يكشنبه ۳ تير ۱۳۸۶ - ۹ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Sun, Jun 24, 2007
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ويژه ۱( سالگرد انتخابات سوم تير )
ويژه ۲ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۳ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۴ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۵ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۶ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۷ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۸ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
دانش
ماجرا
رودررو
خانواده
فعلاً يك كمى اين جا منتظر بمان
296760.jpg
دكتر لئوبوسكاليا ـ ترجمه: تهمينه مهربانى
اگر از من بپرسيد، مى گويم توى كله ما دارد اتفاق عجيب و غريبى رخ مى دهد. من خيلى آدم خوشبختى هستم، زيرا زياد سفر مى روم. توى اين مسافرت ها فهميده ام كه اغلب ما در «سفرهاى بيرونى» گم شده ايم. منظورم از « سفر بيرونى» خيلى چيزهاست از جمله جمع كردن همه چيز، چه به دردمان بخورد يا نخورد . و تصميم براى پولدارترين آدم دنيا شدن، حتى اگر ندانيم قرار است با اين پول چه بكنيم. ما تصميم گرفته ايم بزرگترين و بهترين و خلاصه «همه چى ترين» دنيا بشويم. نسل ما، به نسبت حتى يك نسل قبل، براى «راحتى» خيلى چيزها را در اختيار دارد، با اين همه نمى تواند خيلى دور برود. ما هنوز هم با اين همه تسهيلات، «تنها» هستيم. بسيارى از ما گم شده ايم و بيشترمان كلافه ايم. بياييد حرف «شازده كوچولو» را باور كنيم كه «چشم سر، آنچه را ضرورت دارد، نمى بيند. »
يك وقتى نشستم و مشتركات تمام كتاب هاى آسمانى را درآوردم. ماه ها وقت صرف اين كار كردم. يكى از مهمترين نكات مشترك در تمام آن كتاب ها اين بود، «اگر فقط به جنبه هاى بيرونى زندگى و انسان نگاه كنيد، آنچه را كه ضرورى است از دست مى دهيد.»
اما «ضرورت» واقعاً يعنى چه؟ من عمرى در صحنه آموزش و پرورش بوده ام و خوب مى دانم كه «ضرورت» از نظر هر كسى چه معنايى دارد. مثلاً يك متخصص آسيب شناسى زبان داشتيم كه تصور مى كرد همه بچه ها روى حرف «ر» لكنت دارند و معتقد بود كه بايد همه كارهايمان را رها كنيم و مخرج «ر» بچه ها را درست كنيم. براى او تصحيح تلفظ «ر» ضرورى ترين مسأله دنيا بود. همين حكايت را هم با متخصص فيزيوتراپى، متخصص مغز و اعصاب، مشاور روانشناسى و مدير مدرسه و بقيه داشتيم. فقط پدر و مادرها هستند كه بچه را موجودى منسجم و يكپارچه مى بينند، آن هم نه از اين بابت كه انسجام، امرى شگفت است، بلكه از اين نظر كه لابد اين بچه مسأله اى دارد كه هيچ چيزى اش نيست! تمام اين آدم ها، براى ديدن آنچه ضرورى است، فقط از چشم هايشان استفاده مى كنند و چشم واقعاً خطاكارترين، بى ثبات ترين و متعصب ترين عضو بدن است. آنها به كودك نگاه مى كنند، ولى او را نمى بينند. شايد او واقعاً همه اين چيزهايى كه همه آدم ها مى بينند، باشد، ولى بينوا هزار چيز ديگر هم هست! چيزى كه در حقيقت در باره او ضرورت دارد، با چشم ديده نمى شود.
اگر مراقب نباشيم كارى مى كنيم كه مازلو مى گويد و من چقدر هم اين حرفش را دوست دارم: «اگر تنها ابزارى كه داريد، يك چكش است، خيلى دلتان مى خواهد با همه طورى رفتار كنيد، انگار كه ميخ هستند!»
