|
لائيك ها تركيه را به كدام سو مى برند
|
|
|
|
|
|
|
|
|
لائيك ها تركيه را به كدام سو مى برند
جمهورى ترس
|
|
|
لطفو اوزشاهين* / ترجمه : هرمز برادران رژيم هايى كه احزاب سياسى را منحل مى كنند عموماً سيستم هايى تماميت خواه يا اقتدارگرا هستند كه برانتخاب مردمى اتكايى ندارند و تركيه به سرعت در حال تبديل شدن به چنين رژيمى است. احزابى كه در تركيه از سياست منع شده اند عمدتاً شامل احزاب سياسى طيف ملى و اسلامگرايان هستند. حزب رهايى ملى (MSP)، حزب رفاه (RP) و حزب فضيلت (FP) براساس تصميمات قضايى تعطيل شدند. اين تصميمات را مى توان احكامى توصيف كرد كه برمبناى تفسيرات دوران شوروى از سكولاريسم در مستعمرات اتخاذ شده است. ترس، ترس، ترس... ترس ازملت، عقايد ملت، فرهنگ، سمبل ها، مفاهيم و معانى. كشورى كه از ملتش، مردمش، ارزش هاى تمدن و معنويات مى ترسد چگونه مى تواند به يك قدرت جهانى مبدل شود آيا در چنين كشورى احتمال صلح، عدالت، شكوفايى و آزادى بيشتر وجود دارد آيا در دنيا نمونه ديگرى از اين گونه هست آنگاه كه كودتاها و شبه كودتاها صورت مى گيرد و سرانجام احزاب تعطيل مى شوند، چه كسانى از اين اقدامات لطمه مى بينند البته كه اكثريت ضرر مى كنند، نه طبقات اوليگارشى و نخبگانى كه توده ها را به استثمار مى كشند. نتيجه چه خواهد بود رنج، اشك، قتل، خانواده هاى از هم گسيخته، فقر، مكافات و فرزندانى كه در دام مواد مخدر و فساد جنسى گرفتار مى آيند. مونتسكيو معمار اصل تفكيك قوا و مؤلف «روح القوانين» پس از اشاره به اين كه عقلانيت اساس جمهوريت است، خاطرنشان مى سازد كه اين جمهورى نمى تواند براساس ترس تشكيل شود بلكه براى از ميان بردن ترس هاى ملت به وجود مى آيد. آلكسى دو توكويل انديشمند سياسى مشهور، عنوان مى كند كه روانشناسى ترس در يك جمهورى به استبداد منتهى مى شود. جمهورى هايى كه ترس مى آفرينند به اعمال زور عليه مردم تكيه مى كنند زيرا در غير اين صورت مشروعيت خود را ازدست مى دهند. بنابراين، حقوق شهروندانشان را محدود كرده و اصول حاكميت قانون را كنار مى گذارند. بنيان جمهورى عبارت است از تسلط اراده و انتخاب مردمى. در يك رژيم دموكراتيك جمهوريخواه واقعى، هيچ نهاد مشروطه اى قدرتى بالاتر از اراده مردم و پارلمان ندارد. بنا به همين دليل، جمهورى بايد به جلوه معنويات مردمى و ارزش هاى تاريخى و فرهنگى آنها مجهز باشد. جمهورى هايى كه در اين زمينه ناكام مى مانند، براى حفظ نظم به روانشناسى ترس متوسل مى شوند كه اين امر در طولانى مدت به تهديدى بزرگتر عليه خودش تبديل مى شود. به عبارت ديگر، تهديد واقعى عليه جمهورى، تبديل آن به رژيمى اقتدارگرا به رهبرى طبقات نخبه و تماميت خواه است. تهديد و خطر واقعى عليه جمهورى، پرورش ايدئولوژى كودتا و راهبرد تنش عليه اراده و انتخاب مردمى است. فقدان مركزيت سياسى اگر اراده مردمى كانون رژيم جمهوريخواه را شكل دهد جمهورى قادر خواهد بود كه با ترس هاى داخلى مقابله كند. اگر در درون جمهورى هميشه و در همه حال ترس ايجاد شود و نهادهاى مختص ايجاد اين ترس در چنين محيطى سلطه بر پارلمان را حفظ كنند هرگز يك كانون سياسى واقعى به وجود نمى آيد و آنچه حاكم