گفت و گو: منصور بيطرف
روز گذشته بخش اول گفت و گوى «ايران» با دكتر محمود سريع القلم را خوانديد، اينك بخش دوم و پايانى آن را مى خوانيد:
موضوع خلاقيت از چه منظر و در چه قالبى در اجلاس امسال داووس مورد بحث قرار گرفت؟
معمولاً نه تنها در داووس، بلكه در كنفرانسهاى مهم بين المللى يك تم را انتخاب مى كنند كه مربوط به روندهاى جهانى است و آن را مركز ثقل مباحث و ميزگردها قرار مى دهند. امسال در داووس موضوع خلاقيت ضرورى به عنوان تم كنفرانس مطرح شد. با ورود چين و هند و همينطور كشورهاى كوچك در حال توسعه مانند كره جنوبى، مالزى، اندونزى، تركيه، برزيل، مكزيك و... صحنه اقتصادى جهانى، كار اقتصادى سخت تر شده، رقابتها جدى تر شده و يكى از مباحث جالبى كه مطرح شد، اين بود كه شركتها و دولتها ديگر نمى توانند استراتژى هاى بيش از يك ساله داشته باشند و نگاه بلندمدت به استراتژى در اين دنياى پررقابت بى معنى است و شركتها و دولتها بايد به فكر استراتژى هاى يك ساله باشند، در طول يك سال هم آن را تجديد نظر و بازبينى كنند. به همين دليل نياز به خلاقيت و نوآورى و نياز به استفاده از فناورى است. براى اينكه دولتها بتوانند خود را در سطح جهانى حفظ كنند، بتوانند سهم بازار بگيرند، بتوانند به طور دائمى درآمد سرانه شان را افزايش بدهند، توليد ناخالص ملى را افزايش بدهند بايد با دهها شركت ديگر رقابت بكنند. پس مركز ثقل نظرى و موضوعى اين كنفرانس اين بود كه روشهاى توليد فكر چيست، روشهاى خلاقيت چيست كه اين به عنوان يك ضرورت استراتژيك مطرح شده است. من بايد در اين خصوص چند نكته مرتبط را مطرح كنم: به عنوان نمونه فرض كنيد مطرح شده بود كه در سطح جهان، دستمزدها رو به كاهش است و فشارى كه چين و هند بر روى سطح دستمزدها مى آورند، بسيار جدى است، قدرت قيمت گذارى غرب كاهش پيدا مى كند، همگرايى اقتصادى اروپا رو به كاهش است، كنترل منابع طبيعى جهان مهمترين موضوع استراتژيك جهان است، پايين آمدن ظرفيت سياسى آمريكا در مديريت جهان، چه به لحاظ اقتصادى و چه به لحاظ سياسى، كم اهميت شدن موضوع دموكراسى در سطح جهانى، فاصله گرفتن سياسى و اقتصادى جوامع و دولت هاى آمريكاى لاتين از كشور آمريكا و ... به قدرى متغيرهاى تحليلى افزايش پيدا كرده و اين ماتريس متغيرها به قدرى پيچيده شده كه اينكه يك شركت خود را در كجاى طيف تحولات جهانى قرار بدهد (چه شركت هاى بزرگ و چه شركت هاى متوسط) و اينكه دولت ها خود را در ماتريس رقابت و خلاقيت كجا قرار بدهند و چگونه دائماً روندها را مطالعه بكنند و پيش ببرند كار بسيا ر سختى شده و براى همين است كه طى اين چند روز كنفرانس به چند مرحله تقسيم و موضوع خلاقيت ضرورى به اين صورت سازماندهى شد كه در روز اول روندها در دنيا به لحاظ سياسى، اجتماعى، اقتصادى، ژئوپلتيك و ... مطالعه شد. در دو روز بعد يعنى روزهاى دوم و سوم كنفرانس، روى اين روندها مناقشه شد كه آيا اين روندها دقيق هستند، ديدگاه هاى مختلف روى اين روندها چيست و شناخت آن روندها تبديل شد به كارگاه هاى بحث و گفت وگو در رابطه با مسايل اقتصادى و روندهاى منطقه اى ذهنيت هاى جديد موضوع اشتغال فضاى جديد اقتصادى مسايل ژئوپلتيك جهان و ... روز چهارم اين كارگاه ها به جمع بندى رسيدند و نتايج هر كدام از اين مباحث در دو صفحه خلاصه شد كه فوق العاده به لحاظ مفهومى، دقيق و منظم بود و در روزهاى پنجم و ششم هم ميزگردهاى متعددى براى راهكارها طراحى شد كه اگر شركتى و دولتى مى خواهد به طرف خلاقيت حركت كند با توجه به اين روندها و با توجه به مناقشه اى كه در رابطه با ديدگاه هاى مختلف شده، راهكارها چيست البته اين نكته را بايد اضافه كنم كه در داووس نزديك به ۳ هزار نفر شركت مى كنند و تقريباً تمام رقبا يك جا جمع مى شوند. چه دولت ها و چه شركت ها. اينطور نيست كه تعامل فكرى چه به لحاظ مواد خام، چه به لحاظ طراحى ها و استراتژى ها در يك فضاى بدون ابهام باشد به طور مثال اگر شركت بوئينگ و ايرباس در كنار هم قرار مى گيرند، به اين صورت نيست كه تمام اطلاعات را در اختيار همديگر بگذارند.
به اين معنى كه فوق العاده فضاى پيچيده اى براى فهم روندها و پديده ها است و معمولاً نوع جمله بندى ها و نوع نگاه افراد بسيارى از روندها و پيچيدگى ها را مشخص مى كند به عبارت ديگر لابه لاى آنچه كه گفته مى شود و گفته نمى شود نكات بسيار ظريفى براى فهم و استخراج وجود دارد. معمولاً دولت ها و شركت ها كارهايى كه انجام مى دهند را اعلام نمى كنند و بايد از رفتارهاى آنها، استراتژى شان را استخراج كرد. جهان امروز، جهانى است كه خيلى نكات در آن بيان نمى شود بلكه كشورها به طور پيچيده و غيرمستقيم به آن عمل مى كنند بنابراين اجلاس داووس كه مركز ثقل نزديك به ۷۰ رئيس دولت و بيش از دو هزار رئيس شركت و حدود ۲۰۰ استاد دانشگاه و نويسنده و محقق است، به گونه اى است كه در فضاى فوق العاده پيچيده اى همه بايد بهره بردارى هاى خود براى شركت، يا دولتشان و يا مؤسسه اى كه دارند را انجام بدهند.
در زيرمجموعه خلاقيت كه به عنوان تم كنفرانس انتخاب شد، مباحث مختلفى مطرح بود و در بررسى آن به موانع خلاقيت از جمله فساد و عدم همكارى بخش عمومى و خصوصى و ... اشاره شد. بحث فساد در حال حاضر بحث بسيار فراگيرى چه در كشورهاى در حال توسعه، چه در توسعه يافته ها و چه در كشور خودمان است. در ميزگردهاى امسال داووس، ارتباط بين فساد و خلاقيت چگونه ارزيابى شد؟
سه ميزگرد در رابطه با فساد و رشد اقتصادى بود كه من فرصت كردم در يكى از آنها شركت كنم. بحث كلى اين بود كه كشورها و دولت ها در يك قرن گذشته راه هاى مختلفى را براى تقليل سطح فساد و حتى از بين بردن فساد در پيش گرفتند. به نظر مى رسيد اجماعى وجود دارد كه بهترين روش مبارزه با فساد اين موارد هستند: يكى غير دولتى كردن اقتصاد چون هر چقدر نقش دولت در اقتصاد كمتر باشد و افراد مسؤوليت تأمين معاش خود از طريق فضاهاى خصوصى را داشته باشند، در جامعه سطح فساد كاهش پيدا مى كند زيرا احتمالاً اين مسأله مطرح بود كه در هر جاى دنيا كه حضور دولت در اقتصاد را پررنگ تر مى بينيم، آنجا نرخ فساد هم بالاتر است. روش ديگر هم اينكه وظيفه دولت ها ايجاد فرصت براى شهروندان است اگر از متون اقتصاد سياسى و علوم سياسى مطلع باشيد، يك زمانى موضوع nation-state مطرح بود كه به اصطلاح موضوع كشور دولت مطرح بود. در دوره اى state-nation يعنى دولت ملت مطرح شد الان مفهومى كه در رابطه با مديريت سياسى و اقتصادى در جهان مطرح است market-state يعنى بازار دولت نام دارد. به عبارت ديگر وظيفه دولت اين است كه بازار فكر و خلاقيت و توليد و ثروت را براى شهروندان ايجاد كند يعنى بايد قانونگذارى بكند و نظارت بكند كه آن بازار، بازار رقابت باشد و شهروندان در آن كار بكنند. اتفاقاً كشور نمونه اى كه در رابطه با كشورهاى در حال توسعه آن را مطرح مى كنند، سنگاپور است. مى گويند دولت سنگاپور طى نيم قرن گذشته موفق ترين دولت در ايجاد فرصت براى مردمش بوده، چه از نظر سياست خارجى، چه از نظر سياست داخلى، چه از نظر قانونگذارى و قاعده مندى به طورى كه الان نقش دولت سنگاپور در توليد ناخالص ملى اين كشور به حداقل رسيده است، در حالى كه حتى كره جنوبى و مالزى هم هنوز در آن رده حركت نكرده اند البته تركيه هم بسيار موفق بوده است. الان ترك ها نزديك به ۷۰ ميليارد دلار صادرات دارند و اين نشان دهنده نقش بسيار مهم بخش خصوصى در آن كشور است يعنى عوض اينكه سياستگذارى شود تا با خود موضوع فساد برخورد بشود، سياستگذارى مى شود كه جامعه در چارچوبى عمل بكند كه افراد تمايل به فساد اقتصادى نداشته باشند و به قدرى فرصت ها در فضاى اقتصادى و اجتماعى جامعه زياد باشد كه افراد خود به خود به طرف رقابت و كار و فعاليت چه در بازار داخلى و چه در بازار جهانى بروند و كار بكنند. به عبارت ديگر عوض اينكه سلبى باشد، به طرف سياست هاى ايجابى و تشويقى حركت مى كنند و شهروند را در فضايى قرار مى دهند كه بتواند از پتانسيل هاى خودش براى رشد و ثروت يابى خودش بهره بردارى بكند و در واقع موضوع فساد به شدت به حاشيه كشيده بشود. در كشورهاى غربى، در اين زمينه كشورهاى اسكانديناوى از همه موفق تر بوده اند يعنى شاخص فساد در سوئد و فنلاند و نروژ از همه پايين تر است و باز هم دليلش اين است كه دولت خود را ناظر و سياستگذار و قانونگذار مى داند و فضا را فراهم كرده تا افراد بتوانند فعال باشند و از اين طريق هزينه هاى دولت را كاهش دادند.
پس از اتمام جنگ، ايران در اجلاس حضور منظمى داشت اما امسال از مقامات دولتى ايران، هيچكس در اين اجلاس شركت نكرد، اين عدم حضور به چه علت بود؟ و چه نتايجى در پى خواهد داشت؟
البته من از جزئيات اين موضوع اطلاعى ندارم و صرفاً به عنوان يك معلم در دانشگاه كه درباره مسائل جهانى تحقيق مى كنم، درباره مسائل آينده چين و آينده سياست خارجى آمريكا و مسائل ژئوپلتيك جهانى و جامعه مدنى در ميزگردهاى مختلف اجلاس داووس شركت داشتم. ميزگردى با موضوع ايران هم فقط يكى از موضوعات مختلفى بود كه من در آن جا مشاركت علمى و نظرى داشتم. اما تا آنجا كه اطلاع دارم، جمع بندى برگزاركنندگان كنفرانس اين بود كه دولت جديد ايران در حال شكل گيرى است و ايران در شرايط حساس سياسى با غرب قراردارد و تنش هاى زيادى بين ايران و اروپا و آمريكا وجود دارد و شايد نگاه آنها اين بوده كه در شرايط فعلى خوب است كه اين تنش ها در سازمان ملل و سازمان بين المللى انرژى اتمى و در مذاكراتى كه ايران با روسيه، چين و سه كشور اروپايى دارد، حل و فصل شود و موضوع هسته اى ايران با غرب در فضاى داووس كه فضايى براى تعامل و گفت وگو و يادگيرى و غيرسياسى است، مطرح نشود تا آنجا هم كه من هم اطلاع دارم هميشه از طرف ايران وزير امورخارجه، رئيس كل بانك مركزى، برخى از معاونين وزارتخانه هاى اقتصادى و صنعتى و... يا در يك مقطع هم آقاى خاتمى به عنوان رئيس جمهورى در داووس شركت داشتند. ظاهراً اولين سالى است كه طى ۱۵ سال گذشته هيچ مقام دولتى و رسمى از طرف ايران در داووس شركت نكرد. داووس مكانى است كه به استثناى كسانى كه كار مطالعاتى و تحقيقاتى مى كنند، بقيه همه تصميم گيرندگان اقتصادى و سياسى جهانى هستند يعنى تنها فرصتى در سطح جهانى است كه معمولاً در ماه ژانويه، ابتداى سال ميلادى هر سال، همه يكديگر را ببيند و تعامل داشته باشند و از اهداف و برنامه ها و سياستگذارى و انديشه هاى همديگر مطلع بشوند و اثر بگذارند مثلاً نخست وزير تركيه در داووس سخنرانى بسيار جالبى در رابطه با سياست هاى خارجى و اقتصادى تركيه داشت و همه را دعوت به همكارى كرد و جهت گيرى كشور تركيه را مطرح كرد و در كنار آن هم با رؤساى ده ها شركت بزرگ و همين طور رؤساى دولت ها مذاكره كرد. شايد برجسته ترين و مهمترين سخنرانى اى كه در داووس توسط رئيس يك دولت انجام گرفت، توسط خانم مركل صدراعظم آلمان بود كه ايشان طى يك ساعت، نقد بسيار جدى به طيفى از مسائل خود آلمان را مطرح كرد كه در آلمان چه مشكلاتى به لحاظ اقتصادى و اجتماعى و به لحاظ سياست هاى خارجى چه در سطح اروپا، چه در سطح جهانى دارند و دولت جديد ايشان چه برنامه هايى براى اصلاح اين مشكلات آلمان مطرح كرده است خيلى باز و شفاف و با آمار و ارقام، ايشان مسائل آلمان را مطرح كرد و حل اين مشكلات را به نفع اتحاديه اروپا و غرب و حتى كشورهاى در حال توسعه شرق اروپا مثل روسيه و چين مطرح كرد.
|
|
|
بنابراين حتى رئيس دولت كشورى مهم مثل آلمان در آنجا مسائل خود را مطرح و باديگران گفت وگو مى كنند كه چطور مى توانند هماهنگى و همكارى كنند و امور را پيش ببرند طبيعى است در اين فضاى بسيار مهم گفت وگو و هماهنگى، فقدان حضور ايران حتى براى مسائل سياسى و هسته اى و منطقه اى به ضرر كشور است البته كشور ما اگر به طرف پيشرفت حركت بكند، بايد هم در داخل و هم در فضاى منطقه اى و بين المللى به طرف سياست هاى آرام و تعاملى حركت بكند و تا زمانى كه ما به اين تعامل نرسيده ايم، شايد براى ما بسيار مشكل باشد. در مجموع داووس فرصتى است براى اثرگذارى و همينطور اثرپذيرى هاى بسيار مثبت. وقتى كه ۴۰درصد از رؤساى شركت هاى بزرگ و متوسط مطرح مى كنند كه موضوع اصلى ما اين است كه چگونه از فناورى بهره بردارى بكنيم و جزئياتى را مطرح مى كنند، اين مى تواند بر صنعت ما، بر مراكز تحقيقاتى ما، بر تصميم گيرى هاى دولتى ما، بر بودجه نويسى ما، بر سياستگذارى ما و قانونگذارى ما در مجلس فوق العاده مؤثر باشد. اين است كه ما از نهادهاى اقتصادى دولتى، از بخش خصوصى، از بانك مركزى، افرادى را نداريم كه اين روندهاى جهانى را بررسى كنند، مطالعه كنند و آنجا باديگران در تعامل باشند و ياد بگيرند و اثر بگذارند. به طور طبيعى اين به ضرر است. البته اين نكته را بايد اضافه بكنم تا آنجا كه من اطلاع دارم ما كم نداريم افرادى در دستگاه مديريتى كشورمان كه تعامل با جهان را غيرمفيد مى دانند.
خاطرم هست كه حدود يك سال پيش براى ارائه بحثى پيرامون سياست خارجى و روندهاى جهانى براى مديران يك وزارتخانه اقتصادى صحبت مى كردم، چند نفر از مديران مطرح كردند كه تعامل با جهان مساوى با فساد است و ما به اندازه اى كه با دنيا ارتباط برقرار مى كنيم، دينمان را از دست مى دهيم. اگر اين نگاه وجود داشته باشد، هر چند خيلى گسترده نيست، ولى اين نوع تفكر و نگاه به جهان، طبيعى است كه پيامدهاى خاص خودش را دارد. اگر چينى ها تصور مى كردند كه با تعامل با جهان هويتشان را از دست مى دهند و ارزش هاى ويژه خود را از دست مى دهند و يا استقلال سياسى شان را از دست مى دهند، طبعاً وارد اين مسير نمى شدند. در حال حاضر چينى ها با دنيا تعامل دارند. نسل دوم انقلاب چين مديريت كشور را به دست گرفته و ۴۵ ميليارد دلار مازاد تجارى با آمريكا دارند. كشور چين كشورى است كه ۲۵ سال پيش صادراتش ۲۰ ميليارد دلار بود و حالا آخرين آمارى كه از صادرات چين در سال ۲۰۰۵ داريم، ۸۵۱ميليارد دلار است امروز اقتصاد چين، يك سوم اقتصاد ژاپن و يك هفتم اقتصاد آمريكا شده و به هر حال، رشد، ريسك هم دارد و تعامل با جهان هم يك اصل تثبيت شده براى رشد است و فقدان حضور ما در محافل بين المللى و داووس و اين كه نگاه ما به جهان يك نگاه سياسى است و نه نگاه اقتصادى به نفع كشور نيست.
اين، سى وششمين اجلاس داووس بود، اجلاسى كه امروز به جمع تأثيرگذار بزرگى تبديل شده، دستاوردهاى قابل توجهى داشته، احساس من اين است بخش عمده اى از تعامل اقتصادى جهانى، نتيجه برگزارى اجلاس داووس است كه رهبران جهان، صاحبان سرمايه و مديران و صاحبنظران و اساتيد را در يك جا گرد هم مى آورد و حتى از اجلاس WTO برتر است. آيا مى توان گفت اين تشكل غيردولتى، به طور مستقيم، سياستگذارى اقتصادى جهانى را هدايت مى كند؟
داووس يك فضا و مكانى است كه همه را دور هم جمع مى كند از پائولوكوئيلو، نويسنده برزيلى تا بيل گيتس تا استراتژيست هاى آلمانى و روسى و آمريكايى و چينى و... براى اين كه همه از هم بياموزند. در واقع خود اين اجلاس به دنبال سياستگذارى نيست بلكه فضايى را براى سياستگذارى فراهم مى كند، هر دولتى، هر كشورى، هر مؤسسه اى بهره بردارى خودش را مى كند يعنى اگر دولتى مثل تركيه با يك هيأت ۳۰ نفره در داووس حاضر مى شود يا چينى ها كه حضور بسيار فعال داشتند، با هيأت ۸۰ نفره مشاركت مى كنند، اينها به دنبال اين هستند كه ببينند ديگران چه مى كنند از اين ميزگردها و گفت وگو ها بياموزند. آنچه كه مسلم است و به صحبت شما نزديك است اين است كه در راهرو هاى داووس، افراد تصميم گيرى هاى مهمى مى كنند به واسطه اينكه در معرض اطلاعات بسيار زيادى قرار گرفته اند و به واسطه اينكه آموختند تا اندازه اى كه ديگران چه فكرى مى كنند و در چه مسيرى مى خواهند حركت كنند. البته فضا فضاى شفافى نيست. فضاى فوق العاده پيچيده اى است و آناليزكردن و فهم نيات و جهت گيرى هاى ديگران، شايد مهمترين هنر مشاركت كنندگان در اين اجلاس باشد. بنابراين سمينار داووس فضايى است براى تصميم گيرى خود شركت ها كه بعد از اينكه اين همه مطالب را از اينجا مى آموزند و در معرضش قرار مى گيرند، بعد بر مى گردند و براى خود طراحى هاى خاص خودشان را مى كنند.
لطفاً از سخنرانان داووس بگوييد. چون اين سخنرانان نقش كليدى در هدايت اجلاس و تأثير گذارى بالايى دارند. در اجلاس امسال داووس سخنرانى هاى برجسته حول چه محورهايى بود؟
از نظر سياستمداران و رؤساى دولت ها به نظر من سخنرانى خانم مركل برجسته تر بود. وقتى ايشان سخنرانى مى كردند، كل حاضرين در داووس به ايشان گوش مى كرد و در يك آمفى تئاتر بزرگ كه نزديك به ۲۵۰۰ نفر را در خود جاى مى دهد، شايد حدود ۳۰۰ الى ۴۰۰ نفر هم ايستاده بودند. به نظر من ايشان مهمترين رهبر غربى بود كه امسال آنجا صحبت كرد و سال گذشته هم شيراك سخنرانى كرد.
۳ سال پيش، ديك چنى، معاون رئيس جمهور آمريكا مهمترين سخنرانى را ارائه داد امسال به نظرم از نظر سياسى و در ميان رؤساى دولت، سخنرانى خانم مركل از همه تعيين كننده تر بود. به هر حال با توجه به جايگاه اقتصادى آلمان در اروپا و در جهان و اين تغيير دولتى كه در آلمان صورت گرفته و اميدى كه همه پيدا كردند كه اگر اقتصاد آلمان از نرخ رشد اقتصادى بيشترى برخوردار باشد، اين خود به خود اثرات مهمى بر اقتصاد اروپا خواهد گذاشت. نگاه آلمان به روسيه و آمريكا، نگاه آلمان به آينده اقتصادى اروپا و ... از همه مهمتر بود به نظرم پس از سخنرانى خانم مركل، مهمترين سخنران بعدى معاون نخست وزير چين بود كه ايشان هم سخنرانى بسيار پيچيده اى كرد و سعى كرد نگرانى آمريكا را نسبت به چين تقليل بدهد. كشور چين بدون سر و صدا به دنبال اين است كه قدرت نظامى خود را افزايش بدهد و حداقل در ده سال آينده به يك قدرت مسلم آسيايى تبديل خواهد شد كه هم اكنون تنش هايى هم با ژاپن شروع شده و با قدرت قابل توجه ديپلماسى و نرم افزارى و با استفاده از روش هاى بسيار پيچيده روانشناسانه افزايش قدرت خودشان را به نوعى نمايش مى دهند كه ديگران دچار نگرانى نشوند چون معمولاً هر كشورى كه قدرتش افزايش پيدا كند، همسايگان و رقبايش نگران مى شوند. اكثر كارهايى كه الآن چينى ها انجام مى دهند را بازگو نمى كنند يعنى چين شناسى امروز يكى از موضوعات بسيار سخت آكادميك دنيا شده چون رهبران چين بسيار كم سخنرانى مى كنند، كم سخن مى گويند و معمولاً با خنده و با الفاظ ملايم و لطيف و با روش هاى نرم افزارى جلو مى روند و ثروت چين به سرعت دارد افزايش پيدا مى كند. در ۲۰ سال گذشته ۱۵۰ ميليون نفر از روستاهاى چين به شرق چين و مراكز صنعتى چين منتقل شده اند كه الآن ثروت عجيبى را ايجاد كرده اند.
از سال ۱۹۹۸ ميلادى يعنى طى هفت سال گذشته ۳۵۰ ميليارد دلار سرمايه گذارى خارجى در چين شده و اين افزايش پرشتاب قدرت و ثروت چين ايجاب مى كند كه سياستمداران آن بسيار پيچيده و كم صحبت باشند و ديپلماسى قوى جهانى داشته باشند. الآن چينى ها مسائلشان را با كانادا و استراليا و هندى ها را حل كرده اند، روابط خوبى با روسيه دارند، با كشورهاى مهم اوپك روابط بسيار نزديكى برقرار كرده اند و دائماً دارند تلاش مى كنند تنشهاى خود با ژاپن و آمريكا را كم كنند چون چين به دنبال يك هدف بيشتر نيست: افزايش قدرت و ثروت.
بنابر اين ديپلماسى، سخنرانى ها و عملكرد مقامات چين در داووس بسيار قابل مشاهده و فعال بود. من در اجلاس امسال آلمانيها و چينى ها را از همه مهمتر ديدم بعد از آنها يكى از مسائل ديگرى كه امسال اتفاق افتاد اين بود: چون آمريكا بشدت در جهان به لحاظ سياستهايى كه پيش گرفته، چه اقتصادى و چه سياسى، مورد حمله است، سناتورهاى زيادى از سناى آمريكا از قوه مقننه آمريكا آمده بودند كه سعى كنند چهره آمريكا را قدرى اصلاح كنند چون اروپايى ها، چينى ها، روس ها و بعضاً دولتمردان عرب مطرح مى كردند كه آمريكا بايد حداكثر گرايى خودش را كنار بگذارد. نه تنها دنيا، دنياى متنوعى است بلكه علاقه مند نيست كه يك ابر قدرت داشته باشد. همه دنبال تنوع و چند جانبه گرايى هستند. من در رده بعدى، فعاليت سناتورهاى آمريكايى براى اصلاح و تغيير چهره آمريكا در نظر رجال و سياستمداران دنيا و شركت هاى بزرگ دنيا را خيلى مشهود ديدم البته فضاى بحث و گفت وگوى روشنفكرى هم در داووس امسال قوى بود و روشنفكران جهان از تقليل اهميت آزادى هاى مدنى و بى توجهى دولت ها به دموكراسى خيلى صحبت كردند. امسال اساتيدى كه از دانشگاه هاروارد و آكسفورد، سخنرانى مى كردند نگرانى هاى خود در اين رابطه را مطرح مى كردند و به نظرم مى آيد كه فعالين حقوق بشر و دانشگاهيان، يكى از نكاتى كه خيلى بر آن تأكيد داشتند اين بود كه شركتهاى بزرگ كه در دنيا ثروت توليد مى كنند مسؤوليت اجتماعى هم دارند و اين طور نيست كه شركتى فقط به دنبال توليد و افزايش درآمد خودش باشد، به همان تناسب هم بايد مسؤوليت هاى اجتماعى داشته باشد كه در اين رابطه بيل گيتس خيلى صحبت كرد. الآن هزينه اى كه مايكرو سافت در آفريقا مى كند، از دولت آمريكا بيشتر است و براى مبارزه با بيماريها و كمك هاى اقتصادى كه به جوامع آفريقايى مى كنند، نقش شركت ها بسيار جدى شده است. زمانى در دوره جنگ سرد و رقابتى كه بين آمريكا و شوروى بود، به دلايل امنيتى و سياسى، دول بزرگ كمك هاى اقتصادى، اجتماعى مى كردند، سد مى ساختند، آموزش ويژه در دانشگاه ها انجام مى دادند ولى بعد از جنگ سرد، دولت ها به شدت اين را كم كردند. در دوره جنگ سرد دولت آمريكا در آفريقا سالانه ۷۰ ميليارد دلار هزينه مى كرد كه اين الآن تبديل به ۳۰۰ ميليون دلار شده در حاليكه مجموع هزينه اى كه شركت ها و مؤسسات در آفريقا براى رشد و توسعه و مبارزه با بيماريها و ... مى كنند، چندين ميليارد دلار بيش از دولت آمريكا است. بنابراين فضا، فضاى توجه به مسؤوليت هاى اجتماعى شركت هاى بزرگ بود و در واقع نگاه اين بود كه سرمايه دارى مسؤوليت هاى مدنى دارد و شايد مهمترين پيغامى كه مجموعه روشنفكران در داووس امسال به شركت هاى بزرگ دارند، اين بود كه شما براى بسط جامعه مدنى و براى كم كردن شكاف طبقاتى در غرب و در غير غرب، تلاش كنيد و بخشى از سياستهاى خود را در اين مسير هدايت كنيد.