پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۴ -
Thu, Feb 2, 2006
زنان
۳۳۸۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
موسيقى
مهرگان
اولين پزشك زن
اخبار زنانه
زنان كمتر از اوقات فراغت لذت مى برند
اوقات فراغت در زنان به معنى فعاليت بيشتر و مسؤوليت هاى ديگر است.
اوقات فراغت براى زنان به اندازه مردان مطلوب نيست و زنان به اندازه مردان از آن احساس رضايت نمى كنند.
بر اساس تحقيقات جديد، زنان و بويژه مادران فشارهاى ناشى از بچه دارى و كار خانه را همواره احساس مى كنند و در اوقات فراغت نيز همين وضع حاكم است.
به گفته محققان، نارضايتى از اوقات فراغت در زنان تا حدود زيادى به اين موضوع بستگى دارد كه زنان و مردان وظايف خانه را به چه نحوى بين خود تقسيم كنند.
به گفته آنان، هر چه سهم مردان كمتر باشد احساس نارضايتى از اوقات فراغت در زنان افزايش مى يابد.
اين پديده در مدت زندگى مى تواند اختلا لا تى را از نظر روان شناختى در زنان ايجاد كند.
رابطه هوش و طول عمر
ميان ضريب هوشى و ميزان عمر رابطه مستقيم وجود دارد.
پژوهشگران دانشگاه هاروارد با بررسى گروهى از افراد از سال ۱۹۲۲ اعلا م كردند، افرادى كه در اين گروه، در كودكى ضريب هوشى بيشترى داشته اند، بيشتر عمر كرده اند.
خوردن  صبحانه را براى كودكان  اجبارى كنيد
محققان مى گويند، با توجه به شيوع چاقى در كودكان و نقشى كه خوردن صبحانه در پيش گيرى از چاقى دارد نبايد مصرف صبحانه در كودكان مورد بى توجهى قرار گيرد.
چاقى در كودكان در بسيارى ازجوامع رشد فزاينده اى داشته است و اين در حالى است كه چاقى كودكان دردراز مدت عوارض خطيرى مانند افزايش خطر ابتلا به بيمارهاى قلب و عروق و ديابت را خواهد داشت.
به گفته محققان كودكان يا نوجوانانى كه صبحانه نمى خورند دو برابر هم سن و سالهاى خود ممكن است دچار افزايش وزن شوند. اهميت صبحانه براى جلوگيرى از افزايش وزن بسيار زياد است به نحوى كه هيچ بهانه اى مانند كمبود وقت نبايد مانع از خوردن صبحانه شود.
علاوه بر مشكل چاقى نرسيدن غذاى كافى به بدن در صبح كه فعاليت بدنى بيشتر است موجب اختلالات روانشناختى و تحصيلى مى شود.
بيشترين حوادث خانگى زنان
بيشترين حادثه هاى خانگى در زنان، سوختگى است.
پژوهشگران در ايران با بررسى ۹ هزار و ۵۱۷ مورد حادثه دريافتند كه بيشترين حوادث مربوط به زنان و بقيه مربوط به مردان است.
براساس اين پژوهش بيشترين فراوانى در حوادث زنان سوختگى با ۶۰ و سه دهم درصد و پس از آن بريدگى ۲۲ وهشت دهم درصد گزارش شده است.
پژوهشگران با توجه به فراوانى اين حوادث براطلا ع رسانى و آموزش زنان تأكيد كردند.
بخنديد تا پير نشويد
افراد اخمو بسيار سريعتر از افراد خندان دچار پيرى پوست و چين و چروك صورت مى شوند.
محققان مى گويند خنده موجب تحكيم بافتهاى اطراف دهان مى شود و شكل ظاهرى صورت را حفظ مى كند، به همين دليل چهره هاى درهم و اخمو موجب ايجاد خطوط زيادى روى پيشانى، بينى و اطراف چشمها و دهان مى شود و صورت را پير مى كند.
افزايش خروپف زنان در دوران باردارى
خروپف زنان در هنگام خواب در مراحل آخر دوران باردارى تا دو برابر افزايش مى يابد. در اين مرحله مجارى تنفسى تنگ تر مى شود و به علت افزايش وزن فشار روى شش ها و ناى با توجه به افزايش حجم عضلات شكم خروپف افزايش مى يابد.
صبحانه بخوريد تا چاق نشويد
افرادى كه صبحانه نمى خورند چهار برابر بيشتر، اضافه وزن مى يابند.
زنانى كه صبحانه نمى خورند، در روز بسيار بيشترغذا مى خورند. اگر فردى دو هفته صبحانه نخورد كلسترول بد يا ال دى ال خون وى افزايش و حساسيت بدنش در برابر انسولين كاهش مى يابد.
پژوهشگران همچنين تأكيد مى كنند، خوردن صبحانه مى تواند قدرت يادگيرى افراد و بويژه دانش آموزان را به ميزان قابل ملا حظه اى افزايش دهد.
زنان اسكانديناوى
به دنبال پستهاى مديريتى
بحث و جدل ها و انديشه كسب پستهاى مديريتى توسط زنان در منطقه اسكانديناوى، سبب شد تا بنيانگذار يك شركت سوئدى بزرگ توليد كننده اثاث منزل، خواستار افزايش شمار زنان در جايگاه مديريتى اين شركت شد.
به گزارش خبرگزارى فرانسه از استكهلم، «اينگوار كامپارد» در يك برنامه مستند كه قرار است از تلويزيون سوئد پخش شود، گفت: لازم است كه زنان بيشترى در مناصب مديريتى حضور داشته باشند، زيرا آنان در خانه تقريباً تعيين كننده همه امور هستند.
اين در حالى است كه به گفته سخنگوى شركت «ايكئا» (Ikea) هم اكنون از ۱۱ عضو هيأت مديره اين شركت تنها دو نفر زن هستند. براساس اين گزارش، موضوع برابرى جنسيتى در سطح مديريت يكى از موضوعاتى بوده كه به تازگى بحث و جدل هاى زيادى درباره آن در منطقه اسكانديناوى صورت گرفته است.
در كشور نروژ در همسايگى سوئد، براساس قانونى كه از اول ژانويه (۱۱ دى) اجرا شد، حدود ۵۰۰ شركت سهامى عام بايد ظرف دو سال آينده ۴۰ درصد از اعضاى هيأت مديره هاى خود را به زنان بسپارند.
تعداد كمى از زنان باردار ورزش مى كنند
تعداد زنان باردارى كه مرتب ورزش مى كنند، بسيار اندك است. فقط ۶ درصد از زنان باردار دست كم ۳۰ دقيقه و چند بار در هفته ورزش مى كنند و شمار زنان باردارى كه ورزشهاى سبك روزانه را در دستور كار خود دارند، فقط ۱۰ درصد است. پزشكان توصيه مى كنند زنان باردار توجه جدى ترى به ورزش داشته باشند.
زنان تجربه ها و هزينه ها
246234.jpg
آمارها بيانگر افزايش طلاق و پيامدهاى ناگوار آن است، طلاق خسارات مهلكى بر پيكر خانواده و جامعه وارد مى كند. بدون ترديد فرزندان اولين قربانيان طلاق محسوب مى شوند، بدين سبب نزد همه اديان و جوامع امرى مورد نكوهش و ناپسند بوده است. زيرا خانواده سالم نويدبخش جامعه اى سالم و آينده فرزندان ما را تأمين مى كند. هنوز چاره اى اساسى براى طلاق انديشيده نشده و تدبيرها و راهكارها اثر قابل ملاحظه اى نداشته است.
انبوه پرونده ها در محاكم بر اندوه ما مى افزايد و نشان از اوج بحران ها و تنش ها و درگيرى هاى ميان همسران دارد. در اين مقال به دنبال علل ايجاد بحران ها و ستيزه ها و يا درصدد يافتن راه حلى براى آن نيستيم، زمانى كه اختلافات به اوج خود رسيد و زن و شوهر مقابل مشكلات و چالش هاى زندگى، خويشتندارى از كف داده اند و قدرت مهار خشم خود را ندارند براى احقاق حق خود و رهايى و خلاصى به قانون پناه مى آورند. در حالى كه در بحرانى ترين شرايط روحى و روانى قرار دارند و كمترين اطلاعات را از نحوه كار دادگاه ها و قوانين و مقررات مربوطه دارند، خصوصاً عدم آشنايى زنان به قوانين حاكم بر رسيدگى به دعاوى و شكايات در دادگاه متحمل خساراتى مى شوند كه ناچارند از تجربه هاى ديگران پند بگيرند تا رنج كمترى را بر خود هموار نمايند. دريافت اطلاعات ناقص از افراد فاقد صلاحيت و عدم مراجعه به افراد خبره در نهايت هزينه هاى مادى و معنوى را متحمل مى شوند و وضعيت آنها را بحرانى تر و وخيم تر مى كند و موجبات بدبينى نسبت به محاكم و قوانين را فراهم مى كند مانند بيمارى كه با توصيه اطرافيان اقدام به درمان مى كند كه گاهى منجر به تثبيت بيمارى و سخت تر شدن بيمارى و مشكل كردن كار پزشك و رنج بيشتر و تحمل درد و ناراحتى بيشتر و تحمل هزينه هاى سنگين مى شود. بنابراين لازم است قبل از طرح دعاوى انحرافى و نافرجام و از دست دادن زمان و هدر دادن اوقات محاكم و پيچيده كردن مشكلات و... اقدام به انتخاب روش صحيح و استفاده از افراد كاردان و خبره و متخصص نماييم، زيرا از يك تصميم اشتباه نبايد نتيجه مطلوبى انتظار داشت.
از سويى ديگر نقص و ابهام و كمبود قوانين ويژه و مختص رسيدگى به پرونده هاى خانوادگى و عملكرد سليقه اى در محاكم و سختى اثبات ادعاها بخصوص از ناحيه زنان در مسأله طلاق و اثبات عسر و حرج يا تحقق شرط و غيره وجود دارد. در خصوص طلاق هاى به درخواست زنان كه بيشترين وقت و انرژى را از زنان و محاكم مى گيرد، زيرا روابط خانوادگى از پيچيده ترين و خصوصى ترين و محرمانه ترين روابط است و اثبات مسائل آن در دادگاه، زنان را با مشكلات زيادى مواجه مى كند. با توجه به اينكه طلاق ايقاع است و به اراده مرد واقع مى شود و تفاوت آن با عقد كه با ايجاب و قبول طرفين قابل انعقاد است، موجب مى شود زنان اختيارات قانونى كمترى نسبت به مردان در طلاق داشته باشند. با عنايت به ماده ۱۱۳۳ قانون مدنى كه قبل از اصلاح چنين بود: «مرد مى تواند هر وقت كه بخواهد زن خود را طلاق دهد» و در تاريخ ۱۳۸۱‎/۸‎/۱۹ به اين شكل اصلاح شده است: «مرد مى تواند با رعايت شرايط مقرر در اين قانون با مراجعه به دادگاه تقاضاى طلاق همسرش را بنمايد». تبصره - «زن نيز مى تواند با وجود شرايط مقرر در مواد (۱۱۱۹)، (۱۱۲۹) و (۱۱۳۰) اين قانون، از دادگاه تقاضاى طلاق نمايد».