مى شود، به گفته ادوارد شيلز، يك كانون سياسى مجازى است. كانون هاى سياسى كه بر انتخاب هاى مردمى مبتنى نيستند غيرممكن است كه به عنوان كانون هاى سياسى واقعى عمل كنند. به عبارت ديگر، همان گونه كه ژان بودريار گفته، هر مركز سياسى كه بر اراده مردم مبتنى نباشد چيزى جز تظاهر نيست. از آنجا كه در تركيه كانون سياسى واقعى وجود ندارد ترس هاى پايدارى درباره مثلاً لغو ممنوعيت حجاب به وجود مى آيد و گروه هاى شبه نظامى مى كوشند از طريق اين ترس هاى مجازى سلطه خود را حفظ كنند. آنچه سبب ساز ترس واقعى است نگرانى اين گروه ها از احتمال از دست دادن جايگاه، منافع و سلطه شان در صورت همگرايى ميان جمهورى و مردم است. نتيجه گيرى صادقانه آن كه با توجه به دلايل پيش گفته درباره تعطيلى احزاب نظم ملى (MNP)، MSP، RP، FP و اخيراً حزب عدالت و توسعه (AK) شرايط موجود به نفع جمهورى ارتشيان، نخبگان و بوروكرات هاى بلندپايه اى است كه خواست و ميل مردم را ناديده مى گيرند. در اين ميان نبايد عدالت و توسعه را نقد كرد. مى توان از اين حزب انتقاد كرد و در هر حال نقد آن روا است چرا كه برخى از سياست هاى آن جاى نقد دارد اما آيا مى توان عدالت و توسعه را از قدرت كنار زد البته كه مى توان، اما نه از طريق ابزارهاى قضايى. مى توان آن را از طريق صندوق هاى رأى از قدرت كنار زد. آنهايى كه به واسطه انتخابات به قدرت مى رسند به همين شيوه نيز كنار مى روند. آيا نمى توان اعضاى اين حزب را محاكمه كرد البته كه مى توان. اگر يكى از اعضاى آن مرتكب جرمى شود پس از طى مراحل مربوطه در دادگاه صالحه محاكمه مى شود. اگر پس از آن مجرم شناخته شوند مانند شهروندان عادى محكوم و محاكمه مى شوند. اين نحوه عملكرد يك دموكراسى ايده آل است. كوشش براى تعطيلى احزاب سياسى چيزى جز تلاش براى حفظ سلطه بر اراده و انتخاب مردم نيست. چنين حركت هاى غيردموكراتيكى به منظور تلاش براى حفظ كانون مجازى صورت مى گيرد. اقدامى كه امروز براى انحلال عدالت و توسعه صورت مى گيرد دفاع از لائيسيته نيست. اين جنگ و جدالى براى قدرت است. اين تلاشى به منظور حفظ كانون مجازى براى هميشه است. به عبارت ديگر اين جنگى است براى روشن سازى اين نكته كه حاكميت از آن مردم و ملت است يا از آن گروه هاى نخبه اى كه در قبال ملت احساس مسئوليت نمى كنند. متأسفانه، نهادهاى خاصى كه خود را نقد ناپذير مى دانند و بر گفتمان دفاع از لائيسيته و حاكميت قانون تكيه مى كنند هنوز ايدئولوژى كودتا در تركيه را زنده نگه داشته اند. اكنون مجال خوبى براى حاميان نظم عادلانه و جامعه باز به وجود آمده است تا قوياً بر آزادى، حقوق، عدالت، حاكميت قانون و دموكراسى تأكيد كرده و به بى عدالتى كنونى پايان دهند. *استاد فلسفه سياسى دانشگاههاى تركيه
|
|
|
|
|
سايه بحران زيمبابوه بر آينده آفريقا
بخش دوم و پايانى ناظران سياسى سه فرض احتمالى رابراى آينده سياسى زيمبابوه پيش بينى كرده اند : اقدام و مداخله نظامى: درصورتى كه موج روبه افزايش تنش ها و درگيرى هاى سياسى به زودى خاتمه نپذيرد، به احتمال زياد جامعه بين الملل (امريكا و قدرت هاى متحد با امريكا) تصميم جديدى را براى مداخله نظامى برون مرزى بگيرند كه البته اين روش به بهانه اقدامات بشردوستانه خواهد بود. در چنين حالتى سازمان هايى چون سارك، اتحاديه آفريقا و سازمان ملل موضوع اقدام نظامى را تقبيح كرده ليكن نمى توانند آن را متوقف سازند. اولين سناريو درواقع بسيار ناميمون خواهد بود. درواقع طراحان روش مداخله نظامى « دموكراسى دستورى» را براى نتيجه گيرى به دنبال مى آورند . حال نتيجه اين نوع دموكراسى چه باشد معلوم نيست. دوردوم انتخابات: الف- دوردوم انتخابات را دولت روز ۲۷ ژوئن اعلام كرده است.چنانچه تنش هاى حزبى فعلى غالب بر جو سياسى جامعه باشد،به احتمال زياد حزب MDC دردوردوم انتخابات شركت نخواهد كرد. در اين راستا حزب فوق خواهان برگزارى انتخاباتى آزاد و آرام و به دور از هرگونه تنش خواهد بود. بنابراين حزب MDC درصدد خواهد بود تا نه تنها شرايط داخلى را براى انتخابات آزاد وآرام آماده ببيند بلكه ورود ناظران انتخاباتى را از سازمان ملل و ديگر كشورها براى دوردوم داشته باشد و اينكه اين ضمانت را در دست داشته باشد كه نامزدشكست خورده ديگر تقاضاى دوربعدى انتخابات را ننمايد. ب- ازيك سو، اگر موگابه پيروزگردد، با مشكل مقاومت غرب مواجه مى شود كه البته شرايط سياسى واقتصادى خاص خود را به همراه خواهد داشت. در اين صورت موگابه با استفاده از قواى امنيتى درصدد حفظ قدرت خواهدبود و نهايت اينكه شرايط جامعه از وضع كنونى بدتر مى شود. ج- از طرف ديگر، اگر تسوانگيراى پيروز شود، حداقل همانند حال حاضر با مخالفت هاى حكومتى مواجه مى گردد هر چند حمايت بيشتر طرفداران راهم داشته باشد. البته اين پديده اى است كه غرب و امريكا هم از گسترش آن نه تنها در زيمبابوه بلكه در تمام قاره آفريقا راضى و خشنودند. دولت وحدت ملى (عدم برگزارى دور دوم انتخابات ): الف- اگر تسوانگيراى به زيمبابوه مراجعت نكند نيازى به برگزارى دوردوم نخواهد بودورئيس جمهورفعلى با اعلام پيروزى درانتخابات دولت خودراتشكيل مى دهد. در اين صورت نيز او با چالشى از داخل وخارج درخصوص مشروعيت قدرت روبه رو مى گردد.(البته با مراجعت رهبرمخالفان تحقق اين بند عملى نيست) ب- برفرض كه احزاب دولت وحدت ملى را قبول نمايند بازنيازى به دور دوم نمى باشد و البته اين دولت نيز مشكلات خاص را باخود به همراه خواهد داشت. شايد تشكيل دولت وحدت ملى راه حلى واقعى درشرايط حاضرباشد تنها در صورتى موفق خواهد بود كه نامزدهاى خاصى براى آن مطرح باشند. در اين مرحله حزب مخالف دوباره نداى رياست دولت وحدت ملى را سرخواهد داد چرا كه ادعا دارد دردوراول رأى بالاترى را آورده است.امريكا وانگليس اين فرض را تأييد كرده واز آن حمايت خواهند نمود.ودراين فرض رياست حزب زانو - پى اف براين دولت به دلايل روشن مورد قبول واقع نمى شود. ج- اساساً، مقوله دولت وحدت ملى آن هم در آفريقا از اقبال بالايى برخوردار است. پديده اى كه در كشور كنيا پاسخگوى بحران سياسى اخيربود. اوضاع درجامعه زيمبابوه بسيار پيچيده شده و پيداكردن راه حل ديپلماتيك جدى كه قابل پذيرش هردوحزب باشد بسيارحياتى است.ازجانب ديگر، زيمبابوه كنونى صحنه بازى قدرتمداران خواهد ماند و نمى توان ثبات وضعيت خاص سياسى را برايش پيش بينى نمود.
|
|
|
|
|
شكوه مساجد، افول نقش كليسا
|
|
|
دى ولت / ترجمه : شيرين كسرائى مساجد نو و با شكوه در آلمان از اعتماد به نفس فوق العاده مسلمانان در اين كشور حكايت مى كند. اين در حالى است كه كليساها در مقايسه با مساجد هرروز خالى تر مى شوند. با اين كه مسيحيت در سرتاسر جهان حضور دارد ولى كاهش تدريجى نفوذ آن يك مسئله جدى شده است. اكنون اين سؤال مطرح است كه چه عواملى در جامعه آلمان موجب اين تغيير در موقعيت كليسا شده است هم اكنون در شهرهاى آلمان مخالفت با كليسا واعتقادات مسيحيت به دلايل متعدد ديده مى شود. اسلام طرفداران سرسختى دارد واين امر باعث ضعف جامعه مسيحى شده است. نشانه بارز قدرت و خودباورى اسلام وجود مساجد متعدد در سراسر آلمان است . از مدتها پيش كشمكش بر سر ساختن مساجد نو و همچنين مسئله مهاجرت مطرح شده است. اكنون در آلمان ساختمان هاى زيادى وجود دارد كه نا امنى فرهنگى بوجود مى آورد و شهرها و مناطق را دچار دگرگونى و تغيير هويت مى كند. اعتماد به نفس اكثر جوامع مسيحى در حال افول است زيرا پايه هاى معنوى آنها به شدت آسيب ديده است و كليساها قدرت رقابت را از دست داده اند. در حال حاضر مؤسسه فرهنگ شناسى در شهر اسن آلمان مسئله نزاع برسر ساختن مساجد را به عنوان مهمترين موضوع كنگره قرار داده و بر نقش ويژه معمارى به عنوان شكل دهنده آزادى مذهبى تأكيد مى كند . اين امر مسئله كوچكى نيست كه از مناره و گنبد به عنوان يك سمبل ياد شود و مى توان گفت در مقابل اين وضع دنياى مسيحى سمبل هاى جهانى خود را از دست داده است . يك عامل اين مسئله اين است كه كليسا هويت و صلابت روحى خود را از دست داده است. مدتها پيش كليسا ها براى جهانى شدن هرچه بيشتر و براى هماهنگ كردن جامعه ساخته شدند و عبادتگاه ها به اماكنى بلا استفاده تبديل شدند. مسيحيت در سرتاسر جهان حضور دارد و طرفداران آن در جهان امروزين پراكنده اند اما اكنون مسيحيت با مسائل بى اهميتى مواجه شده است. اخيراً درگيرى در كليساى بزرگ كلن آلمان رخ داد، برخى از ناظران آلمانى مدعى هستند كه توسعه نفوذ مسلمانان فرهنگ كليسا را به چالش كشيده است. جريان رويارويى ميان مسلمانان و مسيحيان در آلمان صد سال است كه به انحاى مختلف ديده مى شود. جريان هاى متعصب مسيحى مى گويند براى مقابله با اين جريان بايد بحث مساجد جدى تر گرفته شود تا جادوى مخالفان كليسا نقش بر آب شود و كليساها جاى مساجد را بگيرند . اما آيا اين تجويز ها راهگشا است آنها مى گويند بايد در كليساها كتابخانه و مراكز آموزشى براى ارتقاى سطح فكرى مسيحيان ايجاد شود و معماران مدرن ترين سبك را براى زيباتر كردن كليساها به كار گيرند . در يك اقدام مقابله به مثل در شهر كلن آلمان در كنار مسجد مركزى شهر با دوهزار عضو، بزرگترين كليساى آلمان بنا گرديد. بناى ديگرى به عنوان كليسا ساخته شد تا جاى اتحاديه اسلامى ترك را بگيرد كه اين اتحاديه در سال ۲۰۰۵ ، ۸۷۰ عضو داشت. يكى از معماران آلمانى به نام پل بن كه تغيير بناى مسجد شهر كلن را به عهده دارد ، در اثر فشار محافل مسيحى و نزاع بر سر ساخت مساجد در آلمان خبر از انصراف خود داد و گفت مى خواهد در آرامش فرهنگ كشورش نقش داشته باشد . مسئله ديگرى كه در مساجد وجود دارد و به رؤياى اسلام اروپايى تبديل شده است اين است كه مسلمانان همچنان هنجارهاى مذهبى خويش را حفظ كرده اند . آنها در مراسم مذهبى اختلاط زنان و مردان مسلمان را كنار گذاشته اند و جايگاه دعا كردن زنان و مردان ازهم تفكيك شده است. نتايج يك نظرسنجى كه اخيراً در آلمان منتشر شده نشان مى دهد كه ۵۸درصد مردم آلمان به ساختن مساجد بيشتر رأى مثبت داده اند .
|
|
|
|