سه شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۴ -
Tue, Feb 14, 2006
فرهنگ و پايدارى
۳۳۹۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
سلام بر رزمندگان اروند و گريه هاى مستجاب
ديگر صداى نيستانى دلهايتان را نمى شنويم. ديگر در كنارمان لبخندهايتان نيست تا بهار را ترسيم كنيم. در روزهاى مبهم مان دلمان بهانه ميدان مين را مى گيرد. چشم هايمان به جست وجوى شيارها نمى روند. پلاك هايتان آشنا نيست. معصوميت و پاكى را غبار گرفته است. بى شما جزيره مجنون، مجنون مانده است. پيكر حاج مهدى باكرى را هم آب برد. اما كسى آن را نگفت. حاج حسين هم با سى و پنج تركش و يك دست به مهمانى خدا رفت. دستواره با بدنى پاره پاره بر دستان ماه هرشب تكرار مى شود. اما كو چشمى كه ببيند.
جگر گوشه هايتان هنوز بهانه بابا را با گريه زمزمه مى كنند و هر غروب در سجاده تان شما را مى جويند. قاب عكس هايتان را با بغض هاى سخت مى نگرند. لب هاى نبوسيده شان بر سنگ هاى مزار ماسيده است. محبت پدرى مى خواهند. اكنون ماييم و اينان كه به مهمانيتان آمده ايم. با نخل هاى بى سر، مادران بى پسر، دل هاى پر از مويه، كودكان واگويه، چه بگوييم شما را. اشك امانمان نمى دهد. چرا باران اشك را بر سنگ مزارتان نگرييم چرا حسرت ننوشيم. خاك مزارتان را چرا توتياى چشم نبريم. مگر مى توانيم چشم در چشم اروند بنگريم. شرممان مى آيد. شما كه پشت خاكريزها خدا را ديديد دست ما را نگرفتيد. فرشته ها فقط شما را مى ديدند و آيينه ها فقط شما را نشان مى دادند. در سوز دعاهايتان چه بود كه هرشب پنجره ملكوت به رويتان گشوده مى شد و فرشته ها دلتان را مى سرودند. برادرم! از شيارها هنوز بوى بهشت مى آيد. سنگرها را شب فرا گرفته است و فانوسى نيست. خاكريزها را مى نگريم صداى گام ها و لبخند هايتان در دامان ته نشين مى شود. در جاده هاى مه آلود سرگردان مانده ايم. از مرگ در بستر ناراحتيم. مرگ بى درد، مرگ بى خون، مرگ راحت نصيبمان شده است. جزيره مجنونى نيست كه در بيابان هايش سرگردان ليلا شويم. در وصيتنامه هاى شهيد درنگ نمى كنيم. مادران شهيد قديمى شده اند. كسى با دود و اسپند بدرقه نمى شود. رسيده ايم به انتهاى راه! دلواپس نگاه فرزندان شهيد نيستيم. برادرم! چه بگويم دلمان كوه اندوه است. خويش را گم كرده ايم. شلمچه به شيوه مظلوميت همچنان باقى مانده است. فتحتان را روايت نمى كنيم. خاكريزها را رعايت نمى كنيم. چه بگويم كه آغاز هجرت شما، ابتداى غروب ما بود. اگر با شما نباشم گريه مجابم نمى كند و گلويم تسليم بغض نمى شود. از سبز گذشتيم به سپيدى رسيديم. از سپيدى گذشتيم اكنون رسيده ايم به خزانى زودرس. بى شما چقدردر زمستان غوطه مى زنيم. شما رفتيد، طلوع كرديد. ما مانديم غروب كرديم. وقتى كه به شما مى رسيم ناسروده شعر مى شويم. ناگفته بغض، حكايت نكرده نى مى شويم. ناخوانده نالان، برادرم دلم گرفته است. سجده يعنى مزار شما، دلتنگى يعنى دورى از شما، سوختن يعنى در ياد شما، دريا يعنى دل شما، فرياد مادر شهيدى به گوش مى رسد، خدايا! اين قربانى را از من بپذير. نگاه معصوم كودكى شهيد بر سقف مانده است.
محمد باقر پورمند
عملياتى به نام
والفجر مقدماتى
247278.jpg
جايگاه عمليات در استراتژى نظامى ايران
از ديدگاه فرماندهان نظامى، بغداد و بصره، دو هدف استراتژيك به شمار مى رفتند؛ در اين ميان بغداد هدف غايى و بلندمدت و بصره، هدف ميان مدت و قابل دسترس محسوب مى شد. براساس همين نگرش، مناطق موردنظر براى عمليات والفجر مقدماتى زمينه ساز تصرف بصره انتخاب شدند. به طور كلى در انجام عمليات، دستيابى به بصره به طور مستقيم مورد توجه قرار داشت و سعى مى شد اين هدف، با انجام دو يا سه عمليات تأمين شود. اما تصرف بغداد با انجام چند عمليات واسط امكان پذير بود و به زمان بيشتر و رشد سازمان رزم و اصلى شدن جنگ در تمام ابعاد نياز داشت. يكى از مناطقى كه امكان انجام عمليات در آن در راستاى هدف تصرف بغداد وجود داشت، منطقه كوت تا عماره بود كه در نگرشى بلندمدت و كلان، مورد توجه تصميم گيرندگان نظامى بود. در سطح خرد نيز، انهدام دشمن، گشودن جبهه جديد و دست يافتن به زمين هاى مهم، دلايل اصلى در انتخاب منطقه فكه براى عمليات والفجر مقدماتى محسوب گرديد. ضمن آن كه، اين منطقه عملياتى، جناح شمالى هور را نيز دربرمى گرفت، جايى كه در سالهاى بعد (۱۳۶۲ و ۱۳۶۳) عمليات هاى بزرگ خيبر و بدر در آن انجام شد.
دلايل انتخاب منطقه عمليات
در جبهه جنوب غربى، منطقه فكه به دليل وجود ارتفاعات حمرين و جاده ارتباطى بصره - عماره به سمت كوت، از اهميت ويژه اى برخوردار بود. به ويژه آن كه مركز فرماندهى سپاه چهارم و يگان هاى تابعه آن در شهر عماره قرار داشتند. اين منطقه، پس از آن كه عمليات محرم انجام شد و طى آن رزمندگان توانستند جبال حمرين را تصرف كنند، به همين دليل بيشتر مورد توجه قرار گرفت.
موقعيت منطقه
منطقه داراى دو ارتفاع اصلى شامل: ارتفاعات حمرين كه طول مرز ايران و عراق، از جنوب شرقى دهلران تا شمال فكه از يك سو، و از سوى ديگر، ارتفاع جبل فوقى كه در جنوب غربى حمرين واقع بود. در شمال منطقه عملياتى والفجر مقدماتى نيز ارتفاع ميشداغ قرار دارد، كه سه تنگه طبيعى مهم در آن مشاهده مى شود: ۱- تنگه صعد ۲- تنگه ذليجان ۳- تنگه رقابيه. ارتفاع شمالى - جنوبى رقابيه، عارضه ديگرى است كه از جنوب به تنگه رقابيه و از شمال به تنگه برقازه محدود مى شود. مهم ترين رود منطقه، رودخانه مرزى دويرج است كه از كوه هاى شمال (جاده عين خوش به دهلران) شروع مى شود و تا منطقه غرب فكه دامه يافته و به هورالسناف مى ريزد.
وضعيت دشمن
عراق به دليل حملات پى درپى و موفق ايران در عمليات هاى دوره نخست جنگ، به طور گسترده اى از نيروى جيش الشعبى استفاده كرد و با تشكيل تيپ هاى سه رقمى، سازمان رزم ارتش را بسيار گسترش داد. اين تيپ ها در آرايش نظامى عراق در منطقه عملياتى والفجر مقدماتى، در خط اول قرار داشتند. اين اقدام از يك سو موجب حفظ نيروهاى اصلى ارتش آن كشور مى شد و از سوى ديگر، توان نيروهاى مهاجم را به شدت كاهش مى داد، به گونه اى كه با توجه به درگيرى رزمندگان با نيروهاى در خط و موانع گوناگون، يگان هاى اصلى عراق بهتر مى توانستند به دفع حمله بپردازند.
سپاه چهارم عراق مسؤوليت منطقه عملياتى از چيلات تا هورالعظيم را به عهده داشت و داراى چهار لشكر بود:
۱- لشكر ۱۴ پياده شامل سه تيپ ۴۲۱ ، ۴۲۲ و ۱۸ و يك گردان تانك به نام سيف سعد كه در محور چزابه و شمال هورالهويزه قرار داشت. از سه تيپ اين يگان، يك تيپ شامل نيروهاى جيش الشعبى و دو تيپ ديگر از نيروهاى اصلى ارتش عراق بودند.
۲- لشكر ۱ مكانيزه شامل تيپ ۱۰۸ گارد مرزى، تيپ ۵۰۱ پياده، تيپ ۱ مكانيزه كه در محور دويرج تا پاسگاه پيچ انگيزه مستقر بود. همچنين، تيپ هاى ۹۲ ، ۹۳ و ،۶۶ احتياط كلى منطقه فكه تا پاسگاه دويرج بودند. افزون بر اين، تيپ هاى سازمانى ۳۴ زرهى، ۲۷ مكانيزه از لشكر ۱ در احتياط منطقه عملياتى والفجر مقدماتى قرار داشتند.
۳- لشكر ۱۰ زرهى شامل سه تيپ، كه از محور پيچ انگيزه تا جنوب غربى چيلات (دهلران) آرايش داشت.
۴- لشكر ۳ زرهى (علاوه بر تيپ هايى كه به لشكر ۱۴ مأمور كرده بود) با تيپ هاى ۱۶ ، ۱۲ زرهى، ۸ مكانيزه و ۵۳ مختلط، در شرق هورالسناف گسترش داشت و در احتياط بود.
يگان هاى ديگرى كه جزو سازمان رزم منطقه عملياتى سپاه چهارم عراق بوده و در احتياط قرار داشتند، عبارت بودند از: تيپ ۳۰ زرهى از لشكر ،۶ تيپ ۳۷ از لشكر ،۱۲ تيپ ۱۶ از لشكر ،۶ تيپ ۱۰۱ پياده گارد مرزى، تيپ ۱۰ زرهى وابسته به ستاد كل، تيپ ۴۹ زرهى از لشكر ،۱۱ تيپ ۱۸ پياده، تيپ ۴۸ پياده از لشكر ،۱۱ تيپ ۲۵ مكانيزه از لشكر ،۶ تيپ ۵۱ زرهى مختلط و تيپ گارد جمهورى(۸).
طرح مانور
در طرح ريزى عمليات، مقرر شد، قرارگاه خاتم الانبياء (ص) با نيروهاى قرارگاه كربلا و قرارگاه نجف اشرف به سوى عماره تك كند. در مرحله اول، يگان هاى قرارگاه نجف اشرف مى بايست در محور طاوسيه تا چزابه، حدفاصل خط تا كانال هاى آخر را تصرف كرده و در مرحله دوم و در ادامه تك، جناح راست تا حاشيه جنوبى دويرج (پشت جاده آسفالت فكه و در غرب جاده اتوبان) و سرپل حلفائيه را تصرف كند. نيروهاى قرارگاه كربلا نيز مى بايست با استفاده از معابر وصولى، جا پاى تصرف شده به وسيله نيروهاى رزمى قرارگاه نجف تا چزابه و پدافند پشت كانال را به انجام مى رساندند.
در مرحله دوم، نيروهاى خودى مى بايست شرق غزيله و شمال هورالهويزه را پاكسازى كرده و سرپل غزيله را تأمين كنند. براساس طرح عملياتى، جناح نيروهاى كربلا بايستى با احداث خاكريز تأمين مى شد تا در صورت بروز مشكل براى مأموريت نيروهاى نجف، جناح يگان هاى قرارگاه كربلا از تعرض و آسيب دشمن مصون بماند. در طرح مانور اين گونه پيش بينى شده بود كه پس از آن كه اهداف مرحله اول و دوم عمليات تحقق يافت، با بازسازى يگان ها و ايجاد شرايط مناسب و نيز با توجه به وضعيت دشمن، در مرحله سوم، تك به سمت عماره ادامه يابد.
در اين طرح، عمليات فريب در منطقه چيلات و طيب نيز پيش بينى شده بود و لشكر ۱۴ امام حسين (ع) نيز مأموريت داشت، در منطقه فاو، عمليات فريب ديگرى را انجام دهد. مسأله قابل ملاحظه در اين عمليات، استفاده از توان زرهى بود كه به دليل بعد مسافت و عمق منطقه عملياتى مورد توجه قرار گرفت.
شرح عمليات
با تاريك شدن هوا، يگان ها از نقطه رهايى به سوى مواضع دشمن حركت كردند. اين اقدام به اين دليل بود كه خط خودى با مواضع دشمن چهار تا پنج كيلومتر فاصله داشت. از اين رو، لازم بود ساعاتى پيش از ساعت (س)، نيروها، پياده روى خود را آغاز كنند تا بتوانند در ساعت مقرر به مواضع دشمن يورش برند. با حركت نيروها، در قرارگاه نيز جنب و جوش و اضطراب خاصى به چشم مى خورد و همه براى موفقيت رزمندگان دعا مى كردند، و به همين منظور مراسم زيارت عاشورا در سنگر (عمومى) قرارگاه خاتم برگزار شد. از سوى ديگر، به دليل اهميت عمليات آقاى ميرحسين موسوى، نخست وزير؛ آيت الله موسوى اردبيلى، رئيس ديوان عالى كشور، آيت الله طاهرى خرم آبادى و حجت الاسلام والمسلمين فاكر، نمايندگان حضرت امام در سپاه در سنگر فرماندهى حضور داشتند.
بدين ترتيب، در ساعت ۲۱‎/۳۰ روز ۱۷ بهمن ۱۳۶۱ رمز عمليات به شرح زير قرائت شد:
«بسم الله الرحمن الرحيم، و لاحول و لاقوه الا بالله العلى العظيم، اللهم اياك نعبد و اياك نستعين، قد ترى ما انا فيه ففرج عنا يا كريم، يا الله، يا الله، يا الله. به مظلوميت على اصغر و به ذوالفقار برنده ولى المؤمنين و قهاريت رب العالمين به پيش».
با اعلام رمز عمليات، حمله رزمندگان آغاز شد. گرچه يگان ها ساعاتى قبل حركت كرده بودند، ولى نتوانستند همزمان، عمليات شكستن خط را آغاز كنند. لذا، بعضى از نيروها در كمين متوقف شده، برخى هم درگيرى را آغاز كردند و گروهى نيز نرسيده هنوز درگير نشده بودند. از اين رو فرماندهان سپاه تلاش زيادى به عمل آوردند تا اين مشكل رفع شود و بالاخره در پى اين تلاش، نيروها توانستند به سختى از برخى موانع عبور كرده و به كانال اول برسند. در اين هنگام، دشمن به نيروهاى در خط خود دستور داد، به پشت جاده آسفالت عقب نشينى كرده و در آنجا خط تشكيل دهند. اين اقدام دشمن ناشى از تجربه قبلى در عمليات هاى گذشته بود. فرماندهان عراقى دريافته بودند كه نبايد در برابر سيل خروشان نيروهاى بسيج مقاومت كرده و تلفات بدهند. آنها نمى خواستند مانع نفوذ نيروهاى ايرانى شوند، زيرا قصد داشتند با دور زدن آنها از دو جناح، آنان را منهدم كنند. با وجود اين تدبير دشمن، نيروهاى خودى در برخى محورها پيشروى كردند، ولى در محورهاى ديگر موفق نشدند از موانع عبور كنند. اين وضع موجب شد آنها زمان را از دست بدهند. براين اساس، فرماندهان در تدبيرى مناسب، اجازه ندادند يگان هايى كه عمليات شكستن خط را به اتمام رسانده بودند، به پيشروى خود ادامه دهند. اين يگان ها موظف شدند در مواضع به دست آمده متوقف شده و با احداث خاكريز، به حفظ آن بپردازند.
جهان و عمليات والفجر مقدماتى
همزمانى عمليات والفجر مقدماتى با سالروز پيروزى انقلاب اسلامى و همچنين برگزارى اجلاس سران كشورهاى غيرمتعهد (كه قرار بود در بغداد برگزار شود، ولى به دليل فشار جمهورى اسلامى ايران مكان برگزارى اجلاس به هند تغيير يافت) و عدم موفقيت كامل عمليات بهانه اى به دست رسانه هاى گروهى مخالفين انقلاب اسلامى داد تا در محورهاى تبليغاتى و تحليل هاى خود با زير سؤال بردن اصل جنگ تا حد امكان به تقويت مواضع رژيم بعثى اقدام نمايند.
انعكاس پى درپى اطلاعيه هاى نظامى عراق و اعلام حمايت سران كشورهاى عربى و غربى از رژيم صدام و جوسازى هاى سنگين تبليغاتى، از جمله مواردى مى باشد كه در جنگ روانى تأثيرگذار بود و دشمن از آن بى نهايت استفاده كرد. در مجموع سعى تمام رسانه هاى بيگانه به فشار جمهورى اسلامى ايران به منظور تجديدنظر در مواضع جمهورى اسلامى ايران و موافقت با پيشنهادات رژيم بعثى در خصوص صلح و آتش بس بود.
مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |