|
حوادث ششم و هفتم تير از نگاه سخنگوى جامعه روحانيت مبارز
صف آرايى جريان نفاق در برابر خط امام (ره)
|
|
|
زهرا محمد زاده / بخش دوم و پايانى با حجت الاسلام احمد سالك، سخنگوى جامعه روحانيت مبارز به مرور حوادث ششم و هفتم تيرماه سال ۶۰ پرداختيم كه بخش نخست آن ديروز از نظرگرامى تان گذشت، امروز بخش پايانى اين گفت و گو را از نظر مى گذرانيد. * تأثير حادثه ۷ تير در استمرار حركت انقلاب را چگونه ارزيابى مى كنيد اولاً: اين حوادث موجب رشد بيدارى و هوشيارى مردم شريف ما مى شود و پافشارى آنها بر حفظ و نگهدارى انقلاب و دستاوردهاى آن بيشتر مى شود و مردم و امت اسلامى را آگاهتر و مقاومتر مى نمايد. ثانياً: دشمنان اسلام و انقلاب اسلامى با محوريت امريكا و رژيم صهيونيستى در جهان، روز به روز منفورتر مى شوند و آنها در شرف فروپاشى درونى هستند و اما در مقابل، اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله و حكومت اسلامى در جهان با سرعت رو به گسترش و رشد مواجه مى باشد. ثالثاً: همين بيدارى سبب خودباورى و رشد استعدادها و شكوفايى و خلاقيت نسل هاى بعدى شده و ارتقاى دينى و علمى و فناورى ملت و امت ايران را به دنبال داشته است، همانند انرژى هسته اى، صنايع هوافضا، نانوتكنولوژى. رابعاً: اين خودباورى و پويايى موجب خوش بينى به آينده در تداوم انقلاب اسلامى گرديده كه حاصلى چون تدوين سند چشم انداز بيست ساله را دارد. * كدام جريان فكرى و سياسى در سال هاى اوليه انقلاب درصدد تخريب چهره نورانى و تأثيرگذار شهيد بهشتى بودند و نقش بنى صدر و جريان منتسب به او در اين اقدامات تروريستى تا چه ميزان بود اولاً: شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتى يكى از بزرگترين تئوريسين هاى اسلام ناب محمدى صلوات الله عليه و آله بودند كه با تعريف حضرت امام خمينى رحمت الله عليه كه راجع به ايشان فرمودند (بهشتى به تنهايى يك ملت بود) شخصيت بزرگوار ايشان براى مردم ما و جهان اسلام شناخته شده بود. ثانياً: تمامى جريانات سياسى ضد انقلاب اسلامى از جمله جريان نفاق، التقاط، طرفداران بنى صدر در يك صف واحد و منسجم عليه روحانيت بويژه شهيد مظلوم دكتر بهشتى صف آرايى كردند و با تهمت هايى همانند اين كه ايشان انحصارطلب است، سرمايه دار و طرفدار سرمايه دارى است و شعارهاى مختلف ابتدا اين شهيد بزرگوار را ترور شخصيت كردند و آنگاه كه در مقابل صلابت ايشان سردرگم ماندند، با نفوذ عنصر منافقين در حادثه ۷ تير سال ۶۰ ايشان را با ۷۲ تن از ياران باوفايش به شهادت رساندند. ثالثاً: پس از شهادت اين عزيز و يارانش در حزب جمهورى اسلامى، فريب خوردگان از خواب غفلت بيدار شدند، ولى اين بيدارى بسيار دير بود. رابعاً: نقش بنى صدر در اين جريان نقش محورى بود؛ چرا كه وى مخالف سرسخت مرحوم شهيد مظلوم بهشتى بود. * بر كسى پوشيده نيست كه يكى از آسيب هاى جدى در حركت انقلاب اسلامى تاكنون جريان التقاط بوده است و اين جريان را نمى توان مختص سال هاى اوليه انقلاب فرض كرد. امروز هم به نظر مى رسد جريانى در كشور شكل گرفته كه هرچند ريشه آن التقاطى است، ولى مى توان به آن عنوان «نفاق جديد» را اطلاق كرد. اين جريان داراى چه ويژگى هايى است و نسل جوان ما چگونه و با چه پارامترهايى مى تواند اين جريان را بشناسد نفاق مدرن و يا نفاق جديد از حيث انديشه و تفكر عين تفكرات ليبراليستى و ماركسيستى است، البته با پوشش اسلام. ويژگى هاى اين جريان عبارتند از: ۱- فاصله گرفتن آنها (نفاق جديد) از مبانى اسلام ناب محمدى (ص) يعنى دورى از قرآن و معصومين عليه السلام و عدم تعميق در معارف دينى و سياسى و حكومتى. ۲- در جلسات خصوصى با استفاده از انگيزه مذهبى جوانان را توجيه و اسلام و قرآن را با انديشه هاى غربى و آموزه هاى آن تفسير مى كردند. ۳- شيطان زدگى جريان نفاق مدرن، به گونه اى است كه نبض فكرى و سياسى آنها با ضربان قلب امريكا مى