سياوش ميرشمس شهشهانى متولد ۱۰ خرداد ۱۳۲۱ در تهران
- دوره اول متوسطه در دبيرستان انديشه ۱۳۳۳ - ۳۶
- پايان تحصيلات متوسطه در دبيرستان هدف ۱۳۳۶ _ ۳۹
- شروع دوره كارشناسى رياضيات در كالج هوپ، ميشيگان، آمريكا ۱۳۳۹
- ادامه دوره كارشناسى رياضيات در دانشگاه كاليفرنيا، بركلى، آمريكا ۱۳۴۰ _ ۴۳
- شروع دوره تحصيلات تكميلى در دانشگاه كاليفرنيا، بركلى ۱۳۴۳
- دريافت درجه دكترى، تحت راهنمايى استيو اسميل ۱۳۴۸
عنوان رساله: نظريه سرتاسرى معادلات ديفرانسيل
مرتبه دوم عادى روى خمينه ها
- تدريس در دانشگاه كاليفرنيا، بركلى ۱۳۴۸ - ۴۹
- استاديار دردانشگاه نورث وسترن، ايلينوى، آمريكا ۱۳۴۹ _ ۵۰
- استاديار در دانشگاه ويسكانسين، مديسن، آمريكا ۱۳۵۰ _ ۵۲
- استاديار در دانشگاه ميشيگان، ان اربر، آمريكا ۱۳۵۲ _ ۵۳
- عضويت در هيأت علمى دانشگاه صنعتى شريف ۱۳۵۳
- رتبه استادى در دانشگاه صنعتى شريف ۱۳۵۸
- رئيس دانشكده علوم رياضى دانشگاه صنعتى شريف ۱۳۶۴ _ ۶۷
- رئيس بخش رياضى مركز تحقيقات فيزيك نظرى و رياضيات ۱۳۶۸ _ ۷۳
- عضويت در هيأت تحريريه نشر رياضى ۱۳۶۷
- مديرمسؤول نيم سالانه «نشر رياضى» از ۱۳۷۰
- رئيس بخش رياضيات مركز تحقيقات فيزيك نظرى و رياضيات ۱۳۶۸ _ ۷۳
- قائم مقام مركز تحقيقات فيزيك نظرى و رياضيات از ۱۳۶۸
- قائم مقام پژوهشگاه دانش هاى بنيادى ايران
- عضو هيأت مؤسس انجمن ايرانى مطالعات و تحقيقات جامعه اطلاعاتى
- مسؤول ثبت دامنه هاى ir
- عضو گروه زبان و رايانه در فرهنگستان زبان و ادبيات فارسى
- چهره برگزيده رشته رياضى در سومين همايش چهره هاى ماندگار
- نگارش مقالات متعدد در زمينه دامنه (domain) اينترنتى، ارتباطات الكترونيك، رياضى و...
- تأليف و ترجمه كتبى در حوزه هاى تخصصى خويش همچون «توپولوژى از ديدگاه حساب ديفرانسيل» اثر جان ميلز و «نظريه اعداد» نوشته آندره ويل.
يك فضاى نه چندان حقيقى كه راه را براى ارتباط شما با جهان هموار كرده است، بله درست فهميديد، صحبت از شبكه جهانى اينترنت است؛ هزارتوى بى سرانجامى كه از انباشت داده ها و ديتاهاى از همه رنگ شكل گرفته و كاربر كنجكاو را به دريچه هاى ناتمام خود مى كشد. ارتباطات الكترونيك نيز در ايران مانند بسيارى از فرآورده هاى مدرنيته زود آمد و دير فهميده شد.با اين حال همين اندك آگاهى و درك زيربنايى از اين دستاورد مهم تكنولوژى در ايران مرهون تلاش چند چهره انگشت شمار عرصه جامعه اطلاعاتى و ارتباطات الكترونيك است.
سياوش ميرشمس شهشهانى يكى از اين چهره ها و از مهمترين آنها است.
«در مدل استاندارد ارتباطات الكترونيك، هفت لايه ارتباطى در نظر گرفته شده است كه دو لايه اول آن لايه هاى فيزيكى و زيربنايى هستند، دو لايه بعدى به شيوه ارسال داده ها و كنترل آنها اختصاص دارند و سه لايه آخر لايه هاى ملموس و كاربردى براى كاربران عمومى هستند. مشخصه فنى متمايزكننده اينترنت از ساير شيوه هاى ارتباطى، در لايه هاى ميانى (سوم و چهارم) متجلى مى شود. مجموعه قراردادهاى ارتباطى موسوم به TCP/IPكه از نظر فنى تعريف كننده اينترنت شناخته مى شود، دقيقاً مربوط به اين دو لايه است. به بيان ديگر، لايه هاى زيربنايى مشابه ممكن است براى قرارداد ارتباطى غير از اينترنت مورد استفاده قرار گيرد و نيز كاربردهاى مشابه آنچه امروز از اينترنت سراغ داريم، ممكن است برپايه قراردادهاى ارتباطى غيراينترنت بنا گردد. قرارداد خاص TCP/IP به سبب انعطاف پذيرى، استفاده از استانداردهاى باز و غيرانحصارى و ساير مزيت هاى فنى تسهيلات شگفت آورى در امر انتقال داده ها ايجاد كرده كه موجب همه گير شدن استفاده از اينترنت و گسترش و نوآورى هاى متنوع در حوزه هاى كاربرد آن شده است. تمايل جهانى به استفاده از اين كاربردها به نوبه خود گسترش عظيمى را در زيربناى فيزيكى ارتباط اينترنتى ايجاب كرده است. فراگير شدن كاربردهاى اينترنت موجب شده است كه گاهى در اذهان عمومى «اينترنت» با كل «فناورى اطلاعات و ارتباطات» (ICT) مترادف فرض شود. اما شايان تأكيد است كه رسالت WSIS بسيار فراتر از اينترنت تعريف شده است. همه مسائل جامعه اطلاعاتى يا فناورى اطلاعات و ارتباطات موضوع اينترنت نيست. اين مطلب در قطعنامه هاى WSIS صراحت دارد و توجه كار گروه راهبرى اينترنت (WGIG) فقط معطوف به اينترنت است. شهشهانى اين توضيحات و اطلاعات را در فضايى مى گويد و مى نويسد كه تجربه شنيدن و خواندن در مبانى ارتباطات الكترونيك را نداشته است و به راستى كه جامعه ايرانى در استفاده از فناورى، پيشرو و در پرداخت به مبانى آن ايستا بوده است. سياوش شهشهانى درباره عضويت ايران به عنوان يكى از ۴۰ كشور گروه حاكم بر اينترنت، مى گويد: «كار گروه تشكيل شده از نماينده دولتها، بخش خصوصى و جوامع مدنى در سراسر دنيا هستند كه نماينده ايران نيز از بخش دولتى به عضويت اين كار گروه درآمده است. با توجه به اينكه بيشتر كشورهاى در حال رشد و جهان سوم در تأمين هزينه هاى شركت در اين نشست با مشكل مواجه هستند بنابراين برحسب اتفاقى كه در كشورهاى جهان سوم رخ داده است بيشتر، نمايندگان دولتى در اين نشست ها شركت مى كنند و نمايندگان بخش خصوصى و جامعه مدنى در اين كشورها به دليل هزينه هاى سنگين، حضور پررنگى در اين زمينه ها ندارند. در صورتى كه بايد بدانيم بخش دولتى نمى تواند نماينده كاملى در زمينه سياستگذارى براى اينترنت باشد. چرا كه در بيشتر كشورهاى رشد يافته بخش هاى خصوصى و جوامع مدنى نقش اساسى در اين زمينه ايفا مى كنند.»
و اما پيشينه تحصيل و تحقيق سياوش شهشهانى كه شصت و سومين سال زندگى اش را پشت سر مى گذارد قطعاً و يقيناً ارتباطات الكترونيك نيست و در زمان تحصيلات او هنوز جهان با چنين تحول شگرفى در عرصه ارتباطات مواجه نبوده است. سياوش ميرشمس شهشهانى دهم خرداد ۱۳۲۱ در تهران به دنيا آمده، تحصيلات متوسطه را در بهترين مدارس آن زمان، انديشه و هدف پشت سر گذاشته و در مطابق با تقويم تحصيلى اش درست در هجده سالگى ايران را براى ادامه تحصيل به مقصد ميشيگان آمريكا ترك كرده است. شهشهانى در كالج هوپ ميشيگان رياضيات مى خواند و براى دوره كارشناسى ارشد و دكترا به دانشگاه بركلى در ايالت كاليفرنيا مى رود و در بيست و هفت سالگى از رساله دكترايش با عنوان «نظريه سرتاسرى معادلات ديفرانسيل» دفاع مى كند و موفق به اخذ درجه دكتراى رياضيات از دانشگاه بركلى مى شود. جوان با استعداد در همان ايالت و دانشگاه فرصت رشد مى يابد و نزديك به پنج سال مداوم در دانشگاه هاى بركلى، نورث وسترن، ويسكانسين و ميشيگان تدريس مى كند. سال ۵۳ به ايران بازمى گردد و بلافاصله به عضويت هيأت علمى دانشگاه صنعتى شريف درمى آيد و در كمتر از ۵ سال به مرتبه استادى اين دانشگاه مى رسد. سالها تدريس رياضى در دانشگاه و در سطوح عالى تحصيلى و نيز مسؤوليت هاى اجرايى و نظارتى در دانشكده علوم رياضى، مركز تحقيقات فيزيك نظرى و پژوهشكده دانش هاى بنيادى و تأليف مقالات علمى متعدد و ترجمه كتبى در حوزه تخصصى اش همه كوله بارى نيست كه سياوش شهشهانى از گذشته با خود آورده است. او همپاى فناورى اطلاعات و پيدايش ارتباطات الكترونيك يافته هاى علمى خويش را به دانش امروزين پيوند داده و به سرعت جايگاه ويژه اى در تحليل و برنامه ريزى ارتباطات الكترونيك ، اينترنت و زمينه دامنه ها (DOMAIN) در ايران مى يابد و نقش سازنده خود را در گسترش مطالعات و تحقيقات جامعه اطلاعاتى ايران تثبيت مى كند به گونه اى كه در عرصه هاى عمومى سياوش شهشهانى را امروزه بيشتر از آنكه با رياضيات بشناسند، با جهان رسانه هاى الكترونيكى و زمينه دامنه ها بازشناسى مى كنند. او نقش بسزايى در شكل گيرى انجمن ها و نهادهاى مرتبط با دانش ارتباطات و اطلاعات نوين داشته است. از آن جمله است عضويت او در هيأت مؤسس انجمن ايرانى مطالعات و تحقيقات جامعه اطلاعاتى ايران.
