يكشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۲ جمادى الاول ۱۴۲۹
Sun, May 18, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
ماجرا
سلامت
خانواده
تجديد دوستى در روز نكبت
364893.jpg
سليمان دعويسرا
بوش براى دومين بار در ۸ سال رياست جمهورى خود وارد خاورميانه شد. ديدار جديد بوش كه گمان مى رود آخرين حضور او در منطقه باشد با حساسيتى بيش از سفرهاى ديگر او در كانون نگاه محافل خبرى قرار گرفت. همه ناظران خاورميانه سعى كردند از منظر اين سفر دو مسئله مهم؛ عملكرد سياست خارجى ايالات متحده و نيز سرنوشت آينده شركاى بوش در اين منطقه را محك بزنند.
در ارزيابى سفرهاى بوش و گام هايى كه ديپلماسى آمريكا در اين منطقه بر مى داشت همواره ميان دو گروه از تحليلگران خاورميانه اختلاف نظر جدى بروز مى كرد. به عبارت ديگر دو صداى متفاوت از محافل سياسى به گوش مى رسيد؛ گروهى كه اغلب با ارزيابى خوشبينانه اى كه از نفوذ سياسى و ظرفيت تأثيرگذارى آمريكا در خاورميانه عربى داشتند اظهار عقيده مى كردند كه سرانجام بوش نيز همانند اسلاف خويش يعنى كارتر و كلينتون خواهد توانست اعراب را دور يك پيمان و يا عهدنامه سازش با اسرائيل بنشاند و گروهى ديگر كه با تكيه بر شرايط بغرنج سياسى خاورميانه بويژه موج عميق بى اعتمادى عمومى نسبت به هيأت حاكمه كنونى آمريكا براين باور بودند كه سفرهاى بوش و وزير خارجه او محكوم به شكست است و اين همه رايزنى و سناريو چينى جز اتلاف وقت و تعميق شكاف ميان اعراب و اسرائيل نتيجه اى در برندارد.
اين اختلاف نظر تا برپايى اجلاس آناپوليس ادامه يافت، اجلاسى كه مهمترين فرصت بوش براى پياده كردن طرحى بود كه بر آن نام نظام دو دولتى در فلسطين نهاده شد و بر پايه آن قرار بود تا پايان ۲۰۰۸ يعنى اتمام دوره رياست جمهورى بوش يك دولت جديد با محوريت تشكيلات خود گردان در كنار رژيم صهيونيستى شكل بگيرد. اما مصوبات و تصميماتى كه در اين اجلاس گرفته شد پيش از آنكه در موج درگيرى هاى سرزمين هاى اشغالى از اعتبار ساقط شود به ديوار لجاجت تل آويو برخورد كرد ورنگ باخت.
با اين اتفاق تغيير ريشه اى در ديدگاه گروه ها و محافلى كه پيش از اين در آخرين سال رياست بوش منتظر يك پيشامد تازه بودند رخ داد و نگاه ها آن قدر به هم نزديك شد كه اكنون در سفر دوم بوش فقط يك صداى واحد از دو جبهه انقلابيون و جناح محافظه كاران عرب به گوش مى رسد. به اين صورت است كه ميان قضاوت سردبير بى بى سى و واشنگتن تايمز در باره سفر بى سرانجام بوش به خاورميانه با آنچه در نشريه القدس العربى نقش بسته تفاوتى ديده نمى شود.
اما اين بى اعتمادى و نا اميدى از سياست آمريكا به محافل خبرى يا تحليلگران محدود نيست. با وضع آشفته و فاجعه بارى كه در چهار گوشه خاورميانه بروز كرده هر دو جامعه يهوديان و مردم فلسطين از سفر بوش تلقى يك ژست سياسى را دارند.
اين گفته بارها در آستانه سفر بوش از محافل يهودى شنيده شد كه بوش كه هفت سال منتظر ماند تا به اسرائيل سفر كند اكنون كه زمان براى هر اقدامى سپرى شده ديگر كارى از دستش
بر نمى آيد.
اين مسئله اكنون حالتى از يك طنز سياسى را پيدا كرده است كه بوش به بهانه جشن سالگرد اشغال فلسطين با طرح دوباره دعوت به سازش همچنان راهى شرم الشيخ مى شود.
اين درحالى است كه مذاكرات سازش بين دو طرف از زمانى كه رئيس جمهور آمريكا در نوامبر ۲۰۰۷ ميلادى تلاش هاى خود را در اين زمينه آغاز كرد هيچ پيشرفتى نداشته است. با هر بحرانى كه در حوالى غزه و سرزمين هاى اشغالى بروز مى كند اميدها به فرايندى كه بوش عادى سازى اوضاع خوانده بود كمتر و كمتر مى شود.
در اين باره لازم نيست از مواضع الزهار يا هنيه و مشعل مثال آورده شود. سخنان ابومازن و دستيار او در تشكيلات خودگردان (سلام فياض) همزمان با سفر بوش به خوبى گوياى عمق شكاف جبهه عربى - فلسطينى است. مقام هاى تشكيلات خودگردان در اين اظهارات اقدام اسرائيلى ها را تشديد محاصره غزه، تهاجم به كرانه باخترى و احداث شهرك هاى صهيونيست نشين در بيت المقدس و كرانه باخترى رود اردن فاجعه نام نهاده و از سوى ديگر اسرائيلى ها نيز از سرويس هاى امنيتى فلسطينى انتقاد مى كنند.
بر اين اساس است كه نيويورك تايمز در سرمقاله اخير خود تقلاى ديپلماسى رايس را در پايتخت هاى عربى به چالش كشيده است. تحليلگر اين روزنامه تأكيد كرده است كه در هيچ دوره اى اين اندازه سياست خارجى آمريكا چشم خويش را بر واقعيات خاورميانه نبسته بود .
اين كه چگونه است كه هنوز رايس اعلام مى كند كه طرفين درگيرى اگر از برخى از مطالبات ارضى خود چشم پوشى كنند بحران خاورميانه قابل حل است و يا بوش هنوز قرار است در شرم الشيخ با ايهود اولمرت؛ محمود عباس و مصريها موضوع تشكيل كشور مستقل فلسطينى را مورد بررسى قرار دهد، بزرگترين معماى سياست خارجى امروز آمريكا است.
شرم الشيخى كه بوش اين بار در آن گام مى نهد ديگر مهياى هيچ مذاكره و توافقى نيست.
فضاى خاورميانه با آنچه بوش در آناپوليس ترسيم كرده بود فاصله اى عميق پيدا كرده است . فقط در سه ماه اخير چندين بحران در دو سوى مرزهاى فلسطين اشغالى بروز كرد كه هر كدام ضربه اى تازه بر مسير سياست خارجى كاخ سفيد وارد كرده است.
اما چنان كه اغلب ناظران گفته اند پروژه بوش براى راه اندازى قطار سازش از وقتى زمينگير شد كه دو بازيگر اصلى ميدان مذاكره تضعيف شده واعتبار شان را ازدست دادند.
ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل در پرونده هاى رسوايى جديدى درگير شده و ممكن است مجبور به استعفا شود و محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان فلسطينى نيزعلاوه بر آنكه اعتبارش را نزد محافل عربى از دست داده تنها كنترل بخشى از اراضى فلسطينى يعنى كرانه باخترى رود اردن را در اختيار دارد. بدين ترتيب هدف اين دو مقام اسرائيلى و فلسطينى براى دست يافتن به صلح تا پايان سال جارى ميلادى كه طى كنفرانس آناپوليس در آمريكا درباره آن بحث و تبادل نظر صورت گرفت بيش از پيش غير واقعى به نظر مى رسد.
به گفته منابع مطلع حتى كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا نيز كه هفته گذشته با هدف هموار كردن زمينه سفر بوش از منطقه ديدن كرد آثار اين وضع بحرانى را حس كرد و با نگاهى نااميدانه از اولمرت و ابومازن خداحافظى كرد.
ديپلمات هاى واشنگتن كه از زمان آغاز رياست جمهورى بوش در آمريكا در سال ۲۰۰۱ ميلادى تاكنون بيشترين آمد و رفت را به منطقه خاورميانه داشته اند در اين مدت تلاش كرده اند تا به عنوان ميانجى طلسم مذاكره اعراب و اسرائيل را بشكنند اما حسرت دستيابى به يك توافق اوليه سازش به نظر مى آيد كه به صورت داغى بر دل بوش خواهد ماند.
جرج بوش تنها چند ماه فرصت دارد تا پرونده او در يكى از پيچيده ترين مناقشات جهان نيز بسته شود اين در حالى است كه حتى اگر وى بتواند كاغذى را هم به عنوان توافقنامه بين اسرائيلى ها و فلسطينى ها به امضا رساند چنان كه تحليلگر آسوشيتد پرس گفته است اجراى اين طرح تا زمانى كه حماس همچنان كنترل نوار غزه را در اختيار خود داشته باشد و شليك موشك هاى مبارزان فلسطينى و قدرت نمايى مبارزان حزب الله ادامه يابد ناممكن خواهد بود.
آخرين سخنان بوش در آستانه روز نكبت به وضوح افق تيره سياست خارجى آمريكا را نمايان مى كند. آنجا كه بوش در گفت و گو با شبكه بى بى سى اعلام كرد؛ عميقاً نگران آينده منطقه است. گزارشگر بى بى سى نيز با خواندن مقدمه اى در ابتداى مصاحبه رسماً فاتحه پروژه سازش بوش را در حضور رئيس جمهورى آمريكا خواند.
از بازتاب هاى شكست بوش يكى اين است كه اغلب كارشناسان در داخل و خارج سرزمين هاى اشغالى به هر دو جناح آينده ايالات متحده و اسرائيل توصيه مى كنند كه اگر در پى راهى براى موفقيت هستند رفتارى معكوس با عملكرد كاخ سفيد پيش بگيرند چنان كه گزارشگران آمريكايى از تل آويو خبر داده اند، اخيراً صداهايى در اسرائيل شنيده مى شود مبنى بر اين كه دولت اسرائيل بايد با مقامات حماس مذاكره كند، زيرا سياست منزوى كردن جنبش حماس بى حاصل بوده است. آنها پى درپى نتايج نظر سنجى هايى را به چاپ مى رسانند كه حاكى از آن است كه تاكنون سياست دولت بوش و اولمرت در وارد آوردن فشار نظامى بر نوار غزه و همچنين محاصره اقتصادى نتايجى معكوس در بر داشته است.
اين واقعيتى است كه در پايان ۶۰ سال اشغال فلسطين به اثبات مى رسد كه آمريكا و رژيم صهيونيستى هر قدر كه تلاش كنند نمى توانند مشروعيت مبارزات فلسطينى ها براى بازپس گيرى ساده ترين حقوق انسانى و مورد قبول در هر مكان و هر قانون بين المللى و نيز حق برابرى و آزادى و دستيابى به حقوق را از بين ببرند. و به قول آن مبارز فلسطينى آنها نخواهند توانست اين سخن مشهور نلسون ماندلا را باطل كنند كه گفته بود «مبارزات مردم فلسطين مسئله اول وجدان جهانى در دنياست». بر همين اساس است كه طرفداران اسرائيل از تسليم نشدن فلسطينى ها به حملات و ضربات وارده به آنها و نيز قوه محركه نوشونده حمايت از حقوق مردم فلسطين در نسل هاى جديد از جمله نسل هايى كه در تبعيد و آوارگى به دنيا آمده و زندگى مى كنند، حيران مانده اند. در شصتمين سال تولد اين پديده ناميمون ، قدرت هاى پايه گذار اين رژيم خود را در محاصره چندين جنبش انقلابى مى بينند كه شعار آزادى قدس را در پرچم خويش ثبت كرده اند.
انتخابات در فضاى اضطراب و اميد
364902.jpg
حميد رضا لطفيان
كويتى ها همواره در ميدان انتخابات و دموكراسى، خود را برتر از همه دولت هاى عربى ديده اند. به همين دليل بود كه دوره مبارزه انتخاباتى در اين كشور از هيجان بالايى برخوردار شد.
با اين حال اتفاقاتى كه بر سر پارلمان اين كشور به عنوان مهمترين نماد دموكراسى بروز كرد نشان داد كه هنوز سنت هاى دموكراسى در اين كشور عربى نيز با موانع جدى روبرو است.
از هنگامى كه حاكم كويت ماه گذشته پارلمان را منحل كرد و جامعه كويت را در مسير انتخاباتى تازه قرار داد تحليلگران با بدبينى به مسير اصلاحات سياسى دراين كشور مى نگرند و معتقدند كه بعيد است پارلمان و كابينه آينده بيشتر از پارلمان و كابينه قبلى درباره اصلاحات به شدت مورد نياز، توافق كنند.
شيخ صباح الاحمد الصباح كه در امور سياسى كويت حرف آخر را مى زند هفدهم مه را براى برگزارى انتحابات تعيين كرد تا به اختلاف طولانى شده ميان قانونگذاران و وزيران پايان دهد. اين اختلاف ها چرخه رقابت هاى سياسى را از زمانى كه كابينه سال گذشته سوگند ياد كرد متوقف كرد. يك هدف عمده تغييراتى كه كويتى ها در عرصه انتخابات دنبال مى كردند به گفته يكى از نمايندگان پارلمان كويت اجراى اصلاحات اقتصادى بود. اگر پارلمان جديد ضعيف و اكثريت را در اختيار نداشته باشد، همان مشكلات باز مى گردند.
به هر حال انتخابات اخير كويت مقدمات و مسيرى سخت طى كرد و تنش هايى را همراه داشت و انتظار نمى رود بزودى پايان پذيرد.پليس كويت اواخر ماه گذشته به كمك گاز اشك آور صدها تن از افراد را كه به طور غيرقانونى در آستانه انتخابات پارلمانى انتخابات اوليه برگزار كرده بودند متفرق كرد. دولت كويت مدعى شد كه به اين دليل از هرگونه انتخابات اوليه در آستانه انتخابات پارلمانى جلوگيرى مى كند زيرا ممكن است وحدت ملى را بر هم بزند.
كويتى ها در بهار سال ۸۵ كمترين انتخابات خود را برگزار كردند، آن روز حاكمان كويت و حتى رسانه هاى غرب از اين انتخابات به نام برگ جديدى در تاريخ اين سرزمين تعبير كردند. به اين دليل كه براى نخستين بار زنان در سطح جوامع شيخ نشين توانستند چه به عنوان رأى دهنده و چه به عنوان نامزد درهمه پرسى شركت كنند. مقوله پارلمان مشورتى دراين كشور قدمتى ۲۰ ساله دارد. بر اين اساس در دور جديد انتخابات آنها سعى كردند صورتى جديتر به رقابت هاى انتخاباتى در اين كشور بدهند. بدين ترتيب كه پارلمان اين كشور را از سطح متعارف آن كه يك قوه تأييدگر تصميم هاى خاندان حاكم بوده به نهادى كه مى تواند نقشى زنده و با نفوذ در سياست كشور ايفا كند، تبديل سازند. اما واقعيت اين است كه عامل پيشتازى كويتى ها در ميدان انتخابات، عبور آسان آنها ازمانع بزرگى به نام حضور زنان در انتخابات بود. پارلمان اين كشور نيز اگر از طرف برخى محافل سياسى جدى گرفته شد به اين اعتبار بود كه زنان توانستند براى نخستين بار چه به عنوان رأى دهنده و چه به عنوان نامزد انتخاباتى در آن شركت كنند علاوه براين مجلس اين كشور تلاش كرد تا خود را به عنوان تريبونى زنده معرفى كند چنانكه حتى در مرحله اى خواستار اصلاح در قوانين انتخاباتى شد.
لكن انحلال نهاد پارلمان در كويت نيز نشان داد كه چون همه كشورهاى عربى يك بازوى مشورتى بوده و در ظل و سايه حاكميت، نقش آن تعريف مى شود هر چند خاندان صباح اكنون مدعى هستند، پارلمانى كه سرنوشت كرسى هايش در بهار امسال تعيين مى شود، پارلمانى است كه تنها كارگزار خاندان حاكم نيست، بلكه نهادى است مستقل كه مى تواند به پرسش هايى پاسخ گويد كه حتى چندان به مذاق حاكمان خوش نمى آيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |