|
تب زبان انگليسى جوان ها راگرفته است
مسأله اين نيست و سوسه اين است
|
|
|
Minoozabetian83@yahoo.com مينو ضابطيان
بدون شك با دادن يك ظرف غذا به يك آدم گرسنه او را خوشحال مى كنيم و دعوت كردن او به سر سفره و ميزى پراز غذاهاى رنگارنگ، اشتها و علاقه براى خوردن را در او بسيار زيادتر مى كند و صد البته كه خوشحال تر مى شود! دادن يك كيسه پر از شمش طلا و جواهر به يك آدم محتاج، گرسنه و نيازمند، بدون شك مى تواند گره بسيارى از مشكلات او را باز كند!! حالا فرض كنيد نفر اول (آدم گرسنه) اگر حتى يك دندان هم در دهان نداشته باشد چه اتفاقى مى افتد؟! در آن صورت خوشحال و خوشحال تر خواهد شد يا ناراحت و ناراحت تر؟! نفر دوم چطور؟! اگر كيسه پر از طلا و جواهر را در وسط يك بيابان خشك و لم يزرع به او بدهيد، آيا طلا و جواهر را مى تواند به پول، غذا و لباس و ... تبديل كند؟ يا در نهايت مى تواند به زرق و برق و رنگ آن دلش را خوش كند و با آنها فقط بازى كند؟ اين روزها امكان دسترسى به كامپيوتر و اينترنت براى بيشتر جوانان (حداقل در شهرهاى بزرگ) فراهم است. آيا آنها ابزار لازم براى استفاده صحيح را دارند؟ يا تنها به صرف داشتن اين وسيله ارتباط خارق العاده دل خوش كرده اند؟! هدف از اين مقاله پرداختن به استفاده صحيح و ... از اينترنت، كامپيوتر، ماهواره و... نيست. چرا كه اين موضوع قطعاً كارشناس خاص خود را مى خواهد، بلكه هدف توجه به همان «ابزار» است. راستى ابزار استفاده از اين وسايل ارتباطى عصر تكنولوژى چيست؟ يك زبان، يك تولد به اطراف خود، دوستان، همكلاسى ها، اقوام نگاه كنيد. احتمالاً در تب زبان آموزى آنها نيز بارها و بارها قصد شروع مطالعه و يادگيرى را كرده اند و چه بسا با حضور در مؤسسات مختلف سعى در پيشرفت و كسب اين مهارت داشته اند. حضور در مؤسسات آموزش زبان انگليسى رايج ترين و آشناترين شكل يادگيرى زبان در بين مردم است و آنقدر شهرت پيدا كرده كه كمتر كسى يادگيرى زبان را جدا از حضور در كلاسهاى آموزش مى داند! همه چيز بدون تأمل و بررسى خاص انجام مى شود، به همين سادگى: من مى خواهم انگليسى ياد بگيرم. پس بايد در يك مؤسسه ثبت نام كنم. مقدارى پول پرداخت نمايم و چند ساعت در هفته سر كلاس باشم و خلاصه... انگليسى ام خوب شود! براى يك بار هم كه شده از خودتان با صراحت سؤال كنيد. «براستى چه كسرى از زندگى خود را در كلاسهاى زبان انگليسى مدرسه، دانشگاه، مؤسسات آزاد و... گذرانده ام؟ از صرف اين زمان چه پيشرفت و موفقيتى در اين زمينه كسب كرده ام؟ و چرا بارها و بارها زبان انگليسى را با اشتياق فراوان شروع كرده ام و با بى انگيزگى، خستگى و بى حوصلگى رهايش كرده ام؟» شايد مشكل بسيارى از جوانان شرايط نامناسب مالى و كمبود وقت باشد. اما راه حل چيست؟ آيا آنان نمى دانند كه دانستن يك زبان جديد (بخصوص انگليسى) چه نقشى در زندگى آنها دارد؟! تسلط در زبان انگليسى احساس خوبى را در شما به وجود مى آورد تصور كنيد مى توانيد براحتى به يك كشور انگليسى زبان سفر كنيد، با مردم ارتباط برقرار كنيد، براى تمام مردم در سرتاسر دنيا email بزنيد، به اطلاعات روز دسترسى داشته باشيد و... چه احساسى خواهيد داشت؟ چرا در حالى كه بسيارى از جوانان انگيزه هاى خوب و مناسبى براى شروع يادگيرى زبان انگليسى دارند در ادامه موفق نيستند؟ و چرا كسانى كه به دليل شرايط مالى و كارى و نداشتن وقت كافى امكان حضور در كلاسها را ندارند، افسوس مى خورند و تنها دست بر روى دست مى گذارند و به راههاى ديگرى براى رسيدن به هدف فكر نمى كنند. بياييد به نوعى ديگر به كلاسهاى آموزشى زبان نگاه كنيم: - آيا مى دانيد شخصى كه در اين كلاسها حاضر مى شود، مجبور است به تلفظ نادرست، استفاده گرامرى نامناسب و كلمات اشتباه دو ستان خود دائماً گوش دهد؟ - حتماً مى دانيد كه تعداد دانش آموزان كلاس ها بطور معمول بين ۲۰-۱۰ نفر است فكر مى كنيد در اين ميان چند بار امكان صحبت كردن و ساختن مجلات براى شما پيش مى آيد؟ - هر زمان يك كتاب و يك شيوه براى آموزش زبان مطرح مى شود و معلمين كلاسها با استفاده از متون ذكر شده در اين كتاب ها شروع به تدريس مى كنند. متونى كه در بسيارى مواقع بسيار خسته كننده و كسالت آوراست و پس از اتمام، دانش آموز مجبور مى شود به سؤالات كليشه اى و تكرارى بارها و بارها پاسخ دهد و در نهايت به اشتباه تصور مى كند مطالعه انگليسى خسته كننده است. - يكى از ملال آورترين بخشها هم آموزش خشك و بى روح نكات دستورى (گرامرى) است، بيرون كشيدن يك نكته كه بارها و بارها تكرار شده است و انجام تمرينات بر روى آن نكته. مثلاً زمان حال استمرارى را چگونه مى سازيم؟ چگونه منفى مى كنيم؟ چگونه سؤالى مى كنيم؟ (راستى وقتى در كودكى هم شروع به صحبت كرديم فارسى را با قوانين ياد گرفتيم؟!) تدريس گرامر به اين شيوه به ۲ دليل عمده مؤثر نيست. ۱) غير ممكن است كه بتوانيم صدها قانون گرامرى را درست مانند فرمول هاى رياضى و فيزيك حفظ كنيم. ۲) زمانى كه مشغول صحبت به زبان انگليسى هستيم مجال و فرصتى براى فكر كردن و جست جو در ميان محفوظات ذهنى نيست. «كه راستى چه زمانى را در اين جمله بايد به كار برد. آيا اين جا كارى در حال انجام گرفتن است يا پايان گرفته و...؟!» - كار ديگرى كه با حضور در كلاس مجبور به انجام آن هستيد، تكاليفى است كه برايتان معين مى شود و سپس شركت در امتحاناتى كه يا به شكل چند گزينه اى يا جاى خالى و... است و هدف اين است كه قوانين را براى شما تكرار كنند و آموخته هايتان ارزيابى شود. (كه البته در اين جا هم اگر نتيجه آزمون را با شرايط قبلى خود مقايسه كنيم، مفيد خواهد بود در غير اين صورت انجام يك تست و آزمون به تنهايى دانش انگليسى ما را زياد نمى كند.) يك نگاه ساده اما صادقانه نشان مى دهد حضور در كلاس به تنهايى بدون خارج شدن از چارچوب هاى تكرارى و خسته كننده هرگز مؤثر و مفيد نيست. پس شايد راههاى بهترى هم باشد و شايد بتوان از راههاى موجود بهتر و منطقى تر استفاده كرد، اگر علاقه مند به اين موضوع هستيد حتماً هفته آينده هم با اين بخش همراه ما باشيد و در طول هفته به آمارى كه در انتهاى اين مقاله آمده است بيشتر فكر كنيد. زبان انگليسى و دنياى ارتباطات انگليسى را زبان ارتباطات مى دانند. چرا كه تمام مردم در سرتا سر دنيا آن را زبانى بين المللى مى دانند و ... - در حدود ۱/۵۰۰/۰۰۰/۰۰۰ نفر در دنيا انگليسى صحبت مى كنند و ۱/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ مشغول يادگيرى اين زبان هستند. - حدود ۷۵ درصد مكاتبات در سرتاسر دنيا به زبان انگليسى است. - تقريباً تمامى كنفرانس هاى علمى و... و رقابت هاى ورزشى به اين زبان برگزار مى شود براى مثال بازى هاى المپيك. - ارتباط دولتمردان و سياستمداران در سرتاسر دنيا با اين زبان. - در بيش از ۱۰۰ كشور جهان مردم به زبان انگليسى صحبت مى كنند و در سفر به اين كشورها اين زبان كمك بسيار خوبى است. و خيلى ساده و دوستانه بايد گفت: اگر به دنبال كارى مناسب هستيد و يا كارى مناسب داريد و مى خواهيد آن را حفظ كنيد از كسب مهارت ذكر شده غافل نباشيد.
|