|
دعوت عام جويندگان عاطفه «ايران» براى درمان بيماران بى بضاعت
• اعترافات تكاندهنده پزشك قلابى • درگيرى قوى ترين مردان ايران بر سر يك ساندويچ
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
در فرودگاه بين المللى امام خمينى (ره) صورت گرفت
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دعوت عام جويندگان عاطفه «ايران» براى درمان بيماران بى بضاعت
مردى تنها در انتظار نور
• اعترافات تكاندهنده پزشك قلابى • درگيرى قوى ترين مردان ايران بر سر يك ساندويچ
هديه هاى بهارى تان را به شماره حساب ۳۹۸۸ بانك ملى شعبه خجسته، كد شعبه ۷۹۹ به نام مؤسسه فرهنگى _ مطبوعاتى ايران، به بيماران بى بضاعت ببخشيد. گروه حوادث: مادر بيمار شهرستانى نيز تحت حمايت يك انسان نيكوكار قرار گرفت.فردى نيكوكار در نخستين ساعات صبح ديروز در تماس با بخش جويندگان عاطفه اظهار كرد: من حاضر هستم براى پايان دادن به غم هاى اين دختر جوان و رساندن او به آرزوهايش تمام هزينه اى را كه اين دختر به آن نياز دارد به او هديه كنم.
> در انتظار نور با آن چهره آفتاب سوخته آمد و كنارمان نشست تا از غصه هايش بگويد. بلكه مردى بيايد و از زير آفتاب سوزان كوير زندگى نجات بخش اش باشد. گفت براى او همه چيز از عشق شروع شده روزى كه دل به دخترى داده بود كه در حرم امام رضا(ع) با او آشنا شده بود.به قول جاسم دختر عجم بود و او عرب و رسم و رسوم عرب حكم مى كرد كه پس از پيوندى اينگونه، همه را ترك كند. جاسم با همين عشق بود كه در يكى از شهرستان هاى اطراف اصفهان ساكن شد تا با وجود سن كم به اميد زندگى پرتفاهم با دخترى كه دوستش داشت، زندگى كند. از همان روزها بود كه براى ساختن اين زندگى با تمام توان شروع به كار كرد. كارگرى از صبح تا غروب در گرما و سرما با وجود توان زيادى كه از جاسم مى گرفت، ولى به او نور اميد مى داد. جاسم در مدتى كوتاه زندگى اش را كمى سر و سامان داد تا اينكه پس از مدتى متوجه شد روز به روز بينايى اش كمتر مى شود. وقتى پسرك اش به دنيا آمد، جاسم بيشتر به ضعف بينايى اش پى برد. جاسم پدر شده بود ولى نمى توانست چهره پسرك اش را خوب تشخيص دهد. پزشك وقتى چشمان جاسم را معاينه كرد، او را براى انجام عمل جراحى و پيوند دو قرنيه چشم به تهران معرفى كرد.جاسم از صبح آمده بود و كنارمان نشسته بود. مى گفت: اگر بينايى ام را از دست بدهم، اگر نتوانم بهبود پيدا كنم، زن و زندگى ام را از دست مى دهم. مى گفت اگر نابينا شوم در كجاى اين دنيا براى من پنجره اى باز خواهد شد. مى گفت اگر آشيانه اش خراب شود، ديگر كسى برايش نمى ماند و پسركش چقدر تنها خواهد شد. جاسم مى گفت درد اشك بر چهره سياهش راه باز مى كرد و به جلو مى رفت.جاسم را براى انجام معاينات به دكتر آزادى معرفى كرديم. جاسم رفت و دو ساعته با خوشحالى نامه دكتر را روى ميزمان گذاشت. طبق تشخيص دكتر آزادى، جاسم دچار قوز قرنيه است و دو چشم او بايد به صورت جداگانه و با فاصله ۶ تا يك سال از هم تحت عمل جراحى قرار گيرند.در حال بررسى ها و نوشتن ها هستم كه اهل دلى تلفن مى زند تا براى «پانيذ» هديه اى بفرستد. به او مى گويم پانيذ را نيكوكارى براى جراحى به آلمان خواهد فرستاد و مرد مى گويد براى فردا در مورد چه بيمارى خواهيد نوشت. قصه سرگردانى و تنهايى جاسم را مى گويم و او وعده درمان جاسم و تمام هزينه ها را مى دهد.خوشحالم آنقدر كه در حال نوشتن اين بار اشك شوق در چشمانم حلقه مى زند و به ياد جمله اى از جاسم مى افتم وقتى كه مى گفت: من هر سال از حرم حضرت معصومه(س) تا حرم امام رضا(ع) پياده مى روم ولى خيلى تنها مانده ام.مى خواهم بنويسم و با صداى بلند به جاسم بگويم: «ضامن آهو تو را تنها نگذاشت»، اما جاسم از تحريريه بيرون رفته است. فردا وقتى بيايد يادم باشد قبل از هر چيز بايد همين را به او بگويم.
|
|
|
|
|
اعترافات تكاندهنده پزشك قلابى
|
|
|
گروه حوادث: مطرح شدن يك قتل و سه تجاوز به عنف در پرونده پزشك قلابى، روند رسيدگى به اتهامات اين مرد تبهكار را وارد مرحله تازه اى كرد.بازداشت اين مرد ۴۶ ساله به دنبال طرح شكايتى از سوى يك خانواده كه قربانى اقدام خلافكارانه او شده و اموالشان به سرقت رفته بود، در دستور كار پليس آگاهى شهر رى قرار گرفت.
اين پزشك قلابى با خواب كردن طعمه هايش اموال آنان را به سرقت مى برد. مرد جوانى كه در جريان رفاقت با پزشك قلابى تمام اموالش به سرقت رفته بود، در اين باره به بازپرس شعبه هشتم دادسراى شهر رى گفت: مدتى قبل هنگامى كه در پارك بودم، با مردى آشنا شدم. او خود را پزشك معرفى مى كرد. رفاقت ما آنقدر زياد شد كه او را براى شام به خانه ام دعوت كردم. پس از صرف شام وقتى مى خواستيم بخوابيم، او مرا به بهانه اى كنارى كشيده و ادعا كرد تمامى اعضاى خانواده ام به بيمارى انگلى مبتلا شده اند و بايد هرچه زودتر تحت معالجه و مداوا قرار گيرند. آن شب او مقدارى از قرصهايى كه داخل كيف سامسونت مشكى رنگش داشت به ما داد. پس از خوردن آنها كم كم پلك هايمان سنگين شده و به خواب رفتيم، با صداى ضرباتى كه به در خانه مان وارد مى شد، از خواب بيدار شديم. وقتى صاحب كارم را ديدم از علت نرفتن به سر كارم به مدت دو روز پرسيد.تازه فهميدم كه ما دو روز تمام در خواب بوديم. وقتى به بررسى خانه پرداختيم، هيچ اثرى از جواهرات همسرم و پولهايى كه در مدت طولانى پس انداز كرده بودم، نبود و مرد پزشك همه را با خود برده بود. با توجه به اين اظهارات بازپرس شفاهى، اكيپى از كارآگاهان آگاهى شهر رى را مأمور رسيدگى به پرونده كرد. درحالى كه چهار ماه از آغاز تحقيقات پليسى مى گذشت، شاكى پرونده با مراجعه به پليس آگاهى ادعا كرد پزشك قلابى را در يكى از پاركهاى شهر رى ديده است. با توجه به نشانه هايى كه از اين مرد شياد در اختيار پليس قرار گرفته بود، مأموران پارك مورد نظر را به محاصره خود درآورده و پزشك قلابى را بازداشت كردند. در بازرسى از كيف سامسونت اين متهم مقدار زيادى قرص و يك دفترچه تلفن به دست آمد. متهم در بازجويى هاى مقدماتى پليس ادعا كرد قرص ها را به خاطر بيمارى اش مصرف مى كند. اين درحالى بود كه آزمايشهاى انجام گرفته روى قرص مشخص كرد همه آنها قرصهاى خواب آور بسيار قوى هستند. از سوى ديگر بررسى هاى صورت گرفته درباره شماره تلفن هاى موجود در دفترچه پيدا شده مشخص كرد مرد شياد با تهيه شماره هاى تلفن طعمه هايش با آنان ارتباط برقرار مى كرد و پس از جلب اعتماد و اطمينان سوژه مورد نظرش نقشه شيطانى خود را به مرحله اجرا در مى آورد. در همين راستا تعدادى از طعمه هاى اين مرد ضمن مراجعه به دادسراى شهر رى اين متهم را به عنوان سارق اموال خود شناسايى كردند. يك مرد دستفروش كه اموالش توسط پزشك قلابى به سرقت رفته بود، در اين باره گفت: اين مرد در خيابان مرا ديد و خود را معاون شهردار منطقه ۱۵ معرفى كرد. خواست تا يك روز به دفتر كارش بروم و نامه اى بگيرم كه ديگر به هنگام دستفروشى در خيابانها كسى مانع كارم نشود. سپس او مرا به در خانه اى برد و ادعا كرد مقدارى روغن و برنج به قيمت دولتى به او داده اند و مى خواهد همه را به قيمت ناچيزى به من بدهد. او مبلغى از من گرفت و خواست بيرون منتظر بمانم، ولى هرچه انتظار كشيدم، او نيامد.دامنه فعاليتهاى خلافكارانه اين مرد در مناطق مختلف ورامين، كرج، اسلامشهر و تهران گسترده بود، به همين دليل بازپرس پرونده با ارائه دستور چاپ عكس متهم در روزنامه ايران از كسانى كه توسط او اموالشان ربوده شده بود خواست مراتب را به اين دادسرا اعلام كنند. با چاپ خبر دستگيرى اين مرد كلاهبردار تعداد زيادى از مالباختگان با مراجعه به دادسرا شكايتهاى خود را در اين باره مطرح كردند. يك مرد كه از ساكنان منطقه هشتگرد كرج است، ادعا كرد مدتى قبل اين مرد به ما مراجعه كرده و ادعا كرد همگى ما به بيمارى مهلكى گرفتار شده ايم. او كه ادعا مى كرد از طرف وزارت بهداشت آمده است، قرصهايى را به ما داد، وقتى خورديم، همگى به خواب رفتيم. ساعتها بعد وقتى به هوش آمديم، متوجه شديم كه او پس از بى هوش كردن ما، اموال با ارزش موجود در خانه مان را با خود برده است. يك زن پرستار نيز مدعى شد مدتى قبل اين مرد كلاهبردار به بيمارستان مراجعه كرده و خود را بازرس نامحسوس وزارت بهداشت معرفى كرده است. او پس از جلب اعتماد من، وقتى فهميد خواستار استخدام در بيمارستان هستم، قول مساعد در اين باره داد. او پس از سركشى به قسمتهاى مختلف بيمارستان آب ميوه اى به من داد. پس از خوردن آن سرم گيج رفت، وقتى به هوش آمدم، خودم را نيمه برهنه در يكى از قسمتهاى خلوت بيمارستان ديدم.چند زن ديگر نيز خواستار فاش نشدن ماجرايى كه برايشان اتفاق افتاده شده و ادعا كردند به خاطر ترس از آبروى خودشان ماجراى تجاوز در بى هوشى را با شوهران خود در ميان نگذاشته اند. در همين حال مردى درحالى كه بشدت مى گريست، با ارائه شكايتى گفت: چند ماه قبل اين مرد به در خانه ما آمد. خود را پزشك معرفى مى كرد. با توضيحاتى كه از يك بيمارى در خانواده ام داد، مرا ترساند. مقدار زيادى قرص به ما داد. همگى ما پس از خوردن قرصها خوابيديم، ولى وقتى پس از يك روز بى هوشى بيدار شديم، پسر جوانم همچنان در خواب بود. ترسيديم، او را فوراً به بيمارستان رسانديم، ولى على رغم تلاشهاى انجام گرفته از سوى پزشكان، پسر جوانم در مقابل ديدگانم جان خود را از دست داد و علت مرگ او مصرف زياد از حد نوعى قرص خواب آور عنوان شد. با توجه به همه اين شكايتها، بازپرس رسيدگى كننده به پرونده، متهم را با صدور قرار مجرميت به دادگاه فرستاد، ولى از آنجايى كه رسيدگى به اتهام قتل پسر جوانى به نام «جواد رشيديان» از سوى متهم پرونده در منطقه دماوند از سوى شعبه اول بازپرسى اين شهرستان تحت بررسى قرار داشت، پرونده در اين زمينه با صدور قرار عدم صلاحيت به اين دادسرا فرستاده شد.
|
|
|
|
|
تاجر فرش گرفتار توطئه اى مرموز
|
|
|
گروه حوادث: يك تاجر فرش وقتى با خودرواش از خانه بيرون رفت، ديگر بازنگشت و پليس را در برابر يك معماى جنايى قرار داد.اين مرد ۵۳ ساله كه «مهدى مهدى نسب» نام دارد، ساعت ۷ صبح روز ۱۱ اسفندماه سال ۸۴ سوار بر خودروى پژوى نقره اى رنگ براى رساندن دخترش به كلاس، خانه شان در سعادت آباد را ترك كرد.
قرار بر اين بود تاجر فرش در مسير بازگشت براى صبحانه نان بخرد، اما اعضاى خانواده هرچه منتظر ماندند، خبرى نشد و پدر اين خانواده ناپديد شد.بنا به اين گزارش، وقتى پسران تاجر فرش با مراجعه به آگاهى تهران خواستار رديابى پدر خانواده شدند، شماره خودروى اين مرد براى شناسايى شدن به پليسهاى كشور مخابره شد تا در صورت مشاهده، آن را توقيف و سرنشين خودرو را بازداشت كنند.شامگاه شنبه ۱۶ ارديبهشت ماه سال جارى، درحالى كه هيچ اثرى از اين تاجر به دست نيامده بود، خانواده تاجر فرش با پليس ۱۱۰ تماس گرفتند و با ارائه شماره خودروى پدرشان شنيدند اين پژو روز ۱۷ فروردين ماه در مريوان كشف شده است، اما خبرى از تاجر فرش نبوده است.بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، بازپرس روشن با توجه به اينكه تحقيقات نشان مى دهد سارقانى با مراجعه به رانندگان خودروهاى گرانقيمت در مناطق اعيان نشين به بهانه خريد خودرو آن را غافلگيرانه به سرقت مى برند، دستور ويژه اى براى بررسى چگونگى ناپديد شدن تاجر فرش صادر كرد.
|
|
|
|
|
آزادى استاد موسيقى با سكوت مرموز در قتل دختر دانشجو
|
|
|
گروه حوادث: يك استاد موسيقى كه به اتهام قتل دختر دانشجويى بازداشت شده بود در آخرين اقدام قضايى بازپرس ويژه قتل آزاد شد..بنا به اين گزارش؛ از ساعت ۱۶ عصر روز ۳۰ آذرماه سال ۸۴ با پيدا شدن جسد دختر دانشجويى به نام اعظم، داخل خودروى پرايدش كه در بزرگراه شهيد باقرى رها شده بود، بازپرس اصغرزاده از شعبه دوم دادسراى امور جنايى تهران، مأموريت ويژه اى را در دستور كار پليس قرار داد.كارآگاهان در نخستين اقدام، دو خواستگار «اعظم» را تحت بازجويى گرفتند و با پى بردن به بى گناهى آنان، به استاد ۴۰ ساله موسيقى برخوردند و با تناقض گويى هاى اين مرد، وى را مظنون شماره يك دانستند.اين استاد موسيقى ابتدا ادعا كرد در روز جنايت نه تنها «اعظم» را نديده است بلكه خارج از تهران بسر مى برده است، اما وقتى تجسس هاى علمى پليس نشان داد وى ۳ ساعت پس از قتل اعظم در تهران بوده است و مكالمات تلفنى داشته است، سكوت كرد.۶۳ روز سكوت استاد موسيقى وقتى تحقيقات را به بن بست كشاند، بازپرس جنايى را بر آن داشت تا قرار بازداشت موقت اين مرد را بشكند و با در نظر گرفتن قرار وثيقه، مظنون شماره يك پرونده اين جنايت خاموش را آزاد كند.
|
|
|
|
|
در فرودگاه بين المللى امام خمينى (ره) صورت گرفت
درگيرى قوى ترين مردان ايران بر سر يك ساندويچ
گروه حوادث: دو تن از قوى ترين مردان ايران به اتهام درگيرى و بر هم زدن نظم فرودگاه امام خمينى(ره) از سوى پليس بازداشت شدند.اين حادثه صبح روز گذشته هنگام بازگشت آنها از مسابقات كشور كره جنوبى در محوطه فرودگاه امام خمينى(ره) به وقوع پيوست.بنا به اين گزارش، وقتى پرواز امارات ساعت ۱۰ صبح در فرودگاه امام خمينى(ره) به زمين نشست دو تن از قوى ترين مردان ايران كه اختلاف آنها از داخل هواپيما آغاز شده بود با يكديگر درگير شدند. در اين درگيرى يكى از قوى ترين مردان ايران با زخمى كردن ديگرى پا به فرار گذاشت كه پس از دقايقى درگيرى به اتاق افسر نگهبانى فرودگاه كشيده شد و هر دو آنها يكديگر را به شدت مجروح كردند.اين گزارش حاكى است كه از مأموران حراست و پليس فرودگاه با تلاش زياد و با زدن گاز اشك آور موفق شدند آنها را از يكديگر جدا كرده و پس از بازداشت تحويل دادسراى حسن ۲آباد قم دادند.به گزارش خبرنگار ما درگيرى بين اين دو مرد ورزشكار بسيارى از مردم و مسافران فرودگاه امام خمينى(ره) را وحشت زده كرده بود.گفته مى شود كه درگيرى بين آنها بر سر يك ساندويچ بوده است.
|
|
|
|
|
پيرزنى سرگردان در بيابان
|
|
|
گروه حوادث، اصفهان، فلاح، خبرنگار «ايران»: پيرزنى كه از سوى زن و مرد جوانى در يك منطقه بيابانى در اطراف اصفهان رها شده بود به طور معجزه آسايى نجات يافت. اين زن ۹۰ ساله در حالى كه قادر به حركت كردن نبود توسط مرد كشاورزى درمنطقه ارغونيه در نزديكى محل تخليه زباله ها پيدا شد. بنا به اين گزارش، ساعت ۱۱ روز جمعه ۱۵ ارديبهشت ماه سال جارى مرد كشاورزى در تماس با آتش نشانى اعلام كرد پيرزنى در نزديكى هاى زمين هاى كشاورزى رها شده است. دقايقى بعد اكيپى از مأموران آتش نشانى به محل اعزام و پيرزن را در حالى كه قادر به حركت كردن نبود با كمك يكى از اهالى روستاهاى اطراف شناسايى و به خانه اش بازگرداندند. مرد كشاورز در تحقيقات به مأموران آتش نشانى گفت: روز پنجشنبه ساعت ۶ بعدازظهر يك پرايد خاكسترى كه زن و مرد جوانى سرنشين آن بودند در اين محل توقف كرده و اين پيرزن را از خودرو بيرون انداختند و بلافاصله آنجا را ترك كردند. وى ادامه داد: بلافاصله دنبال آنها دويدم و وقتى به كار آنها اعتراض كردم گفتند در همين نزديكى ها كارى دارند و براى بردن پيرزن به زودى بر مى گردند.مرد كشاورز ادامه داد: به علت كارى كه داشتم به خانه بازگشتم اما صبح وقتى كه به اينجا بازگشتم متوجه شدم پيرزن در همان جا در حالى كه از سرما مى لرزيد رها شده است. به گزارش خبرنگار ما وقتى مأموران پيرزن را به خانه اش واقع در ۵ كيلومترى محل رها شدن بردند دختر وى در حالى كه ناراحت بود گفت مادر تا حالا كجا بودى و چگونه اين همه راه را تا آنجا رفتى.اين گزارش حاكى است پيرزن در حالى كه هيچ مأمور پليسى براى تحقيق به محل نيامده بود به خانه منتقل شد و اين در حالى است كه ممكن است عاملين اين حادثه بار ديگر پيرزن را در جايى دورتر رها كنند.
|
|
|
|
|
نقشه شيطانى ۲ پسر براى دختر ۱۴ ساله
دو جوان سنندجى پس از تهديد كردن دخترى ۱۴ ساله به انتشار عكس، وى را ربوده و مورد آزار و اذيت قرار دادند. دو متهم در ابتداى دستگيرى، منكر جرم ارتكابى بودند؛ اما با توجه به شواهد و مدارك مستند و با استفاده از شگردهاى خاص پليسى، اعتراف كردند با تهديد، دختر نوجوان را ربوده و وى را مورد اذيت و آزار قرار داده اند اما از آنجا كه پليس از ماجرا مطلع شده است، وى را جلوى در منزل دوستش رها كرده و سپس متوارى شده اند.
|
|
|
|
|
سرقت ميليونى از بارگاه امامزاده حسن
گروه حوادث: سارق ميليونى صندوق بارگاه امامزاده حسن در جنوب تهران در محاصره مردم به دام افتاد.اين مرد ۲۵ ساله، ساعت ۲۲ شامگاه شنبه ۱۶ ارديبهشت ماه سال جارى به بهانه زيارت داخل حرم امامزاده حسن شد و خود را در گوشه اى پنهان كرد. وقتى زائران بارگاه را ترك كردند و نگهبان در را بست، اين سارق از مخفيگاه خارج شد، با ميله آهنى قفل صندوق را شكست و ۱۰ ميليون ريال برداشت و خواست از پنجره حرم خود را به بيرون برساند.سارق جوان وقتى تا نيمه بدن خود را از پنجره بيرون برد، با هياهوى نگهبان مواجه شد كه متوجه وى شده بود و درحالى كه موفق به فرار نشده بود، در محاصره مردم گرفتار شد.بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، داديار هاشمى از شعبه اول دادسراى امور جنايى تهران دستور داد تا اين سارق تحت تعقيب قرار گرفته شده تا پرده از اقدامات مشابه ديگر وى برداشته شود.
|
|
|
|
|
دستگيرى عامل شليك مرگبار در اصفهان
گروه حوادث _ اصفهان ، عباس فلاح _ خبرنگار «ايران»: عامل جنايت در خيابان آپاداناى اصفهان كه در آن پسر جوانى برادرش را با شليك گلوله از پاى درآورده بود، پس از گذشت دو روز بازداشت شد.رديابى هاى مأموران پليس آگاهى اصفهان از عصر روز سه شنبه ۱۳ ارديبهشت ماه سال جارى در پى گزارش شليك مرگبار در چهارراه آپادانا اصفهان آغاز شده بود.
|
|
|
|
|
سرنوشت مرموز يك مرد در مسير اداره
گروه حوادث: ناپديدشدن مرموز يك مرد در مسير اداره اش، تحت تحقيق پليسى قرار داده شد.اين مرد جوان كه «اسفنديار امانى» نام دارد ساعت ۵ صبح روز ۲۴ فروردين ماه سال جارى از خانه اش در قزوين خارج شد تا به دفتر مركزى كارخانه اى برود و به طرز مرموزى ناپديد شد.خانواده اين مرد وقتى غيبت وى طولانى شد در مراجعه به پليس قزوين خواستار رديابى هاى پليسى شدند.مأموران در تحقيقات خود پى بردند «اسفنديار» روز حادثه مى خواست به دفتر مركزى كارخانه اى كه در آن كار مى كند و در پل سيدخندان قرار دارد برود اما آن روز به دفتر مركزى نيز نرفته است و هيچ اطلاعى از او در دست نيست.بنا به گزارش خبرنگار ما، كسانى كه از سرنوشت اين مرد جوان اطلاعاتى دارند مى توانند در تماس با پليس آنان را در جريان قرار دهند.
|
|
|
|