ايران كلباسى گويش شناس، پژوهشگر زبان شناسى و استاد دانشگاه
متولد ۱۳۱۸ اصفهان
- دريافت مدرك كارشناسى ادبيات فارسى ۱۳۴۲
- دريافت مدرك كارشناسى ارشد زبان شناسى همگانى ۱۳۴۶
- دريافت مدرك دكتراى زبان شناسى همگانى ۱۳۵۱
- تدريس در دانشگاههاى شهيد بهشتى، تهران، علوم پزشكى ايران، پيام نور و ...
- برخى از آثار چاپ شده:
گويش كليميان اصفهان، گويش كلاردشت (رودبارك)، كردى مهابادى، فارسى اصفهانى، زبان فارسى و زبان هاى محلى، ساخت اشتقاقى واژه در فارسى امروز، فارسى ايران و تاجيكستان و...
- آثار در دست انجام:
«فرهنگ توصيفى گويش هاى ايرانى»، «زبان، گويش، لهجه» و...
- مديريت گروه گويش شناسى در پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى
- مديريت گروه گويش شناسى در انجمن زبان شناسى ايران
- نگارش و چاپ بيش از پنجاه مقاله علمى درباره زبان و گويش هاى ايرانى
|
|
|
محمد مفتاحى: زبان منشأ ارتباط هاى انسان است. تلاش جهت دست يافتن به راهى براى برقرارى ارتباط با همنوع به كشف توانايى سخن گفتن و سپس تبديل آن به شكل نوشتارى براى سهولت در ارتباط، همواره يكى از دغدغه هاى مهم انسان بوده است. هر قومى در هر ناحيه اى كه مى زيست با توجه به شرايط اقليمى و تغييراتى كه به منظور غلبه بر طبيعت و گاهى سازگارى با آن در اندام و روحيات او پديد آمده بود، داراى زبان و گويش خاصى شد و آن زبان و گويش را به مثابه يكى از مقدسات قومى و فرهنگى براى خود محفوظ داشت. به اين ترتيب تمام راههاى ارتباط وابسته و وام دار زبان هستند و بدون شناخت و فهم درست از زبان هيچكدام كارآيى و اهميت ندارند و همين اهميت زبان است كه سبب شده تا از ميان شاخه هاى متعدد علوم انسانى، پژوهش درباره زبان ها و لهجه هاى ملل مختلف همواره مورد توجه و مهم باشد. از طرفى شناخت زبان ها و يافتن ويژگى هاى مشترك و متفاوت آنها و بررسى لهجه هاى مختلف يك زبان اكتشافى لذت بخش است و همين امر سبب مى شود كه انسانهايى با مطالعه و فرهيخته عمر گرانمايه در اين راه صرف كنند و علاوه بر لذتى كه از تحقيقات علمى خود مى برند،به گسترش و حفظ حيات زبانى، كه همچون همه موجودات زنده احتمال بيمارى و مرگ تهديدش مى كند يارى رسانند. دكتر ايران كلباسى يكى از محققان پرتلاش و خستگى ناپذير در اين زمينه است.
ايران كلباسى، پژوهشگر و زبان شناس سال ۱۳۱۸ در اصفهان به دنيا آمد، دوران ابتدايى و دبيرستان را درهمان شهر و در دبستان دانش و دبيرستان شاهدخت سابق به پايان رسانيد، سال ۱۳۳۹ وارد دانشگاه شيراز شد و گواهينامه كارشناسى خود را در رشته زبان و ادبيات فارسى در سال ۱۳۴۲ گرفت. سپس در سال ۱۳۴۶ مدرك كارشناسى ارشد و سال ۱۳۵۱ مدرك دكتراى خود را در رشته زبان شناسى همگانى از دانشگاه تهران دريافت كرد. عنوان پايان نامه كارشناسى ارشد او «فارسى اصفهانى» و پايان نامه دكتراى او «گويش كردى مهابادى» است. او در سال ۱۳۳۷ با عنوان آموزگار به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد و حدود شانزده سال در دبستان هاى اصفهان، شيراز و دبيرستان هاى تهران به تدريس مشغول بود. كلباسى همچنين در طول اين شانزده سال سمت هايى را از قبيل معاونت و رياست دبيرستان و نيز رياست انستيتويى كه معلم تربيت مى كرد، به عهده داشته است. اين فعاليت ها همواره همراه با علاقه اصلى وى؛ يعنى مطالعه و بررسى گويش هاى ايرانى به صورت برنامه غيرموظف انجام شده است. دكتر كلباسى در سال ۱۳۵۳ از وزارت آموزش و پرورش به فرهنگستان سابق زبان ايران يا پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى فعلى منتقل شده و از آن پس در رشته مورد علاقه اش؛ يعنى مطالعه گويش ها به صورت جدى به فعاليت پرداخته و همزمان در دانشگاههاى شهيد بهشتى، پيام نور، الزهرا، تهران، علوم پزشكى ايران، دانشگاه آزاد اسلامى و پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى تدريس كرده است. در سالهاى ۱۳۶۵ و ۱۳۷۶ از طرف پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى براى استفاده از فرصت مطالعاتى عازم كشور انگلستان شد و در مدرسه مطالعات آسيايى و آفريقايى لندن (SOAS) به تحقيق و مطالعه پرداخت. او هم اكنون علاوه بر تدريس و پژوهش، مدير گروه گويش شناسى پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى و نيز مدير گروه گويش شناسى انجمن زبان شناسى ايران نيز هست و تأليفات فراوانى نيز در حوزه مطالعاتى اش داشته است.