ماده ۱۱۱۹ قانون مدنى مى گويد: «طرفين عقد ازدواج مى توانند هر شرطى كه مخالف با مقتضاى عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج يا عقد لازم ديگر بنمايند مثل اينكه شرط شود هرگاه شوهر، زن ديگر بگيرد يا در مدت معينى غايب شود يا ترك انفاق نمايد يا عليه حيات زن سوء قصد كند يا سوء رفتارى نمايد كه زندگانى آنها با يكديگر غيرقابل تحمل شود زن وكيل و وكيل در توكيل باشد كه پس از اثبات تحقق شرط در محكمه و صدور حكم نهايى خود را مطلقه سازد».
لازم به ذكر است كه در مواد ۲۳۲ و ۲۳۳ و ۲۳۴ قانونى مدنى در بيان شرايطى ضمن عقد در مقام بيان توضيحات كافى داده شده است و بيان مبسوط آن در ماده جداگانه و در مبحث مربوط به خانواده و همچنين اختيار مرد در امر طلاق، حساسيت قانونگذار در حمايت از حقوق زنان بوده است و در راستاى آن گنجاندن شروطى در متن سند ازدواج (قباله نكاح) كه با قبول شروط و امضاى آن، در صورت تخلف، متعهد به اجراى تعهدات خود هستند نيز در جهت حمايت بيشتر از حقوق زن است و ماده ۱۱۲۹ به زن اجازه مى دهد در صورت استنكاف و خوددارى شوهر از پرداخت نفقه به همسر خود و عدم امكان الزام او به دادن نفقه توسط دادگاه، بتواند براى طلاق به دادگاه رجوع كند و در صورتى كه شوهر او را طلاق ندهد، حاكم او را طلاق مى دهد. به موجب ماده ۱۱۳۰ نيز در صورتى كه ادامه زندگى زن به دليل عسر و حرج قابل تحمل نباشد زن مى تواند با مراجعه به دادگاه تقاضاى طلاق نمايد و با اثبات عسر و حرج دادگاه زوج را اجبار به طلاق مى نمايد. با دقت در اصلاح ماده ۱۱۳۳ قانون مدنى ملاحظه مى شود در وضع زن و مرد با شرايط قبل از اصلاح اين ماده قانونى از نظر مراجعه به دادگاه و تقاضاى طلاق تفاوتى حاصل نشده است و مرد مانند قبل بى نياز از اثبات خواسته طلاق است و زن همچنان مشقت و سختى اثبات دليل طلاق را در محاكم دارد كه در برخى موارد بسيار طاقت فرسا است حتى در مواردى كه زن با تحقق شرط اقدام به طلاق مى نمايد، اثبات تحقق شرط امرى اجتناب ناپذير است و در مورد عسر و حرج موضوع ماده ۱۱۳۰ نيز كه به استناد قاعده «لاحرج» كه منشأ آن آيه شريفه قرآن است «ما جعل عليكم فى الدين حرج» (بر شما در دين حرجى قرار داده نشده است). عسر و حرج به معناى مشقت و ضيق شديد است كه مى تواند داراى مصاديق فراوانى باشد و فراوانى آن به موقعيت هاى مكانى و زمانى و فرهنگى و اجتماعى و... متفاوت است و محدود و محصور كردن موارد آن در ماده قانونى ممكن است حقوق زوجه را در دستيابى به طلاق مورد ترديد قرار دهد ولى با اين حال عدم تعيين مصداق نيز در عمل در بسيارى موارد با اعمال سليقه دادرسان مواجه مى شد و زن نمى توانست ادعاى خود را در دادگاه اثبات نمايد. بنابراين در اصلاح ماده ۱۱۳۰ مواردى را به عنوان تمثيل و نه حصرى در تبصره آن گنجانيده اند كه براى رفع هرگونه شبهه اى مبنى بر تمثيلى بودن آن در پايان ذكر شده است كه «... موارد مندرج در اين ماده مانع از آن نيست كه دادگاه در ساير مواردى كه عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود، حكم طلاق صارد نمايد».
همانطور كه گفته شد مشقت اثبات ادعاى تحقق شرط يا اثبات عسر و حرج در دادگاه، و از طرفى برخى از مردان با اينكه تمايلى به ادامه زندگى با همسر خود را ندارند، براى فرار از قانون و عدم پرداخت هرگونه حقوق قانونى و شرعى زن با تمسك به انواع و اقسام ترفندها در مقام ايذا و آزار زن برمى آيند موانعى در روند دادرسى ايجاد مى كند تا اينكه زن ناچار به گذشت حقوق حقه خود شود و بتواند جان خود را نجات دهد. زيرا بسيار كم هستند افرادى كه در بحبوحه خشم و لجاجت از انتقام صرف نظر كنند بلكه بالعكس مى خواهند در اين جنگ تمام عيار پيروز ميدان باشند بنابراين از همه سلاح هاى ممكن عليه هم استفاده مى كنند و در اكثر موارد اين مرد است كه پيروز ميدان است و زن با تحمل شكست در دادگاه و با قلبى شكسته راه خويش گيرد در حالى كه شايد اگر قبل از هرگونه اقدامى در دادگاه به مشورت با افراد خبره مى پرداخت و بعد از جمع آورى اطلاعات لازم كار را به كاردان مى سپرد نتيجه مطلوب ترى حاصل مى شد و به قول شيخ اجل سعدى:
هر كه بى مشورت كند تدبير
غالبش بر غرض نيايد تير
بيخ بى مشورت كه بنشانى
برنيارد به جز پشيمانى
اولين پزشك زن
پيكار براى اثبات وجود زنان پزشك
246219.jpg
اليزابت بلاك ول در سوم فوريه سال ۱۸۲۱ در برستول انگلستان به دنيا آمد. او يكى از ۹ فرزند خانواده بود. مادر او هانا و پدرش ساموئل بسيار سخاوتمند و نيكو كار بودند. پدر او صاحب يك تصفيه خانه شكر بود و هميشه فرزندانش را تشويق مى كرد كه از موقعيت ها استفاده كنند و آنان را وادار كرد تحصيل كنند تا زمانى كه با فرصت هاى خوبى روبرو مى شوند، بتوانند از دانش خود بهره بردارى كنند. هنگامى كه اليزابت ۷ يا ۸ ساله شد، ساموئل نتوانست ماليات خود را بپردازد. به همين جهت خانواده اليزابت از خانه خود رانده شدند. در سال ،۱۸۳۲ اين خانواده به شهر نيويورك نقل مكان نمود. در اين شهر بود كه خانواده اليزابت با جنبش مخالفت با بردگى همكارى كردند.
در سال ۱۸۳۸ خانواده بلاك ول به سين  سيناتى اوهايو نقل مكان كرد. چند ماه بعد، يعنى زمانى كه اليزابت ۱۷ ساله بود، پدر او مرد. با مرگ پدرخانواده با مشكلات بسيارى روبرو شد. اليزابت براى حفظ خانواده، با همكارى مادر و خواهرانش يك مدرسه خصوصى دخترانه تأسيس كردند و اليزابت به عنوان آموزگار شروع به تدريس نمود. اين اولين شغل او بود اما اليزابت به آموزگارى علاقه اى نداشت. يكى از دوستان اليزابت به نام مرى دونالد سول به او توصيه كرد كه پزشكى بخواند. اليزابت فكر كرد كه اين توصيه با تفكر ۱۷ سالگى او كه مى خواست كار فوق العاده اى انجام دهد، هماهنگ است. او در تمام زندگى هميشه و بدون كمك از كسى تلاش مى كرد و تا موفق نمى شد از پاى نمى نشست. در آن زمان زنان فقط مى توانستند، به عنوان خياط، نرس و آموزگار به كار مشغول شوند، اما هرگز نتوانسته بودند كه دكتر شوند.
بزودى بلاك ول دريافت كه مبارزه براى تحصيل در رشته پزشكى، بسيار سخت تر از آنچه تصور مى كرد است. در سال ۱۸۴۴ او تصميم گرفت تا در رشته پزشكى شروع به تحصيل كند. ابتدا، با خواندن كتاب هاى پزشكى، آموزش خود را آغاز نمود و سپس به طور خصوصى نزد ساموئل. اچ. ديكنسون از كالج پزشكى چارلستون و چند دكتر و پروفسور ديگر به آموختن دانش پزشكى ادامه داد. هيچ يك از كالج هاى پزشكى به او اجازه تحصيل آكادميك نمى دادند، به همين دليل او هيچ حق انتخابى نداشت و فقط مى توانست به طور خصوصى آموزش ببيند.
درخواست هاى او به طور مكرر رد مى شد و اين برگه هاى درخواست همانند برف هاى زمستانى يكى از درخواست ها كه رد شد، فكرى را در سر او به وجود آورد. او بايد مانند مردان لباس مى پوشيد. با وجود اينكه اين فكر غير ممكن و تا حدى احمقانه به نظر مى رسيد، بلاك ول تصميم گرفت اين راه را نيز امتحان كند. يكى از مدارس به او اجازه داد كه در مبحث تشريح آموزش ببيند. اما به او مدرك تحصيلى نمى دادند. اين آرزو آنقدر در بلاك ول رشد كرده بود كه او بار ديگر سعى كرد مدرك خود را بگيرد، اما باز هم با درخواست او مخالفت شد. همه درها به روى او بسته شد فقط به اين دليل كه او يك زن بود. او حقيقتاً آرزو داشت كه يك پزشك شود و نمى خواست كه اين واقعيت او را از درس خواندن محروم كند. بيست و نه كالج پزشكى درخواست او را رد كردند.
در سال ،۱۸۴۷ كالج نيويورك به اواجازه تحصيل در اين كالج را داد، اما او دريافت كه فقط براى تمسخر اين كار راكرده اند. سرانجام در ۶ نوامبر سال ۱۸۴۷ كالج پزشكى ژنو در پاريس(اكنون كالج هوبارت و ويليام اسميت ناميده مى شود) به او اجازه تحصيل داد و او به عنوان تنها زن انترن كار و تحصيل خود را آغاز كند. او از تمسخر، انتقاد و طرد شدن اجتماعى رنج بسيار كشيد. همكلاسان پاريسى او، همچون آمريكايى ها، نتوانستند وجود او را تحمل كنند و به او اجازه نمى دادند به عنوان يك دكتر به كار عملى بپردازد. زنان ديگر، در خيابان كه از پهلوى او مى گذشتند به او اعتنايى نمى كردند و يا با نفرت از او صحبت مى كردند. هركجا كه او حضور پيدا مى كرد، همه اورا ناديده مى گرفتند. به همين جهت او مجبور شد كه به عنوان دانشجوى مامايى در يك زايشگاه بزرگ مشغول به كار شود. با همه سختى ها و مشكلات موجود، وى در سال ۱۸۴۹ با رتبه اول، فارغ التحصيل شد. روز يكشنبه ۴ نوامبر همين سال بلاك ول در حال معالجه چشم يك كودك بيمار مبتلا به بيمارى آماس چركى بود كه مقدارى از چرك چشم هاى كودك به درون چشم بلاك ول پاشيد. اين بيمارى بسيار خطرناك و مسرى است به همين سبب بلاك ول نيز دچار شد. چندى بعد چشم او را كه مبتلا شده بود، تخليه كردند و به جاى آن يك چشم شيشه اى گذاشتند. پس از اين ماجرا او به لندن رفت تا به تحصيلاتش ادامه دهد. در سال ،۱۸۵۱ پس از بازگشت بلاك ول به بيمارستان ها، هنوز بيمارستان ها به او اجازه كار نمى دادند و پزشكان مرد وجود او را ناديده مى گرفتند. بسيارى از بيمارستانها به او اجازه ورود به بخش ها را نمى دادند. در واقع بيشتر بيمارستان هاى آمريكايى و اروپايى به او اجازه كار نمى دادند و او فقط تعداد محدودى بيمار داشت.
پس از خوددارى بيمارستانهاى آمريكا از استخدام او، بلاك ول يك كلينيك در شهر نيويورك تأسيس كرد و خواهرش دكتر اميلى بلاك و يك پزشك زن ديگر به نام مارى.اى.زاكرز و سكاهم به او پيوستند. اين درمانگاه كوچك در يك اتاق كوچك نزديك ميدان تامكين تأسيس شد. او سه روز در هفته بيمار مى پذيرفت. بيشتر بيماران وى افراد فقير مهاجر بودند. او به آنان از اهميت بهداشت سخن مى گفت و به آنان طريقه رعايت بهداشت را مى آموخت. او اين آموزش ها را فقط براى دريافت پول در اختيار بيمارانش قرار نمى داد بلكه دليل او لزوم اين آموزش ها بود. اليزابت بسيار تنها بود به همين دليل او يك دختر لاغر موقرمز ۷ ساله را به نام كيتى به فرزندى قبول كرد. اليزابت بلاك وبه همراه زنان ديگرى كه پزشكى خوانده بودند و چند تن اهل فرقه كواكر، بيمارستان ويژه زنان زجر كشيده و كودكان نيويورك را كه كليه كاركنان آن زن بودند، در نيويورك افتتاح نمود. اين بيمارستان رسماً در ۱۲ ماه مه سال ۱۸۵۷ افتتاح شد. هزينه اين بيمارستان هفته اى ۴ دلار بود و اگر بيمار نمى توانست اين هزينه را پرداخت كند، هيچ پولى از او دريافت نمى شد. به همين جهت بيمارستان هميشه از نظر مالى در مضيقه بود و به پول بيشترى نياز داشت.
بلاك ول براى افتتاح اين بيمارستان زحمات زيادى كشيد. اليزابت، اميلى، زاكر زوسكا و تنى چند پرستار زن در اين بيمارستان با سختى كار مى كردند. در طول سالها سختى هاى زيادى را پشت سر نهاد. تعداد زيادى از بستگان يا دوستان بيمارانى كه فوت مى كردند آنان را متهم مى كردند كه سبب مرگ بيمارشان شده اند. مى گفتند كه زنان صلاحيت پزشكى را ندارند و همين دليل فوت دوست يا فاميلشان بوده است. اليزابت چند سالى به مسافرت رفت وهنگام شروع جنگ داخلى مجدداً به بيمارستان بازگشت.
سرانجام اليزابت با تلاش مداوم، توجه و احترام ساير پزشكان و جامعه را به دست  آورد. قدرت رهبرى او هنگام مواجهه با مشكلات ناشى از جنگ، سبب پيروزى اوشد. در سال ۱۸۶۸ اليزابت و اميلى اولين كالج پزشكى ويژه زنان را تأسيس نمودند. اين كالج در بيمارستان قرار داشت. در اين زمان زنان اجازه حضور و آموزش در مدرسه پزشكى دانشگاه كورنل را پيدا كردند.
در سال ۱۸۶۸ اليزابت بلاك ول به لندن برگشت و جامعه بهداشت ملى و مدرسه پزشكى ويژه زنان را در لندن تأسيس نمود.
-  «موفقيت در گرفتن مدرك دكترى براى من بتدريج به تلاش معنوى و پيكارى اخلاقى تبديل شد و اين پيكار يا مبارزه اخلاقى بى اندازه براى من جاذبه داشت.»
او در حال نوشتن سرگذشت خود بود اما نتوانست آن را به اتمام برساند و در ۳۱ ماه مه سال ۱۹۱۰ در سن ۸۵ سالگى در منزل خود واقع در هستينگز انگلستان چشم از جهان فرو بست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |