|
در گفت و گو با صديقه قنادى رئيس مجمع بانوان عضو شوراى اسلامى و مديرعامل خبرگزارى زنان ايران (ايونا) عنوان شد:
زن، پشت ديوار نگاه سنتى
|
|
|
مريم سامانى
از خودتان بگوييد. در سال ۱۳۳۸ در مشهد به دنيا آمدم. فرزند اول خانواده بودم و چهار خواهر و برادر دارم. تحصيلاتم را در رشته كارشناسى ارشد فقه و حقوق از مدرسه عالى مطهرى تهران گرفته ام. با عشق يا به طور رسمى ازدواج كرده ايد؟ ازدواجم در سال ۵۵ با عشق بود ولى نه از آن نوع عاشقى كه حالا جوانان دنبالش هستند. عشق من در ازدواج به نوعى رسيدن به هدف بود. اين عشق هنوز هم ادامه دارد؟ بله هنوز هم عاشق هستم. بدون عشق اصلاً نمى شود زندگى كرد. چند فرزند داريد؟ سه فرزند. از چه سالى فعاليت هاى اجتماعى تان را آغاز كرديد؟ از سال ۵۲ وارد درس حوزوى شدم و از سال ۵۶-۵۵ بود كه به مسائل اجتماعى پرداختم در آن زمان وارد مبارزات عليه طاغوت شدم و بعد از پيروزى انقلاب دنبال خدمت به مردم بودم و هسته مركزى بسيج خواهران در بسيج، سپاه جهاد را تشكيل دادم و نهضت سوادآموزى را راه اندازى كردم و بعد در كنار اين كارها دنبال كارهاى حوزوى خودم بودم، دنبال گرفتن مسؤوليت نبودم. حتى يادم هست كه وقتى امام دستور تشكيل بسيج را دادند من صاحب بچه كوچك بودم ولى آقايان اصرار داشتند كه من بسيج خواهران را تشكيل بدهم. بسيج خواهران را تشكيل دادم. فرمانده پايگاه شدم ولى كار را به ديگران واگذار مى كردم. نخستين مسؤوليت رسمى من تشكيل واحد خواهران شورايعالى تبليغات استان خراسان بود در آن زمان چند جشنواره بزرگ كشورى مثل نخستين شب شعر، نخستين مسابقه قرآن و نخستين جشنواره سرود خواهران را برگزار كردم. بعد از آن تهران رفتم و سردبيرى صفحات اجتماعى و خانواده چند مجله و كارشناس خانواده بودم. از زمانى كه آقاى هاشمى به عنوان نخستين رئيس جمهورى كه مشاور زن داشت من كارشناس دفتر امور زنان بودم و مسؤول كانون هاى امور بانوان استاندارى تهران بودم و زمان جنگ در جبهه غرب و جنوب حضور داشته ام. در حال حاضر چه مسؤوليت هايى داريد؟ الآن عضو شوراى شهر مشهد هستم. رئيس مجمع بانوان عضو شوراى اسلامى كشور و مديرعامل خبرگزارى زنان ايران (ايونا) و رئيس منطقه اى كلان شهرهاى دنيا (متروپليس) هستم. در طول اين مسير و رسيدن به اين موفقيت ها با چه موانعى روبرو بوده ايد؟ موانعى كه تا امروز سر راه بود و تا سال ها هم اين مانع وجود دارد ديدگاه اجتماع و مردان به نگاه سنتى به زن است. اين ديدگاه سد راه زنان بوده و در مراحلى جاده اى پر سنگلاخ پيش روى زنان گذاشته است. گاهى حركت در اين مسير دشوار روان تر شده است ولى من به عنوان يك كارشناس مى گويم كه اين سنگلاخ ها حالا حالاها وجود خواهد داشت و اگر اين ديدگاه سنتى بخواهد عوض شود بايد تركيب نمايندگان در مجلس به هم بخورد. ما در مجلس تنها ۱۲ زن نماينده داريم و ۴/۷ درصد شوراهاى كشور زن هستند يعنى از ۱۰۹ هزار و ۸۰۰ عضو شورا تنها ۵ هزار زن وجود دارد. در