دوشنبه ۵ دى ۱۳۸۴ -
Mon, Dec 26, 2005
ماجرا
۳۳۵۰
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
معماى پليسى شماره ۱۰۰
چراغ قرمز
چراغ خطر
معماى پليسى شماره ۱۰۰
وحشت از آينه
241674.jpg
 مهدى ابراهيمى
يك روز آفتابى بود و هيچ ابرى در آسمان ديده نمى شد، چند دقيقه اى از ساعت ۱۱ صبح نگذشته بود و بازپرس شمس در مسير خانه يك پزشك در زعفرانيه بود. او را با شليك گلوله به قتل رسانده بودند.
ترافيك شديدى بود. يك ساعتى طول كشيد تا اينكه به شلوغى جلوى يك خانه بزرگ رسيد، خودروهاى مدل بالا در اطراف در قهوه اى رنگ توقف كرده بودند، زنان داخل خودروها نشسته و مردان زير سايه يك درخت دور هم ايستاده بودند، خودروى تشخيص هويت نيز در چند قدمى در ديده مى شد و نوار زردرنگ حصار بررسى صحنه جرم نصب شده بود.
هواى زعفرانيه خنك تر بود، آرام قدم برداشت به اطراف نگاه مى كرد و همه تحركات را زير نظر داشت. جمعيتى كه در آنجا ديده مى شدند همگى از بستگان پزشك بودند، گريه زنان و عصبى بودن مردان نشان مى داد كه آنان خيلى ناراحت هستند.
وقتى به حصار زردرنگ رسيد با ديدن سروان ملكى با او احوالپرسى كرد و بعد وارد خانه شد، يك ويلاى بسيار بزرگ كه در خروجى به سمت جنوب بود، وقتى وارد حياط مى شدى باغى به متراژ ۴۰۰ متر روبرويت قرار داشت كه درختانش با نظم خاصى در دو طرف يك جاده سنگفرش شده قرار داشتند و لابه لاى فضاهاى سبز آن مجسمه هايى از حيوانات قرار داشت.
در قسمت هاى شمالى اين باغ يك عمارت دوطبقه بسيار شيك ديده مى شد كه درهاى آن چوبى و فندقى رنگ بود در طبقه دوم ايوان دو ستون تزئين شده وجود داشت و شيشه پنجره ها با رنگ هاى قرمز، آبى و زردرنگ نماى زيبايى به آن داده بود.
بازپرس از چهارپله كه باغ را از عمارت جدا مى كرد بالا رفت، در برابرش يك استخر قرار داشت كه از راهروى سمت راست آن خود را به سمت ديگرش رساند و وقتى جلوى در ورودى عمارت ايستاد به سمت در خروجى خانه برگشت و چند دقيقه اى مكث كرد.
چه باغ زيبايى بود، همه چيز مرتب به نظر مى رسيد و اگر قتلى در آنجا رخ نمى داد نشستن روى صندلى چوبى كنار استخر و ساعت ها نگريستن به آن باغ، روح هر كسى را شاد مى كرد.
بازپرس با صداى سروان به خود آمد او داشت با زنى جوان حرف مى زد و مى خواست عمارت را ترك كند، اين زن به شدت گريه مى كرد و مدام مى گفت: «شوهرم را كشته اند، مى خواهم نزد جسدش باشم شما نمى توانيد من را از خانه ام بيرون بيندازيد.»
خود را به سروان و همسر پزشك رساند، چند جمله بيشتر نگفت كه زن جوان با عذرخواهى از كنار استخر گذشت از پله ها پايين رفت و از بين درختان خود را به در خروجى رساند و از خانه ويلايى خارج شد، قتل در طبقه اول رخ داده بود و زن دكتر صداقت فقط سايه اى از يك مرد ديده بود كه از در عقب ويژه ورود خودرو فرار كرده بود.
پس خانه ويلايى كه بين دو خيابان قرار گرفته بود دو در ورودى داشت و خودروها از درى كه در ضلع شمالى و روبه شمال بود رفت و آمد مى كردند و اگر خودرويى در كار نبود اعضاى خانواده از در خروجى باغ كه در ضلع جنوبى و رو به جنوب بود و به خيابان اصلى باز مى شد رفت و آمد مى كردند.
در طبقه اول هرچه چشم مى چرخيد اثاثيه مدرن را لابه لاى اشياى عتيقه و سنتى مى ديد همه چيز زيبا بود، پرده هاى زرد و قرمز رنگ نماى جالبى به داخل عمارت داده بود همه اثاثيه با ظرافت خاصى چيده شده بودند و همه چيز مرتب و دست نخورده بود.
