يكشنبه ۹ تير ۱۳۸۷ - ۲۵ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Sun, Jun 29, 2008
سياست
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصاد
بين الملل
تاريخ
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
اجتماعى
نگاه
حوادث ششم و هفتم تير از نگاه سخنگوى جامعه روحانيت مبارز
نگاه
حادثه هفتم تير، محصول تفكر التقاطى
محمدحسن رحمانى
با پيروزى انقلاب اسلامى، ملت ايران در دو جبهه همواره با دشمن در ستيز بود. در يك جبهه با دشمنانى آشكار و تابلودارى مواجه بود كه براى عدم شكل گيرى جمهورى اسلامى كمر همت بسته و از هيچ كوششى فروگذار نمى كردند و در جبهه ديگر با مجريان نفاقى روبه رو بود كه از لحاظ ماهيت كاملاً اهداف دشمنان را دنبال مى كردند، ولى به ظاهر چهره متفاوت با دشمن را از خود بروز مى دادند. مبارزه با دشمنان آشكارى كه تيغ از نيام كشيده و طراحتاً بحث براندازى نظام نوپاى جمهورى اسلامى را مطرح مى كردند. شايد به نظر سخت مى رسيد ولى با توجه به تفكرى كه انقلاب اسلامى به ارمغان آورده بود و همچنين انديشه مبارزه جويى حضرت امام(ره) اين اقدامات منافقين در سال هاى اوليه انقلاب دور از انتظار نبود. چالش براى انقلاب خمينى كبير(ره) از زمانى آغاز شد كه مجريان نفاق پا به ميدان گذاشته و با نقاب هاى فريبنده درصدد ضربه به جان و انديشه هاى انقلاب اسلامى و نظام نوپاى او برآمد. دشمنى كه ريشه اقدامات خصمانه آنها به تاريخ هزاران ساله بازمى گردد و مصاديق بى شمارى را در كارنامه خود دارد، همچون گذشته اين بار نيز مشكلاتى را براى انقلابى كه آمده بود تا بنيان هاى غلط براندازد، ايجاد كرد. رفتار اين عده آنچنان قبيح و شناخته شده است كه اميرالمؤمنين على(ع) خطبه اى را در نهج البلاغه به آنها اختصاص داده و در بيان سيماى منافقان مى فرمايند: «اين بندگان خدا! شما را به ترس از خدا سفارش مى كنم و شما را از منافقان مى ترسانم زيرا آنها گمراه كننده اند، خطاكار و خطاكارى تشويق كننده اند، به رنگ هاى گوناگون ظاهر مى شوند، از ترفندهاى گوناگون استفاده مى كنند، براى شكستن شما از هر پناهگاهى استفاده مى كنند و در هر كمينگاهى به شكار شما مى نشينند، قلب هايشان بيمار و ظاهرشان آراسته است. در پنهانى راه مى روند و از بيراهه ها حركت مى كنند. وصف شان دارو و گفتارشان درمان اما كردارشان دردى است بى درمان، بر رفاه و آسايش مردم حسد مى ورزند و بر بلا و گرفتارى مردم مى افزايند و اميدواران را نااميد مى كنند. آنها در هر راهى كشته اى و در هر دلى راهى و بر هر اندوهى اشك ها مى ريزند، مدح و ستايش را به يكديگر قرض مى دهند و انتظار پاداش مى كشند، اگر چيزى را بخواهند اصرار مى كنند و اگر ملامت شوند، پرده درى مى كنند و اگر داورى كنند اسراف مى ورزند. آنها برابر هر حقى باطلى و برابر هر دليلى شبهه اى و براى هر زنده اى قاتلى و براى هر درى كليدى و براى هر شبى چراغى تهيه كرده اند. با اظهار يأس مى خواهند به مطامع خويش برسند و بازار خود را گرم سازند و كالاى خود را بفروشند، سخن مى گويند اما به اشتباه و ترديد مى اندازند. وصف مى كنند اما فريب مى دهند، در آغاز، راه را آسان و سپس در تنگناها به بن بست مى كشانند. آنها ياوران شيطان و زبانه هاى آتش جهنم مى باشند.» (خطبه ۱۹۴)
اگر از همين منظرى كه اميرالمؤمنين على(ع) به منافقين داشته است، به اقدامات و رفتارهاى اين گروهك منحرف توجه داشته باشيم، درخواهيم يافت كه اين گروه نه تنها مانعى اساسى براى تحقق حكومت اسلامى درصدر اسلام بويژه در عصر اميرالمؤمنين على(ع) بوده اند، بلكه در مقطع انقلاب اسلامى نيز بيشترين مخاطرات را متوجه انقلاب از ابتداى تأسيس تاكنون كرده اند. يكى از اقدامات خصمانه و آشكار اين گروهك كه در سال هاى اوليه انقلاب شاهد آن بوديم، ترور فيزيكى و شخصيتى شخصيت هاى سياسى ودينى انقلاب اسلامى بوده است. اين جريان با اين برداشت باطل كه مى تواند با اتخاذ شيوه هاى قهرآميز و شهادت طراحان فكرى نظام جديد سياسى ايران خلأهاى جدى در اركان اسلامى و حساس حكومت نوپاى ايران به وجود آورد، ترور را از همان روزهاى اوليه انقلاب اسلامى در دستور كار خود قرار داد. اولين ترور پس از پيروزى انقلاب اسلامى در تاريخ سوم ارديبهشت ۱۳۵۸ انجام شد و سپهبد قرنى (رئيس ستاد مشترك ارتش) در يك اقدام ناجوانمردانه به شهادت رسيد. سپس استاد مطهرى اولين رئيس شوراى انقلاب توسط گروهك فرقان كه شاخه اى اعتقادى از جريان نفاق محسوب مى شود، ۹ روز پس از شهادت سپهبد قرنى به شهادت رسيد. خط ترور كه كارآمدترين شيوه براى جريان نفاق جهت انحراف انقلاب اسلامى از مسير اصلى خود در آن مقطع به حساب مى آمد، با ترور شهداى محراب، ۷۲ تن از ياران حضرت امام (ره) و انقلاب در هفتم تير۱۳۶۰ و تكميل اين علقه در هشتم شهريور همان سال با شهادت رئيس جمهور (شهيد رجايى ) و باهنر(نخست وزير) صورت گرفت. اين حركت هاى تروريستى و معنادار كه بلافاصله با فرار بنى صدر و رجوى سردمداران جريان نفاق در سال هاى اول انقلاب شكل گرفته بود، توانست ماهيت و پشت پرده حركت منافقين را با همان ويژگى كه اميرالمؤمنين على (ع) بيان فرموده بودند ، آشكار سازد. رد پاى اين جريان را در سال هاى بعد بويژه در دوران اصلاحات در اشكال مختلف و با تغيير مشى و رويكرد شاهد بوديم.
حوادثى همچون حضور جريان ملى - مذهبى در جمع دانشجويان در كوى دانشگاه كه منجر به آن حوادث ناگوار گرديد، يا تحصن نمايندگان مجلس ششم براى ايجاد چالش براى نظام و بسيارى ديگر از اقدامات اينچنينى را مى توان ناشى از فعاليت خط نفاق در جامعه ايران دانست. با اين تفاوت كه اقدامات منافقين در سال هاى اوليه انقلاب به صورت فيزيكى و رفتارهاى تروريستى بود و امروز در قالب هاى جديد سياسى، فرهنگى و اقتصادى دنبال مى شود. جريانى كه مى توان بر آن عنوان «نفاق جديد» را اطلاق كرد و رفتارهاى آنها را با توجه به اين رويكرد مورد مطالعه قرار داد.
حوادث ششم و هفتم تير از نگاه سخنگوى جامعه روحانيت مبارز
صف آرايى جريان نفاق در برابر خط امام (ره)
374676.jpg
زهرا محمد زاده ‎/ بخش دوم و پايانى
با حجت الاسلام احمد سالك، سخنگوى جامعه روحانيت مبارز به مرور حوادث ششم و هفتم تيرماه سال ۶۰ پرداختيم كه بخش نخست آن ديروز از نظرگرامى تان گذشت، امروز بخش پايانى اين گفت و گو را از نظر مى گذرانيد.
* تأثير حادثه ۷ تير در استمرار حركت انقلاب را چگونه ارزيابى مى كنيد
اولاً: اين حوادث موجب رشد بيدارى و هوشيارى مردم شريف ما مى شود و پافشارى آنها بر حفظ و نگهدارى انقلاب و دستاوردهاى آن بيشتر مى شود و مردم و امت اسلامى را آگاهتر و مقاومتر مى نمايد.
ثانياً: دشمنان اسلام و انقلاب اسلامى با محوريت امريكا و رژيم صهيونيستى در جهان، روز به روز منفورتر مى شوند و آنها در شرف فروپاشى درونى هستند و اما در مقابل، اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله و حكومت اسلامى در جهان با سرعت رو به گسترش و رشد مواجه مى باشد.
ثالثاً: همين بيدارى سبب خودباورى و رشد استعدادها و شكوفايى و خلاقيت نسل هاى بعدى شده و ارتقاى دينى و علمى و فناورى ملت و امت ايران را به دنبال داشته است، همانند انرژى هسته اى، صنايع هوافضا، نانوتكنولوژى.
رابعاً: اين خودباورى و پويايى موجب خوش بينى به آينده در تداوم انقلاب اسلامى گرديده كه حاصلى چون تدوين سند چشم انداز بيست ساله را دارد.
* كدام جريان فكرى و سياسى در سال هاى اوليه انقلاب درصدد تخريب چهره نورانى و تأثيرگذار شهيد بهشتى بودند و نقش بنى صدر و جريان منتسب به او در اين اقدامات تروريستى تا چه ميزان بود
اولاً: شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتى يكى از بزرگترين تئوريسين هاى اسلام ناب محمدى صلوات الله عليه و آله بودند كه با تعريف حضرت امام خمينى رحمت الله عليه كه راجع به ايشان فرمودند (بهشتى به تنهايى يك ملت بود) شخصيت بزرگوار ايشان براى مردم ما و جهان اسلام شناخته شده بود.
ثانياً: تمامى جريانات سياسى ضد انقلاب اسلامى از جمله جريان نفاق، التقاط، طرفداران بنى صدر در يك صف واحد و منسجم عليه روحانيت بويژه شهيد مظلوم دكتر بهشتى صف آرايى كردند و با تهمت هايى همانند اين كه ايشان انحصارطلب است، سرمايه دار و طرفدار سرمايه دارى است و شعارهاى مختلف ابتدا اين شهيد بزرگوار را ترور شخصيت كردند و آنگاه كه در مقابل صلابت ايشان سردرگم ماندند، با نفوذ عنصر منافقين در حادثه ۷ تير سال ۶۰ ايشان را با ۷۲ تن از ياران باوفايش به شهادت رساندند.
ثالثاً: پس از شهادت اين عزيز و يارانش در حزب جمهورى اسلامى، فريب خوردگان از خواب غفلت بيدار شدند، ولى اين بيدارى بسيار دير بود.
رابعاً: نقش بنى صدر در اين جريان نقش محورى بود؛ چرا كه وى مخالف سرسخت مرحوم شهيد مظلوم بهشتى بود.
* بر كسى پوشيده نيست كه يكى از آسيب هاى جدى در حركت انقلاب اسلامى تاكنون جريان التقاط بوده است و اين جريان را نمى توان مختص سال هاى اوليه انقلاب فرض كرد. امروز هم به نظر مى رسد جريانى در كشور شكل گرفته كه هرچند ريشه آن التقاطى است، ولى مى توان به آن عنوان «نفاق جديد» را اطلاق كرد. اين جريان داراى چه ويژگى هايى است و نسل جوان ما چگونه و با چه پارامترهايى مى تواند اين جريان را بشناسد
نفاق مدرن و يا نفاق جديد از حيث انديشه و تفكر عين تفكرات ليبراليستى و ماركسيستى است، البته با پوشش اسلام. ويژگى هاى اين جريان عبارتند از: ۱- فاصله گرفتن آنها (نفاق جديد) از مبانى اسلام ناب محمدى (ص) يعنى دورى از قرآن و معصومين عليه السلام و عدم تعميق در معارف دينى و سياسى و حكومتى.
۲- در جلسات خصوصى با استفاده از انگيزه مذهبى جوانان را توجيه و اسلام و قرآن را با انديشه هاى غربى و آموزه هاى آن تفسير مى كردند.
۳- شيطان زدگى جريان نفاق مدرن، به گونه اى است كه نبض فكرى و سياسى آنها با ضربان قلب امريكا مى تپد. يعنى مستقيم يا غيرمستقيم تحت فرماندهى غرب عمل مى كنند به طورى كه بوش از آنها دفاع و تعريف نموده است.
۴- نه تنها از محور حاكميت دينى يعنى مقام معظم ولايت فاصله گرفته اند و به نقد انديشه هاى بلند الهى و اسلامى و انسانى حضرت امام خمينى رحمت الله عليه و حضرت آيت الله العظمى خامنه اى حفظه الله مى پردازند و آن انديشه هاى تابناك را زير سؤال مى برند بلكه با اصل اسلام به مخالفت برخاسته اند و اظهار مى دارند اسلام براى ۱۴ قرن قبل مفيد بود و امروز به بهانه اى ضرورت اداره جامعه و كشور با علم و پيشرفت تكنولوژى فقط در انحراف افكار عمومى با طرح واژگان سياسى و تعاريف غربى از آن جمله (آزادى، دموكراسى، حقوق بشر و...) سعى در جدايى حكومت از اسلام و ولايت يا همان سكولاريسم يعنى جدايى دين از سياست مى كنند. اما همين افرادى كه (نفاق جديد) ادعاى اداره كشور را با تكيه صرف به تكنولوژى دارند، در مقوله انرژى هسته اى همصداى غرب و دشمن مى شوند و مى گويند (ما چون نفت و گاز فراوان در كشور داريم انرژى هسته اى نمى خواهيم) و يا مكرر اظهار مى كنند كه حل مشكلات كشور تنها با سازش با غرب و امريكا عملى است.
۵- بزرگنمايى نقاط ضعف و سياه نمايى و ناديده گرفتن عملكرد و زحمات مديران و مسئولان و مردم مخلص انقلاب اسلامى در طول ۳۰ سال و اعلام ناكارآمدى نظام مقدس از جمله ظلم ها و جفاهايى است كه به اين انقلاب مى نمايند، روش القاى يأس همان روش شيطان است و اين تفكر برخلاف بينش و تفكراتى است كه مقام معظم رهبرى بر آن تأكيد دارند.
۶- هماهنگى و همسويى (نفاق جديد) با اپوزيسيون خارج از كشور و تلويزيون هاى لس آنجلسى و امثالهم و همچنين هماهنگى با سران قوميت ها و منافقين داخل كشور.
اما پارامترها ۱- پارامتر اصلى در مقابل دشمن پس از دشمن شناسى، دوست شناسى است، اين همان روشى است كه خداوند متعال در قرآن كريم مكرر بيان نموده است ۲- در مبارزه با القاى تحقير و يأس، خودباورى، يقين و اميد به آينده روشن است ۳- هدفمندى و برنامه ريزى و حركت در راستاى هدايت هاى رهبرى است ۴- عدم الگوپذيرى از دشمن در مقوله هاى مختلف شخصى، اجتماعى و حكومتى و ايجاد الگوهاى صحيح همانند شهدا.
* اگر خاطره اى از حادثه ششم و هفتم تير داريد كه يادآورى و بازخوانى آن مى تواند در روشنگرى نسل جديد تأثيرگذار باشد، بيان فرماييد.
يك شبى در ضمن يك هفته ملاقات حضورى پيرامون مسائل كشور با شهيد مظلوم بهشتى، به ايشان عرض كردم شما در مقابل اين همه شايعه و تهمت از خودتان دفاع كنيد، ايشان فرمودند، اِنَّ اللهَ يُدافِعُ عَن ِ الَّذينَ آمَنُوا. «خداوند بزرگ دفاع از مؤمن مى كند، من كيستم » اين جمله قرآنى را با لب هاى خندان و چهره اى گشاده فرمودند.
خاطره اى ديگر: يك زمانى مرحوم شهيد مظلوم آيت الله بهشتى كه رياست ديوان عالى كشور را داشتند به اصفهان دعوت كرديم، ايشان پذيرفتند و به اصفهان آمدند. پس از اين كه در خدمت اين بزرگوار در سطح شهر اصفهان گشتى زديم و من ناهنجارى ها را به ايشان نشان دادم، پس از جلسه با مسئولان لشكرى و كشورى در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى اصفهان، در محل فعلى جانبازان با حضور مردم براى سخنرانى تشريف آوردند. در حالى كه ايستاده بودند و سخنرانى مى فرمودند، شخصى كه معروف به بوق تبليغات يك جناح ضد ولايت بود و فرمايشات ايشان را قطع كرد و گفت (آقاى بهشتى شما كه سرمايه دار وابسته به امريكا يا اسرائيل هستيد) كه مردم حزب اللهى برآشفتند و اگر آقاى بهشتى مانع نمى شدند حتماً اين شخص از بين مى رفت، اما مرحوم بهشتى با صلابت و در عين حال مظلوميت فرمودند (ايشان را همه مى شناسيد، ايشان به من توهين كرد، من هم ايشان را به خدا بخشيدم) آقايان سر جايشان بنشينند.
از اين اقدام شهيد بهشتى درس صبر، مقاومت، كار براى خدا، توكل به او، پيروز بيرون آمدن از امتحان الهى، دانايى و... مى آموزيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |