printlogo


کد خبر: 19455تاریخ: 1393/4/5 00:00
نفس‌ خانه تاریخی مجدالملک به شماره افتاده است

روزگار ناخوش باغ سردار





 مهدی یساولی

این منطقه بوی تاریخ می‌دهد. سرگیجه می‌گیری انگار، هنگامی که به اینجا پای می‌گذاری مینیاتوری از رویدادها و یادگارهای تاریخی در این پایتخت شلوغ، پیش رویت قرار می‌گیرد. نمی‌دانم چه وسوسه‌ای دارد این میدان بهارستان و منطقه‌های پیرامون آن برای مردمان‌اش و کسانی که می‌شناسندش. از ساختمان‌های تاریخی مجلس شورای ملی و مسجد سپهسالار که بگذری، خیابان‌ها و ساختمان‌های پیرامون منطقه خاطره‌هایی زیاد با خود از دوره‌های گذشته به این روزگار آورده‌اند. از میدان بهارستان که به سوی میدان شهدا روانه می‌شوی، در میانه راه، چهارراه آب‌سردار جای دارد؛ جایی که نام‌اش را از یک باغ بزرگ
200 ساله تاریخی گرفته است؛ باغ بزرگ سردار که امروز تنها نشانه‌هایی کوچک از آن می‌توان یافت، یکی‌اش همین چهارراه و دیگری، درختان بلندقامتی که تماشاگر بسیاری از رخدادهای تاریخی پایتخت از دوره قاجار بدین‌سو بوده‌اند و هیچ طوفانی نتوانسته هنوز بر زمین‌شان بزند! در ضلع جنوب غربی چهارراه آب‌سردار، یک باغ و عمارت بزرگ تاریخی وجود دارد که دهه‌ها است به مدرسه‌ای دخترانه بدل شده است؛ خانه مجدالملک، تنها عمارت و باغ بازمانده از باغ بزرگ سردار!