يكى از كتابهاى دكتر ايران كلباسى «گويش كليميان اصفهان» است. در پيشگفتار اين كتاب آمده است كه گويشى كه كليميان ايران در حال حاضر با يكديگر به كار مى برند، از گويش هاى سابق ايرانى است كه كليميان ايران آن را حفظ كرده اند.
اين كتاب در سه فصل تهيه شده و فصل اول آن به بررسى آواشناختى و واج شناسى اختصاص دارد. در اين فصل به مطالبى از قبيل واج ها و انواع آنها، هجا، تكيه، فرآيندهاى آوايى وبرخى از تفاوت هاى آوايى بين اين گويش و فارسى استاندارد پرداخته شده است، فصل دوم اختصاص به ساخت واژه دارد در اين فصل انواع واژه از نظر ساخت تعريفى و اشتقاقى و نيز واژه بست ها مورد بررسى قرار گرفته اند.
در فصل سوم كه به ساخت جمله اختصاص دارد انواع جمله از نظر گروه و بندهاى (جمله ساده) تشكيل دهنده آنها و نيز از نظر وجه و آهنگ بررسى شده اند. از ويژگى هاى اين كتاب ملحقات آن است كه تعدادى جمله، فهرستى از افعال همراه با ستاك حال و ستاك گذشته و صورت هايى از تعريف آنها و نيز فهرستى از واژگان اين گويش آورده شده است. اين كتاب يكى از منابع مهم در شناسايى و آشنايى بيشتر با گويش هاى ايرانى است.
از ديگر آثار دكتر كلباسى در زمينه معرفى گويش هاى ايرانى مى توان به «گويش كلاردشت و رودبارك» اشاره كرد. در اين كتاب مؤلف ابتدا اطلاعاتى درباره مازندران، گيلان و كلاردشت از نظر تقسيمات جغرافيايى، شرايط آب و هوايى و ويژگى هاى خاص اين منطقه به مخاطب ارائه مى كند و سپس در سه فصل به بررسى گويش مردم اين نواحى مى پردازد. در فصل اول به بررسى هاى آواشناختى و واج شناختى پرداخته شده و فصل دوم و سوم به ترتيب به ساخت واژه و ساخت جمله اختصاص دارد. در بخش ملحقات اين كتاب هم تعدادى جمله به گويش مردم كلاردشت، ترانه هاى محلى، ضرب المثل ها، فهرست افعال ساده و مشتق (افعال پيشوندى) و واژگان اين گويش آمده است.
«كردى مهابادى» عنوان كتاب ديگرى از ايران كلباسى در راه شناخت لهجه هاى مختلف ايران است. با توجه به اينكه مهابادى را لهجه معيار كردى مى دانند و نسبت به بقيه انواع كردى استانداردتر است وى در اين كتاب درباره ساخت آوايى و دستورى آن تحقيقات خود رابه ثبت رسانده است. «كردى مهابادى» كه عنوان پايان نامه دكتراى اوست، از لحاظ علمى و از نوع تازگى تحقيق اهميت ويژه اى دارد. عنوان پايان نامه كارشناسى ارشد او «فارسى اصفهانى» است. لهجه اصفهانى همچون لهجه هاى تهرانى، شيرازى، كرمانى و... يكى از لهجه هاى فارسى معيار است كه تفاوت هايى هم با آن دارد. كلباسى در اين كتاب به بررسى تفاوت هاى آوايى و واژگانى اين لهجه با فارسى معيار پرداخته است. عنوان كتاب ديگر او در اين زمينه فارسى ايران و تاجيكستان است. نامبرده در اين كتاب ضمن سفرى كه به تاجيكستان داشته فارسى رايج در تاجيكستان را با فارسى ايران مقايسه و شباهت ها و تفاوت هاى آنها را به طور مفصل بيان كرده است.
ايران كلباسى معتقد است: «درحالى كه همه ظاهراً براى حفظ و بررسى گويش ها دل مى سوزانند ولى هيچ اقدام اساسى و برنامه ريزى شده اى براى اين امر مهم انجام نمى دهند. همچنين در برنامه ريزى هاى آموزشى عملاً درسى با عنوان «گويش هاى ايرانى» وجود ندارد و تنها در برنامه كارشناسى ارشد زبان شناسى همگانى درسى اختيارى و نه اجبارى با اين عنوان ارائه مى شود كه چون جدى گرفته نمى شود، دانشجويان تمايلى به انتخاب اين درس ندارند.»
|
|
|
علاوه بر چاپ كتابهايى درباره گويش هاى ايرانى كتاب مهم ديگرى از ايران كلباسى به چاپ رسيده است با نام «ساخت اشتقاقى واژه در فارسى امروز». در پيش گفتار اين كتاب مى خوانيم: «مسأله واژه سازى و گزينش واژه هاى فارسى در برابر واژه هاى بيگانه سالهاست كه مورد توجه ايرانيان قرار گرفته است و اين امر در سازمان هايى از قبيل فرهنگستان، ارتش، مؤسسات تحقيقاتى به طور گروهى و يا توسط نويسندگان و مترجمان به طور انفرادى صورت گرفته و همچنان ادامه دارد. كتاب حاضر تلاشى است در جهت هموارتر كردن اين راه نه چندان هموار.» در اين كتاب كه از چهار فصل و ملحقات تشكيل شده است ضمن تعريف برخى از مباحث نظرى مانند: صرف، اشتقاق، واژه و ... و پرداختن به انواع كلمه، واژه بستها و وند هاى تعريفى فارسى و عربى در فارسى و واژه هاى مركب در نهايت انواع واژه هاى مشتق و وندهاى اشتقاقى فارسى معرفى شده است.
ايران كلباسى علاوه بر چاپ و انتشار هفت كتاب علمى و ۵۲ مقاله تحقيقى در زمينه زبان فارسى و گويش هاى ايرانى كه بسيارى از آنها را در همايش هاى داخلى و خارجى به صورت سخنرانى هم ارائه كرده است در حال حاضر دو كار پژوهشى عظيم دردست انجام دارد. يكى «فرهنگ توصيفى گويش هاى ايرانى» كه هر چند كار گروهى را مى طلبد ولى او چندين سال است كه به تنهايى مشغول انجام آن است و تاكنون مدخل هاى بسيارى از اين فرهنگ را آماده كرده است. پژوهش ديگر اين پژوهشگر خستگى ناپذير و پرتلاش كتابى با عنوان «زبان، گويش و لهجه» است كه مراحل مقدماتى چاپ را مى گذراند. در اين كتاب وى علاوه بر مطالب نظرى راجع به گويش شناسى، متن واحدى را به صورت يك داستان كوتاه به بسيارى از لهجه ها و گويش هاى ايرانى برگردانده و آنها را با هم مقايسه كرده است تا شباهت ها و تفاوت هاى آنها را شناخته و از اين راه بتواند به دسته بندى لهجه ها و گويش هاى ايرانى بپردازد. او معتقد است كه اين نوع پژوهش در زمينه گويش شناسى كارى تازه است كه تاكنون انجام نگرفته و براى شناخت كامل و همه جانبه از گويش ها مفيد و ضرورى است.
ايران كلباسى مقاله هاى فراوانى هم در زمينه گويش شناسى نوشته كه در نشريه هاى تخصصى زبان شناسى و ادبيات در ايران و خارج از ايران به چاپ رسيده است و براى نمونه مى توان به اين موارد اشاره كرد: «شباهت ها و تفاوت هاى گويش هاى گيلكى، مازندرانى و تالشى، دستگاه فعل در گويش لارى، ويژگى هاى شاخص گويش سمنانى، وندهاى گويشى و واژه سازى، ارگتيو در زبان ها و گويش هاى ايرانى، تنوع زبان ها و گويش هاى ايرانى، راهنماى گردآورى گويش هاى ايرانى، نشانه استمرار در لهجه ها و گويش هاى ايرانى، حالت در زبان ها و گويش هاى ايرانى و جاندارى و بى جانى در گويش هاى ايرانى.»
عشق و علاقه بى حد و مرز ايران كلباسى به مطالعه زبان ها و گويش هاى ايرانى او را به عمرى پژوهش در اين زمينه واداشته و كار را به جايى رسانده است كه از او به عنوان مرجعى در گويش شناسى ايران ياد مى شود.
برايش آرزوى طول عمر و شادكامى داريم.