|
ايده
|
|
|
|
گفت و گو با همسر رئيس پليس راه كشور
|
|
|
|
زمزمه
|
|
|
|
تازه ها
|
|
|
|
|
ايده
خودباورى
نگار نجار پيش داورى و باور كردن تأثير جنسيت افراد روى مسائل مختلف مى تواند نتيجه را به كلى تغيير دهد. يك بررسى آمارى نشان داد كه نتيجه امتحان رياضى زنانى كه باور داشتند استعداد رياضى در افراد بسته به مذكر يا مؤنث بودن آنها متفاوت است، بسيار پائين تر از كسانى بود كه باور داشتند كيفيت عملكرد در رياضيات به جنسيت وابسته نيست و فقط وابسته به اين است كه شخص تا چه حد رياضى ياد گرفته و تمرين كرده است. باورهاى غلط را از خود دور كنيد، اينگونه به دخترتان نيز كمك خواهيد كرد تا بهتر عمل كند.
|
|
|
|
|
گفت و گو با همسر رئيس پليس راه كشور
زندگى با رئيس جاده ها
|
|
|
هما مسافر عشق و اميد چيزى است كه در كلامش موج مى زند، آنقدر محكم هست كه بتواند به جز زن بودن و مادر بودن، ريز و درشت مسئوليت هايى را كه در زندگى اجتماعى اش صبورانه به روش بكشد و همراه شكيبا و بردبار مردى باشد كه تمام همت خود را در تأمين امنيت جاده ها مصروف داشته تا نگاه هايى كه در انتظار عزيز خويش چشم به جاده دوخته اند، نگرا ن نمانند. مريم نيازيان در سايه تلاش ها، فداكارى ها و مهربانى ها و همراهى هايش با سرهنگ اسماعيلى -رئيس پليس راه كشور- با مردى كه مى خواهد پايان خوش خاطرات مان باشد، چترى ساخته اند تا در پناه آن هر بار كه چشم به جاده مى دوزيم به آفتاب سلام كنيم . يادمان نرود اين بار كه پاى در راه مى گذاريم، گلخنده شكوفه جان مان را به آفتاب ببخشيم. *** چطور شد كه با يك پليس ازدواج كرديد ۱۵ ساله بودم و اول دبيرستان را مى خواندم كه به عقد سرهنگ اسماعيلى درآمدم. در آن زمان ايشان در دانشگاه رشته زبان انگليسى مى خواندند ولى به علت رفت و آمد به جبهه موفق به ادامه تحصيل در آن نشدند. بعد از جنگ بود كه درس شان را ادامه دادند و در دانشگاه قبول شدند. *** اين فراز و نشيب ها با توجه به سن كم شما سخت نبود سخت بود ولى ما با هم بزرگ شديم و همين با هم بزرگ شدن نظرات را به هم نزديك و زندگى را شيرين مى كند. *** درس را ادامه داديد بله مشوق من براى ادامه تحصيل ايشان بودند. اگر تشويق هاى سرهنگ نبود من درس ام را ادامه نمى دادم. دومين سال ازدواج مان بود كه پسر اولمان به دنيا آمد. هشت سال بعد پسر دومم متولد شد. همان زمان بود كه مادرم را از دست دادم و همه اين فراز و نشيب ها روى من تأثيرات منفى و عاطفى داشت كه در تمام اين مدت آقاى اسماعيلى مرا راهنمايى مى كرد. *** كجا زندگى مى كرديد آن زمان در نوشهر جانشين فرمانده عمليات نوشهر بودند. رفت و آمد سخت بود و به همين علت ناچار شد كه درس را رها كند. همان زمان ها بود كه فرماندهى ستاد در رشته استراتژيك قبول شد و مأموريت دوساله به تهران گرفت ولى من شمال بودم و درس ام را مى خواندم. بعد از اين دوره بود كه فرمانده منطقه رامسر شد و بعد هم به تهران آمديم و در راهنمايى و رانندگى مشغول شدند و بعد از آن به پليس راه آمدند. *** چطور توانستيد با اين همه دغدغه كنار بياييد هر كسى كه وارد شغلى مى شود، طبعاً تمام زواياى آن را در نظر مى گيرد و با چشم باز آن را انتخاب مى كند و به اين علت با شرايط آن راحت تر كنار مى آيد. من هم روز اول ازدواج مى دانستم كه با فردى نظامى ازدواج مى كنم. «پليس» بودن به علت حساسيت خاص و ارتباط تنگاتنگ با جامعه شغل دشوارى است ولى آقاى اسماعيلى به علت حساسيت زيادى كه به كارشان دارند طبيعى است كه ما با مشكلات بيشترى روبه رو شويم. *** شما هم خبرنگار بوده ايد، اين تب و تاب در شغل شما هم ديده شده و از حساسيت خاصى برخودار بوده است. من از ۱۲ سال قبل در صدا و سيما مشغول به كار هستم و اوايل به عنوان گزارشگر وارد راديو شدم. *** سرهنگ اسماعيلى با توجه به شغل و مسئوليت شان چقدر كنار خانواده شان هستند خيلى كم. شب ها ساعت ۱۰ به خانه مى آيند. ما طورى وقت مان را تنظيم كرده ايم كه بچه ها تا ساعت ۱۲ شب بيدار و كنار پدرشان باشند. در اين زمان كيفيت حضور ايشان اهميت دارد. چون سه پسر ما در سنين مختلف هستند، ايشان سعى مى كنند حتى در پاره اى از موارد با آنها مشورت كنند. روزى كه خواستند مسئوليت پليس راه را انتخاب كنند با ما مشورت كردند. *** چقدر در سفرها با هم هستيد تا وقتى مسافرى در جاده هست، ايشان به مسئوليت شان بايد برسند. ما عيدها و تابستان و تعطيلات در كنار هم نيستيم. من و بچه ها اين را قبول كرده ايم. *** چرا اين محدوديت را پذيرفتيد من فكر مى كنم تا جايى كه امكان دارد، بايد خدمت كرد. الآن زمان كاركردن است و هر كسى با توجه به توان و قدرت مؤثر بودن كه خدا به او ارزانى كرده بايد خدمت كند و گرنه فردا بايد پاسخگو باشد. *** ديدن يك پليس در جاده بچه هاى من وقتى افسرى را مى بينند كه در جاده است، ناراحت مى شوند و نگران او هستند. *** شما در برابر اين مسئوليت سرهنگ و مشكلات موجود با كار و مسئوليت تان چه كرديد من كارم را كم كردم و ترجيح دادم به دليل شرايط سنى بچه ها كمتر در محل كارم باشم، براى همين نويسندگى برنامه ها را در خانه انجام مى دهم و سعى مى كنم قبل از بازگشت بچه ها از مدرسه، در خانه باشم تا به آنها زياد سخت نگذرد. *** سرهنگ در مسير كارى چقدر كمك كرده اند كه شما اكنون اين گذشت را كرده ايد زن و شوهر مكمل هم هستند و من فكر مى كنم فرقى نمى كند كه كدام گذشت كند، معتقدم اگر زن و شوهر به هم كمك نكنند هيچ كدام موفق نمى شوند. در گذشته او به من كمك كرد و من مديون او هستم. در كار كمكم مى كرد. خبرنگار بايد گاهى شب ها در محل كار باشد، گاهى براى حاضر شدن در راديو بايد ساعت پنج و نيم صبح در استوديو كرج مى رفتم و اعلام زمان مى كردم. اگر او راضى نبود و همكارى نمى كرد كه نمى توانستم. *** سال گذشته در زمستان حوادث تلخى را شاهد بوديم. بله. شب هاى زمستانى دغدغه ذهنى خواب را از او مى گرفت. نگران بود كه كسى در جاده نمانده باشد و من مطمئن هستم تمام افسران پليس راه اينگونه فكر مى كنند. *** چه كارى از دست يك زن در اين لحظات برمى آيد بايد زنان در زندگى دغدغه ها را با آرامش مطرح كنند. بچه ها نبايد نبودن پدر را احساس كنند، زنان آرامش را به خانه مى آورند. مرد اگر دغدغه خانه را نداشته باشد، راحت تر خدمت مى كند. *** تلخ ترين خاطره حادثه بهمن كندوان. در زير بهمن كمك خواسته بودند ولى به علت هجمه برف به موقع نشد كارى كرد، تصادف راهيان نور نيز ناراحت كننده بود. *** بچه ها با شنيدن اين حوادث چه عكس العملى دارند معمولاًً جلوى بچه ها اين حوادث را مطرح نمى كنيم ولى وقتى از تلويزيون متوجه مى شوند، لحظه هاى بدى در خانواده ما به وجود مى آيد. *** چند سال است رانندگى مى كنيد از لحاظ قانونى از وقتى كه بايد پشت فرمان بنشينم، رانندگى كرده ام. *** تصادف تصادف نداشته ام. در آن زمان كه رانندگى مى كردم، كمتر زنى رانندگى مى كرد. *** زنان بهتر رانندگى مى كنند يا مردان خانم ها بيشتر قوانين را رعايت مى كنند ولى احتياط زيادى شان گاهى موجب تصادف مى شود. به همين علت آمار تصادف خانم ها پائين تر است ولى موجب تصادفات خسارتى بخصوص در اتوبان ها مى شوند. *** دعاى تحويل سال شما سلامتى براى مسافران و خدمتگزاران و سالى خوب و بدون دغدغه اقتصادى براى مردم. *** مسافرت نوروزى امسال رئيس پليس راه كشور با خانواده بچه ها بعد از تعطيلات مدرسه رفتند و ما روز ۱۹ فروردين براى دو روز و به نيت حاضر شدن سر مزار پدر و مادر سرهنگ سفر رفتيم. *** وقتى در خانه هستند كمك مى كنند جمعه ها هم حضورشان كم است. ناهار مى آيند. براى يك نصف روز هم در خانه نيستند، براى همين نمى گذارم در خانه كار كند، چون خيلى خسته است و بيشتر كنار بچه هاست ولى سالاد را خيلى خوب درست مى كند! *** تب و تاب نوروز در خانه شما اسماعيلى از كودكى عاشق ديدن شور و هيجان مردم هنگام خريد نوروزى است ولى سال هاست كه از اين مسئله محروم شده است. *** چه زمانى با ايشان در مورد مسائلى كه بايد تصميم گيرى كنيد، صحبت مى كنيد سعى مى كنم در طول روز با او در مورد مشكلات حرف نزنم تا جايى كه ممكن باشد خودم مسائل را حل مى كنم ولى گاهى او به عنوان پدر بايد تصميم گيرنده باشد. به همين علت نيمه شب گاهى با هم بيرون خانه قدم مى زنيم ، من با او مشورت مى كنم. *** بهترين هديه اى كه از سرهنگ اسماعيلى گرفته ايد اهل خريدن گل است. معمولاً برايم گل مريم مى خرد. *** مناسبت هاى خانوادگى را با اين همه مشغله از ياد نمى برد به هيچ عنوان، روز تولد من بود. ساعت پنج و نيم صبح برايم پيام تبريك فرستاده بود تا اولين كسى باشد كه تولدم را تبريك گفته است. *** بهترين سفرى كه رفته ايد چهار، پنج سال پيش رفتيم كربلا و مكه. *** بهترين خصوصيت رئيس پليس راه آرامش. عصبانى نمى شود، عصبانيت اش سكوت است. *** بهترين هديه اى كه در زندگى با او دريافت كرده ايد موفقيت هايش برايم خيلى شيرين است، تنهايى ها و سختى ها را با اين موفقيت ها فراموش مى كنم. دكترا كه قبول شد خيلى خوشحال شدم. *** و تنهايى هايتان نياز عاطفى را نمى شود منكر شد ولى من يا على گفته ام و نبايد به او فشار بياورم. گاهى كم مى آورم چون بايد جوابگوى همه باشم. من با او قرار گذاشته ام تا روزى كه در اين لباس هست به او كمك كنم. *** چند بار تا حالا جريمه شده ايد خيلى كم. سال قبل در جاده هراز به خاطر كاميون و ماشين هاى سنگين يك ساعت و نيم در ترافيك بودم ولى در يك لحظه به علت نداشتن ديد كافى براى سبقت، سبقت گرفتم كه جريمه شدم. *** آرزو در درجه اول آرزو مى كنم خانواده هايى كه شوهران شان شغلى مثل همسر من دارند، بتوانند با او همراهى كنند. مسئله بعد، مشكلات اقتصادى پليس راه است، آرزو مى كنم اين دغدغه ها پاك شود تا زنى اگر شوهرش را براى خدمت به مردم بدرقه مى كند، پس زمينه ذهنش مشكلات مالى نباشد. از مردم مى خواهم اگر خدماتى را از پليس گرفتند كه مؤثر بود، دعايشان را در حق فرزندان ما داشته باشند. آرزوى ديگرم هم اين است كه فرزندانى مؤثر به جامعه تحويل دهيم.
|
|
|
|
|
زمزمه
فقط يك هفته...
نيما روايى خدايا پزشكان مى گويند فقط يك هفته وقت دارم! براى زندگى، براى زنده ماندن، براى تجربه و لمس اين دنيا.مى گويند سرطان، مى گويند بدخيم، مى گويند... خيلى خطرناك، ولى من ايمان دارم اين تويى كه لحظه به لحظه بودنم را تضمين مى كنى. خودم را به تو مى سپارم. و اگر لحظه موعود نزديك است، از تو درخواست مى كنم. اول، آرامش راه ، آرامشى كه از جانب تو باشد مرا تا ابد كفايت مى كند. دوم، آرامشى صدچندان براى خانواده ام، تا درك كنند روحم براى هميشه با آنهاست و تركشان نمى كند. جسم ها فانى اند. سوم، دركى عميق تا تقديرى كه تو برايم رقم زدى را تأييد كنم. و چهارم، بى نيازى، آن چنان وسيع كه شوق ديدار تو و پر كشيدن از اين دنيا، بر تمام دغدغه هاى دنيوى ام غلبه كند. از شوق حضور در كنارت سرشارم كن و تنهايم نگذار. الآن بيش از هر زمان ديگرى به حمايت تو نياز دارم. به تو توكل مى كنم كه مهربان ترين مهربانان عالم هستى.
|
|
|
|
|
تازه ها
شام خوب، خواب خوش
سهيلا امينى خوردن شام در ساعت هاى اوليه شب به افراد كمك مى كند خواب راحت تر و هضم بهترى داشته باشند. اگر به خاطر زمان بندى كارى روزانه مجبوريد شام را ديرتر ميل كنيد، كدام يك از غذاها قابليت هضم راحت تر را براى خواب بهتر به همراه دارند تحقيقات كارشناسان ثابت كرده است فرآورده هاى شيرى، سالاد، ماهى و مرغ بهترين گزينه ها براى شام ديروقت است. از خوردن غذاهاى پرادويه و تند، پاستا، سس گوجه فرنگى و حبوبات پرهيز كرده و وعده غذايى آرام، سبك و مناسبى را براى شام هاى ديرهنگام در نظر بگيريد.
|
|
|
|