بعضى از عواملى كه ما را از ديدن آنچه ضرورى است، باز مى دارد، كدامند؟
اول از همه آموخته هاى ما، چيزهايى كه ياد گرفته ايم، زبان ما، دريافت ما و همه چيزهايى كه سيستم عصبى مركزى ما براى ما انجام داده است، يعنى ذهنيت ثابت ما، مانع اصلى است. همين چند وقت پيش كتاب هاى جالبى خواندم كه در آن نوشته بودند كار واقعى دستگاه مركزى اعصاب، پذيرفتن چيزى نيست، بلكه مراقبت و دفاع از افكارى است كه داريم. به اين مى گويند «بينش گزينشى»! براى همين هم هست كه در محيط اطرافمان فقط بخش كوچكى از چيزها را مى بينيم. البته ما براى جمع كردن حواسمان احتياج داريم با محرك هاى فرعى مقابله كنيم، يعنى به شكلى ارادى حواسمان را متوجه كسى كنيم كه قرار است با او ارتباط برقرار كنيم. البته ما اغلب به خيالبافى مى افتيم و به همين دليل ذهنمان كمتر آماده پذيرفتن تجربيات جديد است و هر جور فكرى اجازه پيدا مى كند به مغز ما راه پيدا كند و بالاخره هم سر از آسايشگاه هاى روانى درمى آوريم!
يكى از خيالبافى هاى دلنشين من تصور روزى است كه بشود بدون كلام حرف زد! واقعاً چه روز شگفتى خواهد بود. لابد مى دانيد اغلب سوءتفاهم ها زير سر همين «زبان» است. راستش من كه خيلى از «تعريف» بعضى چيزها خسته شده ام. مثلاً مى گويم «عشق» و هزار نفر مى گويند، «مى شود در يك جمله عشق را تعريف كنيد!» همين گرفتارى را هم درباره همه چيزها و مفاهيم ضرورى زندگى داريم. تعريف در يك جمله! ما واقعاً باورمان شده است كه واقعيت ها را همان گونه كه هستند، درك مى كنيم. عزيزانم! اصلاً مهم نيست كه در كدام مرحله ايد. هر جا كه باشيد، تازه اول كار هستيد!
تازه در ابتداى درك هستى و درك خوديد. ما اغلب « من » خودمان را ضرورى مى پنداريم. اين منى را كه مى پنداريم خود ساخته ايم! ولى خبر خوشى برايتان دارم. شما اين من را نساخته ايد . يك كسى يا كسانى آن را برايتان ساخته اند . اين ديگران هستند كه به شما گفته اند چه جور باشيد چه جور نباشيد، چه جور حركت كنيد، چه جور ببوييد و چه جور بيشتر كارهايى كه شما را مى سازند، انجام دهيد. خيلى خوب است همان كارى را بكنيم كه آسيايى ها مى گويند. آنها مى گويند: «بگذاريد من تان همان جايى كه هست، بماند.» از خودتان بيرون بياييد و او را همان جايى كه هست، رها كنيد و به او بگوييد: «فعلاً يك كمى اينجا منتظر بمان.» اين تنها راهى است كه به ما مجال مى دهد پيام هاى جديدى وارد ذهنمان شود. خود، براى محافظت از خودش، ديوارهاى بلندى را دور خود مى كشد و نامشان را واقعيت مى گذارد. هر چيزى كه با ديدگاه هاى اين خود زندانى سازگار نباشد، اجازه عبور از ديوارها را نخواهد داشت. با وجود اين مى شود كه بيشتر ما به زندگى خود ادامه مى دهيم و فقط چيزهايى را مى بينيم كه دلمان مى خواهد ببينيم، چيزهايى را مى شنويم كه دلمان مى خواهد بشنويم، چيزهايى را مى بوييم كه دلمان مى خواهد ببوييم و چيزهاى ديگر همين طور دست نخورده و نامرئى باقى مى مانند، در حالى كه همه اين چيزها در دنيا هستند ؛ تمام كارهايى كه بايد بكنيم، تمام چيزهايى كه بايد ببينيم، لمس كنيم، بچشيم، بجوييم و تجربه كنيم، نه آن طورى كه ما فكر مى كنيم، هستند.
بعد جالب است به آنچه به آنها عادت كرده ايم، مى گوييم ضرورى ولى من به اينها مى گويم اعتيادها براى اين كه واقعاً به اين عقايد فكسنى معتاد شده ايم و نمى دانيم چه طور گريبان خودمان را از چنگشان خلاص كنيم. يك روز كنار ساحلى نشستم و هفتاد و سه روش دفاع از خود را كه به آن معتاد شده بودم، كشف كردم و اسمشان را گذاشتم «تداركات ضد خود!» جالب نيست؟ «خود خود - دفاع»! آن دسته از عقايد احمقانه اى كه به عنوان ضرورت ها به ما ياد مى دهند و چنان به آنها عادت مى كنيم كه يادمان مى رود ضرورت هاى اصلى كدامند.
بدون هيچ دردسرى ۲۲ درصد در مصرف برق صرفه جويى كنيد
تنها با چند عمل ساده مى توانيد ضمن صرفه جويى برق، اصول مصرف صحيح را هم رعايت كنيد.
۱- حتى الامكان در طول روز از نور طبيعى استفاده كنيد. اين كار علاوه بر صرفه جويى، موجب افزايش سلامت روحى و روانى شما و خانواده تان نيز مى شود.
۲- براى انجام كارهاى ظريف كه به نور بيشترى نياز دارند، به جاى افزايش ميزان روشنايى سقفى، از نورهاى موضعى مانند چراغ مطالعه و آباژور و غيره استفاده كنيد.
۳- تميز كردن مرتب لامپ ها و حباب ها باعث افزايش نوردهى آنها مى شود. بهتر است نظافت آنها را نيز در امور منزل مدنظر داشته باشيد.
۴- در هنگام ترك اتاق حتى براى مدت كوتاه، لامپ ها را خاموش كنيد.
۵- درمواقع غيرضرورى، حتماً تلويزيون را خاموش كنيد.
۶- در صورت امكان از لامپ هاى فلورسنت استفاده كنيد.
۷- چنانچه در منزل لوستر چند شاخه داريد، بهتر است در شاخه هاى آن از لامپ هاى كم مصرف استفاده كنيد و يا از كليدهاى جدا كننده براى روشن و خاموش كردن بخش هاى مختلف آن بهره ببريد.
۸- لامپ هاى كم مصرف فشرده از نظر سرپيچ و اندازه حباب تقريباً شبيه لامپ هاى معمولى است ولى ميزان نوردهى آنها ۵ برابر و عمرشان ۸ برابر لامپ هاى معمولى است. پس بهتر است آنها را جايگزين لامپ هاى معمولى كنيد.
۹- شب ها نيم ساعت قبل از اذان مغرب و ۲ ساعت و نيم بعد از آن و روزها ۳ ساعت قبل از اذان ظهر ساعات اوج مصرف است. بهتر است از وسايل پرمصرف مانند ماشين لباسشويى يا اتو در اين ساعات استفاده نكنيم.با رعايت اين موارد مى توانيد ۲۲درصد در مصرف برق صرفه جويى كنيد، بدون آن كه دچار مشكل شويد.
خانه خود را «خوب» مديريت كنيم
296763.jpg
مديريت خانه، كارى تمام وقت است. متأسفانه در كشور ما اين فعاليت هنوز به صورت علمى تبيين و حوزه و اجزاى آن مشخص و شناخته نشده است.
مديريت خانواده كارى مستمر است كه از والدين به خانواده و فرزندان آنها هم تسرى پيدا مى كند. درباره مديريت خانه سلسله مباحثى مطرح است كه به بخشى از آنها اشاره مى شود.
الف) اصول مديريت در خانواده
۱-برنامه ريزى زندگى براساس اهدافى كه شرع، عرف، اخلاق و عقل حكم مى كند.
۲ - در نظر گرفتن ابعاد مختلف اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى در برنامه ها.
۳- اجراى اصل فعاليت هر عضو خانواده به اندازه توان و استفاده هر عضو به اندازه نياز.
۴- احترام به بزرگترها و توجه به كوچكترها.
۵- ايجاد محيطى مناسب به منظور دستيابى به همكارى چندجانبه ميان افراد خانواده.
۶- تقسيم عادلانه كارها ميان افراد خانواده.
۷- توزيع وظايف خانه ميان افراد و آموزش فرزندان براى انجام بهتر كارها به جاى انجام آن كار به وسيله پدر يا مادر.
ب) شيوه مديريت خانواده
طى دو قرن گذشته، علاوه بر شيوه مديريت سنتى، شيوه مديريت مشاركتى نيز مورد استفاده قرار گرفته كه نتايج خوبى داشته است.
وجود قوانين براى ايجاد انضباط در جوامع و گروه هاى انسانى لازم است. ولى در خانواده هايى كه قوانين بدون مشاركت اتخاذ مى شود، هميشه اعضا اين قوانين را تحميلى تلقى مى كنند. اگر مردم و گروه ها در وضع قوانين دخالت داشته باشند، آن را بهتر درك كرده، با انگيزه قوى ترى در اجراى آن مى كوشند و با ديده احترام به آن مى نگرند.
در خانواده هاى جديد، كودكان و نوجوانان، حكم انسان صاحب عقل و احساس را دارند. وقتى به افراد خانواده اين فرصت داده شود كه در تدوين قوانين و خط مشى خانواده مشاركت داشته باشند، آنان احساس بهترى نسبت به خود خواهند داشت.
ج) جلسات خانوادگى
به منظور اجراى يك روش مديريت مشاركتى، لازم است خانواده ها به صورت مرتب جلسات خانوادگى داشته باشند. اين جلسه ها يك گردهمايى منظم و برنامه ريزى شده با شركت همه افراد خانواده است تا در آن اعضا:
* حرف ها و درد دل هاى يكديگر را بشنوند.
* كارهاى خانه را بين يكديگر تقسيم كنند.
* شكايات خود را عرضه كنند.
* اختلاف ها را برطرف كنند.
* راه هاى جديدى براى حل مشكلات خانواده ارائه كنند.
د) مقررات شوراى خانواده
مقررات اين شورا مى تواند شامل اين موارد باشد:
* همه افراد خانواده در شورا حق اظهار نظر دارند.
* همه افراد خانواده در تصميم گيرى شريك هستند.
* رياست اين شورا بايد دوره اى و در اختيار افراد بالغ باشد.
* پدر، مادر و فرزندان بزرگتر، رياست آن را به ترتيب
بر عهده دارند.
* شورا بايد دستور كار داشته باشد و برنامه هاى آن از قبل نوشته شده باشد.
* جلسات شورا بايد به طور مداوم تشكيل شود.
* در مواقع اضطرارى، جلسات فوق العاده تشكيل شود.
* حكم شورا بايد براى همه افراد خانواده لازم الاجرا باشد.
و) اجزاى برنامه ريزى در خانواده
اساسى ترين موضوع در تشكيل و بقاى يك خانواده، داشتن هدف مشخص است. هدف نقطه اى است كه كوشش ها براى رسيدن به آن صورت مى گيرد. هدف هاى يك خانواده در درازمدت، ادامه نسل و تعالى اعضا از لحاظ مادى و معنوى است. خانواده در راه رسيدن به اين اهداف اصلى، هدف هاى فرعى و مقطعى ديگرى از قبيل تربيت، آموزش و انتخاب همسر خوب و شغل مناسب براى فرزندان را نيز مدنظر قرار مى دهد.فعاليت هاى اقتصادى به منظور كسب درآمد كافى براى گذران زندگى فعلى و داشتن پس انداز براى ايام پيرى، از جمله هدف هاى مادى محسوب مى شود. در فرآيند دستيابى به اين اهداف خانواده بايد از اصول خاص كه در جامعه داراى ارزش و احترام است، پيروى كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |