printlogo


کد خبر: 180225تاریخ: 1396/1/31 00:00

دگرخوان


سرمقاله: «نامه‌های غیرمستند»؛ کامبیز نوروزی
هر دو نامه رئیسی مبتنی بر یک «مصادره به ‌مطلوب» است. او ابتدا این را ثابت و مسلم جلوه می‌دهد که روحانی به اخلاق انتخاباتی توجهی ندارد و صدا و سیما هم در انتشار اخبار مربوط به او عدالت را رعایت نمی‌کند. هر دو نامه ایشان فاقد هر دلیل و مستندی است که این ادعا را ثابت کند. کسی که سال‌های متمادی متصدی سمت‌های قضایی بوده باشد، قاعدتاً باید عادت کرده باشد که سخن یا ادعایش، مستدل و مستند باشد. اما این نامه نشان نمی‌دهد که حسن روحانی چه کرده است که موجب شائبه نمایش تبلیغاتی شده و در نتیجه مغایر با اخلاق تبلیغات انتخاباتی است. همچنین این نامه معلوم نکرده که صدا و سیما نسبت به روحانی چگونه برخورد کرده که از نظر آقای رئیسی باعث ایجاد «شائبه جانبداری به نفع یک کاندیدای» خاص شده است؟ ادعاهای غیرمستدل و غیرمستند به تعبیر قضایی اصولاً مسموع نیست... حسن روحانی رئیس‌ جمهوری است. یک رئیس‌ جمهوری علاوه بر اینکه به حکم قانون وظایفی برعهده دارد، در عرف این سمت نیز کارهایی را باید انجام دهد. مثلاً شرکت و سخنرانی در بعضی مراسم‌ ملی یا افتتاح پروژه‌های مهم. اینها تکلیف قانونی یا به تعبیری که رئیسی در نامه به علی عسگری نوشته است، از شئون انحصاری رئیس‌ جمهوری نیستند. اما انجام آنها عرفاً و به دلیل نمایندگی حاکمیت ملی، با رئیس‌ جمهوری است... وقتی رئیس‌ جمهوری پروژه عظیمی مانند فازهایی از پارس جنوبی را افتتاح می‌کند، اخبار گزارش‌های آن ارزش و اهمیت بین‌المللی برای کل کشور دارد. در جهان پر حادثه‌ای که هر روز پر از انواع و اقسام وقایع ریز و درشت است، رئیس‌ جمهوری به ‌خاطر منافع ملی باید حضور خبری فعال و مستمری داشته باشد. انجام امور کشوری را نمی‌توان به ‌خاطر ریاست ‌جمهوری تعطیل کرد... نگرانی آقای رئیسی از رعایت اصل بی‌طرفی صدا و سیما نگرانی درخور تأملی است اما زمانی این نگرانی درست و مؤثر و مقید خواهد بود که دقت شود صدا و سیما سال‌های طولانی است که اصل بی‌طرفی را کنار گذاشته و اتفاقاً رو به سمت همان گرایش و جناحی دارد که حامیان ابراهیم رئیسی در آن قرار می‌گیرند.





 
یادداشت: «امنیت پایدار؛ محور اصلی انتخابات»
همه ما به عنوان یک شهروند نگاهی بدبینانه به وضعیت خود و کشور و آینده این دو داریم. نمی‌دانیم آیا فردا همین را هم که داریم یا در آن هستیم، خواهیم داشت یا خیر؟ به دلیل اقدامات این دولت، این نگرانی در ٤ سال اخیر کاهش یافته. ولی آنان که سال ١٣٩١ و ١٣٩٢ را به یاد دارند، خوب می‌دانند که حتی هنگام خرید یک کالا، فروشنده زنگ می‌زد و ابتدا از بورس کالای خود، قیمت می‌گرفت و بعد آن را با قیمت لحظه‌ای می‌فروخت. این یعنی امنیت اقتصادی نیست. هرچند مردم فکر می‌کنند که این مشکل یعنی امنیت حل شده است ولی دو خطر آن را تهدید می‌کند. اول از همه آمدن ترامپ و به چالش کشیدن امنیت جهان است که کشور ما به دلایل گوناگون و با قرار داشتن در منطقه ناامن خاورمیانه و نیز استقلال نسبی از قطب‌های جهانی، بیش از سایرین در معرض ترکش‌های ناامن‌کننده این فرد نابکار قرار دارد. عامل دیگر نامزدهایی هستند که به صورت بالقوه دارای گرایش‌های افراطی و تندروانه در سیاست داخلی و خارجی هستند که این فضای ناامن را تشدید می‌کنند؛ رفتاری که دشمنان ایران مترصد آن هستند که در ایران رخ دهد. شاید گروهی باشند که مسأله امنیت را فقط به مسائل نظامی و تنش‌های خیابانی یا بمبگذاری و امثال آن تقلیل دهند در حالی که امنیت یک مقوله همه‌جانبه است و به طور مشخص امنیت پایدار بیش از هر چیز دیگری به رشد و توسعه اقتصادی و حتی اجتماعی کمک می‌کند. وقتی که مالکیت امنیت نداشته باشد، وقتی که شغل و تداوم آن امن نباشد و ناپایدار باشد، وقتی که امنیت سیاسی نیست، سرمایه‌گذاران وارد میدان نمی‌شوند.





 
سرمقاله: «انضباط مالی؛ نقطه قوت دولت»؛ هادی حق‌شناس
این روزها که دولت تدبیر و امید تبدیل به سیبلی شده است و در معرض آماج تیراندازی‌های رقبایش قرار دارد، لازم است به یکی از نقاط قوت آن که در طول تاریخ ایران زمین بی‌سابقه بوده است، اشاره کنیم؛ انضباط مالی! دولت تدبیر و امید منضبط‌ ترین دولت تاریخ کشور بوده است. آبشخور این گزاره از آنجایی است که انعکاس نمره و خروجی انضباط مالی و پولی این دولت، در کنترل نرخ تورم دیده می‌شود... بانک مرکزی در طول 4 سال گذشته نه تنها بخشی از مؤسسات مالی غیرمجاز را تحت نظارت و کنترل خود درآورد که مجوزهای غیراستاندارد هم صادر نکرد. در بخش مالی هم همین طور. با وجود اینکه این دولت متهم به این است که بودجه عمرانی کمتری را هزینه کرده ولی علت این کمبود بودجه عمرانی، کمبود منابع درآمدی بوده است. این سخن بدان معنا است که دولت آقای روحانی دست به کلنگ‌زنی‌های بی‌مورد نزده است که تعهدی ایجاد شود و بیش از منابع بودجه عمرانی، کار را تعریف کند. به نظر می‌رسد اگر آرامشی در بازار پول حاکم است، نتیجه انضباط پولی و مالی دولت بوده است.





 
سرمقاله: «سنگرِ رها شده!»؛ علی اکبری
رئیس ‌جمهوری محترم و معاون اول وی به عنوان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دوره بعد ثبت‌نام نموده‌اند... اگر قرار است مسیر ترسیمی این دو بزرگوار برای دولت آینده یکسان باشد و از عملکرد دولت کنونی دفاع شود که نیازی به حضور هر دو بزرگوار نیست و یکی از این دو نفر می‌تواند برنامه دولت برای آینده را برای مردم بیان نماید لیکن اگر این دو بزرگوار تصور می‌کنند که به‌واسطه کثرت انتقاداتی که به دولت کنونی و عملکرد چهار ساله آن وارد است نمی‌توان یک نفره از پس پاسخگویی به این انتقادات برآمد، قطعاً حضور دو نفر یا بیشتر نیز توفیری نخواهد داشت چراکه اگر پاسخ‌های دولت مستقر کنونی قانع‌کننده بود، وضعیت کنونی پیش نمی‌آمد و نگرانی از عدم اقبال ملت به دولت مستقر وجود نداشت لیکن نگرانی از ناتوانی دولت در پاسخ به افکار عمومی، آشکارتر از آن است که قابل کتمان یا پوشاندن باشد و با این وصف دولت باید دیگر معاونان و وزیران نیز وارد این عرصه کند و این همان مطلبی است که ذکر گردید؛ یعنی ورود همه‌جانبه دولت در عرصه انتخابات.




 
سرمقاله: «در شأن آرامش سیاسی»؛ حامد حاجی‌حیدری
نکته اول: آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی، با شعار «بازگردان آرامش به مردم»، وارد میدان مهمی شد، بویژه با این شعار مهم: «بازگردان آرامش به مردم». نکته دوم: حکمرانی، نیاز مبرمی به «آرامش سیاسی» دارد، تا تصمیم‌های صحیح، امکان وقوع پیدا کنند. آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای در اولین واکنش مهم خود به رویدادهای سال 88 و در خطبه نخست آن نماز جمعه مهم و تاریخی، تحلیل و تمرکز خود را بر «آرامش سیاسی» معطوف و محصور کردند. آنجا تحلیل درخشانی ارائه شد در موضوع صلح حدیبیه و اینکه «آرامش سیاسی» مؤمنان در شرایط دشواری همچون صلح حدیبیه، چقدر در تمرکز کلی نیروهای مسلمان در مسیر درست، مؤثر است. البته آن سخنرانی و آن خطابه تاریخی، همین تأثیر را هم در زمان خود داشت و نیروهای انقلاب در آن شرایط، مهم‌ترین نقش را در کنترل بحران، با «آرامش» خود به انجام رساندند... رئیس جمهوری دکتر حسن روحانی، در کنار بسیاری از نارسایی‌ها که در مقام یک مدیر ملی دارند، از توان اندک در مدیریت احساسات و عواطف ملی رنج می‌برند. ناگزیر، این وضع باید تغییر کند و خیلی زود هم باید تغییر کند...


Page Generated in 0/0133 sec