دكتر صداقت متخصص جراحى پلاستيك بود و با وجود اينكه ۳۳ سال بيشتر نداشت با ثروتى كه ارث پدرى بود ميلياردر شده بود، بازپرس شمس بعد از بررسى پذيرايى طبقه اول عمارت از يك راهرو به عرض دو متر به آخرين اتاق رسيد كه محل مطالعه و كتابخانه مقتول بود. در آن كاملاً باز و سروصداى مأموران تشخيص هويت كه در حال فيلمبردارى از جسد بودند، شنيده مى شد، وارد كتابخانه شد همه دقايقى دست از كار كشيدند.
جسد دكتر روى صندلى گردان پشت ميز مطالعه اش درحالى كه به سمت عقب پرت شده بود، ديده مى شد، دو دستانش به اطراف افتاده بود سرش در گودى صندلى به حالتى كه صورتش به سمت چپ بود قرار داشت و همه سروصورت و لباس هايش خون آلود بود.
دكتر لباس راحتى به رنگ طوسى به تن داشت و روبرويش كتابى مخصوص بيمارى هاى پوست و جراحى كه روى صفحه ۲۴۵ بود ديده مى شد و مشخص مى كرد درحال مطالعه بوده كه از سوى قاتل غافلگير شده است. بازپرس به ميز مطالعه نزديك شد، چراغ مطالعه روشن بود پشت سر اين ميز پنجره اى قرار داشت كه پرده لاجوردى رنگى آن را كاملاً پوشانده بود، از كنار چارچوب پنجره قفسه هاى كتاب كه چوبى بود تا چارچوب در ورودى پر از كتاب بود و هيچ بهم ريختگى در آن ديده نمى شد.
وقتى به جسد نگاه كرد جاى اصابت يك گلوله به پيشانى دكتر صداقت را بين لخته هاى خون تشخيص داد، قاتل دقيقاً روبروى او و در فاصله بسيار نزديكى گلوله را شليك كرده بود به گونه اى كه مغز مقتول متلاشى شده بود و سوراخ بزرگى در پشت سر او به وجود آمده بود.
روى پرده، فوران خون را كه خشك شده بود به راحتى مى شد تشخيص داد، از پرتاب شدگى جسد به پشت كاملاً مشخص بود كه دكتر حتى فرصتى براى نشان دادن عكس العمل تدافعى نداشته است و كاملاً تسليم قاتل بوده است.
در ورودى كتابخانه قفل نبود و به راحتى مى شد وارد آن شد، ديگر كارى در آنجا نداشت از اتاق خارج شد تا مسير فرار قاتل را رديابى كند، طبق ادعاهاى «منيژه» سايه قاتل را در مسير فرار به پاركينگ ديده بود، وقتى از راهرو خارج شد و روبروى پذيرايى يك راه پله به سمت زيرزمين را ديد آرام به سمت آن رفت، يك در چوبى سياهرنگ در انتهاى راه پله قرار داشت، آن را باز كرد و پاى در پاركينگ خانه ويلايى گذاشت. واقعاً اين خانه با تكنولوژى روز دنيا ساخته شده بود و معمار آن بسيار ماهر بود.
پاركينگ پر از خودروهاى مدل بالا بود قاتل توانسته بود از در پاركينگ خود را به خيابان فرعى پشت عمارت برساند و فرار كند. بازپرس شمس با توجه به پيچيدگى ساختمان ويلا پى برد كه قاتل نمى توانسته غريبه باشد و همه جاى خانه را مى شناخت از سوى ديگر در روز روشن توانسته بود وارد خانه دكتر شود و نقشه قتل را در چند قدمى «منيژه» انجام دهد.
بازپرس وقتى براى سركشى به طبقه دوم عمارت رفت آنجا را نيز مرتب ديد، اشياى تزئينى زيادى روى در و ديوارها نصب شده بود و در ايوان نيمه باز بود، داخل ايوان رفت از آنجا زيبايى باغ بيشتر ديده مى شد.
در ايوان چيز خاصى وجود نداشت بازپرس با ديدن يك تابلوى نقاشى نيمه كاره و آبرنگ ها كه روى زمين پرت شده بودند به سمت آن رفت، تابلو درست روبروى باغ قرار داشت و نقاش در حال به تصوير كشيدن درختان و مجسمه هاى باغ بود.
نقاشى با ظرافت خاصى كشيده شده بود حتى سايه هاى درختان و مجسمه ها با دقت نقاش از راست به چپ كشيده شده بود و هيچ ايرادى نداشت جز اينكه نيمه كاره رها شده بود.
به نظر مى رسيد نقاشى دكتر صداقت باشد كه با مرگش نتوانسته ادامه نقاشى را تمام كند و احتمال داده مى شد كه مقتول در ساعات بيكارى اش سعى مى كرد هر روز بخشى از نقاشى را تمام كند.
سروان و بازپرس شمس در بررسى هايى كه انجام داده بودند به هيچ موردى كه نشان دهد انگيزه قاتل سرقت بوده است نرسيده بودند و هر دو معتقد بودند قتل بخاطر انتقامجويى بوده است.
تنها سرنخ منيژه بود كه مى توانست ردپايى از قاتل در اختيار آنان قرار دهد. وقتى همسر مقتول به داخل ويلا فرا خوانده شد با گريه هايش غر مى زد و از اينكه در آن شرايط كسى او را درك نمى كند گله مند بود.
بازپرس شمس باز او را آرام كرد و خواست حواسش را جمع كند و هر چه مى داند را در پاسخ به سؤالاتش بگويد:
* دكتر با كسى اختلاف نداشت؟
او مرد مهربانى بود، يك دكتر نمونه از همه دنيا فقط من را داشت و بى نهايت دوستم داشت نه پدر، نه مادر و نه خواهر و برادر، هيچكس را نداشت همه آن ها در جريان زلزله رودبار مرده بودند بخاطر همين دكتر تنها بود، قلب مهربانى داشت و هيچ دشمنى نداشت.
* در محيط كار هم با كسى اختلاف نداشت؟
اين اواخر سر يكى از جراحى ها باعث شده بود بيمارش با او كدورتى داشته باشد، با هر زبان سعى كرده بود او را آرام كند نشده بود، بيمارش در جراحى پلاستيك صورتش دچار عفونت شديد شده بود و مى گفت از آينه وحشت دارد، او حتى شوهرم را تهديد به قتل مى كرد، مزاحم تلفنى مان بود و احساس مى كنم قتل كار او باشد.
* اينجا را مى شناخت؟
بله، چند بارى قبل و بعد از جراحى دكتر او را به خانه دعوت كرده بود، خيلى سعى داشت او را آرام كند اما نشد كارى از دست شوهرم براى چهره زشت او بعد از جراحى بر نمى آمد.
* او از چه درى وارد خانه تان شده بود؟
چون خودرو پرايدى داشت از در پاركينگ ويلا وارد مى شد.
* وقتى گلوله شليك شد تو كجا بودى؟
من و دكتر در خانه تنها بوديم، شوهرم چون شيفت شب كار بيمارستان بود صبح براى استراحت به خانه آمده بود و در كتابخانه شخصى اش بود من نيز در ايوان نقاشى مى كشيدم و چون باغ زيبايى داريم آن را ترسيم مى كردم در نقاشى ام نيمه هاى راه بودم كه صداى شليك گلوله را شنيدم آبرنگ ها از دستم روى زمين افتادند، كار نقاشى ام نيمه تمام بود با سرعت به پايين آمدم روى پله ها در حال دويدن بودم كه سايه مرد جوان لاغر اندامى با موهاى مشكى مجعد را ديدم كه به سمت در پاركينگ مى دود. ترسيده بودم وقتى او به در سياهرنگ رسيد، از پشت سر حتى لباس هايش را ديدم پيراهن خاكسترى و شلوار مشكى پوشيده بود قبلاً در تن بيمار همسرم اين لباس ها را ديده بودم، جرأت نداشتم فريادى كنم، وقتى او رفت به سمت كتابخانه شوهرم دويدم و با ديدن جسد بى هوش شدم، نمى دانم چقدر طول كشيد كه به هوش آمدم فقط سريع به تلفن زنگ زدم.
* پس قاتل را مى شناسى؟
اگر اشتباه نكنم كه مطمئنم درست است قاتل بايستى بيمار كينه جويش بود و سهيل نادرى نام دارد، آدرسش در دفترچه تلفن شوهرم است.
بازپرس شمس وقتى با شيون هاى زنانه منيژه كه بيشتر شده بود مواجه شد با توجه به اينكه به اصلى ترين خواسته اش رسيده بود از ويلا خارج شد واز سروان خواست تا به آدرس سهيل بروند و او را بازداشت كنند.
فرداى آن روز وقتى جوان زشت چهره اى همراه سروان و منيژه وارد دفتر كار بازپرس شمس شدند او بدون اينكه شكى داشته باشد از سهيل خواست به خانه اش بازگردد و در برابر حيرت سروان و همسر دكتر گفت كه بيمار مقتول بى گناه است.
سپس تنها يك دليل آورد كه نشان مى داد قاتل كسى جز منيژه نيست، وقتى اين زن ديد راهى جز اعتراف ندارد، گفت: «در بيمارستان با دكتر آشنا شدم، خودم بيمار بودم وقتى فهميدم پولدار است و همه اعضاى خانواده اش را از دست داده به او نزديك شدم و با هم ازدواج كرديم، همه روزها سعى مى كردم از دستش خلاص شوم و با ثروتى كه به من مى رسيد به كانادا بروم همسر سابقم كه همديگر را دوست داريم به پول نياز داشت، او مى دانست كه چه نقشه اى دارم هر دو تصميم گرفتيم از هم جدا شويم تا دكتر را به دام بيندازيم بعد با ثروت او زندگى خوبى در كانادا داشته باشيم.
***
خوانندگان گرامى با اشاره به تنها يك دليل بازپرس شمس و ارسال نامه به صندوق پستى روزنامه ايران مى توانيد در مسابقه معماى پليسى شركت كنيد.
چراغ قرمز
تصادف ۲ دستگاه اتوبوس
در محور اروميه - سلماس
در ساعت ۱۷ مورخه ۸۳‎/۱۲‎/۴ يك دستگاه اتوبوس شهاب از مبدأ اروميه به مقصد پلدشت در مسير جنوب به شمال حركت مى كرده، در كيلومتر ۷۵ محور اروميه - سلماس به علت تجاوز به چپ ناشى از سبقت، با يك دستگاه اتوبوس شهاب كه در جهت مخالف و در مسير شمال به جنوب در حال حركت بوده برخورد مى كند. در نتيجه اين تصادف ۱ نفر فوت كرده و ۱۷ نفر مجروح شده اند كه مجروحين توسط وسايل نقليه عبورى به مركز درمانى انتقال يافته اند.
وضعيت جوى جاده اى: تصادف هنگام روز و در هواى صاف رخ داده است وجاده در محل تصادف غيرمسكونى، آسفالته، مستقيم، با عرض مفيد ۷‎/۵ متر، دو طرفه و داراى علائم افقى و عمودى كافى مى باشد.
عوامل مؤثر در بروز حادثه
۱ - عامل جاده : عامل جاده در وقوع تصادف مذكور نقش مؤثر نداشته است.
۲ - عامل وسيله نقليه: وسايل نقليه هنگام تصادف فاقد عيب و نقص فنى مؤثر در بروز حادثه بوده اند.
۳ - عامل انسانى: تخلف انحراف به چپ ناشى از سبقت از سوى راننده اتوبوس به عنوان علت تامه تصادف شناخته شده است و به عبارت ديگر عامل انسانى نقش اصلى را در وقوع تصادف فوق به عهده داشته است.
توصيه ايمنى: به رانندگان عزيز وسايل نقليه عمومى برون شهرى توصيه مى شود تا با رعايت قوانين و مقررات راهنمايى و رانندگى از بروز حوادث ناگوار جلوگيرى كنند
چراغ خطر
جلوگيرى از تردد موتوسيكلت هاى
فاقد شماره
به استناد ماده واحده مصوب سال ،۱۳۷۲ كليه موتورسواران مكلف بوده اند كه ظرف مدت يك سال نسبت به شماره گذارى موتوسيكلت هاى خود اقدام نمايند و برابر تبصره يك اين قانون كليه مأمورين انتظامى وظيفه دارند نسبت به توقيف و هدايت موتوسيكلت هاى بدون شماره به توقفگاه هاى شهردارى و نيروى انتظامى اقدام نمايند.
همچنين واحدهاى راهنمايى و رانندگى سراسر كشور آمادگى دارند تسهيلات لازم جهت صدور شماره و احراز مالكيت دارندگان موتوسيكلت هاى فوق را با دريافت هزينه مربوطه به متقاضيان ارائه نمايند.
لذا به موتوسيكلت سواران عزيز توصيه مى شود قبل از شماره گذارى موتوسيكلت خود از سوار شدن و حركت در معابر خوددارى نمايند. در غير اين صورت مأمورين نيروى انتظامى تكليف قانونى براى توقيف وسيله نقليه آنها دارند.
بازداشت شرور عربده كش جنوب تهران
گروه حوادث: جوان شرورى كه اقدام به عربده كشى در خيابان ها مى كرد بازداشت شد.
بازداشت اين پسر جوان در پى شرارت هاى متعدد او با نوچه هايش و شكايت اهالى منطقه ابوذر به دستور داديار شكرى صورت گرفت.
۱۹ آبانماه سال جارى از سوى فرمانده پايگاه ثامن الائمه به دادسراى ناحيه ۱۸ شهيد مطهرى _ يافت آباد _ گزارش شد جوان ۲۲ ساله اى ساعت ۲۰ شب براى چندمين بار قمه به دست در حالت مستى به همراه ۴ نوچه اش اقدام به تخريب و شكستن شيشه مغازه ها و خودروهاى عبورى كرده و با ايجاد رعب و وحشت يك ساعت اقدام به بستن خيابان آقاجانى كرده است.
«عباسعلى دريانى» معاون دادستان و سرپرست دادسراى ناحيه ۱۸ شهيد مطهرى با توجه به دستور دادستان مبنى بر برخورد قاطع با اشرار و اراذل و اوباش پرونده را در اختيار «حسن شكرى» داديار شعبه سوم ويژه امنيت اجتماعى اين مجتمع قرار داد.
مأموران كلانترى ۱۶۱ ابوذر در محل حادثه حاضر شدند اما جوان شرور و نوچه هايش با قمه با مأموران درگير شدند و مأموران به ناچار از گاز اشك آور استفاده كردند.
در درگيرى ايجاد شده به خاطر ازدحام جمعيت و جو ايجاد شده متهمان متوارى شدند و مأموران اقدام به دستگيرى پدر اين شرور كه در محل حادثه در فرار پسرش نقش داشت كردند.
پس از دستگيرى پدر متهم و اقدامات فنى پليسى در جهت دستگيرى اشرار فرارى روز ۲۱ آبان ماه متهم تحويل مراجع قضايى شد.
«حسن شكرى» داديار شعبه سوم ويژه امنيت اجتماعى دادسراى ناحيه ۱۸ شهيد مطهرى، شرور ۲۲ ساله را به اتهام شرب خمر، قدرت نمايى با قمه، تخريب عمدى، فحاشى، اهانت به مأموران دولتى در حين انجام وظيفه و ايجاد هياهو كه موجب اخلال در نظم و آسايش و آرامش عمومى شده با قرار وثيقه قانونى روانه زندان كرد و دستورات قضايى ويژه اى جهت دستگيرى نوچه هاى وى را صادر كرد.
اعتياد همسر
عامل۲۳ درصد طلاق
241698.jpg
اعتياد همسر، علت مراجعه ۲۳ درصد زنان به مجتمع قضايى خانواده است.
ليلا اسدى معاون دادگاه خانواده گفت: بررسى ها نشان مى دهد از ميان افراد مراجعه كننده به دادگاه خانواده حدود ۲۳ درصد زنان به دليل اعتياد همسر خود خواستار تشكيل پرونده و طلاق هستند.
وى گفت : با توجه به اينكه اكثر مردان داراى اعتياد به مواد مخدر قادر به تأمين هزينه هاى زندگى نيستند و از نظر اقتصادى قادر به تأمين خواسته هاى افراد خانواده و به خصوص همسران خود نيستند و اين امر عاملى مى شود تا ادامه زندگى مشترك براى زنان امكان پذير نباشد.
اسدى سوء رفتار مردان را نيز يكى از علت هاى مراجعه زنان به دادگاه خانواده عنوان كرد و گفت: در ميان پرونده هاى تشكيل شده سوء رفتار مردان از جمله بيشترين شكايت هاى مطرح شده زنان در مجتمع قضايى خانواده است.
معاون مجتمع قضايى خانواده گفت: اعتياد و بيكارى همسران بيشترين عوامل مراجعه زوجين به دادگاه است كه در اكثر موارد زوجين حاضر به ادامه زندگى نبوده و پرونده آنان به طلاق مى انجامد.
يك روانپزشك: نروزها قاتل مى سازند...
يك روانپزشك و مدرس دانشگاه معتقد است كه گاهى توهم هاى جنونى باعث ارتكاب جرم مى شوند اما تعيين آن فقط در صلاحيت پزشكى قانونى است.
دكتر غلامحسين معتمدى در گفت وگو با پليس، با اشاره به دو نوع اختلال جنون آميز و غير جنون آميز «عمده يا غير عمده» گفت: وقتى جرم شناسى با روانپزشكى ادغام مى شود بايد به دو گروه اختلالات روانى اشاره كرد؛ اول اختلالات جنون آميز يا عمده و دوم اختلالات غير جنون آميز يا غير عمده.
كسانى كه دچار اختلالات جنونى از نوع اول هستند هنگام ارتكاب جرم به دليل مشخصه هايى چون «از دست دادن يكى از حواس پنجگانه و توهم به وجود آمده در درون خود يا براساس انگيزه هاى غير واقعى» مرتكب جرم شده يا دست به اعمال جرم گونه مى زنند.به طور مثال فردى دچار توهم شنوايى مى باشد كه اين توهم به او دستور مى دهد قتلى را انجام دهد يا سرقتى نمايد كه در اين مورد اختيار در دست او نيست و پس ازمعاينات پزشكى قانونى از مجازات معمول معاف مى شود.
البته گروه دوم شامل افرادى است كه از اختلالات غير جنونى يا غير عمده رنج مى برند. مثل انسان هاى «نروز»، روان نژند يا كسانى كه دچار اختلالات انطباقى هستند. اين دسته از افراد اگر مرتكب اعمال مجرمانه شوند از لحاظ پزشكى مجنون محسوب نشده و مثل انسان هاى طبيعى محاكمه مى شوند.
اين روانپزشك و مدرس دانشگاه گفت: بسيارى از افراد مجرم هنگام محاكمه براى فرار از مجازات ادعاى اين را دارند كه دچار جنون آنى شده اند اما اين مطلب صرفاً با تأييد پزشكى قانونى اثبات مى شود.
نمونه هاى اين مورد در كشور خودمان و در كشورهايى چون فرانسه و انگليس اتفاق افتاده كه پس از كارشناسى روانى حكم دادگاه صادر شده است ؛ يا با تأثير پذيرى از آن يا بدون تأثير از آن !
يك حقوقدان: «كارتن خوابى» پرورشگاه جرايم است
يك حقوقدان با اشاره به افزايش مرگ و مير كارتن خواب ها در فصول سرد سال، كارتن خوابى را بستر مناسبى براى پرورش جرم دانست.
«مرتضى على محمدى»، حقوقدان و وكيل دادگسترى در گفت وگو با خبرنگار پايگاه اطلاع رسانى پليس با اشاره وضعيت نامناسب كارتن خوابى در تهران گفت كه بيشتر كارتن خواب ها مى توانند بسترى مناسب براى ارتكاب جرم باشند.
اين حقوقدان افزود: اگر بخواهيم تعريفى از كارتن خوابى و ولگردى بدهيم ، بايد گفت در قانون، ولگرد و كارتن خواب به كسى گفته مى شود كه منبع درآمد دائمى و وسيله امرار معاش مشخصى ندارد. علاوه بر آن خود نيز به بهانه هاى مختلف در پى يافتن كار نيست.
اكثر افراد كارتن خواب بنا به دلايلى چون فقر، بيكارى، اعتياد و يا مسائل روانى به سوى كارتن خوابى و ولگردى روى آورده اند و به طريقى از خانواده خود دور مى شوند.
محمدى با اشاره به مواد ۷۱۲ و ۷۱۳ موجود در قانون مجازات اسلامى گفت: بر اساس اين مواد، هر كسى كه اقدام به تكدى گرى و كلاشى نموده و از اين راه امرار معاش نمايد يا ولگردى را پيشه خود سازد به حبس تعزيرى از يك ماه تا سه ماه محكوم خواهد شد.
اين حقوقدان افزود: در صورتى كه اين افراد توان مالى داشته باشند و با وجود آن مرتكب اين اعمال شوند، علاوه بر مجازات مذكور كليه اموالى كه از اين طريق به دست آورده باشند مصادره خواهد شد.
مرتضى على محمدى در پايان گفت: تعداد مرگ و مير در ميان كارتن خواب ها و ولگردان با شروع فصل سرما بيشتر شده و نه تنها چهره شهر را نامناسب مى نمايد بلكه باعث بروز انواع بيمارى عفونى و غير عفونى مى شود. علاوه بر آن اين دسته از افراد كه اكثر آنها دچار اختلالات روانى و عاطفى هستند با ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم مى توانند بستر مناسبى براى افراد سودجو باشند و بسترى مناسب براى ارتكاب جرايم هستند.



.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |