|
بررسى مناسبات ۲۶ ساله ايران و چين
روابطى به قدمت تاريخ
قسمت آخر
|
|
|
محمدمهدى غفارى بهره چهارم: مسأله هسته اى ايران و موضع چين چين قطعنامه ۳۰ نوامبر آژانس بين المللى انرژى اتمى درباره ايران را متعادل و كمك به جمهورى اسلامى ايران توصيف و آن را در راستاى سياست شفاف سازى برنامه هاى هسته اى ايران ارزيابى كرد. از ديدگاه چين، قطعنامه ۳۰ نوامبر سال ۲۰۰۴ ميلادى براى ادامه گفت وگوها و همكارى در زمينه هاى مختلف براى دو طرف سودمند است. پس از تهديد «كمال خرازى» وزير خارجه (سابق) به قطع همكارى تهران با آژانس بين المللى انرژى اتمى، مسأله هسته اى ايران در كانون توجهات جهانى قرار گرفت. در آن سوى قضيه نيز، دولت آمريكا پيوسته به دنبال تصويب قطعنامه شديدالحنى عليه ايران و محكوميت تهران _ براى آنچه كه به زعم آمريكا، ساخت سلاح هسته اى خوانده مى شد، در شوراى امنيت بود. در حالى كه دولت ايران در ماه نوامبر سال ۲۰۰۳ ميلادى، همكارى خود را با سازمان بين المللى انرژى اتمى تقويت كرد و اين رويكرد ايران با اقبال و خرسندى جامعه جهانى همراه بوده است. سفر «لى جائو شينگ» وزير امورخارجه چين به تهران _ كه البته در آن مقطع زمانى، بيانگر نياز پكن و تهران براى همكارى در عرصه هاى بين المللى و منطقه اى بود _ مى توانست به نشانه حمايت چين از ايران درباره فعاليت هاى هسته اى صلح آميز باشد. وزير خارجه چين قبل از ترك پكن در يك گفت وگوى تلفنى با همتايان انگليسى، فرانسوى و آمريكايى خود از موضع اصولى پكن در حل مناسب مسأله هسته اى ايران در چارچوب آژانس بين المللى انرژى اتمى دفاع كرد(۱) گفتنى است، چين از ابتداى طرح مسأله هسته اى ايران همواره در نشست هاى آژانس به طور منطقى موضع بى طرفى را اتخاذ كرد، ولى خواستار حل موضوع از مجراى مذاكره تنها در چارچوب آژانس شد. در واقع، تأكيد چين براى حل مسأله هسته اى (آنهم) در چارچوب آژانس، به معناى مخالفت چين با ارجاع پرونده هسته اى ايران به شوراى امنيت سازمان ملل متحد بوده است. زيرا از ديد پكن، موضوع هسته اى ايران كاملاً يك بحث فنى (تكنولوژيك) است و لذا نبايد به آن بعد سياسى داده شود(۲). در شرايطى كه چين درك مناسب از فعاليت هاى هسته اى صلح آميز ايران دارد و تهران را شريك مورد اعتماد خود قلمداد مى كند، مى توان گفت كه چين قادر است به طور جدى در اين عرصه ايفاى نقش كند؟ و مساعدت خود را در جهت حل مسأله هسته اى ايران در چارچوب آژانس نشان دهد؟ در مورد اينكه پكن مى تواند در دستيابى به يك فرمول منطقى براى حل سريع مسأله هسته اى همه طرفهاى ذيربط را متقاعد كند، هنوز ترديد وجود دارد. با وجود اين، رايزنى هاى چين با مقام هاى آمريكايى و اروپايى در مورد مسأله هسته اى ايران بيانگر علاقه مندى پكن براى حضور جدى تردر حل اين مسأله است. از ديد رسانه هاى چينى به ويژه روزنامه مردم، ارگان حزب كمونيست چين، چنانچه طرفين در جهت حل مسأله، روند منطقى را دنبال نكنند، چالش ها درباره پرونده هسته اى ايران بيشتر خواهد شد. در حالى كه ايران تدابير بسيار مثبتى براى همكارى با آژانس اتخاذ كرده و براى حل مسأله، مذاكرات با سه كشور اروپايى را ادامه داده است. افزايش فشارهاى آمريكا عليه جمهورى اسلامى ايران از يك سو و احتمال ارجاع پرونده هسته اى ايران به شوراى امنيت از سوى ديگر باعث شد تا چين و ايران رايزنى ها را تقويت كنند. تهران اميدوار است با استفاده از نفوذ چين در شوراى امنيت و حق وتوى باارزش اين كشور در صورت ارجاع پرونده هسته اى به شورا كه طبعاً تحت فشارهاى آمريكا به آژانس صورت خواهد گرفت، جلوگيرى شود. چين هم اكنون اقتصاد خود را به شدت وابسته به منابع انرژى (نفت و گاز) منطقه خاورميانه و آسيا مى داند و ايران نيز از اين قاعده مستثنى نيست. جدا از انگيزه هاى سياسى و با توجه به سرمايه گذارى وسيع چين در صنايع نفت ايران كه با استفاده از خلأ عظيم شركت هاى بزرگ نفتى آمريكا صورت گرفت چين انگيزه هاى اقتصادى بسيارى براى مخالفت با هر نوع تحريم احتمالى ايران دارد.(۳) خبرگزارى «شين هوا» در تحليل رويكرد هسته اى جمهورى اسلامى ايران با انتشار بيانيه اى در اين خصوص اعلام كرد كه تهران با اعلام تعليق فرايند غنى سازى اورانيوم، گام مهمى براى حل مسأله هسته اى برداشت. براساس تحليل شين هوا، ايران با اعلام تعليق برنامه غنى سازى اورانيوم، بار ديگر حسن نيت خود را براى استمرار مذاكرات جهت حل صلح آميز اين مسأله نشان داد و راه را براى انجام گفت وگوهاى بعدى هموار كرده است. از ديد شين هوا، توافق ايران با اروپا براى تعليق برنامه غنى سازى اورانيوم نشان مى دهد كه ايران قصد دارد گام هاى مؤثر و سازنده اى براى حل مسأله هسته اى بردارد.(۴) از ديد رسانه هاى جمعى چين به ويژه خبرگزارى رسمى شين هوا، تصويب قطعنامه جديد شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى براى ايران يك پيروزى ديپلماتيك به شمار مى رود. زيرا پرونده هسته اى ايران از دستور كار شوراى حكام خارج شد و اين شورا تعليق موقت فعاليتهاى غنى سازى اورانيوم ايران را تأييد كرد. از ديد تحليلگران شين هوا، اگر آمريكا به داوطلبانه بودن غنى سازى اورانيوم و عدم الزام حقوقى ايران توجه نداشته باشد و ايران را تحت فشار بگذارد، تهران احتمالاً صبر و تحمل خود را از دست خواهد داد و روش هاى ديگرى را براى مقابله با سياستهاى آمريكا در پيش خواهد گرفت. اما نگرانى اين است كه شوراى حكام، پرونده ايران را به طور كامل نبسته باشد و تا زمانى كه اين شرايط وجود دارد، آمريكا به رغم توافقات ايران و اتحاديه اروپا، عليه تهران دست به اقداماتى خواهد زد تا موارد جديدى را بر ضد ايران مطرح كند. تدوين چنين سناريويى از سوى آمريكا با برگزارى كنفرانس بين المللى حمايت از انقلاب (اسلامى) مردم فلسطين در تهران بسيار تأمل برانگيز مى نمايد. حمايت معنوى ج.ا.ا، از انتفاضه مردم فلسطين دليل اصلى به راه افتادن اينگونه جنجال هاى تبليغاتى آمريكا درباره دستيابى ايران به سلاح هاى هسته اى بود. بهره چهارم : همكارى نظامى ايران و چين در باره روابط نظامى ايران و چين در قبل از پيروزى انقلاب اسلامى هيچ نشانه اى كه بيانگر همكارى دو كشور در زمينه نظامى باشد، در دست نيست. زيرا رژيم پهلوى ايران به علت وابستگى شديد به اردوگاه غرب و آمريكا، ارتش ايران را از شروع تأسيس براساس الگوهاى غربى سازماندهى كرده بود. دولت پادشاهى ايران در ازاى پرداخت پولهاى بسيار كلان حاصل از درآمد فروش نفت به آمريكا، از اين كشور سلاح دريافت مى كرد. زيرا سلاحهاى آمريكايى و غربى به مراتب از سلاحها و تجهيزات نظامى چينى پيشرفته تر بود و طبعاً در صحنه عمليات نظامى نيز كارآيى بيشترى داشت. ضمن آنكه دريافت اين گونه تسليحات اساساً با سياست هاى شاه مخلوع براى ايجاد قوى ترين ارتش خاورميانه انطباق بيشترى داشت. با وجود آنكه سلاحهاى چينى ارزان قيمت و سهل الوصول تر بوده است (اما) شاه كه داراى منابع مالى كافى (نفت) بود، سلاحهاى چينى براى او جذابيت نداشت. علاوه براين، تا مدتهاى طولانى، چين با ايران روابط سياسى نداشت و تا قبل از سقوط نظام شاهنشاهى، فروش اسلحه به حكومت هاى وابسته به غرب توسط چينى ها باب نشده بود. پس از انقلاب اسلامى ، همكارى نظامى ايران و چين بطور مشخص معلوم نيست ، ولى در مورد اينكه چين پس از شروع جنگ تحميلى ، اقدام به فروش تسليحات به جمهورى اسلامى كرده باشد، اتفاق نظر وجود دارد.(۶) اطلاعات موجود در رسانه هاى جمعى داخلى و خارجى حاكى از آنست كه دولت چين تا كنون موشكهاى ضدكشتى از انواع «كرم ابريشم » و «۸۰I- C» موشكهاى زمين به هوا با برد بلند، موشكهاى هدايت شونده ضدتانك و ۱۶ فروند هواپيماى جنگنده از نوع «۶-J» در اختيار ايران قرار داده است. (۷) گفتنى است كه همكارى نظامى ايران و چين در بعد از انقلاب اسلامى ، ولو در سطح متعارف و معمول، حساسيت هاى دولت آمريكا را برانگيخت. به همين دليل، واشنگتن در طول سالهاى دهه ۹۰ ميلادى تا كنون چين را متهم به انتقال فناورى پيشرفته نظامى به ايران مى كند. كاخ سفيد در توجيه اين ادعاى خود گفت: پكن با فروش حجم انبوهى از تسليحات متعارف مانند موشكهاى زمين به زمين، موشكهاى ضد تانك ، موشكهاى بالستيك و صدها! فروند هواپيماى شكارى و رزمناو! به ايران باعث شد تا بنيه و ساختار نظامى جمهورى اسلامى ايران تقويت شود به همين دليل آمريكا، با قراردادن نام چين در ليست كشورهاى صادركننده تكنولوژى تسليحاتى به ايران، درصدد متهم كردن چين برآمد. (۸) داد و ستد و مبادلات هسته اى تهران و پكن (آن هم در سطح متعارف) از جمله مواردى است كه همواره باعث نگرانى كاخ سفيد شده است. آغاز روابط هسته اى دو كشور به سال ۱۹۹۲ ميلادى باز مى گردد. مقامات تهران و پكن بارها تأكيد كرده اند كه خدمات فناورى ارائه شده از سوى پكن تنها كاربرد صلح آميز داشته و براساس مفاد معاهده «ان.پى.تى» صورت گرفته است. فشارهاى آمريكا برچين قبل از آنكه حاصل نگرانى واشنگتن از نقض معاهده و يا مستند به مدارك قابل دفاع باشد،ناشى از عدم تمايل آمريكا به همكارى چين با ايران بوده است.(۹) مقامات آمريكا مدعى هستند كه پكن همچنان فناورى پيشرفته نظامى از جمله فناورى موشك در اختيار جمهورى اسلامى ايران قرار مى دهد. در ارديبهشت ماه سال ۸۳ / آوريل /۲۰۰۴ دولت بوش تحريمهايى عليه سازندگان تجهيزات چينى كه قابل استفاده در توسعه سلاحهاى مخرب بوده است، اعمال كرد. واقعيت هم اين است كه راهبرد «جورج بوش» و بازى هاى كاخ سفيد براى مهاركردن هردو كشور چين و ايران بوده است، چرا كه اتحاد و مشاركت راهبردى ايران و چين در بلندمدت - البته به زعم بوش و همكارانش - مى تواند به جبهه اى عليه آمريكا تبديل شود.(۱۰) امضاى موافقتنامه همكارى علمى در خصوص فناورى فضايى صلح آميز ميان معاون وزير ارتباطات ايران و رئيس سازمان فضايى چين در پكن مى تواند در راستاى همكارى نظامى صلح آميز و مبادله كارشناس ارزيابى شود. دولت ايران پس از تشكيل سازمان فضايى كه يك نهاد دولتى محسوب مى شود، همكارى علمى - فضايى با چين را كه يكى از كشورهاى در حال پيشرفت در علوم فضايى به شمار مى رود آغاز كرد.(۱۱) سازمان فضايى ايران به منظور مطالعه، پژوهش ، طراحى ، مهندسى و اجرا در زمينه فناورى خدمات فضايى و سنجش از راه دور، تقويت شبكه هاى ارتباطى در داخل و خارج از كشور را دنبال مى كند و قصد دارد در اين چارچوب روابط علمى و پژوهشى را با چين گسترش دهد. ايران پس از تشكيل سازمان فضايى ، در نخستين اقدامات علمى و در چارچوب همكارى با چين قصد دارد يك ماهواره چندمنظوره كوچك را با هزينه اى بالغ بر ۴۴ ميليون دلار تا سال ۲۰۰۶ ميلادى به فضا پرتاب كند. سفر رئيس سازمان فضايى ايران به چين در اواخر سال ۲۰۰۴ ميلادى در چارچوب ادامه همكاريهاى علمى و پژوهشى ايران وچين و شكل گيرى سازمان مذكور بود. گفتنى است، چين با پرتاب اولين فضاپيماى سرنشين دار «شن چوى - ۵ »در سال ۲۰۰۳ و پرتاب شن چوى -۶ در ۲۰۰۵ به باشگاه فضايى كه پيش از آن تنها داراى دو عضو روسيه و آمريكا بود پيوست. (۱۲) همكارى چين و جمهورى اسلامى ايران در زمينه هاى نظامى و دريافت تكنولوژيهاى مربوط به تسليحات همانطور كه در سطور پيشين بدان اشاره شد، اگرچه به سطح اغواكننده اى نرسيده، اما تاهمين حد همكارى نظامى دوكشور چين و ايران، دولت آمريكا را نگران كرده است. در اين باره ، دولت جورج بوش در اوايل دسامبر ۲۰۰۴ ميلادى، چهار شركت چينى و يك شركت كره شمالى را به خاطر فروش تجهيزات و فناورى مرتبط با ساخت سلاحهاى كشتار جمعى به ايران تحريم كرد. پكن مى گويد: اقدام دولت آمريكا مبنى بر تحريم چهار شركت چينى ، يكجانبه،نسنجيده و تنها به استناد قوانين داخلى آمريكا صورت گرفته و لذا فاقد وجاهت قانون بين المللى است. اين در حالى است كه چين قاطعانه با تكثير سلاحهاى كشتارجمعى و انتقال آن به ديگر كشورها مخالف است و به همين منظور سلسله مقرراتى براى مديريت جلوگيرى و تكثير سلاحهاى كشتار جمعى وضع و اعمال كرده است. آخرين بهره: اسلام ، پل ارتباطى ميان ايران و چين اسلام در طول تاريخ، حلقه ارتباطى دوتمدن بزرگ و قديمى ميان ايران وچين بوده است. دين اسلام راه خود را از ميان سرزمين فارس «كشورى كه در ايران كنونى واقع شده بود» پيدا كرد. هم اكنون بسيارى از مسلمانان چينى به زبان فارسى و نه عربى عبادت مى كنند. زبان روزمره مسلمانان چين تركى، ولى الفباى آنها فارسى است. وجود مسلمانان زياد طبق آمار حزب كمونيست چين ۲۲ميليون نفر و مدارس دينى فراوان زمينه تعامل فرهنگى بويژه در بعد اسلامى را گسترش خواهد داد. (۱۳) حتى از روزگاران قديم ورود مسلمانان ايرانى در هيأت بازرگان و سفيران سبب شد كه اسلام به كشور چين راه يابد و با تبليغ عالمان دينى ايرانى، دين اسلام در چين تبليغ و ترويج شود. در اين خصوص بايد اشاره كرد كه جايگاه زبان فارسى در چين بسيار بالا است، به گونه اى كه مردم مسلمان، نيت نماز را به زبان فارسى بيان مى كنند و غير از قرآن كريم، بيشتر كتب مذهبى مسلمانان چينى به زبان فارسى است. در عين حال، انتشار حدود يكصد عنوان نشريه اسلامى كه از سوى مسلمانان مناطق مختلف چين تهيه و منتشر مى شود، حاكى از بالندگى و پويايى دين اسلام به عنوان يك دين زندگى است. توسعه و گسترش اطلاعات، پرداختن مطبوعات و رسانه هاى بين المللى به مسأله مسلمانان، تأثير پيروزى انقلاب اسلامى ايران در ماوراء مرزهاى جغرافيايى، خيزش نهضت و حركتهاى اسلامى در مرزهاى غربى چين و در كنار آن تسامح و مداراى دولتمردان چين با مسلمانان و بالا رفتن (خود) آگاهى مسلمانان از جمله عوامل رشد نشريات اسلامى در چين به شمار مى رود. نكته مهمتر اينكه،دولت چين برخلاف دوره انقلاب فرهنگى از ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ به دليل پديدار شدن شرايط و محيط اجتماعى جديد، براى همه اديان از جمله اسلام احترام قائل است و به مسلمانان منطقه سين كيانگ با مركزيت اورومچى اجازه رعايت شعاير اسلامى را مى دهد. از اواخر سال،۱۹۷۶ دقيقاً پس از مرگ «مائوتسه دون» اعزام مسلمانان چين براى زيارت بيت الله الحرام پس از يك وقفه ۱۵ساله آغاز شد. نتيجه گيرى جمهورى اسلامى ايران بيش از بسيارى ديگر از كشورهاى خاورميانه و غرب آسيا از امكانات، ظرفيت و پتانسيل هاى لازم براى گسترش روابط سياسى و اقتصادى با جمهورى خلق چين برخوردار است. اگرچه روابط جمهورى خلق چين و جمهورى اسلامى ايران در دوران پيش از انقلاب اسلامى، با توجه به ويژگى هاى دوران جنگ سرد، شكل خاص خود را داشت، اما شكل گيرى روابط دوكشور در دوران پس از انقلاب اسلامى عمدتاً تحت تأثير عوامل بسيارى است كه به آنها اشاره شد.در اين ميان، بايد توجه داشت كه چين پذيرفته است آمريكا تا مدتهاى غيرقابل پيش بينى، قدرت بى رقيب خواهد بود. اين نظريه چين به معناى تأييد همه سياستها و اقدامات منطقه اى و جهانى آمريكا نيز نيست اما به معنى مقابله در برابر قدرت آمريكا، هم نمى باشد.واقعيت اين است كه روابط تهران _ پكن تنها زمانى تا حد ظرفيت هاى بالقوه موجود ارتقا خواهديافت كه مقامات كشور چين، اصل رابطه با جمهورى اسلامى را فداى نگاه ترس يا طمع آلود به بيرون از اين روابط نكنند.با اين حال، مناسبات آينده ايران و چين بستگى به جايگاه جمهورى اسلامى ايران در صحنه سياست بين المللى، ميزان تأثيرگذارى در معادلات سياسى، توانايى ايفاى نقش درعرصه روابط بين الملل و عدم ايجاد تهديد براى منافع چين و ايران دارد. منابع: ۱- بررسى مسائل كشورها، شماره ۱۰ـ مؤسسه مطالعات و پژوهش هاى بازرگانى ۲- همان منابع ۳- ايران و چين _ جاده هموار همكاريها _ روزنامه شرق ۱۷ آبانماه ۸۳ ۴- همان منبع ۵- بررسى مسائل كشورها _ شماره ۱۰ـ مؤسسه مطالعات و پژوهش هاى بازرگانى ۶- همان منبع ۷- همان منبع براى كسب اطلاعات بيشتر به همين نشريه ص۴۳۹ مراجعه شود. ۸- ايران و چين _ جاده هموار همكاريها _ روزنامه شرق ۱۷ آبانماه ۸۳ ۹- همان منبع ۱۰- نيويورك تايمز خبرگزارى ج.ا.ا، ۸۳/۸/۲۸ - آرشيو كميته آسيا _ برون مرزى ۱۱- پكن. خبرگزارى ج.ا.ا، ۸۳/۸/۱۲ _ آرشيو كميته آسيا _ برون مرزى ۱۲- همان منبع ۱۳- نشريه سياسى _ نظامى شماره ۲۳۷
|