، يك نفر به پشت من زد، برگشتم، مسكوب بود. بدون مقدمه چينى گفت: اين مهملات رمانتيك چيه كه به خورد معلم جاهل و شاگردان مى دهى؟ چرا به جاى اين كتاب ها، كتاب حسابى نمى خوانى؟ من كه نمى خواستم كم بياورم گفتم مثلاً چى؟ گفت: بهت مى گويم. فعلاً بگو چقدر پول نقد دارى؟ با تعجب گفتم: ۱۵ ريال! گفت: فردا همه پولت را بياور تا بعد!
فرداى آن روز با ۱۵ ريال به مدرسه رفتم. «مسكوب» نيز ۱۵ ريال را گرفت و يك كتاب «تاريخ بيهقى» به من داد و گفت: ۵ ريال هم بابت خريد اين كتاب به اين پسر بدهكار شدى كه بعداً بايد بدهى و عصر همان روز با هم به خانه «مسكوب» رفتيم و شروع به خواندن «تاريخ بيهقى» كرديم. پس از آن روز با پول توجيبى ام توانستم «سياست نامه»، «شاهنامه»، «خمسه نظامى» و... را خريدارى كنم.»
و اين گونه دوستى ۶۳ ساله مسكوب و كامشاد شكل مى گيرد؛ دوستى كه منجر به ظهور «حسن كامشاد» ى مى شود كه نه تنها مترجمى است چيره دست كه محقق و پژوهشگرى است عميق و استوار.
حسن كامشاد جزو مترجمان نسل دوم ايران است؛ اگر به كتاب خود او استناد كنيم؛ نسل اول مترجمان ايران در اواخر قاجار را افرادى مانند حاجى باباى ميرزا حبيب، ميرزا عبداللطيف طوجى تبريزى، ميرزا جعفر قرچه داغى، شاهزاده محمد طاهرميرزا، اعتصام الملك و... شامل مى شد كه كامشاد درباره شان در كتاب «انديشه درگذار ترجمه»اش مى گويد: «ترجمه هاى معروف ديگرى نيز پيش از مشروطيت انتشار يافتند و نقش بارزى در نهضت ادبى آن دوره ايفا كردند، درواقع با آمدن صنعت چاپ به ايران ترجمه از زبان هاى اروپايى به فارسى آغازشده بود. ولى ترجمه هاى نخست بيشتر كتاب هاى درسى، درباره تاريخ، جغرافى و علوم براى بهره گيرى در دارالفنون بودند و ارزش ادبى چندانى نداشتند. ترجمه داستان و نمايشنامه در ساليان بعد شروع شد و محتواى بديع، شكل دلپذير و زبان گوياى آنها چنان خوانندگان را مفتون كرد كه تا سال ها اين آثار منبع اصلى مركزى خانواده ها در سراسر مملكت بود.»
حسن كامشاد را بايد هم نسل نويسندگان و مترجمان بزرگى چون محمدقاضى، ابوالحسن نجفى، رضا سيدحسينى، ابراهيم يونسى، نجف دريابندرى، كريم كشاورز، به آذين، محمدمهدى فولادوند، عبدالله توكل، احمد آرام، زرياب خويى، سيمين دانشور، فروغى، شاهرخ مسكوب، پرويز داريوش، احمدشاملو، مصطفى رحيمى، كرم امامى و... به حساب آورد كه هركدام جداى از تفكر و ايدئولوژى و شخصيت فرهنگى در طبقه هاى سبك هاى مختلف، مترجمان نسل دوم ايران را تشكيل مى دهند كه البته هركدام گرايش به حوزه اى خاص و در بعضى موارد مشابه يافتند.
با اين همه كامشاد به طرز غريبى با بسيارى از هم نسلان اش تشابه دارد. اولاً تا قبل از سال ۱۳۵۷ از او چهار اثر منتشر مى شود كه نمى توان براى آن دليلى موجه يافت. (كم كارى، فعاليت سياسى و...) اما به هرحال دراين دوره با بعضى از هم نسلان اش همدرد است. اما پس از سال ۱۳۵۷ از او در دهه شصت تنها دو اثر و در دهه هفتاد ۱۲ اثر و درچهار سال اخير هم ۵ اثر از ترجمه هاى او منتشرمى شود؛ كه اقبال انتشار آثارش در دوران پختگى عمر را به فال نيك گرفت.
ثانياً از يك نويسنده دو اثر را ترجمه نكرده است و اكثراً شاخه به شاخه رفته و بيشتر سعى در معرفى چهره هاى جديد به خوانندگان فارسى داشته است.
او همچنين بنا به تغييرات و تحولات سياسى معاصر ايران در بين دولت هاى از «سيدضياء تا بختيار» گرايش تفكرى و عقيدتى به سازمان حزب توده ايران پيداكرد (همانند مسكوب) كه شايد تكاپو و نوجويى دراكثر هم نسلان او - كه يا فارغ التحصيل دارالفنون بودند، يا از فرنگ برگشته بودند - باعث گرويدن به نو يافته اى جذاب در برهوت انديشه آن دوران ايران معاصر شد؛ چون اكثر مترجمان آن زمان در تحولات انتشار روزنامه، توسعه صنعت چاپ و اعزام به خارج قرارگرفته بودند و كامشاد خود دراين باره مى گويد: «از آنجا كه گروه اول محصلان ايرانى اعزامى به خارج با بورس دولتى به فرانسه فرستاده شدند، تأثيرپذيرى آنها از فرهنگ و ادب اين كشور در اواخر قرن ۱۹ بارزتر بود و اكثر ترجمه ها از فرانسوى شد.» حال جداى از آن مطلب زيباى انديشه راهنماى انسان داراى عقل آزاد كه مى گويد: «انسان فوق سازمان و نهاد است، سازمان و نهاد ابزارى در دست انسان براى رسيدن به هدفى است كه بيان آزادى است وگرنه برعكس شده، انسان بازيچه سازمان و نهاد است كه هدف آن بيان قدرت و استبداد است.»
به هر حال كامشاد را بايد جزو مترجمان نوجويى دانست كه دائماً به دنبال شناساندن چهره هاى تأثيرگذار ادبيات و فلسفه غرب امروز است. او از طرفى «لوكاح» را ترجمه مى كند از طرف ديگر «گورور» و اين تفكر را در همان آغاز هم با ترجمه اى از «فاوست» به همراه داشت.
او كه فارغ التحصيل يكى از بزرگترين و معتبرترين دانشگاههاى دنياست - كمبريج - در همان دوران دانشجويى اش توانست اثرى سترگ به نام «پايه گذاران نثر جديد فارسى» را آن هم به زبان انگليسى به غربيان ارائه كند.(۱)
حسن كامشاد متولد تهران است و تا سال ۱۳۲۲ كه با مسكوب آشنا مى شود چيز زيادى درباره اش نمى دانيم. او در اثر آشنايى با مسكوب چنان كه آمد مجذوب ادبيات كلاسيك و آثار ماندگارى چون «تاريخ بيهقى» مى شود. پس از دبيرستان به دانشگاه تهران مى رود و در رشته علوم سياسى مشغول به تحصيل مى شود. در همين سالها نيز چون بسيارى از هم نسلانش - و شايد تحت تأثير فعاليت هاى حزبى مرحوم مسكوب - به حزب توده مى پيوندد و مدت زمانى چند با آن همكارى مى كند و سپس در اثر حوادثى از اين حزب مى برد و براى سالها كارمند وزارت نفت آن زمان مى گردد و بالاخره در اولين فرصت به انگلستان سفر مى كند و در آنجا و در دانشگاه كمبريج زبان و ادبيات فارسى را تحصيل مى كند و ساليان بعد همانجا به تدريس زبان فارسى مى پردازد و در اين بين در دانشگاههاى تهران و كاليفرنيا تدريس مى كند. يكى از آخرين ملاقات هاى كامشاد و مسكوب به ۵سال پيش بازمى گردد. كامشاد در اين باره مى گويد: «۵سال پيش سفرى به فرانسه داشتم. با شاهرخ در همان پستويى كه بيش از ۱۲سال آخر عمرش را در آن گذرانده بود، نشستيم و بسيارى از خاطرات آن دوران را با هم مرور كرديم. در همان زمان، چاپ آثارى را كه تاكنون منتشر نشده بود به من سپرد و وضعيت بسيارى از دست نوشته هايش را كه تاكنون منتشر نشده اند را روشن كرد. مثلاً تحقيقات «مسكوب» درباره «شاهنامه» بسيار حائز اهميت است. به همين منظور «شاهنامه دورخيم» و «شاهنامه» چاپ مسكواش را كه به صورت مفصل حاشيه نويسى كرده بود، يادآورى كردكه به يك دانشگاه معتبر بسپاريم تا شايد كسى وقت كند و آنها را مطالعه و بررسى كند.»
|
|
|
او ادامه مى دهد كه: مسكوب سالهاى زيادى از عمر خويش را وقف شاهنامه پژوهى كرد و مطالعه دست نوشته هاى او و مدون كردن نوشته هايش نشان از وسعت ديد و تحول نگرش او در طول سالهاى مختلف است.
كامشاد سخنانش درباره مسكوب را با لحنى تلخ به پايان مى برد و مى گويد: «من از شاهرخ مسكوب هزاران خاطره دارم و بسيار حيف است كه اين خاطرات را با خود به گور ببرم. مسكوب در طول دورانى كه با هم دوست بوديم، مرا به خيلى كارها تشويق كرد...»
كامشاد كتابهاى بسيارى در عرصه ترجمه دارد كه همگى جزو مهمترين آثار ترجمى دوران معاصر هستند. با اين حال كتاب «پايه گذاران نسل جديد فارسى» او كه اخيراً نيز ترجمه شده است، يكى از مهمترين و تأثيرگذارترين آثار اوست كه كمك شايانى به شناسايى ريشه ها و بنيان نثر جديد فارسى مى كند.
كامشاد آنگونه كه خود در بخش يادداشت اين كتاب نوشته، اين كتاب را در سال ۱۳۴۴ يعنى هنگامى كه در دانشگاه كمبريج تدريس مى كرد، به زبان انگليسى تأليف كرده است و كتاب حاضر در واقع ترجمه كتاب ۴۰سال پيش است كه او به زبان انگليسى نوشته بوده است.
او انگيزه اصلى اش را از نوشتن اين كتاب ادامه دادن كارى مى داند كه ادوارد براون پيش از او انجام داده است. ادوارد براون مستشرق و ايران شناس معروف است كه تحولات ادبى ايران را تا سال ۱۹۲۱ ميلادى بررسى كرده است و جريان هاى ادبى بعد از اين تاريخ و پيدايش گونه هاى جديد ادبى دوران پس از ۱۹۲۱ بى تفسير ماند.
كامشاد قبل از پرداختن به پيشگامان نثر جديد، ابتدا مختصرى درباره پيش زمينه تاريخى نثر ايران توضيح مى دهد و قبل از بررسى نثر دوره تحول و آغاز مرحله جديد ۴دوره مختلف براى نثر برمى شمرد.
او در اين دسته بندى ها ابتدا دوره سامانى را با ويژگى هاى زبانى ساده و رسا معرفى مى كند و بعد به دوره غزنوى، سلجوقى و خوارزمى كه لغات و تركيبات عربى در نثر رواج يافت و آن را متكلف ساخت مى پردازد.
كامشاد چنانكه در مقدمه و بخش «يادداشت نويسنده» اشاره مى كند: «تلاش خود را به هنگام نوشتن كتاب به كار بسته تا كتاب را از خشكى و يكنواختى بيرون بياورد و در اين كار نيز موفق عمل كرده است و كتاب حاضر فراتر از يك كتاب معمولى است و منبع بسيار مهمى براى محققان و پژوهشگران آينده است.
كامشاد علاوه بر اين، كتب با ارزش ديگرى نيز دارد كه «ويتگنشتاين - پوپر و ماجراى سيخ بخارى» نوشته «ديويد اومندز و جان آيدينو» خاورميانه نوشته برنارد لوئيس، از اساتيد دانشگاه پرينستون، در خدمت تخت طاووس، درياى ايمان، استالين مخوف و... از آن جمله است.
حسن كامشاد از مترجمان و محققان و ادبيات پژوهانى است كه با رسيدن به ۸۰سالگى همچنان غريب و مهجور ميان مان مانده است و... مگر اين چند روزه دريابيم!
پى نوشت:
۱- روزنامه شرق، عرفان قانعى فرد، ۱۴ تير ۸۴