 یادی از باغ مشهور سردار
این منطقه، روزگاری با نام سردار شناخته می‌شد؛ سرداری که باغ پهناور و قنات پرآب‌اش در تهران روزگار قاجار شهرتی فراوان داشت. قرار گرفتن باغ سردار در کنار باغ‌های مشهور منطقه بهارستان کنونی، نظامیه، نگارستان و سپهسالار، موجب شده بود مجموعه‌ای از بزرگ‌ترین باغ‌های دارالخلافه تهران در کنار یکدیگر جای بگیرند. باغ سردار در محله قدیمی خیابان ایران (پشت مجلس قدیم شورای ملی)، باغ نظامیه در ضلع جنوبی میدان بهارستان و سرانجام نظامیه در ضلع جنوبی میدان بهارستان، از باغ‌های مشهور تهران در این منطقه در دوره‌های گذشته بودند که آرام‌آرام در دل این شهر بزرگ فرورفتند و جای خود را به محله‌ها و ساختمان‌های نوساز دادند. بجز باغ نگارستان که اکنون بخش کوچک شمالی آن به جای مانده، از این باغ‌ها تنها نامی برای امروزی‌ها مانده تا با شنیدن آن‌ها به یاد آورند که تهران روزگاری سراسر باغ بوده است و البته یادآور شوند که بازماندگان همین اندک باغ‌های به جای‌مانده چه ارزشی دارند و چگونه باید نگهدارشان بود. روزگاری، هر منطقه تهران را به نام باغی بزرگ می‌شناختند که یکی از رجال حکومتی یا اعیان و اشراف معمولاً به نام خویش ایجاد کرده بود. مگر می‌توانستی به محدوده میدان بهارستان امروزی بیایی و وصف باغ‌های نگارستان و نظامیه و سردار، وسوسه‌ تماشا در سرت نیندازد. بسیاری از باغ‌های بزرگ و مشهور تاریخی تهران، اکنون دیگر نیستند؛ از روزگار میانه قاجار بدین‌سو، یا تکه‌تکه و فروخته و به باغ‌هایی کوچک‌تر تبدیل شدند یا در بورس‌بازی‌های زمین در تهران رو به پیشرفت، جای خود را به ساختمان‌های بلند دادند. آن‌هایی که بخت‌شان بلندتر بود، تک‌درختانی کهن برای امروزی‌ها به یادگار گذاشتند تا روایت کنند که در روزگار خرمی و خوشی طبیعت تهران، چه باغ‌هایی وجود
داشته است.
 تقی خان مجدالملک؛ کارگزار خوشنام و هنرمند قاجاری
باغ و عمارت مجدالملک، از بازماندگان خوش‌اقبال باغ سردار است که دهه‌های پیاپی پس از تکه‌تکه‌شدن این باغ بزرگ و مشهور، خود را تا روزگار ما رسانده است. تقی خان مجدالملک از رجال دانشمند و باسواد عصر ناصری و مظفری است و مدتی کوتاه هم در کابینه مشیرالسلطنه بعد از مشروطه وزیر تجارت بود. او که در صرف و نحو، منطق و معانی، بیان تاریخ و جغرافی و ریاضیات درس آموخته بود، به نیکویی خط و انشا و ادبیات فارسی و عربی شهره بود و بویژه در هنر نقاشی بهره کاملی داشت. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در یادداشت‌های روزانه (خطی) خود می‌نویسد: «5 شنبه 18 ذیقعده 1303 ه. ق عصر مجدالملک آنجا آمد صورت پیرزنی که به من سنگ زده بود با مداد کشید بسیار خوب کشیده است». آنگونه که منابع تاریخی روایت کرده‌اند، گاهی نیز شعر می‌سرود و تخلص شعری‌اش «عبقری» بود. مجدالملک خدمات دولتی خود را از دربار ناصرالدین شاه آغاز کرد. او ابتدا در زمره خدمتگزاران خلوت بود، سپس واسطه میان وزارتخانه‌ها و ناصرالدین شاه شد و فرمان‌ها را برای امضا نزد شاه می‌برد. او در سال 1303 قمری به عضویت مجلس دارالشورای دولتی درآمد و نایب‌رئیس مجلس شد. مجدالملک در سال 1312 قمری وزارت وظایف و استیفا را عهده‌دار شد و در زمان صدارت امین‌الدوله به وزارت داخله و معاونت صدراعظم رسید و مدتی هم وزیر اوقاف و وظایف بود. این کارگزار خوشنام عصر قاجار، پس از مشروطه در دوره اول وکیل اعیان شد. سرانجام در واپسین سال‌های فعالیت و خدمات دولتی، در سال 1334 قمری به پیشکاری ولیعهد به آذربایجان روانه شد. تقی خان مجدالملک هنگام درگذشت حدود 65 سال داشت. تاریخ‌نگاران او را در زمره رجال لایق و دانشمند عصر قاجار آورده‌اند.
 روایت عبدالله انوار از خانه مجدالملک
سیدعبدالله انوار پژوهشگر نسخه‌های خطی و تهران‌شناس برجسته، هنگامی که شکل‌گیری و دگرگونی‌های باغ سردار را توصیف می‌کند، روایتی روشن و جذاب از اوضاع گذشته و کنونی عمارت مجدالملک به دست می‌دهد «در این نقطه به سال 1309 ه. ق. خانه مجدالملک سینکی قرار دارد که بانی آن میرزا تقی خان منشی‌حضور است که بعدها ملقب به لقب مجدالملک شد. او پسر محمد خان مجدالملک اول و برادر کهتر میرزا علی خان امین‌الدوله صدراعظم صاحب فضل و ترقیخواه و آزاداندیش مظفرالدین شاه است. میرزا تقی خان مجدالملک مانند برادر خود از نعمت نویسندگی بهره داشت و نیز هنر نقاشی و شاعری و خطاطی را سربار این نویسندگی کرده بود. او در دستگاه ناصری و مظفری به وزارت رسید و در دوره اول مجلس شورای ملی وکیل اعیان شد. این منزل خوشبختانه امروز هنوز برپاست و خود نمونه‌ای‌ است از سبک معماری اواخر عهد ناصری و بازنموداری است از سبک باغهای مجاور منزل مسکونی و نوع درختان مغروس بدان عهد. این منزل و باغ تا قبل از انقلاب اسلامی مالکان متعدد به خود دید و از دستی به درآمد و به دست دیگری افتاد و آخرین مالک آن دکتر سمیعی بود تا روزهای انقلاب ولی بعد از انقلاب به ظاهر مصادره شد و اکنون مدرسه «شهید اندرزگو» است. امید آن‌که مسئولان وزارت آموزش و پرورش و بخصوص رؤسا و کارکنان آن مدرسه به این مکان توجه بلیغ کنند چه آن یکی از خانه‌های کهن تهران است که خوشبختانه دست حوادث آن را برای این پایتخت 200 ساله باقی نگاه داشته است. آنچه از بنای این منزل تغییر یافته، سردر قدیمی بزرگ و هشتی وسیع و پرهیبت آن است که به اوایل عهد پهلوی تبدیل به دکاکین شد و فعلاً نیز همان دکاکین تغییر ناکرده محل کسب و کار است».
 خانه تاریخی مجدالملک، ناخوش‌احوال است!
عمارت مجدالملک این روزها حال و روز خوشی ندارد. این را می‌توان از وضعیت دیوارهای آن دریافت. ستون‌های بزرگ عمارت اصلی رنگ و رویشان را باخته‌اند. بخشی از دیوار بیرونی عمارت در حال فروریزی است. نمای بیرونی ساختمان، از پسِ دیوارهای بلند، نگرانی درباره سلامت خانه تاریخی مجدالملک را برمی‌انگیزد. بازدید از وضعیت درونی این عمارت تاریخی که چندین دهه است به مدرسه تبدیل شده است، می‌تواند تصویری روشن از وضعیت کنونی آن به دست دهد. اینجا اکنون مدرسه دخترانه است. برای ورود به آن حتماً باید هماهنگ کرد. تماس تلفنی با خانمی که خود را معاون مدرسه معرفی می‌کند، نتیجه‌ای دربرندارد. می‌گوید حتی بیرون از ساعت اداری نیز امکان ورود خبرنگار به مدرسه وجود ندارد. می‌پرسم آیا واقعاً راهی وجود ندارد؟ پاسخ معاون مدرسه که دوست ندارد نامش را بگوید، به کمی بالاتر یعنی خیابان خورشید راهنمایی‌ام می‌کند؛ اداره آموزش و پرورش منطقه 12. می‌گوید برای دیدن فضای درونی مدرسه باید از اداره، نامه معرفی بیاورم. این راه، یعنی این که ورود به این خانه تاریخی، کاری تقریباً نشدنی است! پرس‌وجوی غیر رسمی از برخی ساکنان محله که درون مدرسه و بنای تاریخی را دیده‌اند، بیانگر آن است که چیز زیادی از وجهه تاریخی بنا به جای نمانده است.
ناصر تکمیل‌همایون تاریخ‌نگار و تهران‌شناس درباره باغ سردار می‌گوید: «در دوره ناصرالدین شاه قاجار در شیوه ساختمان‌سازی، یک جنبش و سبک فرنگستانی پدید آمد. باغ سردار همچون بسیاری از باغ‌های بزرگ دیگر، به چندین باغ کوچک تقسیم شد».
وی می‌افزاید: «ملیجک بخشی از این باغ بزرگ را گرفت. بخشی نیز به میرزا حسین خان سپهسالار رسید که بعدها به نام وی شهره شد و چند عمارت در آن پدید آورد. بخش‌هایی دیگر از باغ سردار قطعه‌قطعه و ساختمان‌های گوناگونی در زمین‌های باغ ساخته شد».  این تهران‌شناس تأکید می‌کند: «از دوره ناصرالدین شاه قاجار عمارت‌هایی همچون خانه مستوفی‌الممالک، بخشی از خانه معیرالممالک، خانه نصیرالدوله بدر و خانه وثوق‌الدوله به جای مانده است که مرمت و حفاظت شده‌اند. این عمارت‌ها از سرمایه‌های فرهنگی تهران به شمار می‌آیند که حفظ آن‌ها می‌تواند بخشی از تاریخ تهران را پیش چشمان‌مان قرار دهد. خانه مجدالملک نیز از آن جمله است که سازمان میراث فرهنگی باید برای حفظ و مرمت آن بکوشد؛ کاری که متأسفانه در دهه‌های گذشته انجام نگرفته است».
کسی دقیقاً نمی‌داند در این سال‌ها که باغ و عمارت تاریخی مجدالملک به محیطی آموزشی برای دختران دانش‌آموز بدل شده بوده، بر سر این بنای تاریخی 150 ساله چه آمده است. درختانی که باغ را تشکیل داده و بناهای تاریخی را دربرگرفته بودند، امروز به چشم نمی‌خورند. سازمان میراث فرهنگی تاکنون برای حفظ این عمارت 150 ساله تاریخی تلاشی نکرده است، که اگر این گونه بود دست‌کم باید آن را در فهرست آثار ملی کشور ثبت می‌کرد. حتی بعید است بدانند این عمارت تاریخی وجود دارد!
 بی‌توجه به گذشته؛ یورش به آینده
هر روز دخترکانی را می‌بینی که از محوطه عمارت تاریخی مجدالملک به درمی‌آیند، بی‌آن که بیشترشان بدانند این عمارت کهنه که روزهای مدرسه‌شان را در آن می‌گذرانند، روزگاری منزلگاه چه کسانی بوده و چه رخدادهایی را از سر گذرانده است. این روزها البته بیشتر آدم‌های مسئول و غیر مسئول این شهر بزرگ شاید ندانند که حفظ این عمارت‌های تاریخی در شهر چه اهمیتی دارد و چگونه می‌تواند برای دیگران گواهی برای تاریخی بودن شهری باشد که به تاخت به سوی پیشرفت می‌خواهد برود، بی‌نگاهی به گذشته!


 


Page Generated in 0/0089 sec