printlogo


کد خبر: 172756تاریخ: 1395/11/28 00:00

جای همیشه خالی «آیت‌الله»


سید طه هاشمی
استاد دانشگاه

دی‌ماه سال 1395 نه تنها برای ملت ایران که برای تاریخ معاصر این کشور و برای تمامی اهل دین و دانش و سیاست، سخت اندوهبار بود. شخصیتی جامع‌الاطراف که دوست و دشمن، بزرگی و فخامت وی را گواه بودند دعوت حق را لبیک گفت و ملت ایران، پس از رحلت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، تلخ‌ترین روزها را تجربه کردند. از محروم‌ترین اقشار تا مرفه‌ترین آنان و از عامی‌ترین تا درس‌خوانده‌ترین‌شان، روزگاری را با تدبیر و سیاست وی گذرانده بودند و چشم از او بر نمی‌داشتند و به منش و کلامش به دیده اعتبار می‌نگریستند. نه یک ملت‌که جهان اسلام ودنیای پر رمز و راز سیاست، این اعتبار را برای او قائل بودند و مرگش را حادثه‌ای بزرگ شمردند. سیاستمداران بزرگ و با درایت که نظیرش را در تاریخ اسلام هر چه بیش‌تر جویند، کم‌تر یابند؛ مدیری مدبر که هر جا بود و در هر سمتی خدمت می‌کرد، از نگاه مردم، شخصیتی محبوب و اثرگذار و از نگاه اهل فن، مدبر و مجرب، به شمار می‌آمد. اعتبار خود را از کردار خویش و اعتماد مردم گرفت و آن را مدیون کسی یا گروهی نبود. چه در دوران مبارزات پیش از انقلاب و چه در زمان تصدی ریاست مجلس و ریاست جمهوری و مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام و مناصب گوناگون دیگر، به مسند خویش آبرو می‌بخشید و به جایگاه خود اعتبار می‌داد. او مصداق بارز «شرف المکان بالمکین» بود. خلاف رأی و خواسته ملت، چیزی نخواست و هم از این‌رو بود که او را تا سرای ابدیش محترم داشتند و بر مرگش دردمندان گریستند.
بهره‌گیری از استعداد جوانان در کنار تجربه پیران راه، ویژگی برجسته مدیریتش بود و این هر دو را به‌خوبی یک‌جا جمع می‌کرد. دانش و دانشمندان و علما را ارج می‌نهاد. چه خود از زمره ایشان بود و در میان بزرگان دین و دانش، چون‌گوهری تابناک می‌درخشید. خویشان را بر دیگران مقدم نمی‌داشت و در پیشگاه عدل و داد جانب حرمت فرو نمی‌گذاشت. در برابر حرمت شکنی‌ها، شکیبایی پیشه ساخت و حرمت‌شکنان را حتی به کلامی نیازرد و منزلت خویش را بازیچه نابخردان نکرد.
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی(ره) هوشی سرشار و نبوغی افتخار‌آمیز با خود داشت و کلامش نافذ و دیدگاه‌هایش همواره بدیع و راهگشا بود و هیچ گاه رنگ و بوی کهنگی نگرفت. در کشاکش روزگار، همواره با تمام وجود از جان و آبروی خویش برای استوار ماندن انقلاب اسلامی و شکوفایی هرچه بیشتر جوانان و مردان و زنان این مرز و بوم گذشت. شاید رنج و محنت او در دوران بد اخلاقی‌ها و بی‌انصافی‌ها کمتر از دوران سخت فرماندهی جنگ که کشور را رو در روی دشمن می‌دید نبود. چه در روزگاری که به‌عنوان سردار سازندگی نقش آفرید و چه در روزگار پس از آن. به شهادت یار قدیمش رهبر معظم انقلاب، چندین بار تا مرز شهادت پیش رفت و کشتی طوفان زده کشور را دوشادوش ملت و رهبر به ساحل امن رهنمون شد. عزم استوار و بینش صحیح، سبب می‌شد نیک بداند که چه می‌خواهد، به‌کجا باید رفت و چه باید کرد.
او چنین زیستنی را از جوانی آغاز کرده بود و تا دم مرگ ادامه داد. هاشمی شیفته قرآن کریم و مصلحان و سیاستمدارانی چون امیر کبیر بود. این شیفتگی را می‌شد همواره در کلام و نگاه و سیره‌اش به وضوح دید. انس او با قرآن، برای وی نه عبوسی به همراه آورد و نه تحجر. بلکه به عکس در آن بلند نظری را جست‌ و فراگرفت. این گونه، میان اشرافیت و وسعت فکر فرق نهاد و دریافت باید کجاها ساده گیرانه‌تر هزینه کرد و کجاها تغییر اجتماعی را به رسمیت شناخت. او به برکت هوش والا و تدبر در قرآن دریافته بود که نمی‌شود همه خوبی‌ها را با هم داشت و بدین‌سان، شجاعانه راهی را برمی‌گزید که به رشد و آبادانی کشور بینجامد.
هاشمی مردی از جنس مردم بود و این مردمی بودن را نه در منشی عوام فریبانه، که در تعاملی صمیمانه و گفت‌وگویی همدلانه با همگان حاصل کرده بود. مردم او را خطیبی کم‌نظیر می‌دانستند. آنها ساعت‌ها مشتاقانه خطبه‌هایش را در نماز جمعه می‌شنیدند. خطبه‌هایی توأم با دیانت و سیاست. شخصیت‌های منصف از جناح‌های مختلف سیاسی، مراجع معظم تقلید با نگرش‌ها و رویکردهای مختلف، عالمان اهل سنت ایران، دانشمندان و محققان و استادان حوزه و دانشگاه، بازاریان، اقلیت‌های مذهبی و قومی و همه کسانی که خیر وطن را می‌خواستند، خویش را به وی نزدیک می‌دانستند. او مثل همه مردم ایران در این دوران گذار، بارها تغییر فکر و روش‌داد و از تحول نهراسید و خویش را مبرا از خطا ندانست. مانند همه مردم که در ازدحام روزانه شهرها رنجور می‌شوند، آخرین ساعات عمر خود را نیز در شلوغی‌های دودآلود خیابان‌های تهران گذراند.
و سرانجام دانشگاه آزاد اسلامی... دست‌پرورده خلف آیت‌الله. او این درخت تنومند را از روزگاری دور که نهالی نوپا و آسیب پذیر بود به دست خویش پروراند و لحظه به لحظه بالندگی آن را به نظاره نشست و آن را در برابر تندبادهای سهمگین، باتمام وجود حفظ کرد و چون امانتی گرانبها به نسل جویای دانش و فرهنگ سپرد. آخرین حضور او در این دانشگاه مصادف بود با برگزاری نخستین جشنواره شیخ طبرسی و اهدای جایزه علامه طباطبایی(ره). و چه نیکو از قرآن و علوم آن گفت و چه سخن‌هایی بدیع بر زبان آورد که نشر آن می‌تواند نسل امروز و فردا را با اندیشه‌های وی در باب مصحف شریف آشنا سازد.
هاشمی در این سخنرانی از خاطرات جوانی گفت، از نقشی که خانواده در انس وی با قرآن ایفا کردند، از اینکه عشق به قرآن او را به تحصیل علوم دینی کشاند. از اینکه چگونه شکنجه‌های دوران ستمشاهی را به عشق قرآن از یاد می‌برد و از اینکه چگونه در اوج آن سختی‌ها به فکر نگارش تفسیر افتاد.
بی شک ماه‌ها و سال‌های بعد جای خالی و پر نشدنی وجود عزیز او را بیشتر نمایان خواهد کرد. بر این مصیبت صبر می‌کنیم و از خداوند متعال برای آن بزرگ علو درجات را آرزومندیم.


Page Generated in 0/0090 sec