حالى كه تعريف شده كه زن نيمى از پيكر اجتماع است ولى در حقيقت زنان مربى اجتماع هستند و آن نيمه ديگر يعنى مردان را نيز زنان تربيت مى كنند. براى من هم حركت در اين مسير همين مشكلات و ديد سنتى را در پى داشته است و من تنها با صبورى و مقاومت در اين جاده پر سنگلاخ حركت كرده ام. روزى خبرنگارى از من در مورد خشونت عليه زنان سؤال كرد به او گفتم تحقيرهايى كه زنان در ادارات مى شوند، نوعى خشونت است كه مديران مرد نسبت به كارمند و همكار زن دارند و بايد نديده و نشنيده گرفته شود زيرا براى حركت به جلو بايد بگوييم كه هستيم. به عنوان عنصر اصلى جامعه به هر حال مقاومت كردن يعنى نشنيدن و نبايد قهر و ناز و عكس العمل هاى زنانه نشان داد. همسرتان در موفقيت ها چه ميزان تأثير داشته است؟ همسرم هميشه پشتيبان من بوده است. خيلى از موفقيت هايم را مرهون حمايت او هستم. تلخ ترين خاطره اى كه داريد؟ بعد از اينكه نمايندگى شبكه زنان متروپليس كلان شهرهاى دنيا به من واگذار شد بايد براى شركت در شبكه زنان متروپليس به تورنتو كانادا سفر مى كردم ولى سفرم را لغو كردند و اين براى من سخت بود. چه توضيحى در مورد لغو سفر به شما دادند؟ توجيه كردند. در اجلاس كانادا بايد اساسنامه شبكه زنان تصويب مى شد. نرفتن من به ضرر ايران شد من نماينده خاورميانه بودم. خودم نبودم شخص مهم نبود، كشور و منطقه مطرح بود. چند ساعت در روز كار مى كنيد؟ گاهى تا ۱۸ ساعت. چه تعريفى از زن داريد؟ زن محور هستى است يعنى آنچه كه در جهان اتفاق مى افتد، تمام مديريت ها و تربيت ها برعهده زن است و در آنها بايد نقش آفرينى كند. چگونه مى شود با خشونت هايى كه عليه زنان مى شود مبارزه كرد؟ بايد فرهنگ را تغيير داد كه اين به عهده رسانه ها است. ما الآن خيلى موفق هستيم و شرايط كنونى قابل مقايسه با ۲۰ سال پيش نيست ولى هنوز هم جاى كار دارد. چه طور شد كه در متروپليس انتخاب شديد؟ اجلاس كلان شهرهاى شهردارى ها و شوراهاى شهر دنيا متروپليس است. در متروپليس شبكه اى براى زنان به وجود آمده است. ارديبهشت ماه سال ۸۴ در برلين آلمان اجلاس سالانه متروپليس بود. در آن اجلاس شركت و تقاضاى سخنرانى كردم. در آن اجلاس طرح كانون هميارى شهردارى مشهد كه مختص زنان بود را ارائه كردم. اين طرح كارهاى خوبى را صورت مى دهد و از كاركنان زن استفاده مى كند. من آن طرح را در اجلاس مطرح كردم. اين مسأله خيلى برايشان جالب بود. مسأله ديگر مطرح شدن خبرگزارى ايونا بود كه به عنوان تنها خبرگزارى زنان در خاورميانه مطرح شد بدين ترتيب نام مشهد در شبكه جهانى قرار گرفت و من احساس قهرمانى را داشتم كه با چادر روى سكويى ايستاده است بعد از مدتى ابلاغ آمد و انتخاب شدم. موقعيت زن ايرانى در برابر ديگر زنان در دنيا چگونه است؟ در نگاه جهانى زنان ما پيشرو هستند و ايران مردمى باهوش دارد. در دنيا فعاليت زنان به اندازه فعاليت و تلاش زنان ما نيست. در جهان زنان با تحصيلات عاليه از نظر آمار درصد پايينى دارند ولى تفاوت اين است كه در كشورهاى ديگر با نگاه بخل به زن نگاه نمى شود و زنان آنها با اين نگاه به كرسى هاى بالا رسيده اند. در دنيا مى بينيم كه رئيس جمهور، نخست وزير، وزير و شهردار زن داريم زيرا نگاه جنسيتى به زن نمى شود ولى در ايران نگاه سنتى جنسيتى وجود دارد. در ايران اگر نگاه جنسيتى نبود اين وضعيت ما بدين گونه نبود و روى اين مسأله بايد كار شود. طرح تاكسى تلفنى بانوان را وقتى در حاشيه اجلاس برلين عنوان كردم مديران زن دنيا باور نمى كردند و مى گفتند شما در اين طرح نگاه اجتماعى - اقتصادى و اشتغال به زن داشته ايد. زنان ما براى رسيدن به چه فاكتورى نياز دارند؟ خودباورى. زنان ما بايد خود را باور كنند و مديران زن بايد از حالت زنانه خارج شوند، قهر نكنند و نگويند كه به آنها توهين شده است. كارى را كه ۶۰درصد آن موفق است براى ۴۰درصد منفى فدا نكنند. بهترين سرگرمى تان؟ مطالعه و بودن در كنار خانواده. آخرين كتابى كه خوانده ايد؟ من سخنران هستم و تحقيق و پژوهش مى كنم. فعاليت هايتان خاص زنان است؟ نه من نماينده مردم هستم. تلاش مى كنم تا آنچه را كه براى جامعه اهميت دارد به نتيجه برسانم. من عضو كميسيون ماده صد هستم و مسؤول كميته ميراث فرهنگى و گردشگرى كميسيون فرهنگى شورا هستم و موزه مردم شناسى را دنبال مى كنم. چطور شد كه به فكر تأسيس خبرگزارى زنان افتاديد؟ يك خلأ در مقوله زنان بود. چيزى به عنوان خبررسانى در مورد زنان نبود و اخبار زنان معمولاً پالايش مى شد و در رده هاى پايين قرار مى گرفت با چالش هاى زيادى در اين راه مواجه شدم ولى ايستادم و خوشحالم كه الآن مركزى در مورد اخبار زنان وجود دارد. ما در مسائل مالى مشكلات زيادى داشته و داريم زيرا تنها خبرگزارى مردمى در ايران هستيم. از جنگ وخاطرات آن بگوييد. خاطرات من از لحاظ احساس تلخ و از نظر معنوى شيرين است. در جبهه جنوب، مركزى وجود داشت كه خط مقدم حضور بانوان در جبهه بود و جايى بود كه بعد از جنگ تفريحگاه شد و متأسفانه جايگاه آن را حفظ نكردند. در آن محل كه در كنار كارون بود تمام لباس هاى بيمارستان هاى صحرايى و خط مقدم و وسايل رزمندگان خط مقدم را به آنجا مى آوردند حتى زمان جنگ شيميايى، لباس هاى شيميايى را مى آوردند از خاطرات شيرين اين است كه حتى بعضى داوطلبان گريه مى كردند كه لباس هاى شسته شده را بالاى پشت بام پهن كنند و بتوانند در گرماى طاقت فرساى ظهر خوزستان روى پشت بام زيارت عاشورا بخوانند ولى اين اجازه براى زنان جوان صادر نمى شد. چه آرزويى داريد؟ انشاءا... حكومت حضرت مهدى را درك كنم و اين تلخى هايى را كه در انقلاب چشيده ام و بعد از انقلاب در جنگ و دوران سازندگى كه گاهى آن كه احساس مى كنم استخوانم را خرد كرده و آن را تمرين مديريت در زمان حضرت مى دانم و به اين اميد هستم كه ابلاغيه اى از سوى حضرت بگيرم چون با آن ابلاغيه ديگر كسى نمى تواند مخالفت كند. اگر پرنده بوديد؟ با كبوترهاى امام رضا(ع) روى گنبد پرواز مى كردم.
|