تپد. يعنى مستقيم يا غيرمستقيم تحت فرماندهى غرب عمل مى كنند به طورى كه بوش از آنها دفاع و تعريف نموده است. ۴- نه تنها از محور حاكميت دينى يعنى مقام معظم ولايت فاصله گرفته اند و به نقد انديشه هاى بلند الهى و اسلامى و انسانى حضرت امام خمينى رحمت الله عليه و حضرت آيت الله العظمى خامنه اى حفظه الله مى پردازند و آن انديشه هاى تابناك را زير سؤال مى برند بلكه با اصل اسلام به مخالفت برخاسته اند و اظهار مى دارند اسلام براى ۱۴ قرن قبل مفيد بود و امروز به بهانه اى ضرورت اداره جامعه و كشور با علم و پيشرفت تكنولوژى فقط در انحراف افكار عمومى با طرح واژگان سياسى و تعاريف غربى از آن جمله (آزادى، دموكراسى، حقوق بشر و...) سعى در جدايى حكومت از اسلام و ولايت يا همان سكولاريسم يعنى جدايى دين از سياست مى كنند. اما همين افرادى كه (نفاق جديد) ادعاى اداره كشور را با تكيه صرف به تكنولوژى دارند، در مقوله انرژى هسته اى همصداى غرب و دشمن مى شوند و مى گويند (ما چون نفت و گاز فراوان در كشور داريم انرژى هسته اى نمى خواهيم) و يا مكرر اظهار مى كنند كه حل مشكلات كشور تنها با سازش با غرب و امريكا عملى است. ۵- بزرگنمايى نقاط ضعف و سياه نمايى و ناديده گرفتن عملكرد و زحمات مديران و مسئولان و مردم مخلص انقلاب اسلامى در طول ۳۰ سال و اعلام ناكارآمدى نظام مقدس از جمله ظلم ها و جفاهايى است كه به اين انقلاب مى نمايند، روش القاى يأس همان روش شيطان است و اين تفكر برخلاف بينش و تفكراتى است كه مقام معظم رهبرى بر آن تأكيد دارند. ۶- هماهنگى و همسويى (نفاق جديد) با اپوزيسيون خارج از كشور و تلويزيون هاى لس آنجلسى و امثالهم و همچنين هماهنگى با سران قوميت ها و منافقين داخل كشور. اما پارامترها ۱- پارامتر اصلى در مقابل دشمن پس از دشمن شناسى، دوست شناسى است، اين همان روشى است كه خداوند متعال در قرآن كريم مكرر بيان نموده است ۲- در مبارزه با القاى تحقير و يأس، خودباورى، يقين و اميد به آينده روشن است ۳- هدفمندى و برنامه ريزى و حركت در راستاى هدايت هاى رهبرى است ۴- عدم الگوپذيرى از دشمن در مقوله هاى مختلف شخصى، اجتماعى و حكومتى و ايجاد الگوهاى صحيح همانند شهدا. * اگر خاطره اى از حادثه ششم و هفتم تير داريد كه يادآورى و بازخوانى آن مى تواند در روشنگرى نسل جديد تأثيرگذار باشد، بيان فرماييد. يك شبى در ضمن يك هفته ملاقات حضورى پيرامون مسائل كشور با شهيد مظلوم بهشتى، به ايشان عرض كردم شما در مقابل اين همه شايعه و تهمت از خودتان دفاع كنيد، ايشان فرمودند، اِنَّ اللهَ يُدافِعُ عَن ِ الَّذينَ آمَنُوا. «خداوند بزرگ دفاع از مؤمن مى كند، من كيستم » اين جمله قرآنى را با لب هاى خندان و چهره اى گشاده فرمودند. خاطره اى ديگر: يك زمانى مرحوم شهيد مظلوم آيت الله بهشتى كه رياست ديوان عالى كشور را داشتند به اصفهان دعوت كرديم، ايشان پذيرفتند و به اصفهان آمدند. پس از اين كه در خدمت اين بزرگوار در سطح شهر اصفهان گشتى زديم و من ناهنجارى ها را به ايشان نشان دادم، پس از جلسه با مسئولان لشكرى و كشورى در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى اصفهان، در محل فعلى جانبازان با حضور مردم براى سخنرانى تشريف آوردند. در حالى كه ايستاده بودند و سخنرانى مى فرمودند، شخصى كه معروف به بوق تبليغات يك جناح ضد ولايت بود و فرمايشات ايشان را قطع كرد و گفت (آقاى بهشتى شما كه سرمايه دار وابسته به امريكا يا اسرائيل هستيد) كه مردم حزب اللهى برآشفتند و اگر آقاى بهشتى مانع نمى شدند حتماً اين شخص از بين مى رفت، اما مرحوم بهشتى با صلابت و در عين حال مظلوميت فرمودند (ايشان را همه مى شناسيد، ايشان به من توهين كرد، من هم ايشان را به خدا بخشيدم) آقايان سر جايشان بنشينند. از اين اقدام شهيد بهشتى درس صبر، مقاومت، كار براى خدا، توكل به او، پيروز بيرون آمدن از امتحان الهى، دانايى و... مى آموزيم.
|