و سرانجام نخستين مجمع عمومى «انجمن ايرانى مطالعات جامعه اطلاعاتى» برگزار شد و طى آن به ترتيب «دكتر كاظم معتمدنژاد»، «دكتر سياوش شهشهانى»، «دكتر مهدى محسنيان راد»، «دكتر يونس شكرخواه»، «مهندس نصرالله جهانگرد»، «دكتر شهيندخت خوارزمى» و «دكتر على اكبر جلالى» به عنوان اعضاى اصلى هيأت مديره برگزيده شدند. با اين حال شهشهانى نقد درون گروهى را نيز از ياد نبرده و به نحوه عضوگيرى انجمن اعتراضاتى نيز دارد:
«مطابق اساسنامه شرط عضويت پيوسته، داشتن حداقل درجه كارشناسى ارشد در رشته علوم ارتباطات، فناورى اطلاعات و علوم وابسته ذكر شده است. اين موضوع به نظرم جاى بحث دارد. افراد در سن ۱۸ يا ۱۹ سالگى در كنكورى شركت مى كنند و هيچ معلوم نيست درچه رشته اى قبول مى شوند، آيا به آن علاقه دارند يا خير.
|
|
|
به همين دليل براى كنكور در مقاطع بالاتر در بعضى رشته ها مثلاً در رشته رياضى نوع مدرك كارشناسى مهم نيست. حال با فرض اينكه دنيا مدام درحال تغيير است و تمايلات افراد نيز عوض مى شود ديگر شرط داشتن ليسانس يا فوق ليسانس در يك رشته خاص براى عضويت در يك جمع يا يك انجمن درست نيست. بخصوص درمورد ارتباطات و جامعه اطلاعاتى كه مباحثى به شدت ميان رشته اى هستند. هركس ممكن است باتوجه به علاقه اش به مباحث مرتبط با اينترنت و جامعه اطلاعاتى روى آورد. همچنين اگر كليات و اهداف انجمن كه در اساسنامه آمده است دقت كنيد مثلاً آنجا كه گفته شده: «به منظور كمك به گسترش و پيشبرد توانايى هاى علمى در زمينه ارتباطات و اطلاعات و توسعه كيفى نيروهاى متخصص و بهبود سطح آموزشى و پژوهشى دانشگاهها و...» مى بينيد اين موارد شبيه اساسنامه يك مؤسسه پژوهشى يا يك دانشگاه است. به نظرم بايد نقش انجمن را فراتر از اينها ببينيم. انجمن مى تواند سكويى باشد براى بحث هاى بين رشته اى درمورد جامعه اطلاعاتى، چون دراين باره در كشور ما خيلى كم بحث و ديالوگ داريم. اين موضوع به همه اقشار جامعه مرتبط است.»
شهشهانى درباره نقش دولت در زمينه نظارت اطلاعاتى معتقداست: «به نظرم عده زيادى هنوز متوجه نشده اند كه جريان اطلاعات موضوعى نيست كه دولت بتواند به راحتى آن را اداره و كنترل كند يا حتى مطلوب باشد كه چنين كند. اساساً يكى از مسائلى كه درجامعه اطلاعاتى مطرح است رابطه دولت و مردم است كه دراين جامعه دچار دگرگونى مى شود. جامعه اطلاعاتى چه بخواهيم و چه نخواهيم همه كشورها را به سمت يك فرايند دموكراتيك سوق مى دهد. دراين شرايط چنين انجمن هايى مى توانند بسيار مؤثر باشند و براى مثال رابطه جديد دولت و مردم را تسهيل كنند.»
و اما ثبت دامنه «ir» نيز مرهون تلاشهاى سياوش شهشهانى بود.
دكتر شهشهانى عضو پژوهشگاه دانش هاى بنيادى و واحد ثبت دامنه ir، دانشگاه صنعتى شريف نيز هست. درباره دامنه هاى جديد و تغييرات ماهيتى آنها مى گويد: «تب رقابت براى ثبت دامنه هاى كوتاه و به ياد ماندنى كه در سال هاى آخر قرن بيستم به اوج خود رسيده بود به نظرمى آيد در ميانگين جهانى فروكش كرده باشد. زمانى كه تجارت الكترونيك محدود به تعدادى شركت هاى پيشرفته بود و امكان اين وجودداشت كه فرد نشانى اينترنتى چند شركت موردنياز خود را به ذهن بسپارد يا يادداشت كند مدتى است سپرى شده است. اكنون استفاده كنندگان اينترنت عمدتاً از جايگاههاى جست وجو مانند google براى يافتن نشانى سازمان هاى ارائه كننده خدمات موردنظر استفاده مى كنند و موضوع حائزاهميت براى يك وب گاه ظاهر شدن آن در صفحات اول يك جست وجو است. بسيارى اوقات يك دامنه كوتاه اين نياز را برآورده نمى كند.» ولى سياوش شهشهانى دغدغه هاى نخستين دانش اندوزى اش را هرگز از يادنبرده و تدريس در دانشگاه و غور در دانش رياضى را همچون گذشته دنبال كرده و پايگاه دانشگاه شريف را حفظ كرده است: «سى سال پيش كه بنده به اين دانشگاه آمدم، جالب است بدانيد ۱۶ سال طول كشيد تا من اولين بار يك درس كاملاً تخصصى در رشته خودم تدريس كردم! آن زمان علم رياضى جديد در ايران خيلى نوپا بود و ازما بيشتر انتظارمى رفت كه بتوانيم يك دوره «ليسانس» را به نحو آبرومندى تدوين كنيم، كه به نظرمى رسد موفق هم شديم و شما مى دانيد فارغ التحصيلان رشته رياضى دانشگاه صنعتى شريف را همه مى شناسند و قبول دارند... آن زمان اين ارزش بود؛ اما امروز انتظارى كه از اساتيد و بخصوص اساتيد جوان مى رود اين است كه بتوانند در زمينه هاى تحقيقاتى و پيشبرد تحصيلات تكميلى مؤثر و مفيد باشند.
درحال حاضر معيارهاى ارتقاى اساتيد در دانشگاهها، يك سرى معيارهاى عددى و ازپيش تعريف شده است كه حتى در كشورهاى خيلى پيشرفته تر از ما همچنين روشى براى گزينش و ارتقاى استاد وجودندارد. در اين معيارهاى ازپيش تعيين شده، مهمترين مؤلفه اى كه فراموش شده و درنظر نمى آيد، ويژگى هاى فردى اساتيد در شناخت مسائل مهم و كليدى گريبانگير دانشگاه و جامعه و همچنين ميزان خلاقيت او در حل مسائل خارج از ضوابط و سازوكارهاى موجود است. درهمين دانشگاه ما هم اگر شما بياييد بررسى كنيد، عده اى از مؤثرترين اساتيد اين دانشگاه، خيلى نمره آور نيستند. ازنظر ضوابط ارتقا... و برعكس بعضى از افراد نمره آور، بود و نبودشان منشأ اثرى نبوده است!» سياوش شهشهانى همچنان كه در مبانى نظرى ارتباطات الكترونيك صاحبنظر ديدگاه است، انديشه ها و دل مشغولى هاى ويژه اى نيز در باب دانش رياضى دارد: «درحال حاضر هيچكدام از رياضيدانان تراز اول دنيا هيچ اثر مهمى در فلسفه رياضى ندارند و دغدغه اصلى شان فلسفه نيست؛ حداكثر در مصاحبه ها و مقالات به صورت پراكنده حرف هايى مى زنند و فقط يك مجله به صورت اختصاصى به فلسفه رياضى مربوط مى شود كه فقط سه شماره از آن در سال منتشر مى شود. رياضيدانان بعد از قرن نوزدهم به آرامشى نسبى رسيده بودند، رياضيات مسيرى هنجارى را طى مى كرد و احتمالاً ما اكنون در آستانه تغييرات درونى عمده اى در رياضيات هستيم كه شايد ده، بيست سال ديگر فلسفه رياضى را شكوفا كند...