چهارشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۸ جمادى الاول ۱۴۲۹
Wed, May 14, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
فرهنگ و پايدارى
دانشگاه
ماجرا
خانواده
البشير در برابر شورش هاى قومى ـ سياسى
364116.jpg
س. حيدرپور

شورش هاى دارفور چنان كه انتظار مى رفت به سكوى جنگى براى براندازى دولت انقلابى عمر البشير تبديل شد. از ابتدا اغلب ناظران بر اين باور بودند كه جنگ در دارفور استعداد تبديل شدن به پاشنه آشيل حكومت سودان را دارد. زيرا همه بازيگران غربى و شركت هاى چند مليتى كه به منابع زيرزمينى سودان و موقعيت استراتژيك آن به عنوان بزرگترين كشور آفريقا و يكى از گلوگاه هاى خاورميانه چشم طمع داشتند يا از ايدئولوژى و نظام سياسى خارطوم نگران بودند پشت صحنه شورش سودان صف بسته اند. كشورى كه داراى منابع سرشار انرژى و نفت خام هست كه عمدتاً در مناطق جنوبى واقع است و توليد آن در سال ۲۰۰۴ به حدود ۲۰۰ هزار بشكه در روز رسيد.
به هر حال به نظر مى آيد دولت خارطوم چندان تهديد اين بحران را برحاكميت خويش جدى نگرفت و باور نمى كرد كه قدرت آتش شورشيانى كه به پيشرفته ترين جنگ افزارهاى ساخت غرب مجهز هستند تا دروازه هاى خارطوم برسد. اما گزارش ها حاكى از آن است كه آتش دارفور كه استانى در غرب سودان است چشم انداز يك جنگ داخلى را در عمق سرزمينى سودان ايجاد كرده است. مقامات مسئول سودان اعلام كردند صدها تن از شورشيان دارفور براى نخستين بار به حومه پايتخت اين كشور رسيدند و با نيروهاى دولتى درگير شدند. هم اكنون پايتخت سودان نيز كه تاكنون دور از معركه نزاع مانده بود بوى باروت را حس كرده است و نيروهاى ارتش سودان در خيابان هاى شهر خارطوم مستقر شده و ضمن ايجاد پست هاى بازرسى، مقررات منع آمد و شد شبانه را اعمال مى كنند.
درگيرى هاى شديدى در شهر «ام دورمان» در نزديكى خارطوم پايتخت سودان بين ارتش اين كشور و شورشيان زير بيرق گروه موسوم به جنبش عدالت و برابرى پيش مى روند رخ داده است. گروه حريف البشير دراين ميدان يعنى عدالت و برابرى قدرتمندترين گروه شورشى نظامى در دارفور است. جنبش عدالت و مساوات در اعلام هدف از يورش خود به خارطوم به صراحت گفته است كه مبارزه با دولت البشير را تا روى آوردن نظام دلخواه ادامه خواهد داد. عدالت و مساوات پس از ساقط كردن چند هواپيماى ارتش سودان كه دارفور را بمباران مى كردند توانست از مرز دارفور فراتر رفته و وارد شهر ام دورمان شود و بخش هايى را تحت سيطره خود در آورد و اكنون براى اقدام بعدى آماده مى شوند.
سخنان سخنگوى شورشيان درباره علت انتقال درگيرى ها به خارطوم نيز به خوبى گوياى چشم انداز اين جنگ است. او مى گويد: اين امر نتيجه طبيعى سرسختى هاى دولت سودان و عدم تمايل آن به برقرارى سازش در دارفور است. ما با اين كار مى خواستيم به ملت سودان و البشير نشان دهيم كه نزاع دارفور به دارفور محدود نخواهد شد و در آنجا پايان نخواهد يافت. در حال حاضر گزارش هاى ضد و نقيضى از صحنه جنگ شنيده مى شود.
دولت سودان با اعمال مقررات آمد و شد در خارطوم، اعلام كرده برخى از شورشيان تسليم شده اند و خارطوم توانسته اقتدار نظامى خويش را بر پايتخت و شهرهاى پيرامون مستقر سازد. با وجود اين، ابو زومام رهبر شورشيان جنبش عدالت و مساوات گفته صدها تن از مبارزان وى به ام دورمان رسيده اند: «ما وارد ام دورمان شده ايم و نيروهاى ما با حدود هفتصد خودرو قصد دارند ساختمان راديوى دولتى را در اين شهر تسخير كنند. »
چنان كه از آرايش صحنه جنگ پيداست انتظار نمى رود كه بحران به اين زودى گريبان خارطوم را رها كند. از يك نظر گروه شورشيان به انواع حمايت هاى منطقه اى وفرا منطقه اى پشتگرم هستند و دراين ميدان جنگ آنها منافع چند قدرت خارجى را نمايندگى مى كنند. از طرف ديگر تجربه جنگ دارفور كه طى نزديك به ۵ سال بيش از ۲۰۰ هزار كشته و ميليون ها آواره برجاى گذاشته است گوياى آن است كه نزاع هاى قومى در اين حوزه آفريقا به سهولت فروكش نمى كند. براساس گزارش سازمان ملل از سال ۲۰۰۳ ميلادى بيش از دويست هزار تن در منطقه دارفور سودان جان باخته اند و دو ميليون و ۵۰۰ هزار تن نيز به اردوگاه هاى آوارگان فرار كرده اند. دارفور بخشى در غرب سودان است كه از سال ۲۰۰۳ در آن درگيرى ها آغاز شده است. اهالى دارفور اكثراً آفريقايى تبار و پيرو دين اسلام هستند. آنها از نحوه اختصاص بودجه دولتى ناخرسندند و دولت را متهم كرده اند كه در اين زمينه، بين آنان و اهالى عرب تبار منطقه تبعيض قائل مى شود. آفريقايى تباران دارفور، كه گروه هاى مسلحى را براى مقابله با دولت مركزى تشكيل داده اند، مدعى اند كه دولت گروه هاى عرب تبار ايجاد كرده و آنها را براى سركوب آفريقايى تباران به كار مى برد. البته كشور سودان از سال ۱۹۵۶ كه استقلال خود را از انگليس به دست آورد به استثناى يك دوره ۱۰ساله بين سال هاى ۱۹۷۲ و ۱۹۸۳ ميلادى، دستخوش ناآرامى سياسى و جنگ داخلى بوده است.
سازمان ملل متحد مى گويد كه در طول اين جنگ هاى داخلى، كه طولانى ترين جنگ داخلى آفريقا است، بيش از دو ميليون نفر جان خود را از دست داده اند و حدود چهار ميليون نفر نيز آواره شده اند.
از ميان بازيگران خارجى هم اكنون بيش از همه ايالات متحده، انگليس و فرانسه دراين منطقه ايفاى نقش مى كنند. حضور اين تركيب از دولت ها و نيروى متحد غرب موجب شده كه سودان به كانون رويارويى دو گروه از دولت انقلابى و جريان هاى غربگرا و قوم گرا تبديل شود. بويژه پس از ۱۱ سپتامبر آمريكايى ها براى كشاندن قدرت هاى غربى به دو مستمسك توسل جسته اند اول گرايش اسلامى دولت سودان و البشير ودوم اشاره به حضور و فعاليت هايى كه زمانى بن لادن و هوادارانش دراين كشور داشته اند. هنوز خارطوم وارد رويارويى با قدرت هاى پشت صحنه بحران نشده است.
مقامات سودان دراولين اقدام فقط براى قطع منابع حمايتى اين گروه چاد را به تسليح و تحريك اين گروه شورشى براى حمله به خارطوم متهم كرده و رابطه خويش با اين كشور را قطع كرده اند. دولت چاد اكنون روابطى عميق از يك سو با اروپا دارد واز طرف ديگر با شورشيان بويژه جنبش عدالت و مساوات. جنبشى كه زمانى فعاليت هاى خود را به منطقه دارفور محدود كرده بود اما با جلب حمايت هاى خارجى در سال گذشته اين جنبش فعاليت هاى خود را به برخى مناطق ديگر نيز گسترش داد. درهر حال روابط ميان چاد و سودان كه مرز مشترك طولانى با يكديگر دارند مدت ها تيره بود، هم اكنون وارد وضع انفجار گونه شده است. البته چاد نيز به طور متقابل مقامات مسئول سودان را به حمايت از شورشيان مسلحى كه در ماه فوريه به شهر انجامنا پايتخت چاد حمله كردند، متهم كرده است.
به هر حال نزاع سودان با همسايگان آن را مى توان آزمونى تازه براى حكومت البشير به حساب آورد. از سال ۱۹۸۹ كه البشير، رئيس جمهور سودان شد او دوره اى پرچالش پشت سرنهاده و جالب است كه در دوره حكومت البشير بين اين كشور با چاد در سال ۲۰۰۵ جنگ درگرفت.
گره جدى بحران سودان اين است كه هيچ ميانجى بى طرف و مؤثرى در آن وارد نمى شود. نزاع كنونى سودان در واقع به يكى ديگر از نزاع هاى تراژيك آفريقا تبديل شده است كه هيچ مرجع حل منازعه براى آن وجود ندارد. در حال حاضر نيز كه جنگ به خارطوم كشيده شده از يك سو فرانسه، سران عرب و سازمان ملل خواستار تسريع استقرار نيروهاى مختلط سازمان ملل و اتحاديه آفريقا در دارفور و از سرگيرى گفت و گوهاى سياسى شده اند، اما نيروهاى مختلط سازمان ملل و اتحاديه اروپا كه قرار بود به عنوان بازوى صلح در اين منطقه بحران خيز عمل كنند تنها ۹ هزار نفر آنها تاكنون در دارفور مستقر شده اند و وعده داده شده است كه به ۲۶ هزار نفر برسند اما مشكل اصلى آنجا است كه اين نيروها در ميدان عمل تابع تصميم هايى هستند كه بازيگران پشت صحنه دارفور مى گيرند؛ بازيگرانى كه منافع شان نه تنها در خاتمه جنگ نيست بلكه عزم آن دارند كه اين بحران را تا مرحله روى كار آوردن دولت مطلوبشان در خارطوم و تغيير ترتيبات امنيتى در شمال آفريقا تداوم بخشند.
۶ دهه دوستى واشنگتن و تل آويو
364155.jpg
• هادى محمودى

مراسم جشن ۶۰ سالگى اشغال فلسطين به ميدان تازه اى براى نمايش دوستى هاى آمريكايى ها با رژيم صهيونيستى تبديل شده است. رايس و بوش در رديف نخست ميهمانان اين مراسم ايستادند تا بار ديگر اين مسئله دست كم براى اعراب منطقه روشن شود كه تعهد كاخ سفيد به برترى صهيونيسم يك اصل خدشه ناپذير است و سياست آينده كاخ سفيد تغيير نمى كند. فريدا بيريگان كارشناس مؤسسه تحقيقاتى موسوم به بنياد آمريكاى نوين در نيويورك در اين خصوص مى گويد اسرائيل و آمريكا رابطه بسيار نزديكى باهم دارند. اگر اسرائيل چيزى از آمريكا بخواهد تنها كارى كه بايد انجام بدهد اين است كه اين خواسته را مطرح كند. بيريگان اين نكته را زمانى مطرح كرد كه رسانه هاى آمريكا جنجال تازه برسر دستگيرى جاسوس كهنه كار اسرائيل دراين كشور مطرح كردند. بيريگان آن روز در حاشيه ماجراى دستگيرى جاسوس اسرائيلى در آمريكا گفت اسرائيل نيازى به جاسوسى در داخل آمريكا ندارد. در واقع، اسرائيل بخشى از آمريكاست به طورى كه برخى تحليلگران آمريكايى، اسرائيل را ايالت پنجاه و يكم آمريكا تلقى مى كنند.
از همين روست كه هر سه مدعى آينده جانشينى بوش پيشاپيش با ارسال پيام همان تعهد بوش را نسبت به حيات رژيم صهيونيستى اثبات كرده اند. در ميان اين سه تن هيلارى كلينتون كه از گردونه رقابت ها عقب مانده است بيش از همه براى جلب حمايت لابى يهوديان تلاش مى كند و پيامى كه او به مناسبت شصتمين سالگرد تأسيس رژيم اشغالگر قدس ارسال كرده رنگ و بوى ديگرى داشت. هيلارى با ابلاغ صميمانه ترين تبريكات خود به يهوديان اسرائيل مدعى شده كه رژيم اسرائيل همچنان با تهديدات امنيتى مواجه است. او تا آنجا پيش رفت كه به شيوه نومحافظه كاران اعلام كرد كه در برابر پيشگيرى از برترى ايران بر اسرائيل تا پاى جنگ نيز خواهد رفت.
بنابراين برنامه جشن صهيونيست اين آموزه مهم را دارد كه هر جناحى در كاخ سفيد براى تقويت روابط راهبردى آمريكا با رژيم اسرائيل تلاش خواهد كرد. يا به تعبير يك ناظر عرب سياست خاورميانه اى آينده كاخ سفيد تغيير نخواهد كرد زيرا رابطه آمريكا و اسرائيل تغيير ناپذير است.
۶ دهه دوستى آمريكا و اسرائيل اكنون حالتى فراگير و پيچيده پيدا كرده است. نقش لابى يهوديان در كاخ سفيد امروز جزو ملموس ترين پديده ها در صحنه سياسى آمريكا است. چنان كه يك مقام صهيونيستى در آستانه سفر بوش به تل آويو گفته است ايالات متحده هم اكنون در جايگاه پايتخت دوم يهوديان ايفاى نقش مى كند. اما عميق ترين بخش از حمايت هاى آمريكا براى اين رژيم در ابعاد نظامى جريان دارد.آمريكا سالانه ميلياردها دلار به رژيم صهيونيستى كمك مى كند. كمك هاى آمريكا به اسرائيل از سال ۱۹۴۹ يعنى يك سال پس از تأسيس رژيم اشغالگر آغاز شد. در آن سال آمريكا درقالب ارتباط هاى صادرات و واردات يكصد ميليون دلار به اسرائيل كمك كرد. كمك هاى رسمى آمريكا به اسرائيل تا دهه ۷۰ در اين حدود بود. نتايج تحقيقات رسمى كنگره آمريكا نشان مى دهد از سال ۱۹۸۵ به بعد آمريكا سالانه حدود سه ميليارد دلار در قالب كمك هاى اقتصادى به اسرائيل كمك كرده است. اسرائيل باز از اين كمك هاى مالى براى خريد تسليحات آمريكايى استفاده مى كند. علاوه براين در بعد نظامى هر سال دو ميليارد و ۴۰۰ ميليون دلار به اسرائيل مى دهدو در كنار آن سخت افزارهاى نظامى و تسليحات به ارزش حدود يك ميليارد و چهارصد ميليون دلار به اسرائيل مى فروشد. واشنگتن بويژه پس از شكست اسرائيل در جنگ ۳۳ روزه بيشترين تلاش خويش را صرف تجهيز نيروى هوايى، سيستم موشكى و زرهى اين رژيم كرد به نحوى كه اسرائيل دومين ناوگان بزرگ هواپيماهاى شكارى آمريكايى را در جهان در اختيار خود دارد. البته اين رقم بخش رسمى كمك هاى آمريكا به اين رژيم است و گرنه كمك هاى پنهانى و نيز مبالغى كه از كانال لابى يهوديان به تل آويو ارسال مى شود رقمى نجومى است.
جالب اينجاست هديه اى هم كه بوش براى مراسم جشن صهيونيست ها قرار است اعطا كند يك قرارداد تازه نظامى است كه بر طبق آن ايالات متحده بخشى از آخرين فناورى موشكى را دراختيار اين رژيم قرار خواهد داد.در جديدترين قراردادهاى تسليحاتى، اسرائيل قرار است سامانه هاى ضد موشك، بمب، جنگنده شكارى و ديگر ادوات و تجهيزات نظامى از آمريكا دريافت كند.
ركورد حمايت آمريكا به شريك منطقه اى اش در همين دوره شكسته شد وقتى كه سال گذشته رئيس جمهور آمريكا تصريح كرد ظرف مدت ۱۰ سال بيش از ۳۰ ميليارد دلار كمك نظامى به اسرائيل خواهد داشت.
اما نكته قابل تأمل اين است كه پديده ترانزيت كمك هاى نظامى آمريكا به رژيم صهيونيستى نه تنها ضريب امنيت اين رژيم را بالا نبرده است كه در تناسبى معكوس ميزان آسيب پذيرى آن را افزايش داده است. اگر اين موضوع زمانى يك حدس وگمان بود اما اكنون در غزه و مرزهاى لبنان همه افكار عمومى آن را لمس مى كنند. سيستم موشكى و زرهى اسرائيل كه پس از ۴ جنگ با اعراب شكل افسانه اى پيدا كرده بود در جنگ با حزب الله بشدت كارايى آن زير سؤال رفت و اين روزها در رويارويى با راكت هاى قسام حماس ابعاد ديگرى از ناكارآمدى آن آشكار مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |