printlogo


گفت‌و‌گو با مهندس سهیلا جلودار زاده زنی از جنس سخت صنعت و معدن در آستانه برگزاری دومین نمایشگاه و همایش بین‌المللی نقش آفرینی زنان در توسعه
نترس؛ برو جلو، قوی باش!








شهرزاد باباعلی پور
دو سال است میهمان طبقه هفتم ساختمان شیشه‌ای خیابان سمیه تهران است؛ روزهایش به دغدغه‌های زنانی می‌گذرد که برای داشتن سهمی در دنیای اقتصادی و صنعتی کشور می‌جنگند و امید دارند که همراهی می‌شوند. او در 57 سالگی بار سنگینی بر دوش دارد و گرچه بازنشسته شده است اما معتقد است باید از همه تجربیات ریز و درشتش در فعالیت‌های سیاسی گرفته تا همراهی‌های پدرش که همیشه می‌گفت: «نترس و جلو برو» استفاده کند تا کاروان نقش‌آفرینی زنان در توسعه پایدار را تا جایی که توان دارد پیش ببرد و به سر منزل مقصود برساند. سهیلا جلودارزاده کوله باری از تجربیات گران بهای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در دوره‌های پنجم، ششم و میان دوره‌ای هفتم را باخود دارد. او عضو شورای مرکزی خانه کارگر است؛ مسئول تدوین سیاست‌های کلان نظام در مورد خانواده در کمیته بانوان مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده و این بار هم به عنوان مشاور امور بانوان وزارت صنعت، معدن و تجارت با ایران بانو به گفت‌و‌گو نشست تا از مهمترین اتفاقی که این روزها در این وزارتخانه برای برپایی دومین نمایشگاه و همایش بین‌المللی نقش آفرینی زنان در توسعه پایدار در جریان است سخن بگوید.

 خانم جلودارزاده، مهیای برپایی دومین نمایشگاه و همایش بین‌المللی نقش آفرینی زنان در توسعه پایدار می‌شوید؟ چرا برای برپایی این نمایشگاه تا این اندازه دغدغه دارید؟
به طور حتم در سایه برگزاری این نمایشگاه ایده‌ها و فکرهای زیادی وجود دارد که برپایی این نمایشگاه به عنوان راه حلی برای فائق آمدن به مشکلات شناخته شده و دستیابی به راه حل و نتیجه است. هر روز در دفتر کار با زنانی مواجه می‌شوم که برای باقی ماندن در بدنه اقتصادی و صنعتی سخت تلاش می‌کنند اما هنوز هم جایگاهی برای آنها دیده نشده است؛ در حقیقت، یکی از واقعیت‌های مدیریتی در جامعه امروز ما نامشخص بودن جایگاه و نقش زنان در امر توسعه کشور است که برای ما مشکلات زیادی ایجاد کرده است . مشکلاتی که شناخت آنها سبب شد برای برگزاری نمایشگاه و همایش بین‌المللی نقش آفرینی زنان در توسعه پایدار مصمم‌تر باشیم.
 از این مشکلات بگویید؟
دسته اول مشکلات، برای زنانی است که در این کشور زندگی می‌کنند؛ آنها نمی‌توانند یک مدل تأیید شده از توسعه یافتگی را داشته باشند و به آن سمت و سو حرکت کنند.
دومین دسته از مشکلاتی که به دلیل سرگردانی و نامشخص بودن جایگاه زنان ایجاد شده ناشی از توجه جوامع جهانی به زنان ایرانی است؛ وضعیت کنونی سبب شده از سوی جامعه جهانی مورد سؤال قرار بگیریم. این درحالی است که درصدی از خانم‌هایی که سامان پیدا نکرده‌اند در دنیا روان می‌شوند و زن ایرانی دردهکده جهانی تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد آنچنان که حتی این نمای بیرونی سبب شده تا دید نامناسبی در خصوص رفتارهای حکومت با زنان شکل بگیرد.
سومین نوع مشکلاتی که نامشخص بودن جایگاه و نقش زنان در امر توسعه کشور برای ما ایجاد کرده، این است که از زنان به عنوان نیروی انسانی شایسته و قابل توجه که اکثریت فارغ‌التحصیلان دانشگاهی ما را تشکیل می‌دهند در مسیر توسعه استفاده نمی‌شود و همین وضعیت بهره‌وری نیروی انسانی زنان را شدیداً پایین آورده است.
 پس در واقع برگزاری نمایشگاه به عنوان راه حل ارائه شده برای غلبه بر این مشکلات است؟
همین‌طور است؛ سال گذشته با توجه به اینکه ویرانه‌ای به ما تحویل داده شد اقدام به تشکیل نمایشگاه نقش آفرینی زنان در توسعه پایدار کردیم و تأکید ما بر اقتصاد مقاومتی بود؛ چراکه باید در شرایط اقتصاد مقاومتی حضور داشته و حرکت آفرین باشند. با این شرایط از سال گذشته به این فکر کردیم که باید، نوع و میزان نقش‌آفرینی زنان در میزان توسعه پایدار مشخص و در این راستا برای ادامه راه برنامه‌ریزی شود تا در سال 1404 این زنان بر اساس یک مدل توسعه یافتگی مشخص، بتوانند مسیر توسعه را برای کشور و خودشان هموار کنند.
 خانم جلودار‌زاده شما خود مسیری را طی کردید تا به این جایگاه رسیدید؛ در زمان دانشجویی تا ورود به مجلس تلاش‌های مؤثری کردید؛ به عنوان یک زن این مسیر طی شده را چگونه می‌بینید؟
 به طور قطع هر فردی زمانی که کاری را شروع می‌کند با چارچوب زندگی فردی خود مسیر گردش فکرش رقم می‌خورد. فکر می‌کند که باید کاری پیدا کند و درآمدی داشته باشد و در این بازی وارد شود و برای خودش خانواده داشته باشد و خوب زندگی کند ولی از زمانی که پا به جریان جامعه گذاشت و با اجتماع بیشتر آشنا شد و تجربه لمس وابستگی و همبستگی اجزا را دید آن موقع دیگر شرایط متفاوت می‌شود.
من هم از این شرایط مستثنی نبودم و با ایده و انگیزه‌های فردی و خانوادگی شروع کردم اما از زمانی که در عرصه مسئولیت‌های اجتماعی قرار گرفتم به این فکر بودم که مسیرهای خوبی را برای حرکت همنوعان و هم جنسانم پیدا کنم. به دنبال آن بودم که راه را برای حرکت زن در جامعه هموار کنم و برای همین بود که وارد عرصه سیاسی شدم؛ چرا که دیدم هر چقدر هم که من تلاش کنم باز هم مسیر زندگی من، با خط‌هایی که سیاستمداران در خیابان‌های یک جامعه، یک شهر یا یک تمدن می‌کشند، تعیین‌کننده باید‌ها و نباید‌ها در سرنوشت زنان می‌شوند.
 به دنبال راه نجاتی برای خود بودید یا می‌خواستید فضای حاکم بر جامعه زنانه را بشکنید؟
به نظر من در مخیله هر کسی که با سیاست آشنا می‌شود، این مسأله شکل می‌گیرد که آیا راه فردی خودم و رسیدن به منافع شخصی که مورد نظرم بوده را ادامه بدهم یا منفعت عمومی را در نظر بگیرم. عقلا سعی می‌کنند منفعت عمومی را در نظر بگیرند تا بتوانند با مسیر تقدیر همراه شوند و ضعفا و کسانی که ضعیف العقل هستند از این بوم نقاشی سفید رنگی که در اختیارشان است جاده‌هایی به