سه شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۴ -
Tue, Feb 14, 2006
مهرگان
۳۳۹۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
درباره سيدامير محمود انوار
شور شعر و سماع
سيدامير محمود انوار، پژوهشگر و استاد دانشگاه در زمينه ادب و عرفان متولد ۱۳۲۴ تهران
- كارشناسى زبان و ادبيات عربى و ادبيات فارسى از دانشگاه تهران با مدال درجه يك فرهنگ در سال ۱۳۴۵.
- اخذ مدرك كارشناسى ارشد در رشته زبان  و ادبيات عربى با مدال درجه يك فرهنگ از دانشكده الهيات و معارف اسلامى در سال ۱۳۴۷.
- اخذ مدرك دكترا در رشته علوم قرآنى با درجه ممتاز از دانشكده الهيات و معارف اسلامى.
- تدريس در دانشگاه تهران از سال ۱۳۴۸ تاكنون.
- چاپ بيش از پنجاه مقاله علمى در نشريات معتبر داخلى و خارجى
- ارائه مقاله هاى علمى در سمينارها و كنفرانس هاى مهم داخلى و خارجى.
- رياست اداره انتشارات و سردبيرى مجله دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران از سال ۱۳۵۲ به مدت ۳۰ سال.
- دريافت لوح تقدير از دانشگاه تهران به خاطر ممتاز شدن مجله علمى پژوهشى دانشكده ادبيات.
آثار چاپ شده:
سعدى و متنبى، ايوان مداين از ديدگاه بحترى و خاقانى و شرح قصيده سينيه بحترى، منتخب اشعار حكيم ابوالمعارف زاهد و مقدمه اى تحليلى بر آن، مقدمه اى تجليلى بر كاروان عشق اثر طغرا يغمايى، تصحيح و نقد و بررسى و تعريب ديوان ابوالفتح بستى شاعر ذوالسانين ايران و دوره غزنوى و شرح منظوم و منثور آن، مقدمه اى تحليلى و عرفانى برگزيده ديوان استاد محيى الدين الهى قمشه اى و ...
247266.jpg
محمد مفتاحى: اشتراك بسيارى از واژه ها در دو زبان فارسى و عربى، اشتراك دين وكتاب آسمانى وبسيارى دليل ديگر سبب شده است كه علم و فرهنگ اين دو قوم چنان در هم تنيده باشد كه براى فهم كامل يكى مطالعه ديگرى اجتناب ناپذير شود. به ويژه در زبان فارسى به دليل وجود تفسيرها، تلميحات و برداشت هايى از كتاب آسمانى قرآن بدون دانستن زبان عربى و آشنايى با بزرگان ادب و فرهنگ آن قوم نمى توان دوره هاى مختلف فرهنگى را بررسى كرد. شباهت هاى بى شمار موجود در آرا و انديشه هاى شاعران و نويسندگان ايرانى و عرب هم نشان دهنده تأثيرپذيرى اين دو فرهنگ از يكديگر است آن جا هم كه بحث از تفسير قرآن و تشريح احاديث و ... در ميان باشد مراجعه به آثار به جا مانده در هر دو زبان براى يك پژوهش علمى، حتمى و قطعى است. داورى درباره ميزان تأثيرپذيرى هر كدام از فرهنگ ها و زبان ها از يكديگر علاوه بر مطالعه آثار هر دو زبان، بررسى علمى و دقيق آنها و خواندن آثار پژوهشگران ديگر به علاقه و تيزبينى ويژه اى نياز دارد. هر چند كه تجربه و تسلط بر هر دو زبان و به ويژه قرآن امرى ضرورى به نظر مى رسد اما نگاه منتقدانه، علاقه و استعداد مهمترين عوامل توفيق يك منتقد به شمار مى آيند و دكتر امير محمود انوار، پژوهشگر و استاد برجسته دانشگاه با داشتن تمام اين ويژگى ها تحقيقات موفقى را در عرفان و ادب پارسى انجام داده است. او كه فرزند دانشمند ارجمند، سيدعبدالله انوار است گام هايى بلند و استوار در جهت بررسى منابع مهم ادبى و عرفانى اين سرزرمين برداشته است.
دكتر سيدامير محمود انوار، به سال ۱۳۲۴ در تهران به دنيا آمد. در تحصيل علم دو شيوه حوزوى و دانشگاهى را تجربه كرده است به طورى كه از كودكى و حدود ده سالگى نزد پدرش، سيدعبدالله انوار، تحصيل علم را آغاز كرد و به مدت سى و پنج سال در خدمت اين استاد ارجمند ادبيات عربى، ادبيات فارسى و كتب علوم صرف، نحو و بلاغت به ويژه كتاب هاى سيوطى، مغنى و مطول و منطق و اصول فقه و حكمت را آموخت. پانزده ساله بود كه در محضر استاد عبدالحميد بديع الزمانى در مؤسسه دانشكده ادبيات دانشگاه تهران حضور يافت. سپس سيزده سال پيوسته در منزل و دانشگاه نزد وى متون گوناگون لغوى، نظم و نثر و صرف و نحو عربى را فراگرفت. در تمام مدت تحصيل دانشجوى ممتاز وى بود تا اينكه در بيست و پنج سالگى از رساله دكتراى خود با راهنمايى استاد بديع الزمانى و با نمره بسيار عالى دفاع كرد.
ضمن اينكه از بيست و يك سالگى در محضر درس حكمت و عرفان حكيم الهى قمشه اى حاضر شد و حدود ده سال متون فلسفه چون منظومه حاج ملاهادى سبزوارى و متون عرفانى چون شرح نابلسى و بورينى بر ديوان ابن فارض مصرى و تفاسير عرفانى چون تفسير محيى الدين و غيره را به همراه علوم ديگر چون عروض وبيان فرا گرفت. چند سالى هم نزد علماى ديگر حوزه چون آيت الله فقيهى و علامه گيلانى، سيوطى و مطول را آموخت. غير از دوره منطق «اساس الاقتباس خواجه طوسى» و حكمت مشاء آثار بوعلى و تحصيل بهمنيار به مطالعه و تدريس متون عرفانى و تفسيرى چون «مصباح الهدايه » كاشانى و «كشف الاسرار» ميبدى، «عرائس البيان» روزبهان بقلى فسوى و كتب خواجه عبدالله انصارى و ... پرداخت. از سال ۱۳۴۶ تاكنون به تدريس متون عرفانى فارسى، عربى، نظم ونثر، متون بلاغى، صرف و نحو و لغت پرداخته است. وى در همين حين مسؤوليت هاى اجرايى مهمى هم برعهده داشته و به سبب آنها خدمات علمى ارزنده اى را به جامعه علمى و دانشگاهى كشور عرضه كرده است. از مسؤوليت هاى مهم او مى توان به رياست انتشارات و سردبيرى مجله بين المللى دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران از سال ۱۳۵۲ به مدت سى سال، معاونت پژوهشى دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران به مدت پنج سال، رياست كتابخانه دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران به مدت دو سال و ... اشاره كرد و اما از مهمترين تأليفات اميرمحمود انوار كتاب ارزشمند «ايوان مداين از ديدگاه بحترى و خاقانى و شرح قصيده سينيه بحترى» است. اين كتاب يكى از كامل ترين كتب درباره مقايسه خاقانى و بحترى است. روش كار مؤلف بسيار علمى و جذاب است. براى نمونه در شرح قصيده سينيه بحترى علاوه بر مشخص كردن وزن و تقطيع هر بيت و توضيح راجع به بحر خفيف، نمايان كردن قافيه و حروف آن، شرح لغات قصيده (كه خود يك دوره كامل صرف و نحو است) ترجمه منثور و منظوم ابيات را هم براى درك بهتر مخاطب آورده است. ديگر آنكه ابياتى از شاعران عرب و ايرانى براى موضوعات مورد بحث آورده كه بسيار مفيد است و بر جنبه هاى علمى كتاب مى افزايد.
سيدامير محمود انوار در نهايت تسلط به زبان هاى فارسى و عربى پس از تحليل هر دو قصيده در مقايسه آنها مى نويسد: «اگر قصيده  سينيه را با قصيده ايوان مداين خاقانى مقايسه كنيم درمى يابيم كه بحترى براى آسودن از رنج ها به ايوان مداين روى آورد و ساختمان شگفت آور آن، او را بر آن داشت تا در وصف آن بنا و سازندگانش قصيده سرايد. بحترى قصيده خود را تنها براى بيان زيبايى كاخ ساسانيان و عظمت و قدرت سازندگان آن و نعمتى كه از سوى آنان به عرب رفته است سروده. در صورتى كه خاقانى در سرودن قصيده خود به پند و اندرز نظر داشته و اين موضوع خود از مطلع قصيده  او نمايان است... بحترى روزگار را مسؤول خرابى كاخ مى داند حال آنكه خاقانى خرابى را به فرمان و خواست پروردگار مى داند» و در نهايت نتيجه منطقى علمى دكتر انوار چنين است: «بحترى صادق الوصف تر از خاقانى است و در اشعار خود كمتر از خاقانى به غلو شاعرانه مى پردازد و شعرش روان تر است اما شعر خاقانى حكيمانه تر است و مى توان گفت بحترى شاعرانه شعر سروده و خاقانى حكيمانه ...»
247263.jpg
انوار در كتاب ديگر خود «سعدى و متنبى و داورى ميان دو شاعر پارسى و تازى» بار ديگر دامنه تحقيقات و اطلاعات خود را در مقايسه اين دو شاعر مهم نشان مى دهد. او براى بررسى اين دو شاعر ملاك مهمى دارد به طورى كه مى نويسد: «هر شاعر را بايد از دو جنبه بررسى كرد نخست از اين رو كه از معلومات و افكار و ذوق گذشتگان استفاده كرده است و او از آنهاست، ديگر از نظر خود او و شخصيت ذاتى اش در ادب كه در اينجا ديگر خود و خويشتن اوست. مثلاً حافظ از يك نظر سعدى، مولوى و شاعران پيشين است و از نظر ديگر داراى وجه تمايزى كه با آن حافظ گشته است» و سپس در پاسخ به آنها كه معتقدند سعدى انديشه هايش را از متنبى گرفته و خود انديشه مهمى نداشته است مى گويد: «آمدن مضامين در اشعار سعدى كه شاعران پارسى و تازى قبل از او در آثار خود آورده اند، زيانى بدو نمى رساند و از ارزش شعر او نمى كاهد و در حقيقت سعدى تنها به خاطر اين مضامين سعدى نشده است.» دكتر انوار مضامين شعر عرب به ويژه متنبى را در شعر سعدى پنج مورد مى داند: «۱- مواردى كه سعدى به مقابله و طبع آزمايى رفته و خواسته مفهوم بيت عربى را شيواتر كند ۲- در بسيارى موارد شعر مادى و ادبى عرب را به شعر فارسى و الهى بدل كرده است ۳- در بعضى موارد شعر عربى معناى كفرآميز دارد اما در شعر سعدى شكر وبيان جبروت و قدرت خداوند است ۴- بعضى از معانى جنبه توارد و تبادر دارد و بر ذهن بسيارى از شاعران مى گذرد ۵- بعضى از مضامين دينى، اخلاقى و انسانى است و به زمان، ملت يا شاعر خاصى اختصاص ندارد.» و با آوردن نمونه هايى متعدد نتايج ارزنده محكمى مى گيرد: «۱- اگر متنبى شاعر عرب است، سعدى شاعر اسلام است. ۲- اگر متنبى شاعر عراق و شام است، سعدى شاعر جهان است. ۳- اگر متنبى شاعر خودخواهى، خونريزى و جاه طلبى است، سعدى شاعر انسانيت، مردمى و جوانمردى است. ۴- متنبى مدح اميران كند تا به مال و منالى رسد و سعدى مدح اميران كند تا ايشان را از ظلمى بازگرداند يا به عدل و دادى راه نمايد. ۵ - اگر متنبى بعد از سعدى مى بود بى شك چنان استفاده اى از سعدى مى كرد كه هزاران بيت در حكمت بر ابياتش افزوده مى گشت و هزاران بيت از خودخواهى و مردم كشى ها و اغراق ها و تملق ها از ديوانش گم و كم مى گشت و از ساحت ادب مادى و جاهلى به معراج عرفانى و خداپرستى و حق دوستى بال مى گشود.»
سيد امير محمود انوار غير از تحقيق و تدريس شعر هم مى گويد و جانمايه اشعار او حكمت عرفانى و معنوى ايرانى است.
هر صبحدم كه ديده خود باز مى كنم
فصلى دگر ز حسن تو آغاز مى كنم
آن بلبلم كه نغمه به عالم درافكنم
تا بر فراز سرو تو پرواز مى كنم
ديوان اشعار او هم كه در برگيرنده قصايد و غزليات پرشور عرفانى انوار است، قرار است بزودى چاپ شود.
همين احساس شاعرانه سبب شده است كه در تدوين و تصحيح ديوان شاعران بكوشد. او تاكنون چهار مورد از اين آثار را به چاپ رسانده كه عبارتند از: تصحيح و نقد و بررسى و تعريب ديوان ابوالفتح بستى شاعر ذوالسانين ايران و دوره غزنوى و شرح منظوم و منثور آن، منتخب اشعار حكيم ابوالمعارف زاهد و مقدمه اى تحليلى بر آن، مقدمه اى تحليلى بر كاروان عشق اثر طغرا يغمايى و مقدمه اى تحليلى و عرفانى برگزيده ديوان استاد محيى الدين الهى قمشه اى. علاوه بر اينها شرح منثور و منظوم ادبى و عرفانى به فارسى، عربى و انگليسى بر جزء ۲۹ و ۳۰ قرآن به نام تفسير انوارين، شرح منثور و منظوم بر كلمات قصار حضرت على به فارسى، عربى و انگليسى، شرح ادبى و عرفانى به فارسى، عربى و انگليسى بر خلاصه مثنوى و معنوى، شرح منظوم بر خطبه حضرت زينب و حضرت سجاد و ... حاصل همين شور و وجد عارفانه و شاعرانه اوست.
دكتر انوار هم اينك در آستانه شصت سالگى قرار دارد با دنيايى از علم و تجربه. او هنگام تدريس پر از شور و انرژى سازنده است. كلاس هاى درس ادب و عرفان او علاوه بر جنبه هاى علمى فراوان شرايطى ويژه براى خودسازى و خودشناسى در اختيار دانشجويان قرار مى دهد. او علاوه بر تدريس كه دغدغه مهم زندگى اوست همچنان به تأليف كتابهاى مهم علمى و تهيه مقاله هاى پربار مى پردازد درحالى كه تاكنون حدود پنجاه مقاله علمى از او در مجله هاى معتبر داخلى و خارجى به چاپ رسيده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |